سوگند جان
اصرار داری بدونی چرا تازگی اینجوری شدی :
هر فرضی را بزاریم کنار ، و دنبال این نباشیم روانکاوی کنیم . به من بگو ، نمیشه وسوسه شیطان باشه ؟ شیطان هیچ تعهدی نداده که از گمراه کردن کسی منصرف بشه . بلکه روزی که از درگاه خدا رانده شد قسم خورد که همه را گمراه میکنه مگر مخلصین . مخلصین را هم چون دستش بهشون نمیرسه ، چون دستگیره ای در خودشون برای او نمی گذارند ، چون روزنه بازی در خودشون برای نفوذ شیطان ندارند .
بیا و همین را مد نظر قرار بده و کمی فکر کن ببین کجا براش راه باز کرده ای ؟ همان میل به شیطنت خودش باز کردن روزنه هست به روی او . پس می توانی از همین مسیر هم دفعش کنی . یعنی مواظب خودت باشی که ذره ای در ذهنت راه به این افکار ندهی و تا میاد سراغت اسغفار کنی و توقف فکر بدهی و برای عمیق تر شدن توقف فکر می توانی از یک ذکر مؤثر استفاده کنی .
صدقه در اول صبح و ذکر قلبی « آمَنتُ بالله و تَوَکلتُ بالله » آدمی را از وسوسه شیطان در آن روز حفظ می کند ، این وعده داده شده .
پس همین توضیحات پستت و اصرار به ریشه یابی که چرا یک باره اینطور شده واکنش ذهنت هست که نمیخواد لذت این حالتت را ترک کنه و میخواد بهانه بتراشه تا دست به مبارزه نزنی و این لذت مخرب را حفظ کنی .
ضمناً سیگنال دادن اونم ناخودآگاه صرفاً به این رفتارهای ظاهری که گفتید نیست . همینکه در دل شما هست که به غیر همسرت رو آوری ، موج آنرا صادر می کند
می دانی چرا حضرت زهرا خود را از نابینا هم پوشاند ؟ زیرا موج ظرافتهای زنانه اش اگر پوشش نداشت با وجود نابینایی مرد ، به او میرسید .... تا این حد این امواج کار ازشون برمیاد و تا این حد در وجود مرد به قول جناب آرام سنسورهای دریافت این امواج قوی هست









علاقه مندی ها (Bookmarks)