آیا مطمئنی که همه چیز بین تو و برادرت و خانواده ات به خوبی و خوشی تمام شده و رفته پی کارش؟ احیاناً همین الان کسی را نمیشناسی همین دور و بر که نماد همون برادر زورگوی سالهای پیش باشه توی زندگی امروزت؟
این داستانهای ترسناک را دیدی؟ دیدی وقتی یکی را مظلومانه و به ناحق می کشن روحش توی اون مکان می مونه و تا زمانی که حقش را نگیره به ارامش نمیرسه؟! توی زندگی هم همینطوره وقتی ما ها به عنوان دختر کوچولوها یا پسر کوچولوها ناحق مظلوم واقع میشیم و توجه و محبت مورد نیازمون را که حقمونه نمی گیریم، روح سرگردانمون توی زندگی باقی می مونه و به آرامش نمیرسه عزیزم،مگر اینکه بالاخره یه روزی ما بیدار بشیم و ببینیمش و این روح سرگردان کوچولو را به ارامش برسونیم تا آرام بگیره و بذاره ما مثل یه ادم بالغ زندگی کنیم. این وقتی حاصل میشه که من خودمو و ابعاد شخصیت و رفتارها و واکنشهامو بشناسم اونوقت دیگه سر بزنگاه مچ خودمو میگیرم نمیذارم اون روح آزار دیده جای من فکر کنه و عمل کنه. می شم خود خودم توی زمان و مکان امروز و زمان حال و از قدرت تفکرم استفاده میکنم مشکلاتم را حل کنم و به خودمم محبت می کنم.
آفرین خیلی عالی هست که تو به خودت برسی. به این فکر کن که تو کی هستی؟ انتظاراتت و اهدافت توی زندگی چی هست؟ خدا تو رو آفریده که در نهایت چی بشی؟ ( این یه مقوله موازی مهم است ولی ممکنه مسیر صحبتها به سمت تو کشیده بشه و تغییر جهت ایجاد بشه. تاپیکهای دکتر sci به نظر من خیلی کاربردی و جالب هستن دوست داشتی مطالعه کن).
از اینکه تاپیک زدی اینجا چه انتظاری داشتی؟ الان با توجه به چیزایی که متوجه شدی به چی نیاز داری برای بهبود رابطه ات با بچه ها؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)