به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 شهریور 91 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1389-5-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,798
    سطح
    32
    Points: 2,798, Level: 32
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 238 در 85 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: دعوا بر سر تلويزيون

    با تشكر از همه دوستان
    arix عزيز
    پريروز بحث كرديم ديروز كه از سر كار اومد فقط يه گوشه اي نشست بعد اينكه شام خورديم ساعت 8 بود كه رفت بخوابه منم گفتم فك كنم حالا بفهمي دلتنگي يعني چي ما هر روز تو اين وضعيتيم كه مثل بمب منفجر شد صداش را بالا برد
    دقيقا حرف شما را گفت باشه بعد اين تلويزيون نميبينم عوضش بعد شام ميرم بيرون با دوستام بگردم و.. منم گفتم كي گفته تلويزيون نبين من ميگم بجاي اينكه سه چهار ساعت بكوب بشيني پاي تلويزيون سه ساعت را دو ساعت كن و يه كمي هم با ما باش
    باران عزيز
    اون از هيچ تفريحي خوشش نمياد نه پارك نه سينما و.. ميگه اگه ميخواين خودتون برين وقتي ميگم هفته اي يه ساعت ما را ببر بيرون ميگه در امدم كمه نمي تونم اگه بريم بيرون پول خرج ميكنيم اونم راس ميگه وضع مالي ما زياد خوب نيس
    تسوكه عزيز ممنونم ازت كه هميشه تاپيكهاي منو بي جواب نميزاري
    حرفهايي كه زدي حرفهايي بود كه ديروز شوهرم بهم گفت انگار تو خونه ما بودي گفت من نمي دونم چه جوري تو را راضي كنم صبحها كه بچه داري ميكنم سر ظهر ميرم مغازه تا عصر حمالي ميكنم فقط ميخوام شب يه سه ساعتي واسه خودم وقت بزارم كه اونم تو نميزاري
    من نميدونم چيكار كنم همش جون ميكنم باز قدرم را نميدونين مردي كه محتاج پول زنش باشه بيشتر از اين نميشه ازش توقع داشت بايد همش درخواستاي زنش را مو به مو انجام بده اين حرفش خيلي منو تكون داد اخه راس ميگه من خيلي اون را حمايت مالي كردم و ميكنم احساس كردم همه دنيا رو سرم خراب شد دلم واسش سوخت احساس كردم غرورش را شكست و اون حرفا را زد گفت من خيلي بي عرضه ام و.. از حرفاش ناراحت شدم و گريه كردم رختخوابش را برداشت و رفت يه جاي ديگه اتاق خوابيد و منم با دخترم هر دو جامون بيدار بوديم و فكر ميكرديم وقتي ديدم غرور مردانگي اش را شكست و حرفهايي كه تا حالا نزده بود را زد از خودم متنفر شدم بعد اينكه دخترم خوابيد رفتم كنارش و اونم بغلم كرد بدون اينكه چيزي بگيم خوابيديم
    تسوكه اي عزيز واقعا نميدونم چيكار كنم ديروز دلم به حالش سوخت قول دادم ديگه باهاش كاري نداشته باشم
    اما وقتي فكر ميكنم ميبينم هر دومون راس ميگيم و حق داريم
    اون ميگه از صبح تا ظهر خونه ام بعد ظهر مغازه و شبم دوس دارم با خودم باشم
    منم ميگم من صبح تا ظهر سر كار از ظهر تا عصر خونه داري و شب هم دوس دارم حداقل يه ساعت شوهرم به ما وقت بزاره نه اينكه فكرش پيش فيلم باشه و حتي متوجه حرفهاي من نباشه كه چي ميگم و من مثل راديوي خراب حرف بزنم
    تسوكه دلم واسه خودم هم ميسوزه به خدا تو عرض اين شش سال اصلا نه تفريحي نه مسافرتي ونه چيزي بيشتر مسوليتهاي زندگي هم از پول پيش خونه تا ايجاد شغل جديد واسه شوهرم و مخارج زايمان بچه ام و.. همش به عهده من بود وقتي فك ميكنم ميگم واسه چي ازدواج كردم خونه پدريم كه خوش بودم از وقتي ازدواج كردم فقط كا حمالي و ديگه هيچي
    از جون واسه بهبود زندگيمون مايه ميزارم اما وقتي محبتي دريافت نمي كنم اتيش ميگيرم و ميخوام بزارم و برم
    5 سال مدام روز تاريخ تولد شوهرم و سالگردش بهش كادو دادم اما اون اصلا اين روزا را يادش نميمونه وقتي مثلا روز تولدم ميبينم كادويي و نه تبريكي دريافت نكردم ماخر شب بهش ميگم تولدت هم مبارك اون موقع است كه ميگه خحوب ميگفتي كادو ميخريدم
    اگه قرار باشه من بهش ياد اوري كنم ديگه چه ارزشي داره
    به هر حال همه دوستان ممنونم كه راهنمايي كردين تسوكه ي مهربون باشه قر نميزنم
    باز به راهنمايي و همفكريتون نياز دارم اگه جملاتم منسجم نبودن معذرت ميخوام چون ناراحت بودم و از هر دري چيزي نوشتم

