1. برادر عزیز، به نظر من همسر تو تا سالیان خیلی زیادی این دلخوری رو فراموش نخواهد کرد و حتما بارها و بارها در درددلها, بحثها و دعوا ها پای آن را وسط خواهد کشید. این را نگفتم که نا امیدت کنم. گفتم که بدانی و زندگیت را با آگاهی از این موضوع ادامه بدهی.
2. "تنفر" زن از خانواده "شوهر" یک موضوع از پیش آموخته شده به دختران ایرانی است (و شاید هم بقیه جاها). یعنی به صورت پیشفرض از نظر دختر اکثر دخترانی که ازدواج می کنند، زنی موفق است که در درجه اول مادر شوهر و خواهر شوهر و سپس سایر اعضای خانواده شوهر خودش را تحت استیلای خودش در آورد!! (و این موضوع اصلا به اینکه آن خانواده از همه جا بیخبر در چه سطح عاطفی، فرهنگی و ... هستند هم ربطی ندارد)
3. کاری است که شده و آبی است که ریخته. مخالفت خانواده شما با ازدواج، "کم گذاشتن ها" که شما خودتان هم آن را قبول کرده اید، درگیری های بعدی و ... آن پیشفرض قبلی را به یک مساله یقینی تبدیل کرده و کار شما را مشکل کرده.
4. اگر در آینده در خارج زندگی خواهید کرد (یا در شهرستان)، بنا به همان ضرب المثل "دوری و دوستی" مشکلات کمتری خواهید داشت. اما توهینها و بگومگوهای خانوادگی را باید بجان بخرید. چراکه اجازه ی این بی احترامی را خودتان اولین بار با مخالفت با خانواده خودتان به همسرتان داده اید!
5. باز هم یادآوری مکنم چون به نظر من که یک مرد هستم مهم است: همسر شما این موضوع را فراموش نخواهد کرد و بارها و بارها از این "سلاح کوبنده" (یادآوری موضوع) علیه شما استفاده خواهد کرد. ما مردها "نمی توانیم" درک کنیم که این کینه چرا فراموش نمی شود. چون از نظر ما موضوعی بوده که به هرحال گذشته است.
6. در موقع مطرح شدن چندین باره این مباحث به نظرم این اقدامات مفید باشد: همدردی با همسرتان و درک کردن ایشان!، عدم جر و بحث و جواب دادن به اشکالات و توهینها از طرف شما (چون قطعا بدون نتیجه یا تشدید کننده بحث خواهد بود)، بی توجهی کامل به توهینهایی که می شود (انگار که نشنیده اید)
7. در زمانهای صلح و صفا، وقتی با هم خوب هستید و مطمئنید که موقع خوبی است، در حد یک جمله از خانواده خودتان دفاع کنید و به او بگویید با اینکه خیلی او را دوست دارید (!) و حاضر شدید از خانواده خودتان بگذرید تا او را بدست بیاورید، اما از توهینهای او هم ناراحت می شوید. (در همین حد و نه بیشتر تا باز بحثی شکل نگیرد)








علاقه مندی ها (Bookmarks)