سلام
سلام شیدا جان
دوستان با ادبیات و کلام مناسبی بهتون گوشزد کردند که اینقد جبهه نگیرید.
در مورد قسمت اول صحبتتون، آبی جان هیچ گربه ای در راه رضای خدا موش نمی گیره. "کار" هم اسمش با خودش هست. مشخص و مسلمه که هر کس درخواست همکاری بیشتر داره به فکر سود و درآمد خودش هست. این دیگه ناراحت شدن و اعصاب به هم خوردن نداره. ایشون پیشنهادش را می ده و شما هم اگه برات سودی داره قبول می کنی. اگه ایشون به فکر سود خودش باشه می خوای بگی نه؟ به نظرت باید به فکر چی باشه پس؟
در مورد قسمت دوم صحبتهاتون هم فکر می کنم خیلی متعصبانه به آموزشهای احتمالا اشتباهی که دیدی چسبیدی.
کسی نگفت هر روز باهاش برو سینما و هر شب برو رستوران. اما خب اگه قصدت ازدواجه، به قول آقای محمدرضا، باید یه جوری به سمت این هدف قدم برداری.
مرتب می گی من از این دخترا نیستم و از این روابط خوشم نمی آد و ...
شما می تونی از این دخترا نباشی و از این روابط هم نداشته باشی، اما در عین حال این آقا را از خودت نرونی.
بهتره نظرات دوستان را به کار بگیری و یه کم هم در مورد رفتارت و شناخت نقاط قوت و ضعف و ... مطالعه کنی که این مسیر را درست بری.
قربون اون لحن تند وتیزت برم که ادم تا مغز استخون میسوزونه
اصلا من ادم خنگی هستم میشه بگی الان نقاط قوت وضعف من چیه؟ باور کن خودم نمیدونم شاید همین باعث شده هی اشتباهاتم بدون اینکه بدونم تکرار کنم
حتما این عبارت را شنیدی که زن ناز است و مرد نیاز
خودت هم وسط صحبتهات اشاره کردی که خانمها در این موارد گاهی "ناز" می کنند. یا به "حیای دخترانه" اشاره کردی و ...
اون چیزی هم که می گی چرا پسرها با فهمیدن اشتیاق دختر، ازش فاصله می گیرن، نقطه ی مقابل همین ناز، یا نیاز مردانه است.
جنس مرد در شرایط عادی دوست داره که خودش شروع کننده باشه، اقدام کننده باشه، قدم برداره و تلاش کنه و به دست بیاره.
وقتی در شروع رابطه حس کنه این امکان ازش گرفته شده بی انگیزه یا سرد می شه.
یه کم انعطافت را بیشتر کن و اینقد سخت نباش.
علاقه مندی ها (Bookmarks)