به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 42

Threaded View

  1. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 92 [ 01:14]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    261
    سطح
    5
    Points: 261, Level: 5
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsenazizi نمایش پست ها
    سلام

    عطر صبح عزیز، تا زمانی که انتظار داشته باشی دیگران برات گام بردارن و تا زمانی که حق انتخاب خودت رو نپذیری، مساله به قوت خودش باقیه

    با داشتن این احساسات و با انجام این اعمال، همین مفروضه ها باقی میمونند، همین اعمال تکراری انجام میشن و همین تفکرات همراهت خواهند بود و حتی اوضاع جسمانی هم تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.

    باید بتونی دست به یک انتخاب بزنی. انتخابی مهم و تعیین کننده. انتخابی که فکر، رفتار و احساساتت رو میتونه تغییر بده. احساسات منفی یک دفعه بر ما عارض نمیشن. فکر و رفتار ما کاملا تو احساس کردن ما موثره. وقتی فکرت و رفتارت و انتخابت درست نباشه، اونوقت احساساتت هم در همون راستا ابراز میشه

    میتونی در رابطه با نامزد سابقت بگی چه انتخابهایی پیش رو داشتی، یا بهتر بگم داری؟

    آنچه در کنترلت هست چیه؟ آنچه در کنترلت نیست چیه؟ دوست داری احساس خوبی پیدا کنی؟

    یه کم راهنمایی میکنم. میتونستی انتخاب کنی که به همدردی نیای، و هر روز به این مسائلت فکر کنی. اما انتخاب کردی که به همدردی بیای و همونطور که بیان کردی، احساساتت هم بهتر شده. پس، کنترلت بر احساساتت و افکار و اعمالت بیشتر شده، یا دست کم احساس کنترل بیشتری داری. اینطور نیست؟

    حالا میخوام درباره نامزدت، افکارت، اعمالت و احساساتت رو بگی. فکر می کنی انتخابهای دیگری هم هست؟ میتونی نام ببری؟
    ممنون که جواب دادین
    راجع به اوضاع جسمانی من تو همین چند ماه کلی کاهش وزن داشتم
    راجع به اینکه دوست دارم احساس خوبی پیدا کنم یا نه، راستش دوستام که در جریان هستند خیلی تاکید میکنن باید برم پیش مشاور، ولی من میترسم. ترس از اینکه از دنیای الآنم بیارنم بیرون
    تحمله ی شوکه دوباره رو ندارم، میترسم مجبور شم با واقعیت هایی رو به رو شم که تحملشون برام خیلی سنگین باشه. نمیتونم به اتفاقی که برام افتاده فکر کنم، یا به عبارتی نمیتونم باورش کنم
    فکر میکنم اینا همش موقتیه و ما دوباره برمیگردیم پیشه هم (منظورم این نیست که همچین تصمیمی دارم، این ی فکره فقط)

    راجع به نامزدم اگه به خاطر خانوادم نبود هم ممکن بود این کارو بکنم چون ی جوری انگار دلم برای خودم نمیسوزه، تمام این مدت 4 سال هم همینجوری بودم، من خیلی ناراحتی تحمل کردم فقط به خاطر اینکه همه چی مطابقه میل نامزدم باشه، خوشحالی و رضایته اون به همه چیه من اولویت داشت پیشه خودم
    راجع به احساسم ،احساسم به خودم و همه آدما تغییر کرده که تو پست قبل گفتم
    راجع به اعمالم، تو این مدت یک نفر دیگه بود که من بیشتر تو چت باهاش صحبت میکردم که همه تو این تاپیک از این مساله سوء برداشت کردن
    حرف زدن با اون باعث میشه ذهنم مشغول بشه و به نامزدم فکر نکنم، بعضی وقتا سعی میکنم خذفش کنم تو اون چند روز تقریبا تمام بیداریم مغزم پره از فکرای گذشته، اینا دسته خودم نیست
    حالم به شدت دوگانست، یک روزهایی کاملا شادو سرزندم که خودم تعجب میکنم، ی روزهایی به شدت افسرده ام و گریه میکنم، حتی اون روزهای خوب هم حس میکنم حالم نرمال نیست و این خوب بودن الکیه
    این تفاوته حالم تقریبا به ارتباط داشتن یا نداشتن با اون شخص سوم بر میگرده، بر خلاف چیزی که یکی از بچه ها گفت تو پست های قبلی من دقیقا وقتی ارتباط ندارم با اون آدم به نامزدم فکر میکنم و به شدت وسوسه میشم برگردم
    اصلا دلم نمیخاد حتی ی بار دیگه با نامزدم چت کنم، سه بار شده تو این 7 ماه، دلیله این تصمیمه قطعی مثله همیشه خودم نیستم، اونه. چون بار آخر گفت یا برگرد یا دیگه هیچوقت نیا، هر بار میای 1000 سال پیر میشم، تمامه غم از دست دادنت دوباره بر میگرده باید از اول تحمل کنم
    دوست داشتم ی خط رو مچم مینداختم که جاش بمونه برای همیشه یادم بمونه دیگه هیچ وقت بر نگردم، ولی به خاطر خانوادم این کارو نمیکنم میدونم خیلی نارحت میشن

    نمیدونم با این حاله دوگانه و ذهن آشفته باید چیکار کنم + اینکه جدیدا احساس میکنم این چیزا رو رفتار اجتماعیم تاثیر گذاشته که تو پست قبل گفتم
    با ابن اوضاع دارم برای کنکور ارشده کامپیوتر هم درس میخونم !

    خیلی حرف زدم، امیدوارم منظوره سوالاتون رو درست متوجه شده باشم.
    ویرایش توسط atre sobh : شنبه 12 مرداد 92 در ساعت 05:47


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تالار همدردی و صیغه و چند همسری >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 22 تیر 92, 17:57
  2. میخوام ازدواج موقت(صیغه)کنم
    توسط gilber در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 تیر 92, 23:21
  3. صیغه موقت
    توسط narsis2012 در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 مهر 91, 20:11
  4. همسر صیغه ای من و بچه دار شدن.
    توسط ایمانی در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: شنبه 10 تیر 91, 19:38
  5. صیغه
    توسط مینا 22 در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 87, 01:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.