به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 91 [ 00:21]
    تاریخ عضویت
    1391-2-07
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    899
    سطح
    15
    Points: 899, Level: 15
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 185 در 61 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: وابستگی شدید فکری و عاطفی به پسری که بهم گفته خانوادش با ازدواج ما مخالف هستند

    دوست عزیز بهار 66


    مرسی عزیزم که این همه با دقت خوندی و جواب دادی.

    بسیار ازت ممنونم.
    درست میگی ما و بیشتر من در این دو سال خیلی بهش عادت کردم.
    آره تفاوت فرهنگی رو درست میگین. خودش یه بار تو حرفهاش گفت خانواده هامون تفاوت عقیدتی دارن بهش گفتم یعنی چی، گفت شما سادات هستین و تقریبا مذهبی هستین ولی ممکنه مثلا پدر من تو حرفهاش یهو به سید ها فحش بده و من دوست ندارم تو ناراحت بشی.
    آره الان اون داره کار عاقلانه ای می کنه ولی خود اون من رو اینقدر وابسته کرد. اون این مسائل رو خیلی زودتر می دونست و می دونست که من هم بهش وابسته شدم و در یه کلام شاید عاشقش شدم. اون هم یک سال با من همراهی کرد. ولی دقیقا از وقتی که دفاع کرد از تز دکتراش دیگه کم محلی کردن به من رو شروع کرد. البته تو همکاری هایی که بین ما بود حقیقت امر من خیلی بیشتر از اون کار می کردم شاید بیشتر کارها هم اصلا از من بود و من به خاطر عشق اون رو همراه و شریک می کردم و همه چیز رو با اون در میان می ذاشتم.

    ولی در کل بهار جان داری درست می گی من از بالا رفتن سنم هم دارم می ترسم، اون رو دوست داشتم چون میدونم اگه جلو بیاد خانوادم هم خیلی دوستش دارند ضمن اینکه من هم خودم خیلی دوستش دارم و قبولش دارم. پسر متین و موقری هست. فقط عیبی که همیشه به خودش هم گفتم خیلی نسبت به من بدقولی می کرد. قراری با هم داشتیم مثلا در اینترنت نمیامد و میگفت مهمان آمد برامون، مهمانی بودم یا کار برام پیش اومد و خیلی راحت هم منو ترک میکرد براش مهم نبود مثلا من یه مدت طولانی منتظرش بودم...

    باشه تلاشم رو از حالا به بعد می کنم و همه چیز رو به خدا میسپارم
    طی این دوسال به خاطر اون خواستگار هام رو رد کردم
    چون واقعا و از صمیم قلبم دوستش داشتم
    ممنون میشم این تکنیک های تمرکز زدایی رو که میگی بیشتر بهم معرفی کنین چون واقعا بهش نیاز دارم
    و مخصوصا شبها فکرش اذیتم می کنه و باز ناخودآگاه میرم سراغ اس ام اس فرستادن و ایمیل فرستادن بهش
    کمکم کنید که از وابستگی بهش نجات پیدا کنم.

    ممنونم ازتون و منتظر راهنماییتون هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    برای کار روی مقالات مجبور شدیم با هم همکاری کنیم که این همکاری هم بیشتر اینترنتی بود، ولی طی مدت دو سال ما تقریبا هر روز با یکدیگر از طریق اینترنتی رابطه داشتیم و کارهای مقاله و طرح رو انجام میدادیم

    ولی در دنیای واقعی هر دو بسیار با حیا بودیم و حتی حرف یا نگاهی خطا نداشتیم. ولی ایشون رسما از من خواستگاری نکرد
    شما دو سال با شخصی در ارتباط روزانه بودی و خوب این باعث وابستگی شما شده...شما از الان تا دو سال بعد هر روز یه کارو انجام بده اگه ندیدی بعد دو سال به اون کار عادت کرده باشی؟این اقا هم همینطوره...
    من نمیدونم شما در حین کار علمی چقد درباره خودتون صحبت کردین اما ازنوشته هات حدس زدم حداقل حضوری درباره شخصیت و کلا ازدواج حرفی نزدین.خیلی خوبه که شما مثلا تحصیلاتتون یکیه اما مقوله ازدواج فرق داره و ادم باید طرفش رو ازنظر شخصیت و کلا با دید ازدواج بشناسه...منظورم اینه که شاید اصلا فکرت راجب اینکه مناسب همین درست نباشه.

    میگفت در این رابطه خانوادش ازش هیچ حمایتی نمی کنن و اون هم نمی خواد که با خانوادش مخالفت کنه.
    همین جا یکی از خصوصیات اخلاقی اقا مشخص شده...اینکه نظر خونوادش براش خیلی مهمه.

    البته درسته که نظر خونواده ها تو ازدواج مهمه اما اون اقا اگه میخواست حداقل یه کاری میکرد که خونوادش حداقل برای اشنایی با شما پا پیش بذارن.
    ضمنا تفاوت فرهنگی بینتون رو هم در نظربگیر

    در اینترنت به من کم محلی می کنه دیگه
    نا خود آگاه به او اس ام اس ارسال می کنم البته اون جوابی نمیده
    اون اقا میدونه رابطه شما بی سرانجامه و برای همین جوابتونو نمیده که به نظرم کار عاقلانه ای میکنه.

    الهام جان حدس میزنم بخاطر شرایط سنت و ... دوست داری ازدواج کنی اما نگران نباش..همه رو به خدا بسپار تا قسمت خوب تو هم ازراه برسه
    برای رهایی از وابستگی هم از تکنیکهای تمرکززدایی استفاده کن

    موفق باشی
    بهار جان به این تکنیک های تمرکز زدایی که میگی نیاز مبرم دارم
    خواهش می کنم در این زمینه بیشتر راهنماییم کن

  2. 4 کاربر از پست مفید ستاره خوشبخت تشکرکرده اند .

    ستاره خوشبخت (جمعه 15 اردیبهشت 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 تیر 96, 17:51
  2. صیغه پسر مجرد هستم مشکلات و وابستگی من
    توسط sanam65 در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 42
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 تیر 93, 13:21
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 اسفند 91, 14:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.