به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 44
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    با سلام خدمت همه عزیزان و تشکر از نوشته های همراه با توجه و همدردی شما

    در مورد مطلب دوست گرامی (Shirazi_dorsa) : اولا امیدوارم روز شنبه (که در موردش گفتی) هرچی صلاحه و خوبی و خوشبختیت هست برات پیش بیاد و سعی کنی در تمام لحظات امید به خدا و توکلت رو از دست ندی بقیش دست خودشه و حتما هوای بنده هاشو داره.

    به قول حافظ شیرازی :
    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.

    در مورد مشکل خودم هم باید بگم که زنم بعد از کارهاش تو فضای چت تا حد زیادی از کار با کامپیوتر بدش اومده و به ظاهر رفتاری ازش ندیدم که دنبال ادامه گناهش باشه (البته بگم که ما آدم ها وظیفه داریم به ظاهر بعضی رفتارها اکتفا کنیم و کنکاش بیش از حد به نظرم هیچ ثمره ایی جز لجاجت گناهکار در گناهش و آزار فکری برای کنکاشگر نداره و اگر هم چیز پیچیده ای پشت پرده باشه خدا خودش ناظره و حسابرس و به قول قدیمیها :"رو سیاهی آخرش برای زغال میمونه" و اینکه خدا تو جای حق نشسته اگر ما تلاش کنیم به خدا نزدیک بشیم حتما نور حقیقتش ما رو هم روشن میکنه و لذت خواهیم برد.)

    در مورد مطلب بسیار خوب شیدا. باید بگم که من بسیار مشتاقم که همه مدیران و کارشناسان سایت نظری به این تاپیک بیندازند و نظرات و تجربیاتشون رو بفرمایند که استفاده کنم. امیدوارم که این اتفاق بیفته.
    این چند روز در جستجوهای اینترنتی خودم مطالب خوبی رو در مورد "سندرم سی سالگی" و "سندرم پیش از قاعدگی(PMS)" پیدا کردم. من از همان اوایل ازدواج متوجه رفتارهای غیر عادی همسرم به صورت پریودیک شده بودم و بهش میگفتم که به نظرم این رفتارها تا حدی در بعضی زنان وجود داره اما مال تو بسیار شدید و خشن و آزار دهنده است که میترسم یکروزی باعث بشه رشته زندگیمون از هم پاره بشه و ازش بارها درخواست کردم که باهم یا تکی بریم پیش متخصص و این حالاتش رو بررسی کنیم اما ایشان فقط میگفت نه من مشکلی ندارم و این حالات برای همه زنان هست و تو نمی دونی! اما با پیدا کردن این مطالب تازه فهمیدم که خیلی هم نظرم اشکال نداشته واقعا این سندرم ها وجود داره اما باید بگم که ترکیبش با خودخواهی و افکار زن سالاری و فمینیستی همسرم معجون زهرآلودی شده تو زندگیم.

    حالا برام سوال شده که آیا واقعا مشکل زندگیمون اینهاست؟؟؟؟؟؟؟ و آیا درمان پذیر هست؟؟؟ (البته با نیم نگاهی به سایر رفتارهای زنم و سوابق خانودگی ایشان!) و آیا با درمان های احتمالی امکان بازگشت به نقطه مطلوب وجود دارد؟؟

    ممنون میشم که نظر بدید.

    در پناه حق.
    ویرایش توسط Aram_577 : شنبه 07 اردیبهشت 92 در ساعت 10:51

  2. کاربر روبرو از پست مفید Aram_577 تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    در مورد "سندرم سی سالگی" هم برام سوال شده که وضعیت زن پس از اتمام این دوره ادامه اون تغییراتش هست فقط با رفع افسردگیهاش ویا معمولا کارهای اشتباه قبل رو تصحیح میکنند و متوجه اشتباهشان در گذر از این بحران میشوند؟ (خوشحال خواهم شد که خانمها و آقایانی که تجربه کردند و یا مطلبی در این مورد میدانند کمک نمایند. باتشکر)

  4. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    راستش نمی دونم شما دوران 18 سالگی تا 25 سالگیتون رو به خاطر دارید یا نه. شاید شما در 40 سالگی به بعد سندرم 40 سالگی که مربوط به اقایون میشه رو تجربه کنید . همون عصیانگری دوران بلوغ. همون ریسک پذیری بالا برای امتحان کردن مسائل جدید و ناشناخته. مطمئنا شما هم در اطرافتون اقایونی که سر پیری یاد جوونیهاشون می افتند و یا در زندگیشون یک تحول بزرگ رخ میده رو دیدید.

