به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47

Threaded View

  1. #34
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: کنار آمدن با واقعیت ولی چگونه؟

    عطریای عزیز ، هرکسی توی زندگی اش با سختی هایی همراه هست ، پس تو نیز از این قاعده مستثنا نیستی

    این مشکلات و سختی های زندگی است که به شخصیت هر انسانی ارزش و معنا می دهد .... خودت شما ، چرا خواستی بیایم توی تاپیکت ، چون از جنگیدنم با مشکلات خوشت اومد .... پس شما هم می تونی با بالا بردن روحیه ات و ساختن خودت یک زن قوی از خودت بیافرینی که به دیگران کمک برسونی .. این جوهره در وجودت هست ، مطمئنم


    گذشته هرچه که بوده ، گذشته است ... خودت را بابت آن سرزنش نکن ، به هرحال مگر شما چند سالت بوده و یا چقدر تجربه داشته ای ؟ تو هم یک دختر بودی مثل بقیه دخترها ، کم تجربه و از روی ناآگاهی اشتباهاتی هم داشته ای ، همسرت سابقت هم چه خوب و چه بد ، به هرحال قسمتی از گذشته شما رو تشکیل میده ، پس برای ساختن آینده ی بهتر باید تلاش کنی که این گذشته رو ولو دردناک و سخت بپذیری ....

    اما پذیرش به این معنی نیست که رفتار نادرست و غلط خود و دیگری را درست بدانیم و یا به آن رفتارها بها بدهیم و یا مدام توی ذهنمون مرورشون کنیم ،
    بلکه یعنی همون طور که پذیرفته ایم آتش خاصیت سوزانندگی دارد و آسمان آبی است ، اون گذشته هم بخشی از وجود ما هست ... فرض کن شخصی چشمش خیلی ریز باشد و بینی اش خیلی بزرگ ، شاید از نظر دیگران و یا حتی خودش ( به نادرست) زیبا نباشد ، اما اون شخص که نمی گه من میرم چشمهایم را در می آورم می اندازم دور و یا اینکه دماغم را می شکنم .... درصدد می شود مثلا بینی اش را عمل کند و ....در کل می خواهم بگویم اون شخص ابتدا می پذیرد که چشم ها و بینی اش به این شکل هست و بعد درصدد بهتر کردن آنها بر می خیزد .... در مورد زندگی هم همین طور هست ( نکته مهم : وقتی خودمون رو دوست داشته باشیم و به خودمون افتخار کنیم ، خود را همین گونه که هستیم می پذیریم و درصدد اصولی زیستن گام بر می داریم )
    پس همین جا بپذیرش را یاد بگیر

    ==========
    پاسخ شما رو خوندم ، هنوز هم قانع نشده ام چرا خودت را شکست خورده می دونی ؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط عطریا

    ولی تمام تلاشم و تحملم شد باد هوا و هیچ نتیجه ای نداد

    >> مهم تلاش کردن هست ، نه نتیجه .... ما نتیجه تلاشمون رو می گیریم ، اما اگر اون نتیجه بر خلاف میلمون باشه نباید اساس و بنیان تلاش رو ببریم زیر سئوال

    >>>> اکنون تصمیم بگیر تلاش کنی برای ساختن فردا ، اگر با دید قبلی بخواهی تلاش کنی ، از همین الان می گویم دست از تلاش بکش!


    نمیدونم کجای کارم اشتباه بود که اون به خودش اجازه ی کتک زدن -فحاشی-خیانت -تحفیر -تنها گذاشتن -بی محلی و.....

    >> خیلی جاها ... هم تو اشتباه داشتی و هم اون ، ولی آیا الان پرداختن به این موضوع دردی را دوا می کند؟ مشکلی را حل می کند ؟ بر فرض که پیدا کردی مشکل کار کجا بود ، اکنون چه سودی برایت به ارمغان خواهد آورد جز افسوس؟! پذیرش را فرا بگیر


    آخه چرا من با اینهمه تلاش نتونستم زندگی کنم

    >> خانومم ، مگه الان داری چی کار می کنی؟ مگه زندگی نمی کنی ؟ زندگی گذراندن همین روزهاست ، اما زندگی درست ، یعنی با بهره و مفید گذروندن همین فرصت ها و روزها


    بچمو تو آغوش پدر و مادرش پرورش بدم چرا الان باید یکی دیگه برا بچم مادری کنه

    >>> مادر اون بچه فقط و فقط تو هستی ، اگر بخواهی !!!! مادر بودن این نیست که هرثاینه در کنار فرزندت باشی ، بلکه این هست که آن زمان که نیاز دارد تو وظیفه مادرانه ات را انجام دهی .... حال چه در کنارش باشی و چه نباشی .... مثلا اگه مادری بنا بر دلایلی خارج از کشور هست و نمی تونه بچه اش در کنارش باشه ، یعنی مادرش نیست؟! اگر مادری در کما باشد ، یعنی مادر نیست؟ اگر مادری زمین گیر شود و به ناچار در آسایشگاه بستری شود ، دیگر مادر نیست؟



    چرا منو لایق مادری کردن برا بچم که جگر گوشمه ندونست چرا انقدر طلاق براش راحت بود و من تو اون مدت زندگیم نتونستم روش تاثیر بذارم و به به زندگی دلگرمش کنم و بدونه زندگی ارزش داره و بازی کردن با زندگی یه زن و بچه نامردیه................

