به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 اردیبهشت 91 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    1,349
    سطح
    20
    Points: 1,349, Level: 20
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    94

    تشکرشده 95 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: رابطه 4ساله رو قطع کنم یا ادمه بدم؟(وقتم خیلی تنگه)


    سلامی دوباره
    در ابتدا بگم که اون قضیه منتفی شده!! یعنی فعلا باهم هستم
    اما چون هنوز عنوان تاپیک جدید و اینکه توش چی بنویسم الان به مغزم نیومد اومدم اینجا......


    [/color]
    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.ghamgin

    بگو چقدر در زندگی ات مستقل تصمیم گرفته ای؟
    آیا همیشه مادر و پدر شما در تصمیمات شما نقش داشته اند یا شما مستقلا تصمیم گرفته ای؟


    واقعیت رو بگم من تا حالا توی زندگیم تصمیم بزرگی نگرفتم که توش با خانواده اختلاف داشته باشم
    کل تصمیمهای بزرگ من 1-2 بوده توی اینهمه سال
    مثلا نهایتش اینکه در مورد انتخاب رشته و یا مثلا کار اونجا برم یا نرم مشورت کردم
    همیشه هم حرفمون یکی بوده و انصافا تا حالا مورد زوری نبوده
    البته خوب بعضا کارهای خیلی کوچیک,مثل مسافرت مجردی چون مخالف بودن بدون اطلاع اونها رفتم و بعدش فهمیدن



    آیا از آن دسته پسرهایی هستی که اگر خانواده ات مخالفت کنند تو هم جا بزنی؟
    اگر شخصیت وابسته ای داری و هنوز مستقل نشده ای قبل آنکه دختر را بیش از این درگیر کنی
    شرایط خودت را بسنج و ببین مرد روزهای سخت هستی؟
    به نظر می رسد خانواده ات زیاد باورت ندارند و تصمیم آنها تصمیم نهاییست!



    راستش در مورد این قضیه با وجودی که اونها مخالف بودن اما من به دختر نگفتم که دیگه باید از هم جدا بشیم و زود جا نزدم

    اما فرضا اگه دختر فردا بیاد بگه که یا همین امروز خانوادت رو میندازی و تنها میای عقد میکنی و یا جدایی.....
    بله,احتمال خیلی زیاد من جدایی رو انتخاب کنم

    واقعیت اینه که با توجه به اینکه من جز پدر و مادرم کسی ندارم میدونم که نقش اونها خیلی برام پررنگ هست,چه کمک مادی و خیلی بیشتر از اون روحی و حمایتی
    یا وقتی فکر میکنم آخه من چطوری برم سر مراسم عقد در حالی که پدر و مادرم نباشن.
    البته به احتمال زیاد یکی از دلایل راضی نبودن خانوادم هم شاید همین باشه که اونها هم جز من کسی ندارن توی این دنیا.....

    در مورد مرد روزهای سخت بودن هم چی بگم آخه
    شنیدن کی بود مانند دیدن,هنوز روز سخت ندیدم که ببینم چجوری میشم
    اما خوب من دیگه وارد 29 سالگی شدم
    اگه الان باورم نداشته باشن,دیگه کی میخوان اینکارو بکنن,
    منم تحت فشار قرار بگیرم شاید یه تغییر کنم,



    بسیار شخصیتتان به نامزد سابق من شبیه است...او هم مرد مهربان و فوق العاده ای بود اما
    جرات و جسارت کافی برای تصمیم گرفتن در مورد سرنوشتش را نداشت!!!



    خیلی دلم میخود توی تاپیک جدید از نامزدت بیشتر برام بگی
    فکر کنم خیلی بهم کمک کنه به اینکه جلو اشتباهاتم رو بگیرم او قبل
    راستش من نمیخوام تسلیم شرایط بشم
    تا جایی که امکان و قدرت داشته باشم تغییر کنم و تغییر بدم




  2. 2 کاربر از پست مفید چرخ و فلک تشکرکرده اند .

    چرخ و فلک (سه شنبه 29 آذر 90)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: رابطه 4ساله رو قطع کنم یا ادمه بدم؟(وقتم خیلی تنگه)

    نقل قول نوشته اصلی توسط چرخ و فلک


    واقعیت رو بگم من تا حالا توی زندگیم تصمیم بزرگی نگرفتم که توش با خانواده اختلاف داشته باشم
    کل تصمیمهای بزرگ من 1-2 بوده توی اینهمه سال



    پس درست حدس زدم و تمام تصمیماتت در راستای اهداف پدر و مادرت و خوشایند آنها بوده

    که مخالفتی نکرده اند!!!

    کافیست یک تصمیم مهم مثل انتخاب محل سکونت یا ازدواج بگیری تا فکر کنند که هنوز دهانت

    بوی شیر می دهد و با دلیل یا بی دلیل به انتخابت پاسخ منفی دهند و مخالفت کنند!!!

