| افکار منفی/ استرس زا |
به خاطر این فکر چه احساسی دارم؟ |
چرا فکر می کنم این فکر صحیح است. |
چه دلایلی وجود دارد که نشان می دهند این فکر غلط است؟ |
من چند درصد درست بودن این فکر را قبول دارم؟ |
| تنفر از خانواده همسرم |
افسردگی-عصبانیت-بیماری |
تمام خوبیهایی که در حق اونها و پسرشون کردم ندید گرفتند و خوبی و گذشت منو به حساب سادگی من گذاشتند. ومن دیر فهمیدم اونها بد بودن رو زرنگی میدونند. و از خوب بودن من و درک کردن شرایط اونها سوء استفاده کردند. |
|
100% |
| عصبانیت از همسرم |
عصبی-بیماری |
با وجود اینکه همیشه اعتراف میکنه بهترین همسر و زندگی رو داره ولی همیشه در برابر خوانوادش منو له کرده.
و ازخانوادش به شکل عجیبی حساب میبره . و تازگیها فهمیدم شخصیت منفعلی داره. |
|
100% |
| زیباییمو از دست دادم |
ناراحتی-افسردگی-ناامیدی |
خیلیها بهم گفتند پیر شدی. بهم میگن نسبت به پارسال خیلی عوض شدی و وقتی میرم جلو آینه هرکاری میکنم اون چهره قدیمیو پیدا نمیکنم. اون چهره جذابمو نمیبینم. |
|
100% |
| ازدواج خوبی نداشتم |
ناامیدی |
من شرایط بسیار خوبی از لحاظ خانواده و همینطور شرایط فردی خوبی داشتم. خیلیها با شرایط بسیار ضعیف ازدواجهای خوبی داشتند |
|
100% |
| قدر موقعیتم رو ندونستم |
حسرت |
فقط کافی بود کمی خودمو در زمان مجردی باور میکردم تا ازدواج خوبی داشتم. لازم بود اطرافیان منو هشیار میکردند. همینطور که الان میگن این ازدواج تو مناسب نبوده. |
|
100% |
| همه چیزم بچه هام هستند |
استرس |
|
آزرده میشم و باعث میشه با اونها هم رفتار مناسبی نداشته باشم. و اونها رو هم با حساسیتهام آزرده میکنم |
100% |
| تنهایی |
افسردگی |
|
دور از خانواده هستم و همکارها هم رفت و آمدی با هم ندارند .باید برا خودم دوستانی پیدا کنم ولی همیشه خیلی محتاطانه عمل میکنم
و از اینکه رفت و آمدها زیاد بشه وحشت دارم. میترسم از اینکه کسی سرزده وارد خونه من بشه و خونه اوضاع درستی نداشته باشه |
|
علاقه مندی ها (Bookmarks)