    اما در مورد خانمها (در دهه 30 زندگیشون) به خاطر خوی محافظه کارانه خانمها و البته فرهنگ و سنت ایران این تغییرات زیاد بروز داده نمیشه و اگر باشه بیشتر به طور مخفی هست.

    برای من شاید با تغییر جهان بینی، با کمی پرخاشگر شدن، میل به پنهان کاری، پیدا کردن توجیهات بسیار و عجیب برای کارهایی که می دونستم درست نیست، میل به دیده شدن و .... و کلا همون دوران بلوغ دختران رو تجربه کردن بود.

    من نمی دونم شما چه کمکی به همسرتون می تونید بکنید. اما اگر می خواهید این تغییرات به سمت و سوی درستی هدایت بشه سعی کنید در کنار همسرتون باشد نه در مقابلش و به طور نرم و نامحسوس هدایتش کنید. دفیفا رفتاری که یک پدر یا مادر با یک دختر در دوران بلوغ باید داشته باشند تا هم حرمتها شکسته نشه و هم بتونند به عنوان یک دوست صمیمی در مواقع ضرورت تنها پناه دخترشون باشند.

    اگر در مقابلش قرار بگیرید و سعی کنید با نصیحت و یا انتقاد با او روبرو بشید، سرکشی و لجبازی بیشتری ازش میبینید. به هرجال شاید خوب باشه با یک مشاور هم در این مورد صحبت کنید. مطمئنا اونها اطلاعات بیشتری در اختیارتون می گذارند.

    امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  5. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), roze sepid (پنجشنبه 23 خرداد 92), کامران (شنبه 14 اردیبهشت 92)

  6. #14
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سندروم سی سالگی یک اختلال روحی میباشد که شباهت زیادی به افسردگی دارد شخص معمولا در یک بازه زمانی هشت ساله بیست و هشت الی سی و پنج سالگی دچار این اختلال میگردد علائم این سندروم


    احساس ضرر و خسران شدید و مقایسه خود با دیگر همسالان
    احساس اتلاف وقت
    احساس اتلاف عمر
    سرزنش کردن خود
    احساس پوچی
    بی حوصلگی شدید
    نا امیدی
    عدم توانایی لذت بردن از زندگی
    نگاه پوچ گرایانه به جهان و محتویاتش
    بالا رفتن گفتگوی درونی
    میل به خواب
    میل به خواب صبح گاهی
    کاهش انرژی
    بی اشتهایی
    بی تفاوتی در مسائل مهم
    سستی
    افراط و تفریط
    زودرنجی و گوشه گیری


    درمان مشاوره و آگاه کردن شخص نسبت به همگانی بودن این سندروم و تشویق به برگشتن به زندگی عادی ورزش و بازی گروهی برنامه ریزی زمان خواب و بیداری رژیم غذایی مناسب
    ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 08 اردیبهشت 92 در ساعت 05:24

  7. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), barani (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), roze sepid (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سندروم سی سالگی یک اختلال روحی میباشد که شباهت زیادی به افسردگی دارد شخص معمولا در یک بازه زمانی هشت ساله بیست و هشت الی سی و پنج سالگی دچار این اختلال میگردد علائم این سندروم


    احساس ضرر و خسران شدید و مقایسه خود با دیگر همسالان
    احساس اتلاف وقت
    احساس اتلاف عمر
    سرزنش کردن خود
    احساس پوچی
    بی حوصلگی شدید
    نا امیدی
    عدم توانایی لذت بردن از زندگی
    نگاه پوچ گرایانه به جهان و محتویاتش
    بالا رفتن گفتگوی درونی
    میل به خواب
    میل به خواب صبح گاهی
    کاهش انرژی
    بی اشتهایی
    بی تفاوتی در مسائل مهم
    سستی
    افراط و تفریط
    زودرنجی و گوشه گیری


    درمان مشاوره و آگاه کردن شخص نسبت به همگانی بودن این سندروم و تشویق به برگشتن به زندگی عادی ورزش و بازی گروهی برنامه ریزی زمان خواب و بیداری رژیم غذایی مناسب
    شيداجون ازت خيلي خيلي ممنونو سپاسگذارم.
    الان 31سالمه وبا اين خصوصيات اخلاقي آشنام.اما علتشو نميدونستم.خداكنه زودگذر باشه چون دائم منو اذيت ميكنه.اما دارم باعلائمش مبارزه ميكنم تا شكستم نده.

