مامان من انگارمراخیلی کمتراز2خواهردیگرم دوست دارد.همه اش ازمن توقع دارد یک کاری برایش انجام دهم.اوتوقع داشت رشته ی مهندسی راادامه دهم ولی من تغییررشته دادم نمی تونم درست توضیح بدم انگارسرزایمان من یعنی وقتی می خواسته مرابه دنیا بیاورد خیلی اذیت شده است وبامن لج است.من 150میلیون تومان پول راوقتی 15سالم بودم بهشان دادم ولی آنها الآن به من پس نمی دهند.هرموقع باهاش حرف می زنم اعسابم خوردمی شود.هرموقع می رم خونه شون به چشم اینکه اومدم پولشوبخورم به من نگاه می کند
گفت همه ی اموالم رابخشیدم به خواهرمن ولی پول مرانمی دهند.من پولمو می خوام .اصصصلابعضی وقتااحساس می کنم دوستش ندارم .توتربیت من وخواهرم خیلی فرق گذاشتند.آدم تواین دنیایه شوهرش هست یه مادرش وقتی می بینم مامانم ازمن بدش می آید وقتی می بینم پولم رانمی دهدناراحت می شوم.شوهرم که مامانش و خواهرش وداداشش وباباش ودیگرهیچ.مامانم هم فقط 2تاخواهردیگه ام وشوهرش یعنی بابام ودیگرهیچ
انگارفقط بجه هام دوستم دارند منم عاشقشونم.







.من 150میلیون تومان پول راوقتی 15سالم بودم بهشان دادم ولی آنها الآن به من پس نمی دهند.هرموقع باهاش حرف می زنم اعسابم خوردمی شود.هرموقع می رم خونه شون به چشم اینکه اومدم پولشوبخورم به من نگاه می کند

علاقه مندی ها (Bookmarks)