دوست عزیز sanjab
دارین درست میگین، واقعا نیاز داشتم یکی باهام اینطوری حرف بزنه و من رو به خودم بیاره
واقعا خدا خیرتون بده که وقت میذارید و دیگران رو راهنمایی می کنید و اونها رو به خودشون میارید.
راست میگی
همه حرفاتون درسته
راست میگی هر موقع کار داشت فقط سراغم رو گرفت
فقط کاراش برای مقاله و طرح و پایان نامه بود، واقعا اگه من نبودم نمی تونست دفاع کنه شاید عشق رو بهانه کرد که فقط من بمونم باهاش که کارش راه بیوفته
می تونست محترمانه تر باهام برخورد کنه و رسمی باهام حرف بزنه ولی نکرد این کار رو
حتی یه بار هم با من محترمانه تو دنیای واقعی حرف نزد
ولی من رو شدیدا از نظر عاطفی به خودش وابسته کرد حتی با وجودی که شرایط من رو میدید اگه به زور تو چت و اس ام اس از زیر زبونش نمی کشیدم حتی بهم نمی گفت که خانوادش مخالفن، فقط می خواست بهم جواب نده
حتی یعنی یه ذره احترام هم واسه من قائل نبود
نمی دونم من چرا اینقدر دوسش داشتم پس :(
مرسی دوست خوبم
من از این همین الان سعی می کنم دیگه فراموشش کنم
حس خوب مستقل بودن دارم الان
امیدوارم دیگه فکرش سراغم نیاد همیشه شبها اذیتم می کرد امیدوارم امشب بتونم به این وابستگی غلبه کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)