به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 58

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم 2

    مرسی دوستان. من دیشب خیلی عصبی بودم. الان تصمیم گرفتم تا کسی نیاد اینجا و سؤالی نپرسه حرفی نزنم و اجازه ندم تلفنی اعصابم رو به هم بریزن. شوهرم خیلی زنگ میزد اما از وقتی جوابشو دادم و گفتم زنگ نزن تا فکر کنم دیگه زنگ نزده خوشبختانه. من خودم تصمیم دارم اگه یه فرصت دیگه بهش دادم تا چند ماهی برنگردم تهران...شاید هم بیشتر. تا یه چیزایی حداقل در سطح ماجرا درست بشه...تغییرات عمقی بمونه واسه جلسات مشاوره. شوهر من خودش تنهایی میرفت پیش یه آقای روانشناس و از کل حرفای اون همین رفته بود تو کله اش که خانمت رو نزن ولی بترسون...!!!
    ولی میگفت تنها میرم تو نیا.
    تو این شرایط فقط به عموم اعتماد دارم. چون نه تعصبات خونوادم رو داره نه نسبت به منو زندگیم بی تفاوته. پیشنهاد وکیلم حق طلاق بود. اما عموم گفت اگه مجبور بشه حق طلاق رو به تو بده بهتره زندگی نکنی...چون اون زندگی مصنوعی که شوهرت هیچییییی نداره و همه چیزشو گرفتی دیر یا زود میپاشه. تا اخر عمرت بهت اعتماد نداره... تو مهریه سنگینت رو داری اونم حق طلاقش رو...اگه به نیت ساختن برمیگردی گرفتن حق طلاق مرگ تدریجی یک مرده.
    اما میشه در حضور 2 تا شاهد یه تعهد قانونی با نظارت وکیلت بگیری که دیگه اذیتت نکنه.
    دوستای خوبم من الان مثل کسی که تو کماست هیچ سیگنالی ندارم. ظاهرم ارومه ولی فکرم با سرعت نور همه حرفا رو آنالیز میکنه.
    منتظر میمونم و سعی میکنم زیاد فکر نکنم. از همراهیتون ممنونم. اگه این تالار نبود تا با چند نفر در تماس باشم مغزم متوقف میشد.
    کاش از شاخه سرسبز حیات ،

    گل اندوه مرا می چیدی ...

    "فروغ فرخزاد"

  2. 5 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    ahrmb (سه شنبه 03 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.