sci عزیز ازتون ممنونم.با این توضیحاتی که دادین این بحث کمالگرایی برام واضحتر و روشنتر شد.خوب نمیدونستم اینجوریه.
الان برام روشنه و حرفتونو قبول دارم.
نوشتن یه صورت مسئله برام سخته.شاید دلیلش همین گفتگوی درونی و منتقد ذهنی هست که فرشته مهربون گفت اجازه عمیق شدن بهم نمیده.و همیشه منو با یه عالمه خورده مسئله مواجه میکنه.
شاید مشکل اصلی من همین ذهن سطحی هست.اینکه کاملا افسار منو دستش گرفته و گمراه میکنه.در واقع نمیذاره واقعیت مسائل رو ببینم و فقط بر اساس اون برداشت ذهنیم تصمیم بگیرم یا قضاوت کنم.
شایدم مشکل اصلی تو پذیرش منه.تو پذیرش خودم و واقعیات.وقتی خودمو قبول ندارم و واقعیات رو نمیپذیرم منتقد درونی،قضاوتهای دیگران و کمالگرایی و ... دست به کار میشن.
شایدم همین که نمیتونم به ذهنم نظم بدم و یه صورت مسئله پیدا کنم اصلیترین مشکل منه.
شاید ذهنم مثه یه کتابخونه است که طبقه بندی نیست و همه کتابا رو هم ریختن و من هیچوقت نمیتونم موضوع مد نظرمو پیدا کنم.
اصلا وقتی من با همچین گفتگوی درونی و منتقد ذهنی درگیرم چطور یه صورت مسئله پیدا کنم؟
کاش یه کم راهنمایی میکردین.
===========
لینک تاپیک قبلی :
ازشون متنفرم..نمیدونم راه چارم چیه؟؟
.








علاقه مندی ها (Bookmarks)