واکنشت به کامران کاملاً احساسی و همراه با خشم هست ...... اینجا جای تمرین هست استفاده کن بهار .... حتی اگر کامران قضاوتش کاملاً اشتباه باشد تو باید واکنش احساسی نشان ندهی ..... تا تمرین کرده باشی ... عزیزم فردا اگر برگردی سر زندگیت که از این واکنشها پیش میاد و اگر گفته بشه چرا اینگونه واکنش نشان می دهی خواهی گفت حق با من بود او کاملاً نا حق عمل کرد و ..... یعنی تصور کن برگشتی سر زندگیت و شوهرت یاد این روزها می افته و همه تقصیرها را به گردن تو می اندازه و ..... مطمئناً با روحیه کنونی که می بینم بر میگردی چند تا از با این لحنی که با کامران حرف زدی با او هم حرف می زنی و ....
بهار زن باش ،شوهرت با مرد نمی تونه زندگی کنه . پتانسیل و ظرفیت زن بودن را داری اما متأسفانه آموخته ای که بجنگی و یکی بدو بکنی و نشان بدهی که نمی ترسی و قدرت داری و می ایستی در مقایل زور شوهر و ..... و اینها کار را خراب می کند .... تو بخواهی می توانی با پنبه سر ببری ، با پنبه سر بریدن چه عرض کنم زن می تواند با عشوه و شیرین کلامی و طنازی و عواطف کاری کند که مرد خودش سر خودش را پیش پای زنش ببرد و قربانیش شود ... اینها حرف نیست و شعار نیست واقعیت هست .....
دروغ گفته پیش از ازدواج ؟ می دانی چرا گفته ؟ برای این نبوده که تو را بدست بیاره ؟ و ... اگر اینرا درک می کردی می توانستی طوری برخورد کنی که بعد از آن جز راستی ازش نبینی ...... تأیید نمی کنم که دروغاش توحیه بشه ،می گم علتش مهمه و اگر علتش این بوده باشه یعنی یک برگ برنده در دست تو بوده و تو استفاده نکردی البته چون نمی دانستی و بلد نبودی .... اما حالا داری یاد می گیری چرا استمرار در به اجرا در آوردن آموخته ها نداشته باشی !!!









علاقه مندی ها (Bookmarks)