  2. 2 کاربر از پست مفید پاييز خزان2 تشکرکرده اند .

    پاييز خزان2 (چهارشنبه 27 بهمن 89)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: دعوا بر سر تلويزيون

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
    پريروز بحث كرديم ديروز كه از سر كار اومد فقط يه گوشه اي نشست بعد اينكه شام خورديم ساعت 8 بود كه رفت بخوابه منم گفتم فك كنم حالا بفهمي دلتنگي يعني چي ما هر روز تو اين وضعيتيم كه مثل بمب منفجر شد صداش را بالا برد.
    فکر کنم حالا بفهمی، در نظر شوهرت این معنی را میده: دیدی من درست می گفتم و تو غلط. من همیشه درست میگم و تو گوش نمیدی و بالاخره به حرف من میرسی. بهتره همون اول به حرف من گوش بدی. خب طبیعیه وقتی این معنی را بهش برسونی، اون هم مثل بمب منفجر میشه. درسته که شما این منظور را نداشتی، اما همه ی مردها از این جمله ها، همین معنی را دریافت میکنن. و بنابراین شما از یه خانوم خوب، تبدیل میشین به یه لولو در نظر شوهرتون.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
    دقيقا حرف شما را گفت باشه بعد اين تلويزيون نميبينم عوضش بعد شام ميرم بيرون با دوستام بگردم.
    شوهر شما مثل همه ی مردهای دنیا، تا جایی که بتونه میدان کل کل و بحث و ... را با شما ترک نمی کنه و می خواد در هر بحث و دعوای کوچولویی برنده باشه و ثابت کنه که شما اشتباه میکنین، اما وقتی ببینه نمی تونه جواب بده یا پیروز بشه، ترجیح میده به جای این که بشینه و شکست خودش را ببینه، از میدان فرار کنه و تو خونه و جلو چشم شما نباشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
    اون از هيچ تفريحي خوشش نمياد نه پارك نه سينما و.. ميگه اگه ميخواين خودتون برين وقتي ميگم هفته اي يه ساعت ما را ببر بيرون ميگه در امدم كمه نمي تونم اگه بريم بيرون پول خرج ميكنيم اونم راس ميگه وضع مالي ما زياد خوب نيست.
    بالاخره هر چی هم که درآمدتون کم باشه، میتونین از خونه شام را آماده کنین و برین توی پارک بخورین. حتما که نباید خرج کنین. اما یکی از دلایلی که شوهرت تو را نمیبره بیرون اینه که پول نداره که چیزی بگیره و وقتی مثلا ببینه ملت کلی خرید کردن و اون چیزی نگرفته، از خودش متنفر میشه و تو دلش میگه: من بی عرضه را باش، همه ی مردها کلی واسه زن و بچه شون چیز میز خریدن و من اونا را با دست خالی بردم و با دست خالی برگردوندم. بنابراین تا میتونه شما را نمیبره تا کمتر احساس بدی بهش دست بده. خب این هم کاملا طبیعیه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
    حرفهايي كه زدي حرفهايي بود كه ديروز شوهرم بهم گفت انگار تو خونه ما بودي گفت من نمي دونم چه جوري تو را راضي كنم صبحها كه بچه داري ميكنم سر ظهر ميرم مغازه تا عصر حمالي ميكنم فقط ميخوام شب يه سه ساعتي واسه خودم وقت بزارم كه اونم تو نميزاري
    من نميدونم چيكار كنم همش جون ميكنم باز قدرم را نميدونين مردي كه محتاج پول زنش باشه بيشتر از اين نميشه ازش توقع داشت بايد همش درخواستاي زنش را مو به مو انجام بده.
    این حرف های شما نیست، حرف های همه ی مردهای دنیاست، از سواحل رود می سی سی پی گرفته تا خلیج عدن، همه ی مردها همینند: [color=#FF0000]قر زدن زن=تو یه مرد بی عرضه ای که نمی تونی منو راضی نگه داری.[/color]


