دوستان ببخشيد خانمها كه انقدر دم از برآورده شدن نياز هاشون مي زنند آيا فكر كرده اند كه خودشون چقدر از نياز هاي همسرشون رو بر آورده مي كنند؟
اگر با ديد ريحانه جان به نياز ها بنگريم اينطوري ميشه كه: من الان دلم مي خواد يكي مشت و مالم بده و يا اينكه پاهام خسته ست يكي پاشورم كنه يا چون راجع به يك علم خاص اطلاعات دارم ،واقعاً نياز دارم در مورد آخرين نسخه ي كريستين ساينس مانيتور با همسر بحث كنيم يا اينكه نياز دارم در مورد فلسفه و چرايي وجود خدا و بر طرف كردن شك ها با همسرم حرف بزنم و اون منو قانع كنه. واقعاً اينها همه نياز منه. آيا به من مرد بيچاره ظلم نمي شه كه همسرم كامل رفعشون نمي كنه؟
آيا من حق ندارم با كسي ازدواج كنم كه اين نياز هامو برطرف كنه؟
خانم ريحانه كمال گرايي و دنبال 100 در 100 بودن جز سر خوردگي چيزي در پي نداره... خوب واقعاً اگر نياز هاي شما مثل تفكر عميق و نياز به تنهايي همينطوري كه هستيد بر طرف مي شه چه نيازي هست به ازدواج؟ يا اگر نيازهاتون با يك نفر رفع نمي شه ( چون كه آدم كامل وجود نداره كه بتونه رافع تمام نياز ها باشه) باز چه نيازي هست به تعهدي مثل ازدواج و پايبندي به يك نفر؟ مي شه با افراد متعدد بود و در قيد مسئله اي به اسم ازدواج هم نبود.
شما در عوض چي براي ارائه داريد؟ چرا بعضي خانمها ( مخصوصاًدر ايران، چون بر اساس مشاهداتم كمتر خارجي ها اينطورين) صرف قبول يك مرد و بودن با او رو لطف و مرحمت در حق اون مي دونند؟
تا حالا فكر كرديد كه من چي كار مي تونم بكنم كه اين ارزشمندي رو در ديدگاه همسرم نسبت به خودم ايجاد كنم تا اون هم انگيزه رفع نيازهاي من رو به طور اكمل و همه جانبه داشته باشه؟
اين فكر كه من چي از بقيه بگيرم به نظرم مفيد نيست.. كساني كه روح هاي بزرگي دارند در فكر اينند كه من چي به بقيه مي دم... و مي دونند كه به هر چي كه مي خواند در پي اين سخاوت و استمداد و متوقع نبودن ، مي رسند.
فكر نمي كنيد كه داريد روي بحث نياز و نياز مندي ذره بين(يا ميكروسكوپ) مي اندازيد؟
اصلاً گوشه و كنايه اي به حرف شما ندارم اما خيلي وقتا انسان خيلي از كج روي ها و خواسته هاي نفس خود رو در زير همين لفظ نياز طبقه بندي مي كنه... خوب من نياز به پول دارم حالا چه اشكالي داره فلان جنس رو گرون بفروشم يا فلان دروغ رو بگم كه از شوهرم پول بيشتري بگيرم... من نياز دارم حال خواهر شوهره رو بگيرم چون خيلي روش زياده چه اشكالي داره يه زمينه سازي كنم كه ديد شوهرمو بهش بد كنم؟
من نياز دارم امتحان رو پاس كنم ... حتماً حتماً ... حياتيه... چه اشكالي دارم تقلب كنم يا اگه دختر هستم با استاده.. آررره
من نياز به راي دارم چه اشكالي داره اين دم آخري يه جور گول بمالم سر .... و نيازم رو برطرف كنم؟ حالا به هر طريقي
مي بينيد..
نياز هميشه هست.. بستگي به طبقه بندي ما و تصوير ذهني ما از اولويت ها داره...
تبريك بهتون مي گم كه خودتون رو دوست داريد... هر انسان موفقي در زندگي اول از همه عاشق خودشه و البته اين عشق چيزيست سواي خودشيفتگي يا غرور... شايد عزت نفس لغت بهتري براش باشه.
اما اين باعث نشه كه فكر كنيم هر چيزي هم كه به ذهن ما مي رسه احتمالاً درست ترين چيزه.
در رابطه ي زناشويي درست يا غلط حساسيت به روابط هست .. ( البته از نظر خودم درسته) چون ازدواج معمولاً با عشق شروع مي شه و كسي كه ادعا كنه در حالي كه عاشقه، مي تونه طرفش رو در روابطش آزاد بذاره و حساس نباشه، يك دروغگوي بزرگه يا اينكه فقط فكر مي كنه عاشقه.
عشقي كه به يه انسان ديگر هست تماميت خواهه... يعني نمي شه بهش گفت عاشق همسرم هستم اما همسر مي تونه با آقاي فلان نيازش رو به بحث هاي عقيدتي رفع كنه و با پسر عموش هم نيازش رو به دركه رفتن و كوهنوردي رفع كنه و با هم كلاسي قديم دانشگاهش هم نيازش به چت و دنياي مجازي مرتفع كنه...
حالا انساني مثل شما شايد بهتر باشه به جاي به چالش كشيدن چارچوب پذيرفته شده توسط اكثريت انسان هاي كره ي زمين بگرده و راهي متفاوت از اكثريت(چون راه اكثريت برايش قانع كننده نيست)، كه فكر مي كنه اين راه پاسخ گوي نيازهاشه پيدا كنه يا بسازه.. چون به هر حال بايد قبول كنيد كه بعضي از نياز هاي ذكر شده توسط شما هر چند كه بسيار محترم هستند و هر چند برايتان حياتي و از اهم امور است اما براي اكثر افراد ديگر در اولويت نيست و از اين رو دغدغه ي ذهني شديدي روي آن ندارند و هم اينكه كسي پيدا شود كه اغلب نيازهاي مهم شان را پاسخ گويد تا حد زيادي كفايت مي كند.. موفق باشيد.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)