به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

Threaded View

  1. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    از آخرین باری که "فرشته مهربان" توی تاپیک من پست گذاشتند ، حدود بیست روز میگذره. بعد از اینکه پاسخ سوالاتشون رو نوشتم منتظر ادامه صحبتهای ایشون بودم. توی این مدت ایشان مراجعات زیادی به سایت داشتند. با وجودی که یک روز بعد از تاریخ آخرین پستشون با ثبت تشکر زیر پست خانم "نازنین آریایی" قطعا جوابهای بنده را نیز مشاهده کردند ، اما ظاهرا به این تاپیک عنایتی نداشتند.
    با خودم گفتم باید صبر کنم تا هم به افکارم مرخصی بدم و هم توقع جواب زود هنگام رو از ایشون نداشته باشم. ولی به نظر میاد که صبر من سودی در این میان نداشته! البته این گونه عکس العملها برایم تازگی نداره ، همانطور که توی این دو سال هر کسی از دکتر و مشاور گرفته تا آشنایان نزدیک ، با شنیدن مشکلات زندگی من با وجودی که مرا شرمنده تلاش فراوانشون کردند ، اما نهایتا گفتند که : "ما رو ببخشید واقعا راه حلی برای مشکلتون نداریم! و اصلا نمیدونیم باید چی کار کنی! فقط از خدا باید بخواهی تا یک راهی جلوی پات بزاره."
    به نظر میاد امتحان زندگی من مدلش کمی با بقیه فرق داره! راستش چند بار برای گرفتن راهنمایی به قرآن مراجعه کردم. دو مرتبه خودم اینکار رو کردم و هر دو دفعه آیه راجع به زن حضرت لوط اومد.(لابد میدونید که خدا دو تا مثال در قرآن برای آدمهای بد و شرور آورده ، یکی زن حضرت نوح(ع) و دیگری زن حضرت لوط(ع) ). یکبار یکی از نزدیکان رجوع به قرآن کرد : آیه در مورد دستور خدا در طلاق دادن زن های پیامبر(ص) اومد که چنانچه زنان پیامبر(ص) قصد زندگی مطلوب ایشان و خدا رو ندارند ، ای پیامبر آنها را طلاق بده. یکبار از یکی از علمای بزرگ خواستم که استخاره کنند (برای انجام طلاق) ، جواب اومد که : اگر دنبال مال دنیا میگردی چیزی در اینکار نیست!(البته منو کمی گیج کرد!) و آیه در مورد گسترش فساد در زمین به دست کارهای انجام شده توسط مردمان بود! ... بگذریم ...
    .
    .
    خانم "نازنین آریایی"! راستش زن من با دو تا چیز فقط کمی خوشحال میشه : یکی تصرف کامل پول و سرمایه زندگیم و خرید طلا!. دوم اطاعت بی چون و چرای من از تمام حرفهای با ربط و بی ربطش!
    فکر نمیکنم مردی باشه که با اینها به خصوص دومیش راحت باشه!!
    .
    .
    و اما ...
    چند روزی بود که هر شب که منو میدید دائما داشت یا طعنه به من و خانوادم میزد و یا حرفهای نا مربوط به من و اونها نسبت میداد! تا اینکه بعد از چند روز متوالی دیگه نتونستم تحمل بکنم و با گرفتن مچ دستش و کمی فشار دادن اون بهش گفتم که ببین داری بی حرمتی رو به حد اعلا میرسونی اون زبونت رو جمع کن! این کار همان و پرتاب لگدهای وحشیانه به سمت من و چنگول انداختن و خونین و مالین کردن من جلوی بچه همان! من برای انکه آسیبی بهش وارد نکنم فقط دست و پاش رو میگرفتم و اون مثل دیوانه ها با نهایت توحش فحش میداد و چنگ میزد!
    گوشی تلفن رو برداشت و زنگ زد به پدرم و هر چی از دهنش در میومد به اون بنده خدا از همه جا بیخبر و خانوادم ، با عربده کشی نثار کرد! چند بار زنگ زد و ادامه داد و من با گفتن عذر خواهی از پدرم و اینکه نگران نباشید ، تلفت رو قطع میکردم. تا اینکه مجبور شدم به مادرش زنگ زدم و گفتم اگه نگران سلامت دخترتون هستید زود بیاد ببریدش و جمعش کنید! و الا ممکنه کار دست خودم و شما بدم!
    .
    خلاصه ... زن جماعت روی من دست بلند نکرده بود که اونهم اتفاق افتاد! به پدر مادرش گفتم ببرید خونه خودتون چون ممکنه دیگه نتونم تحمل کنم و جنازش رو مجبور بشید ببرید. بعد از کلی حرف و بحث ، با پرروگری زیاد از من امضا گرفته که من اعتراضی با رفتن خونه باباش ندارم ، که یک وقت نرم شکایت که ایشون ترک منزل کرده!! جالبه اونوقت که یک هفته یک هفته بدون اجازه من میرفت با بابا مامانش مسافرت نگران این کار نبود! حالا شده زن خانه نشین!!!