    برای مثال در مقوله ازدواج با خود آن شخصی که مثلا برای ازدواج انتخاب کرده ای هم مخالفتی

    ندارند و با اینکه تو به تنهایی برای خودت تصمیم بگیری مشکل دارند!!





    راستش در مورد این قضیه با وجودی که اونها مخالف بودن اما من به دختر نگفتم که دیگه باید از هم جدا بشیم و زود جا نزدم

    اما فرضا اگه دختر فردا بیاد بگه که یا همین امروز خانوادت رو میندازی و تنها میای عقد میکنی و یا جدایی.....
    بله,احتمال خیلی زیاد من جدایی رو انتخاب کنم





    نامزد اسبق من هم اشتباه شما را انجام داد و با اینکه می دانست مادرش با اینکه پسرش

    خودش انتخاب کند مشکل دارد و با ازدواج ما مخالف است ، باز هم چون من را خیلی دوست

    داشت و همه ما را از هر نظر مناسب هم می دانستند ، به من چیزی نگفت و این بزرگترین

    اشتباه او در حق من بود زیرا من به شدت دلبسته او شده بودم و حتی روی کار من هم تاثیر

    خیلی بدی گذاشت!!! خدا را شکر من قبل از محرمیت و یا عقد متوجه موضوع شدم و تنها از

    لحاظ روحی ضربه خوردم و خدا را شکر جسمم درگیر این ماجرا نشد!!!

    پس شما هم داری همان اشتباه را مرتکب می شوی و با اینکه می دانی خانواده ات مخالفند

    داری همین اشتباه را در حق آن دختر انجام می دهی برای اینکه دوستش داری و این به نظر

    من خودخواهی بزرگی است!!!!!




    خیلی دلم میخود توی تاپیک جدید از نامزدت بیشتر برام بگی
    فکر کنم خیلی بهم کمک کنه به اینکه جلو اشتباهاتم رو بگیرم او قبل
    راستش من نمیخوام تسلیم شرایط بشم
    تا جایی که امکان و قدرت داشته باشم تغییر کنم و تغییر بدم


    با توجه به سنت تغییر کاری دشوار است و قرار هم نیست که تو به خاطر یک دختر از خانواده

    ببری یا با آنها قطع رابطه کنی اما باید انقدر مرد و قاطع و محکم شده باشی که اگر خانواده ات

    مخالفت کردند با حفظ آرامش بگویی این زندگی من است و من باید با راهنمایی های شما در

    نهایت خودم برای خودم و سرنوشتم و آینده ام تصمیم بگیرم!!! و هرگز هم دچار تزلزل نشوی!!

    برای مثال نامزد سابق من می دانست که جز من با هیچ کس به اندازه من خوشبخت نخواهد

    شد اما جرات ایستادن در مقابل مادرش را هم نداشت و تنها 3 ماه توانست در مقابل مادرش

    بایستد که آنقدر بی سیاست و بی تدبیر بود که مادرش را تا مرز سکته برد و من برای اینکه

    مادرش دچار مشکلی نشود از او گذشتم...

    اگر اجازه بدهی که دیگران برای زندگی و سرنوشت تو علی رغم میل تو تصمیم بگیرند حاصلش

    برای تو می شود یک عمر حسرت!!!

    مشاور من به نامزد سابق من گفت اگر بهار را از دست بدهی مطمئن باش بدبخت می شوی و

    مجبوری یا ازدواج نکنی یا به خواسته مادرت با یک دختر عامی که اصلا مطابق معیارهایت

    نیست ازدواج کنی و این یعنی تسلیم سرنوشت شدن مطابق میل دیگران!!!



    حالا آقای چرخ و فلک تصمیم شما برای ادامه زندگی به صورت کلی چیست؟

    روزهای سخت هم روزهایی است که حمایت مادی و معنوی خانواده را برای مدتی نداشته

    باشی و دیگر در ناز و نعمت نباشی...یعنی زندگی در دنیای واقعیت ها!!!!
    تاپیک جدیدت را که باز کردی خبرمان کن!

    یک سری هم بزن به این کارگاه آموزشی تا شاید بتوانی تغییری در خود حاصل کنی البته باز هم

    می گوییم تغییر کار سخت و بسیار زمانبری است اما اگر بخواهی می توانی با مراجعه به یک

    مشاور خوب و مطالعه و اجرای درست تمرین ها این کار را انجام بدهی!!!


    خیلی جالب است!!! الان که برای شما دارم می نویسم می بینم که خدا به من لطف کرده که

    نگذاشته وارد زندگی شوم و بعد بفهمم که او جسارت و شجاعت ندارد!





