درود بر همه عزیزان
دوستانی که خیلی به روش سنتی علاقه دارند لطفا جواب بدن به این سوال:
من خودم چندین مورد سراغ دارم که بعله به قول شما به روش سنتی رفتن جلو.یعنی پسره وقت ازدواجش داره میگذره مثلا 28 بعد تو فامیل یه
دختر که دم بخته رو معرفی میکنن.یه شب خونواده ها میرن پیش هم.دختر و پسر نیم ساعت تو یه اتاقی یه سری حرف میزنن.(نمیدونم چی میشه گفت تو این نیم ساعت)بعد تموم میشه و مزدوج میشن.
همه چی هم ارومه.پسر و دختر هم خوب و پاکن.اما حالا بعد چند سال می بینم که فقط کنار هم هستن و به قولی شاید بشه گفت طلاق عاطفی گرفتن.
از نظر بقیه شاید همه چی روبراه باشه اما حقیقت چیز دیگه ایه به نظر من.
ایا مواردی که من سراغ دارم نمونه های غیر قابل استنادی هستن؟
ایا من اشتباه می کنم؟
پس کجاس اون حس که میخای واسش بمیری هر لحظه؟نتونی نبودش رو تحمل کنی؟
ایا اصلا وجود این حس درسته؟ یا دوباره من جو گیر شدم؟(همون شیفتگی به قول جناب نوپوی عزیز)
اونایی که سنتی رفتن جلو میشه از خود الانشون بگن؟واقعا اون حسی که میگن بعد ازدواج بوجود میاد رو دارن الان؟
به نظرم اول باید دختر و پسر از هم خوششون بیاد بعد خونواده ها بیان جلو.فاصله مکانی هم اصلا مهم نیست.
چون به مورد خودم مربوط میشد همینجا پرسیدم.
دوستان منتظر نظراتتون هستم.
ادم می ترسه شکلک بذاره(قابل توجه بعضیا)
سال ها بعد یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما،
ارزوی من برای خوشبختی تو ، تو را در خواهد یافت و در بر خواهد گرفت
و احساس خواهی کرد اندکی شادتر واندکی خوشبخت تر
ونخواهی دانست که چرا...
ویرایش توسط man-bedoone-sahar : چهارشنبه 07 خرداد 93 در ساعت 12:55
علاقه مندی ها (Bookmarks)