از تمام دوستان عزیزم که من را در حل این مشکل راهنمایی می کنند از صمیم قلبم متشکرم.
میترای عزیزم واقعا جامعه تا این اندازه خراب است؟یعنی باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنم؟
نمی دونم یعنی باید بسوزم و بسازم؟
من تمام این راههایی که شما پیشنهاد کردی را انجام داده ام به شهر بزرگتر نقل مکان کردیم ولی متاسفانه شغل شوهرم هنوز همان جاست و به خاطر من رفت و آمد می کند و از طرفی به خاطر خرج زندگیمون دائم مشغول کار کردن است ولی من هنوز نتونستم اعتمادم را نسبت بهش افزایش بدم و تا زمانی که نتونم این اعتماد را افزایش بدم دلم راضی به ادامه این زندگی نیست.نمیدونم چطور میتونم این اعتماد را افزایش بدم؟چطور میتونم این تغییر بزرگ را به خودم اثبات کنم که شوهرم ترک کرده؟آخه بزرگترین چالشی که با خودم دارم این است که نمی دونم هنوز به مصرفش ادامه می ده یا اینکه ترک کرده؟(که البته با گذشته ای که من از آنم دیدم بعید میدونم)آیا راهی برای اثبات این موضوع هست؟
از تمام دوستانی که تاپیک من را مطالعه می کنند خواهش می کنم که بیتفاوت از آن رد نشوند و من را از تجربیات و دانستهای خودشون مستفیض کنند.خیلی متشکرم