    البته فقط همون شب تا صبح تونستند تحملش کنند و فردا اول صبح کلش رو با پر رویی انداخت و امد خونه و به کارهای شخصی خودش مشغول شد.( یکی از علائم شخصیت ضد اجتماعی نداشتن وجدان هست! به قدری ریلکس هستش که انگار نه انگار چه غلطهایی کرده! فقط کسی این حرف منو درک میکنه که با چنین شخصیتی زندگی کرده باشه!) به قدری بد دهنه که مامان باباش با ازدواجش از دستش خلاص شده بودند و فقط مواقع خوشی یاد دخترشون میفتند و به محض ناخوشی رفتارشون با همدیگه مثل گرگها میشه که میخواهند همدیگر رو پاره کنند و از دست هم فرار میکنند!
    .
    .
    من با وجود تمام صبری که در برابر تمام اشتباهات و پرخاشگری هاش کردم ، دیگه با این کار آخرش ، به نتیجه قطعی طلاق رسیدم.
    فقط خدا میدونه که توی این ده سال و به خصوص این دو سال آخر از دست این شرور مطلق ، من چی کشیدم!
    .
    و اما اندر نگون بختی آدمهایی که بخواهند با نجابت طلاق بگیرند باید از پیگیری کار طلاق در سیستم قضایی کشور به شما بگم که :
    در قوانین فعلی کسی کارش به نتیجه میرسه که انسانیت رو بزاره کنار و از انواع نامردی و بی وجدانی برای اجرایی شدن طلاق استفاده کنه!
    اگر زن خواهان طلاق باشه : یا باید از حقوقش بگذره تا شاید شوهر نامردش با منت طلاقش بده و یا باید با اهرم اجرا گذاشتن مهریه و ترسوندن شوهر ، اون رو راضی به طلاق بکنه!
    اگر مرد خواهان طلاق باشه : تا تمام مهریه و .... رو به طور یکجا و نقدا پرداخت نکنه ، هرگز نمیتونه زن شرورش رو طلاق بده! و هر چه از فساد و نشوز زن ادله بیاره و بره مدرک هم جمع کنه ، نمیتونه مهریه رو تقسیط کنه! یعنی فقط یا باید با خاک یکسان بشی تا از شر زن بد خلاص بشی ، و یا باید نامردی کنی و اینقدر یزید بشی برای زن ، تا از سر ناچاری ایشون تقسیط مهریه و طلاق رو بپذیره!
    این یک نمونه است که ما قوانین اسلام رو که برای راحتی زندگی دنیا و آخرت مرد و زن اومده ، تبدیل کردیم به عذاب دنیا و آخرت! خدا به داد هممون برسه با این بی عقلی های مسوولین امور!
    .
    .
    خلاصه گیر کردم که چه جوری میتونم با روشی که نامردی نباشه ، از شر این زن لجوج و شرور خلاص بشم! فقط کافیه زنم از این قوانین بی سر و ته خبردار بشه ، دیگه یک اتوبان چهار بانده صاف جلوش میبینه که میتونه تخته گاز بره. هم منو (که میدونه اهل نامردی نیستم) میتونه بدوشه و هم میتونه با خیال راحت انواع نامردی و خیانت و شرارت رو داشته باشه!
    .
    راست میگند که دنیا برای اهلش خوبه! ولی خسران من اینه که وضع آخرتم هم خرابه! مثل اینکه خدا میخواد من چوب دو سر طلا باقی بمونم!
    دیگه دارم صدای شکستن شونه هام رو زیر این فشارها با گوشام میشنوم. برام دعا کنید.
    دارم میبرم.
    دارم صدای پوزخند شیطان رو برای یک عمر تلاش برای زندگی به دور از ظالم بودن و نامرد بودن رو میبینم. داره بهم میگه که تو میتونی مثل خیلی ها نامردی کنی و از شرش راحت باشی.
    خدایا توی این میدون تنهام نذاز! نیاز دارم حضور کریمانت رو به من نشون بدی! همین.
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : یکشنبه 27 مرداد 92 در ساعت 10:18

  2. 9 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 27 مرداد 92), malakeh (یکشنبه 27 مرداد 92), milad08 (یکشنبه 27 مرداد 92), reyhan (یکشنبه 27 مرداد 92), she (یکشنبه 27 مرداد 92), نیلا (یکشنبه 27 مرداد 92), نازنین آریایی (یکشنبه 27 مرداد 92), zdl1367 (یکشنبه 27 مرداد 92), شمیم الزهرا (دوشنبه 28 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.