سلام واقعا از خوندن مطالبی که نوشته بودی متاثر شدم و برای بار هزارم به موردی برخوردم که بهم نشون داد تحصیلات به هیچ عنوان به تنهایی نمیتونه یک انسان خوب بسازه. اگر دختر کوچولوت نبود بدون شک نظر من متفاوت بود ولی حالا...
عزیزم زمان خیلی چیزها رو حل میکنه سریع شروع کن اما عجول نباش و صبرکن.
اگر می تونی همسرت رو راضی کن تا به مشاور مراجعه کنید. اگر تمایل نداشت تنها مراجعه کن و از راهنماییش استفاده کن.
باید برای دخترت زندگیت رو بسازی پس شروع کن و قوی باش گفته بودی احساسی هستی عزیزم احساسات قوی یک ضعف نیست می تونه ابزاری باشه تا سختی های راه رو تحمل کنی.
اول ازهمه تمرکزت رو روی خودت بگذار و از روی همسرت بردار باید تا میتونی نقطه ضعف هات رو به صفر نزدیک کنی در خونه محل کار روابط خانوادگی سعی کن موفق عمل کنی . به هیچ عنوان پیش همسرت از خودت یک زن ضعیف که بدون اون بدبخت و ناتوان جلوه نکن.
تلاش کن روابط خانوادگیت رو با خونواده و زوج های جوانی که اطرافتون هستند و زندگی موفقی دارند بیشتر کنی رفت و آمد با مردهایی که دید درستی در رابطه با زن و خانواده دارند میتونه به شدت تفکرات همسرت رو تحت تاثیر قرار بده.
ببین همسرت کدوم خانم ها رو قبول داره و تحسین میکنه (خواهر، خاله، مادر، زن برادرو ...)این میتونه یک راهنمای خوب در شناخت روحیاتش باشه
من معتقدم زن ها اگر یک توانایی ذاتی داشته باشند آن توانایی عاشق کردن مردهاست پس اگه تا حالا این اتفاق نیافتاده دلیلی نداره از حالا به بعد این امکان وجود نداشته باشه.
من یک کارشناس نیستم تنها هدفم همدردی و در صورت توان راهنمایی است. از دیدگاه من تو باید بتونی یک زن سالم (از جنبه روحی و جسمی) باشی تا بتونی الگوی خوبی برای دخترت باشی و درست تربیتش کنی همه تلاشت رو بکن حتی اگه شده سالها همه راه ها رو برو ،هرچیزی که میتونی برای ساخت زندگیت فداکن جز خودت رو ، خودت رو برای دخترت نگهدار که شدید لازمت داره پس اجازه نده همسرت ، شخصیتت رو ازبین میبره و نابودت کنه.
با آرزوی روزهای خوش








علاقه مندی ها (Bookmarks)