  4. کاربر روبرو از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده است .

    bahar.shadi (سه شنبه 29 آذر 90)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 دی 91 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1390-5-07
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,840
    سطح
    25
    Points: 1,840, Level: 25
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 284 در 111 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: رابطه 4ساله رو قطع کنم یا ادمه بدم؟(وقتم خیلی تنگه)

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.ghamgin


    برای مثال در مقوله ازدواج با خود آن شخصی که مثلا برای ازدواج انتخاب کرده ای هم مخالفتی

    ندارند و با اینکه تو به تنهایی برای خودت تصمیم بگیری مشکل دارند!![/color]



    [b]
    راستش در مورد این قضیه با وجودی که اونها مخالف بودن اما من به دختر نگفتم که دیگه باید از هم جدا بشیم و زود جا نزدم

    اما فرضا اگه دختر فردا بیاد بگه که یا همین امروز خانوادت رو میندازی و تنها میای عقد میکنی و یا جدایی.....
    بله,احتمال خیلی زیاد من جدایی رو انتخاب کنم



    سلام

    ضمن تایید حرفها و راهنمایی های دوست عزیزم بهار ، توصیه میکنم یه سری به این تاپیک هم بزن ، شاید بیشتر بهت کمک کنه .http://www.hamdardi.net/thread-17375.html

    البته به نظر من هیچ وقت برای تغییر دیر نیست .
    مطمئن باش هیچ دختری راضی نمیشه که بهت بگه تنها بیا عقد کن ، و اگه اینو بگه به نظر من باید در انتخاب بیشتر دقت کرد .

    بازم تاکید میکنم ، تا موقعیکه نتونی خودتو به خونوادت ثابت کنی وضع همینه حتی اگه با کسی که اونها میگن ازدواج کنی .
    هیچ خانمی نمی تونه بپذیره که همسرش تصمیم گیرنده نباشه و همه زندگیش تحت سلطه خونواده شوهرش باشه ، پس مطمئن باشید تا شما نخواهید تغییر کنید....
    شما که دوست ندارید وقتی ازدواج کردید مدام بین خواسته خانمتون و مادرتون درگیر باشید ! می خواهید ؟
    من در مورد ادامه رابطه قبلا نظرمو گفتم ولی الان تاکیدم بیشتر بر این هست که سعی کنید زندگی تون رو مدیریت کنید ، خوشبختانه به سنی رسیدید که بتونید با منطق و اقتدار در مورد زندگی تون تصمیم بگیرید . [/quote]

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.ghamgin


    برای مثال در مقوله ازدواج با خود آن شخصی که مثلا برای ازدواج انتخاب کرده ای هم مخالفتی

    ندارند و با اینکه تو به تنهایی برای خودت تصمیم بگیری مشکل دارند!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.ghamgin


    [color=#FF0000]
    [b]
    راستش در مورد این قضیه با وجودی که اونها مخالف بودن اما من به دختر نگفتم که دیگه باید از هم جدا بشیم و زود جا نزدم

    اما فرضا اگه دختر فردا بیاد بگه که یا همین امروز خانوادت رو میندازی و تنها میای عقد میکنی و یا جدایی.....
    بله,احتمال خیلی زیاد من جدایی رو انتخاب کنم

    سلام

    ضمن تایید حرفها و راهنمایی های دوست عزیزم بهار ، توصیه میکنم یه سری به این تاپیک هم بزن ، شاید بیشتر بهت کمک کنه .http://www.hamdardi.net/thread-17375.html

    البته به نظر من هیچ وقت برای تغییر دیر نیست .
    مطمئن باش هیچ دختری راضی نمیشه که بهت بگه تنها بیا عقد کن ، و اگه اینو بگه به نظر من باید در انتخاب بیشتر دقت کرد .

    بازم تاکید میکنم ، تا موقعیکه نتونی خودتو به خونوادت ثابت کنی وضع همینه حتی اگه با کسی که اونها میگن ازدواج کنی .
    هیچ خانمی نمی تونه بپذیره که همسرش تصمیم گیرنده نباشه و همه زندگیش تحت سلطه خونواده شوهرش باشه ، پس مطمئن باشید تا شما نخواهید تغییر کنید....
    شما که دوست ندارید وقتی ازدواج کردید مدام بین خواسته خانمتون و مادرتون درگیر باشید ! می خواهید ؟
    من در مورد ادامه رابطه قبلا نظرمو گفتم ولی الان تاکیدم بیشتر بر این هست که سعی کنید زندگی تون رو مدیریت کنید ، خوشبختانه به سنی رسیدید که بتونید با منطق و اقتدار در مورد زندگی تون تصمیم بگیرید .

  6. 2 کاربر از پست مفید matin_alone تشکرکرده اند .

    matin_alone (چهارشنبه 07 دی 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختر 4سال بزرگتر از پسر چه کنم؟
    توسط sahra123 در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 19 بهمن 92, 01:19
  2. رابطه 4ساله +ازدواج با یه شخص دیگه+برگشت
    توسط sahand745 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 07 دی 92, 11:59
  3. سست شدن رابطه بعد از 4سال...
    توسط mehran281 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 22 شهریور 91, 17:37
  4. +بعد از گذشت 4سال هنوز هم بهترین دوست و همراه برای هم هستیم.
    توسط yasi_m در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 اردیبهشت 88, 12:56
  5. 50 درصد ازدواج‌ها در كمتر از 4سال به طلاق ختم مي‌شود
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 13 مهر 87, 22:51

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.