دوستان مهربان، خواهر و برادرهای عزیز، من تصمیم گرفتم انجامش بدم. نالیدن فایده نداره. آقا حامد راست میگن، اگه انجامش ندم بعدا تا زندم سرزنش میکنم خودم رو، و وضعمم بدتر میشه.
تصمیم گرفتم امروز وسایلم رو جمع کنم و برم خوابگاه. فکر کنم مسافتی که از خونه تا دانشگاه هست هم با این احساس ضعف بدنی هم که این مدت دارم، ارادم رو برای رفتن دانشگاه کم میکنه. خیلی وقتا میخوام برم اصلا جونش رو ندارم. ولی خوابگاه از این نظر بهتره چون تو محوطه دانشگاهه و اگه بخوام مثلا ده برم اتاق استاد، لازم نیست 7 از خونه بزنم بیرون. بعدم شاید برام بد نباشه یکم باز توی شور و حال بچه های دانشگاه وارد بشم.
سعی میکنم از امروز به افکار منفی و ناامید کنندم میدون ندم کخ هی بتازن. زیادم هی نشینم پیش بینی کنم چه اتفاقایی ممکنه بیفته. الکی هم هی فکر نکنم وای الان دیگران چی میگن.
دعا کنید برام.








علاقه مندی ها (Bookmarks)