جوانه گلم چون خودت و جملات ما در اینجا نمیتونه رواندرمانی باشه بخاطر اینکه سیر رواندرمانی حضوری باید طی بشه تا احساست نسبت به
اتفاقی که افتاده و تموم شده را تغییر بده نیاز هست که مراجعه حضوری داشته باشی
. مطمئن باش نه من و نه هیچ کس دیگر ترا مجبور نمی کنیم که مراجعه به مشاور داشته باشی اما دوست داریم و دلمون میخواد این مسئله برات حل بشه و به
آرامش برسی و بخاطر همین هم توصیه می کنیم . و الا حرفهای من در حد مجازی اینها هست که چوانه جان به این فکر کن که اون افراد هم اگر درست مراقبت
شده بودند اگر درست هدایت شده بودند هرگز دست به آزار شما یا هر کس دیگری نمی زدند چون بوده و هستند هزاران پسری که چنین کاری نکرده و نمی کنند
پس لزوماً اونها را در آن موقعیت سنی جانی نبین و آنچه برای خودت اتفاق افتاده را فاجعه ای جبران ناپذیر . تو نسیت به بعضی هایی که آسیب جسمی دیده اند
اون هم از بزرگسال یا حتی از محرم خود خیلی وضعیتت بهتره اما چون حساس هستی آن خاطره را برای خود نگه داشته ای و آزردگی و آسیب روحی آن
دامنگیرت شده . انتظار اینکه حتماً بلایی سر آنها بیاید یعنی انتظار مجازات که البته مجازات حق آنها هست در صورتی که از کار خود پشیمان نباشند و توبه
نکرده باشند و .... برای تو جز درد چیزی به همراه نداره . بهتره کلاً تمرکزت را از این مسئله و موضوع بیرون بیاری و رفته رفته چنان با این افراد که مواجه می شوی
توقف فکر را در پیش گرفته باشی که اصلاً انگار اتفاقی نیافتاده بوده .
و در نهایت اینکه تو معتقدی و به خدا اعتقاد داری و این امتیازی هست که می تونی از آن بهره بگیری . یعنی به کسی اعتقاد داری که منشاء
آرامش و آسایش و درمان هر دردی هست . از او بخواه یاریت کند که این موضوع را در درون حل کنی و فراموش کنی .









علاقه مندی ها (Bookmarks)