خواستم ازتون که سعی کردید کمکم کنید تشکر کنم و شما رو در جریان پایان داستانم قرار بدم.
من دوباره زندگیم رو از سر گرفتم چون پدرم گریه کرد، تا حالا گریه اش رو ندیده بودم. خیلی از چیزها دست خود آدم نیست، نمیدونم با این تصمیم در حق همسرم ظلم میکنم یا نه ولی گویا چاره دیگه ای ندارم. پدرم بیماری قلبی داره و حالش این چند روزه خیلی بد بوده.








علاقه مندی ها (Bookmarks)