RE: به ابراز علاقه شوهرم احتیاج دارم
دلینا جان دوست خوبم
یا این نا امیدی به هیچ جا نخواهی رسید.
دقت کردی در جملاتی که استفاده میکنی نا امیدی موج میزنه؟
ما همه وقت گذاشتیم...منتی نیست.اما شما با این حرفت تمام وقتهایی که ما برای تایپ کردن جملات هرچند غیر مفیدمون گذاشتیم رو بردی زیر سوال !
حقیقت اینه که شما خودت نمیخوای از این تاپیک درس بگیری وگرنه این تاپیک و تاپیکهای قبلیت پره از تجربه ها و صحبتهای مفید کارشناسا و بچه هاست.
یکی از دوستان من که مشکلی شبیه مشکل شما رو داشت جدیدا عضو شده و من تاپیک شما رو معرفی کردم بهش.
هر روز میاد و مطالبی رو که اضافه میشه میخونه و نت برداری میکنه.همه رو هم مو به مو انجام میده.شکر خدا داره زندگیش درست میشه.
اون از تاپیکی داره درس میگیره که خود صاحبخانه ! هیچ امید و دقتی به پستها نداره.
دلینا جان کی گفته زندگی مشترک سرتاسر خوشی و شادیه؟؟؟؟؟؟
نکنه داری خودتو با دیگران مقایسه میکنی؟!
من از زندگی خودم برات میگم...از اول زندگیم ....از روز اول خواستگاریم....با خانواده همسرم مشکل داشتم...از همون روز کنایه ها شروع شد.تو بعله برون...تو نامزدی...تو عقد..تو عروسی...اینا همه یه طرف مشکلات مالی هم طرفی دیگر....
قسط پشت قسط....
شروع زندگی مشترک در یک سوییت 30 متری تو یه محله پایین...
بیکار شدن شوهرم فردای عروسی !(این اتفاق منو له کرد)
چشم انتظار کمک والدین برای سیر شدن شکممون...
منت سر گذاشتنای اونا....خورد شدن خودم و مهمتر از اون همسرم....
عود کردن بیماری قلبی خودم....نداشتن پول برای درمان و عمل جراحی....
بی حوصله شدن شوهرم...جواب کردن صاحبخونه در وسط زمستون....
به موازات این همه مشکل سوزوندن قلبم از طرف مادر شوهر و خواهر شوهرام هم ادامه داشت و انصافا هم خوب میسوزوندن !یه جوری که خاکسترش هم نمیموند !
دوست داری بازم برات بگم...!؟
باشه ..میگم....
الان که قسطامون تموم شده..از اونجایی که شوهرم کار پر در آمدی نداشت...هر سال خونه به دوش...
دقیقا هر بار اسباب کشی من یک وسیله بزرگ و مهمم رو از دست دادم...
یه بار یخچالم افتاد و خورد خاکشیر شد...
یه بار گازم شکست....
یه بارم سرویس طلای عروسیم رو دزدیدن....
بازم بگم..!؟
نه دیگه بسه..
نمیخوام بشینی غصه منم بخوری...
اما دلینا جان..من نا امید نیستم.
شاید حرفهام به نظر شعار بیاد ...اما هر زمین خوردنی..هر شکستی...یه تجربه است...
من خیلی به اینده امیدوارم...چرا که این جمله خود قرآنه...که بعد از سختی اسونی میاد....
هروقت مشکلات خیلی بهم فشار میاره به اینده روشن تر بیشتر فکر میکنم...
شاید خنده ات بگیره...!
اما حتی به جهیزیه خریدن برای دخترم و خواستگاری رفتن برای پسرمم فکر میکنم(من هنوز مادر نشدم)
اسماشونم انتخاب کردم با شوهرم...
چون اگر بخوام مثل شما پیش برم و دم از نا امیدی بزنم هم خدا قهرش میگیره و هم خودم زودتر از پا درمیام....
توکلت به خدا باشه...زندگی همه پر از مشکله....اما باید راه مبارزه رو پیدا کرد.
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)