سلام اقای احمدی
خیلی از مسائلی که فرشته مهربان بهت گفته رو به منم گفته..احساسات و هیجانات.کمالگرایی و...بنابراین احوالت برام نااشنا نیست.
خوب خیلیا بهم گفتن خیلی بهتر شدم و تغییر کردم.پس اونچیزی که میدونم و لمس کردم رو میگم امیدوارم به کارت بیاد.
راه حلی که همیشه فرشته مهربان به من میگفت این بود...عمیـــــــق شو.اوایل متوجه منظورش نمیشدم و پیش خودم میگفتم چی میگه؟من خیلیم عمیقم.
اول یه توضیحی راجب غلظت احساسات و هیجانی بودن بگم.احساسات بدون کنترل باعث 1-پراکنده شدن ذهن به مسائل مختلف و 2-جلوگیری از عمیق شدن در درک حقایق میشه.
احساسات مانع از این میشه که ما لایه های عمیقتر مسائل رو ببینیم و در نتیجه برداشتهای ما از مسائل سطحی میشه و اتفاقا همین برداشتهای سطحی خودش باعث غلیظتر شدن احساساتمون میشه.(مثل یه چرخه)
این موضوع هم برای مسائل مذهبی هست و هم رفتارای فردی و اجتماعی.که من هر دوشو تو شما میبینم.
راه حل عمیق شدن هست.یعنی به برداشت اولیه ذهنمون اکتفا نکنیم.از جنبه های مختلف قضیه رو بررسی کنیم.
در ضمن باید تا جایی که میشه احساسات رو کنترل کرد.(یه رابطه دو سویه بین کنترل احساسات و عمیق شدن) هست.
یه قسمت از احساسات تو ازرده شده و این ازردگی باعث مقاومتت در مقابل مسائل مذهبی شده.
مثلا یادته تو اون تاپیکت از مشکلاتی که سر کنکورت پیش اومد گفتی.اونجا 1-احساساتت ازرده شد. 2-بخاطر ازردگی و زیاد بودن احساساتت یه نتیجه گیری سطحی کردی----------->خدا رو مقصر دونستی.در حالیکه اگه بتونی ذهنت رو عمیق کنی برداشتهات متفاوت میشه و در نتیجه احساست هم التیام پیدا میکنه.
من فکر نمیکنم بی دینیت ناشی از تنبلیت باشه.حتی اگه تنبل هم باشی فکر نمیکنم دلیل اصلیش این باشه.به نظر من احساس محوری،ذهن سطحی و فشاری که محیط مذهبی بهت اورده باعث مقاومت تو شده.
اینکه دلت میخواد بری خارج تا راحت بشی و بعد فکر کنی ببینی مشروب رومیخوای یا نه نشونه فشاری هست که رو خودت حس میکنی.اما اینکه فکر کردن رو مشروط به خارج رفتن میکنی اشتباهه.همینجا،تو همون شهر مذهبیت برو راجب مسائلی که شک داری پرس و جو کن.تحقیق کن.اگه دست اخر به این نتیجه رسیدی که مشروب خوری درسته بخور.اما همه اینا یه پیش شرط داره و اون اینه که احساسات و ذهن سطحیت رو کنترل کرده باشی تا بتونه بی طرفانه تحقیق کنی و نتیجه بگیری.
و گرنه همونطور که گفتم احساسات نمیذاره پیش بری.سختی که کشیدی،مسائلی که رنجوندت،عصبانیت کرده و کلا درگیرت کرده مدام بهت الارم میده یادته خدا بات چیکار کرد؟ و از اونجا دیگه نمیتونی درست پیش بری.
یه پیشنهاد که میل خودته انجام بدی یا نه.از اصول دین اسلام 1-توحید 2-عدل هست.
توحید که بحثش جداست ولی برو ببین اینایی که مسلمونن و خیلیاشون خودشونو دیندار میدونن رو چه حسابی میگن خدا عادله؟یکی این سر دنیا یکی اون سر دنیا؟یکی فقیر یکی غنی؟یکی سالم یکی معلول؟یکی خونواده خوب یکی خونواده بد؟یکی تو خونواده و محیط کلا لاییک بدنیا میاد یکی مثلا 7جدش مومن؟عدالتش کجاس؟
جواب این سوال (که البته خیلیا نمیدوننش) منو کمی اروم کرد.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)