  9. 3 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    aysu (دوشنبه 10 تیر 92), کامران (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    با سلام و صبح بخیر به همه دوستان به خصوص عزیزانی که وقتشون رو به تاپیک من اختصاص دادند. و منو از راهنماییهاشون بهره مند کردند.
    با تشکر فراوان از همراهی خانم deljoo_deltang گرامی که با وجود مشکلاتشون (که در نوشته هاشون خونده بودم) وقتی رو برایم گذاشتید.(وقتی نوشته هاتون رو میخوندم کمی یاد حضرت آسیه زن فرعون افتادم که یکی از دو مثال قرآن در مورد انسانهای نمونه است.) در مورد اینکه دوران بلوغ جوانیم رو یادم باشه باید بگم که متاسفانه یا خوشبختانه من حافظه قوی ای دارم که بسیاری از اتفاقات رو با جزئیات در حافظه ام میمونه. یکیشون هم همین ابتدای دوران جوانیم هست. بسیاری از حالاتم یادمه اما یادمه که تمام تلاشم این بود که این تغییراتم منطقی باشه و نیروی عسیانگری هام رو برای پیشرفت شخصیتیم و دنیا و آخرتم بکار بگیرم و دل کسی رو در این روند رشدم نشکونم چون میدونستم که بلاخره این مدت میگذره و بعدها اگر از رفتارهام راضی باشم برد کردم و الا ضرر کردم. به همین خاطر برایم مسئله شده که همسرم که قبل از این سنین هم برام حکم یک زن تا حد زیادی نافرمان و عسیانگر رو داشت و به قول نزدیکان خودش که به شوخی و جدی میگفتند که : "این دختره دائما ناشزه هستش خدا بهت صبر بده!" آیا اصلا اهمیتی میده که داره با تغییراتش وجه خانوادگیم رو که تابه حال داشتم رو از بین میبره. بعنوان مثال دیگه من با ایشان نمی تونم با جمع هایی که ارتباط داشتم به صورت خانوادگی ارتباط داشته باشم(اصلا نمیاد). و نیز اگر هم کسی بخواهد برای دیدنمون به خانه ما بیاید نمیگذارد و تهدید به ترک خانه میکند. خوب قطعا تمام وجه خارجی زندگی من دچار اختلال شدید شده من که نمیتونم به همه بگم که زنم داره بالغ میشه لطفا چند سالی با شما ارتباط نداشته باشیم تا بعدها ببینیم ایشون حالشون که خوب شد دوباره میام رابطه ایجاد میکنیم!!!!؟؟؟؟ اینه که منو آزار میده و الا عسیانگری هاش رو زیاد تجربه دارم. و اگر به روابطم و سلامت بچم لطمه نزنه پاش میاستم و صبر میکنم که این دوران رو بگذرونه اما هنوز به این نتیجه نرسیدم!!
    ضمنا غالبا مواقع ناراحتی های ایشان (روحی یا جسمی)من حوصله و مدارا می کنم اما فقط کافیه یکروز من خسته و یا ناراحت باشم در کسری از ثانیه رفتارش رو عوض میکنه. و مشابه من ابراز همون مشکل من رو برای خودش میکنه. مثلا کافیه من درگیر یک کار فنی مثل تعمیر ماشین باشم بلافاصله پس از اتمام کار و برگشتنم به خونه مثل من ابراز درد کمر میکنه و میگه من هم خیلی بدنم درد میکنه!!!!!!؟؟؟؟ و نمی تونم کارهای بچه رو بکنم زود بیا خودت جمعش کن!!!!!؟؟؟؟؟و مثالهای دیگه...
    خوب این زن که اینجوریه بعید میدونم بخواهد بحران چهل سالگی منو کوچکترین تحملی بکنه و تحمل و گذشت منو برای این بحران سی سالگیش هم ندید خواهد گرفت!

    دوست گرامی شیدا. ممنون از مطالب خوبت. بسیاری از علایم ذکر شده رو هسرم داره اما مشکل اینه که اصلا نمیخواد راه های کاهش عوارضش رو طی کنه! مثلا میگم "صبحها پاشو با من کمی نرمش کن میگه نمیخوام!"و یا "قهوه کمتر بخور میگه آدمهایی که از نظر ج.ن.س.ی. گرم هستند قهوه دوستدارند تو چون خودت مشکل داری و سرد هستی!! قهوه نمیخوری! (جالبه که خودش میگه نمیدونم چرا اینقدر در این روابط بی حس شدم!!؟؟)" خلاصه موندم قصمشو باور کنم یا دم خروس رو؟؟!!:confused:

    یک مرد وقتی نمیتونه بحران های زندگی خانوادگیش رو مدیریت بکنه و ابزارهاش رو از اون میگیرند و خلع سلاح میشه بدجوری مستاصل میشه امیدوام که هیچ مردی به این حالت نرسه خیلی سخته!

