به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 41

Threaded View

  1. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 دی 91 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1390-4-12
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,468
    سطح
    21
    Points: 1,468, Level: 21
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    34

    تشکرشده 34 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: به ابراز علاقه شوهرم احتیاج دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ویکتوریا
    ببین عزیزم لوس بودن خوبه اما فقط گاهی وقتا کارسازه مردا عاشقه زنهایی میشن که براشون دست نیافتنی باشن سعی کن حالا که توی رفتارش تغییری نمی بینی رفتار توام مثل خودش باشه. چند روز سرد و مغرور باش ببین عکس العمل اون چیه؟ببین دلینا جون بدت نیاد ها ولی من فکر میکنم عشقت واسش عادی شده فکر میکنه که تو همیشه در دسترسشی حتی اگه بهت محل نده. پس یکم کم محلیش کن و همیشه در دسترسش نباش.بذار قدرتو بدونه.به خدا اگه براش ناز کنی و خودتو بگیری قدرتو میدونه .سعی کن واسه خودت همیشه یه حریمه خصوصی داشته باشی. درسته که مرد شهوت و شکمش واسش مهمه اما اگه واسه یه مرد خودتو عادی کنی دیگه همه چیز تمومه پس سعی کن واسش عادی نشی..
    سلام دلینا جون، منم با نظر ویکتوریا کاملا موافقم. شوهر من هم سر یه مسئله ای،دقیقا شده بود مثل همسر شما. همین طور سردشده بود و اصلا باهام حتی حرف هم نمیزد.از سر کار که برمیگشتیم میرفت روبروی TVتاشب موقع خواب...(مثلا میخواست بگه که از دستم ناراحته و اینو حتی بهم گفت که از روی اجبار با من زندگی میکنه)5 الی 6 روز طول کشید،درکت میکنم، چون خیلی برای منم سخت بود. یکی از دوستانم حرفای ویکتوریا رو بهم گفت، تو تنهایی گریه میکردم ولی پیشش خیلی عادی رفتار میکردم. و در همون حین خودمو براش میگرفتم و کاری باش نداشتم،وظایفم رو انجام میدادم.غذا درست میکردم و خونه همیشه مرتب بود و بیشتر از همیشه به ظاهرم میرسیدم.اما خودم رو سر گرم کارام وعلائقم میکردم، مثلا کتاب میخوندم، ولی پیشش نمینشستم...کم کم وقتی دید که من اصلا به رفتاراش اهمیت نمیدم و حساس نیستم، خودش نرم شد. فکر کن کسی که 6 روز شبا پشتش رو بهم میکرد ومیخوابید، اون شب تا صبح بغلم کرده بود... هنوزم با اینکه باهم خوبیم،من همون رویه رو دارم ادامه میدم،بهش بیتفاوتی نمیکنم، ولی نمی زارم از عشقم هم سیراب باشه... عزیزم یه کاری کن که همیشه همسرت له له عشقت رو داشته باشه. (گدایی عشق ممنــــــــــــــــــــــ ــــــــوع) پیشش اصلا مظلوم نمائی نکن وخودتو به مظلومی نزن و گریه نکن. انشالامشکلت حل میشه عزیزم، ناراحت نباش. (مریم جون ایشالا گرفتاری شمام حل میشه،من براتون صلوات نذر میکنم)

  2. 2 کاربر از پست مفید mali.j.m تشکرکرده اند .

    mali.j.m (یکشنبه 10 اردیبهشت 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. احتیاج به یک مشاوره فوری دارم
    توسط ali.javan در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 اردیبهشت 92, 22:11
  2. احساس افسردگی میکنم به کمک احتیاج دارم
    توسط eli70 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 اردیبهشت 92, 19:01
  3. حس تنفر وجودمو گرفته دارم اتیش میگیرم
    توسط rooz530 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 دی 91, 21:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.