من فقط در این حد می گم که مردها نمی دونم چه حسی دارن که حتی از طرز نگاه ما ( حتی اگر ناخودآگاه باشه ) می فهمن تمایلی وجود داره یا نه. مثلا من در دورانی که نامزد بودم هر چند بیرون می رفتم و در محیط بودم ولی اصلا پیشنهادی دریافت نکردم چرا که در ناخودآگاهم تمایلی به مردهای دیگر نداشتم. ولی از وقتی جدا شدم چند مورد پیش اومده که پیشنهادی در کار بوده. چرا که ناخوداگاهم مجرد هست و نه متاهل.
شما کافی نیست که پوششت را درست کنی، انگشتر بذاری و ...، حرفت هم درسته که محیط واقعا خیلی خراب شده-> در نتیجه باید بیشتر مراقب بود و گاردهای دفاعی را بیشتر کرد
شما باید ناخودآگاهت را اصلاح کنی که در نگاه و رفتار شما انعکاس درستی داشته باشه و ناخواسته به طرف مقابل چراغ سبز ندی
یه پیشنهاد هم دارم که به نظرم کاربردی هست ، چون من هم آدم تخیلی هستم و اینطوری با تخیلات فریبنده ام کنار می ام شاید به درد شما بخوره :
وقتی تصور می کنی که فلان مرد از شما خوشش اومده و شما هم در تخیلاتتون به ایشون پاسخ مثبت می دید، مچ خودتون را بگیرید و واقع بینانه نگاه کنید ، به خودتون بگید سوگند بیا واقعا تصور کنیم اگر همچین چیزی باشه آخرش به چی ختم میشه؟
رابطه شروع میشه ، صد در صد لو می ره ( هر زنی و هر مردی یه حس ششم داره که در همان هفته های اول خیانت همسرش این را متوجه میشه ) ، بعد همین مرد به من میگه که تو زندگی منو به هم زدی، تو منو جذب خودت کردی، همسر این مرد میاد دم در خونه مون، شوهرم می فهمه، خون به پا میشه، شاید قضیه پلیس اومد وسط، رابطه یه زن و مرد متاهل شوخی که نیست در همین قوانین مملکتمون مجازات های سنگینی داره ، بچه هام در به در میشن، پدرم می فهمه مادرم می فهمه
و در کل طوری میشه که هوس عشق و عاشقی از سرم بپره :d









علاقه مندی ها (Bookmarks)