شکوفه جان
قرار نیست من سخنرانی کوبنده بکنم.خودت نگاهی به تاپیکت بنداز
این حرفهای یک دختر29 ساله است؟
میدونی سر دلهامون چی میاد؟همون بلایی که تو داری الان سرش میاری
جوری میگی دل انگار عاشق بودی و همه شرایط محیا بوده و یک اتفاق باعث شده همه چیز زندگیت بریزه به هم و در نهایت یه ازدواج اجباری انجام دادی!
شکوفه من کاری به همسر تو ندارم که شاید بهترین گزینه حتا بین کسانی که مقایسه شون میکنی باشه یا نه
اما این اتفاق برای همه افتاده
همه ما گاهی گفتیم کاش...
یا اگه فلانی رو انتخاب میکردم و یا ...
دلیلش هم همینه که تصوری که از ازدواج داریم با چیزی که میبینیم متفاوته
همیشه زندگی ها یا شیک و تمیز برامون تصویر شده یا طرف به عشقش نرسیده یا از ابتدا گفتن الهی خوشبخت بشی به این معنی که الهی زودترازدواج کنی !
همه مون هم منتظر ازدواج بودیم که خوشبختی مون کامل بشه
اگه به حسی که خواستیم رسیدیم میگیم خوشبختیم اگه نه زمین و زمان مقصرند...
اعتماد به نفس ما شد یه ازدواج خوب یه همسر خوب یه حسرت خوب برای دیگران
تو خودت چی هستی؟انتخابت رو که کردی از این به بعد چی هستی؟
هدفت چی بود اگه حتا تا پایان عمر هم ازدواج نمیکردی چه برنامه هایی داشتی؟
قرار بود کنار همسرت به چی برسی؟
آرامش چی هست که تو الان احساس میکنی نداریش؟
برنامه های درسیت.کاریت.پیشرفتت و... کجای زندگیتن؟
بله مشاور هیچ کمکی به ما نمیکنه.دلسوزتر از ما هم برای خودمون نیست.
انگیزه ای هم برات ایجاد نمیکنه اما خودت؟؟؟
افکارت رو پخته تر کن.
جوری که همیشه راه حلی برای مشکلات داشته باشی
تو تالار بچرخ و در مورد مشکلات مشابه یا مقالات بخون
پاسخها رو بخون و با عقلت بسنج
دل رو که همه داریم اما اینقدرآسیب پذیر خطرناکه
قویش کن
شاید زاویه نگاهت عوض بشه.
چیزهایی برات بشن ارزش که هیچوقت بهش فکر نکرده بودی
همین که به این سرعت به نتیجه رسیدی انتخابت اشتباهه و بی انگیزه شی خودش یک ضعفه
شاید این وسط به شناختی از خودت رسیدی که هیچوقت نرسیده بودی
گاهی وقتا یه آینه بزار روبروی خودت.
قرار نبود با یه ازدواج دنیات زیر و رو بشه
اما افکارت داره زندگیتو زیر و رو میکنه
خیلی ها تو بدترین شرایط همیشه موفقند چون کنترل افکارشون دست خودشونه
باز هم طولانی شد اما لطفا یه جور دیگه به خودت نگاه کن
پست من با صبا و مینوش همزمان شد








علاقه مندی ها (Bookmarks)