    سپاس از همه دوستان
    در پناه حق باشید.

  11. 4 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    barani (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), شمیم الزهرا (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  12. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها
    به نام خدا
    انه ما بیاید نمیگذارد و تهدید به ترک خانه میکند. خوب قطعا تمام وجه خارجی زندگی من دچار اختلال شدید شده من که نمیتونم به همه بگم که زنم داره بالغ میشه لطفا چند سالی با شما ارتباط نداشته باشیم تا بعدها ببینیم ایشون حالشون که خوب شد دوباره میام رابطه ایجاد میکنیم!!!!؟؟؟؟ اینه که منو آزار میده و الا عسیانگری هاش رو زیاد تجربه دارم. و اگر به روابطم و سلامت بچم لطمه نزنه پاش میاستم و صبر میکنم که این دوران رو بگذرونه اما هنوز به این نتیجه نرسیدم!!
    ضمنا غالبا مواقع ناراحتی های ایشان (روحی یا جسمی)من حوصله و مدارا می کنم اما فقط کافیه یکروز من خسته و یا ناراحت باشم در کسری از ثانیه رفتارش رو عوض میکنه. و مشابه من ابراز همون مشکل من رو برای خودش میکنه. مثلا کافیه من درگیر یک کار فنی مثل تعمیر ماشین باشم بلافاصله پس از اتمام کار و برگشتنم به خونه مثل من ابراز درد کمر میکنه و میگه من هم خیلی بدنم درد میکنه!!!!!!؟؟؟؟ و نمی تونم کارهای بچه رو بکنم زود بیا خودت جمعش کن!!!!!؟؟؟؟؟و مثالهای دیگه...
    خوب این زن که اینجوریه بعید میدونم بخواهد بحران چهل سالگی منو کوچکترین تحملی بکنه و تحمل و گذشت منو برای این بحران سی سالگیش هم ندید خواهد گرفت!

    یک مرد وقتی نمیتونه بحران های زندگی خانوادگیش رو مدیریت بکنه و ابزارهاش رو از اون میگیرند و خلع سلاح میشه بدجوری مستاصل میشه امیدوام که هیچ مردی به این حالت نرسه خیلی سخته!

    سپاس از همه دوستان
    در پناه حق باشید.
    ممنون از پاسختون.

    خوب سوالی که اینجا مطرحه اینه که چه راههایی پیش روی شماست و کدوم راه بیشتر به حفظ سلامت زندگی شما سه نفر (شما ، همسرتون و فرزندتون) منجر میشه. به نظر می رسه مشکل اصلی شما سلامت شما و فرزندتون هست درسته؟

    به نظر من شما سه راه پیش رو دارید که همه اونها سختی هایی رو در بر دارند.

    1- طلاق
    2- ادامه زندگی به نحوی که تا حالا بوده
    3- تغییر روند زندگی و تلاش برای درست عمل کردن

    راه اول رو که حتما می دونید چیه. و البته مطمئنا به سلامت شما و فرزندتون در عملی کردن این راه صدمات زیادی وارد میاد. همچنین این صدمات در تمام طول زندگی فرزندتون، در هر مرحله از زندگیش به نحوی جدید، نمایان خواهد شد. البته با انتخاب این راه شما به فرزندتون یاد میدید که هر گاه با مشکلی مواجه شد و نتونست درمان موقتی براش پیدا کنه کافیه صورت مساله رو پاک کنه.

    راه دوم هم به نظر میاد برای شما سخت شدهو شما رو خسته کرده و البته همسرتون هم به طبع عکس العملی که مورد نظر شما بوده رو به اون نداده. پس این راه مطمئنا درست نبوده و گرنه تا به حال باید کمی نتیجه می داد.