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
    دلم واسش سوخت.
    خیلی خوبه که تو دعوا هم به فکر شوهرتون و غرورش هستید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
    اما وقتي فكر ميكنم ميبينم هر دومون راس ميگيم و حق داريم
    کاملا درسته، هر دوتون حق دارین و البته یه کمی زبان همو نمی فهمین و نمی دونین طرف مقابل چی فکر میکنه و چی می خواد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاييز خزان2
    از وقتي ازدواج كردم فقط كارم شده حمالي و ديگه هيچي. از جون واسه بهبود زندگيمون مايه ميزارم اما وقتي محبتي دريافت نمي كنم اتيش ميگيرم و ميخوام بزارم و برم.5 سال مدام روز تاريخ تولد شوهرم و سالگردش بهش كادو دادم اما اون اصلا اين روزا را يادش نميمونه وقتي مثلا روز تولدم ميبينم كادويي و نه تبريكي دريافت نكردم ماخر شب بهش ميگم تولدت هم مبارك اون موقع است كه ميگه خحوب ميگفتي كادو ميخريدم. اگه قرار باشه من بهش ياد اوري كنم ديگه چه ارزشي داره.
    شما به خاطر مشکلات مالی یه کمی زندگی تون به هم پیچیده. حالا این وسط هر دوی شما راهی برای بهتر کردن اون دنبال میکنین. شما با خودت فکر میکنین که اشکالی نداره که ما زندگی مون خیلی از لحاظ مادی خوب نیست. همین که ما در کنار هم بتونیم شاد باشیم و تولد بگیریم و بگیم و بخندیم و ... از همش باارزش تره. اما اون در ضمیر ناخودآگاهش میگه: به جای اینکه برای زنت کادو بگیری و بشینی باهاش بخندی، برو بیشتر کار کن و قسط ها را بده. مرد گنده خجالت نمی کشی که پول قسط نداری و زنت همش ناراحته و تو می خوای با تولد و ... جبران کنی، بی عرضه.
    هر کدوم از شما این وسط یه جوری زور میزنین تا زندگی بهرت شه. هر دوتون هم از مسیری میرین که هر زن و مرد دیگه ای میرن. مرد کار بیشتر و زن کنار هم بودن بیشتر و قرزدن. اما این راه به ترکستان است.

    خب شما وقتی میتونین برنده بشین که اون درک کنه کنار هم بودن برای شما ارزشش از پول بیشتره. اگه شوهر شما بفهمه که چقدر با کنار هم بودن شما کیف میکنی، مطمئن باش که بیشتر براتون وقت میگذاره. وقتی بدونه با این کار کلی میتونه عشقش را خوشحال کنه، حتما ذوق زده میشه و با خودش میگه: مگه دیوونه ام، وقتی خانومم با یه صحبت کوچولو این قدر راضی میشه، چرا براش وقت نگذارم. اما مسئله اینه که چطور بهش نشون بدین که این نیاز مهم تین نیازتونه. خب مشکل همین جاست. اگه بتونین این مسئله را درست بهش بفهمونین، برنده هر دوی شمائین.

    حالا گام دوم از اون 5 مرحله ی قبل را بهترش میکنم. بقیه ی گام ها همونه.
    برای گام دوم، میتونین یه نامه بنویسین و بهش بدین یا بزارین تو جیبش تا سر کار بخونه. متن نامه را در یک تاپیک جداگانه "نامه برای شوهری که به زنش کم توجهی میکنه" نوشتم تا به درد همه بخوره. این نامه را اگه درست بنویسین، من احتمال زیادی میدم که جواب اولیه همونی باشه که شما دوست دارین.

  4. 9 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (سه شنبه 03 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کمک کنید کامل خودمو عوض کنم و تیپم و رویه ام عوض کنم
    توسط مینای سخن گو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 شهریور 94, 07:57
  2. در دوران عقدم ولی بازم دعوا...
    توسط سپیده ی تاریک در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 اسفند 93, 22:48
  3. معتاد شديد تلويزيون شدم، زندگيم بي معنا و مسخره شده
    توسط پرنده غريب در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 آذر 93, 18:17
  4. دعوای من ومادرم
    توسط سرگشته دوست در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 مهر 93, 11:19
  5. کمکم کنید تا عوض شم
    توسط fff در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 دی 91, 09:43

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.