    اما در مورد راه سوم اگر براتون ممکنه تمام کارهایی که می تونید بکنید ( عملی بودنش مهم نیست و سعی کنید تنها کارهایی رو اشاره کنید که تنها اجرا کنندش شما باشید) تا روند زندگیتون تغییر کنه رو لیست کنید. و البته اگر همسرتون خصوصیت مثبتی داره می تونید اونها رو هم لحاظ کنید.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  13. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    Aram_577 (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), کامران (شنبه 14 اردیبهشت 92), ویدا@ (یکشنبه 06 مرداد 92)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    با سلام
    خانم deljoo_deltang از شما ممنونم به خاطر راهنماییتون.
    چند روزی داشتم روی حرفهای مطرح از طرف دوستان فکر میکردم و کمی هم مطالعه تا شاید به نتیجه ای برسم.

    متاسفانه باید بگم که در این مدت که به زنم کم توجهی میکنم و کمتر حرف میزنم و با ایشان رابطه ندارم ایشان آرامتر هستند و حریم من و کمی هم بچه را بیشتر حفظ میکنند. از بد دهنی هاش کاسته شده. اما میدانم که نداشتن رابطه برایش آسیب رسان خواهد بود و در دراز مدت نتایج خوبی نخواهد داشت.(البته این تصور منه و دوستان راهنمایی بفرمایند.) مشکل اینجاست که به محض ایجاد رابطه دوباره حریم ها رادر خواهد نوردید!! و باز هم همان وضعیت سابق تکرار خواهد شد.

    من نمیدونم چگونه میتوانم از نظرات کارشناسان و مدیران همدردی در این تاپیک بهرهمند شوم. شاید ایام امتحانات دانشگاه هست که کمتر مراجعه مینمایند. امیدوارم که لطفشون شامل حال من نیز بشود.
    تشکر از همگی
    در پناه حق.

  15. 2 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 14 اردیبهشت 92), she (شنبه 14 اردیبهشت 92)

  16. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    با سلام خدمت مدیریت محترم سایت
    لطفا تاپیک مرا در صورت امکان به بخش "درگیری و اختلاف زن و شوهر" منتقل نمایید.
    با تشکر

  17. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 21 دی 92 [ 21:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-23
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    297
    سطح
    5
    Points: 297, Level: 5
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    hamh

    سلام دوست عزیز شرایط شما و احساسات شما را درک میکنم با توجه به تجربیات و مطالعات که داشتم شاید بتوانم شما را در گرفتن تصمیم صحیح یاری دهم در صورت رویت نوشته بنده اعلام بفرمایید تا توضیحات کاملتر را خدمت شما عرض نمایم

    - - - Updated - - -

    با توجه به اینکه احتمال می دهم دوباره به این صفحه مراجعه کنی سعی می کنم اطلاعاتی را که دارم را در اختیارت قرار دهم من هم دقیقا با مشکلاتی که جنابعالی دست به گریبان هستی مواجه بودم و با توجه به توضیحات مفصلی که دادی شرایطت را کملا درک می کنم و از سردرگمی و ابهامی که در آن به سر می بری کاملا مطلعم باید به عرض برسانم که احتمالا همسر شما نیز از اختلال شخصیت مرزی یا به اصطلاح پزشکیBORDERLINE PERSONALITY DISORDERرنج می برد این اختلال که ریشه ژنتیک و تجربیات پرورشی مستبدانه دورانکودکی دارد که احتمالااز یک محیط نامعتبر و تحت فشار کودکی حکایت می کند این اختلال که از سه شخصیت نمایشی، خودشیفته و ضد اجتماعی تشکیل شده است دارای 9 علائم مشخص که عبارتند: خشم غیر قابل کنترل، تکانشکری، ترس از رها شدگی، افکار گذار تجزیه ای و .... که با سرچی در اینترنت در مورد شخصیت مرزی و بوردرلاین اطلاعات مفیدی می توانی بدست آوری و سپس این علائم را با خصوصیات و رفتار همسرت مقایسه کنی همچنین متذکر می شوم که در مان این بیماری بصورت جلسات روان درمانی فشرده و روشهای دیلکتیک تا حدودوی امکانپذیر است که معمولا درمانجو همکاری لازم را انجام نداده و درمان را قطع می کند البته این اختلال با افزایش سن رو بهبودی می رود و از تندی ها و تیزیهای آن کاسته می شود. در صورت لزوم جهت انتقال تجربیات اینجانب آمادگی کاملی دارم و می توانم در خدمت دوستان باشم. و اگر لازم شد من نیز داستان خود را با دوستان در میان خواهم گذاشت
    .

  18. 2 کاربر از پست مفید hamh تشکرکرده اند .

    Aram_577 (شنبه 25 خرداد 92), barani (یکشنبه 26 خرداد 92)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.