    >> عطریا جان ، همه این چراها بر می گرده به اینکه شما چقدر خودت رو دوست داری و چقدر برای خودت ارزش قائل هستی .....



    بالهای صداقت من گاهی فکر میکنم اینا همش رویاست و همچین اتفاقی برام نیفتاده

    >> همه از همون عدم پذیرش نتیجه می گیره ، شما برای اینکه به خودت کمک کنی ابتدا همون طور که گفتم باید پذیرش داشتن را یاد بگیری ( پذیرش با تسلیم فرق می کنه )


    من خیلی رنج میکشم از اینکه دخترم از من دوره و من نمیتونم براش مادری کنم

    >> درک می کنم چی می گویی، تو می تونی حتی با اینکه از همسرت طلاق گرفته ای مادر فرزندت باشی ، فقط اگر بخواهی و سختی هایش را هم قبول کنی
    ای کیو سان رو یادت می آد؟ مادرش اون رو توی مدرسه گذاشت تا آموزش ببینه
    حنا دختری در مزرعه رو دیدی ؟
    باخانمان (پرین) یادت می آد؟
    درسته همگی کارتون بودند ، اما این نکته (دور بودن از مادر) که توی همشون مشترک بود فوایدی هم در بر داشت
    ( در مثال مناقشه نیست )



    وقتی دورو بر خودم کسایی رو میبینم که خیلی کمتر از من زحمت میکشن ولی زندگی راحتی دارن و شوهرشون دوسشون داره خیلی غمگین میشم

    >> چرا خانومی ؟ به خاطر خوبی دیگران خوشحال باش تا خداوند هم اون خوبی رو برای تو هم پدید بیاره (اصل کارما)

    اولا که مقایسه کردن ممنوع (شما که توی زندگی اونها نیستی ، پس نمی دونی اون رنگ رخساره چه سری در درون خودش داره )
    دوما) مسلما شما حسود نیستی ... پس شایسته نیست رفتاری حتی در ذهنمون داشته باشیم که بخواد ذره به این سمت بره
    سوما)تو عزیز و دوست داشتنی هستی ، لزومی نداره به واسطه ی دوست داشتن شخص دیگری احساس کنی دوست داشتی و ارزشمند هستی


    دوست ندارم اینور اونور کشیده بشه میخوام تو یه حالو هوا رشد کنه و ترجیح میدم نبینمش
    و اگه من بخوامم با محالفت شدید پدرش مواجه میشم با اینکه تحملش سخته ولی چاره ای جز سوختن ندارم اصلا دوست ندارم با دیدن دخترم با اون و خانوادش مواجه بشم و دوباره چشمم به اونا بیفته اونا قلبمو سوراخ سوراخ کردن و نابودم کردن.

    >>>خانمی کلمه به کلمه حرف هایت ،سوراخ سوراخ بودن قلبت را به وضوح نشان میده ، اگر نجنبی و کاری نکنی ، تمام خون بدنت از این سوراخ ها خارج میشه و می میری .... و دخترت در واقع یتیم میشه ، ....
    شما می بایست یک تامل درست و سازنده با دخترت ایجاد کنی ، ( الان فرصتش نیست ، چون پستم خیلی طولانی شد)



    من از طلاقم پشیمون نیستم

    >>ببخشید که خیلی صریح می گویم ، شما از طلاقتون پشیمونی ، اما داری انکارش می کنی ، دچار یه سرگشتگی شده ای و هدفت را در زندگی گم کرده ای ، مرتب این شاخه و آن شاخه می کنی ، دیروز رو زیر رو می کنی ، تصمیم های نا مشخص در ذهنت شکل می گیرد و باز در همه حال منفعل می مانی
    این جوری من کمکی از دستم برایت بر نمی آید
    در واقع قدم اول برای برون رفت از این وضعیت خودت هستی

    دقیق گوش کن :
    خوب یا بد ، درست یا نادرست، شما طلاق گرفته ای-----
    و قطعا تصمیم شما مبنی بر طلاق، در اون موقع بهترین تصمیم بوده ، پس دیگه شک نکن و زیر رو رو کردن گذشته را رها کن


    عزیزم تو خوبی ، زیبایی، دوست داشتنی هستی، ارزشمندی ، تو لایق بهترین ها هستی
    اما این بهترین ها را به ارزان نفروشند ، باید تلاش کنی تا بدست بیاری




  2. کاربر روبرو از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده است .

    بالهای صداقت (دوشنبه 07 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با این وضعیت من چیکار کنم با خانواده شوهرم
    توسط روزنه ی امید در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 دی 93, 23:52
  2. مخالفت فقط بخاطر موقعیت مکان زندگی اون دختر
    توسط رضابکرانی در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 30 تیر 92, 18:48
  3. چطور معیارام رو بهینه کنم از وضعیت سطحی به وضعیت عمقی
    توسط poorhashem در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 دی 91, 00:18
  4. برای موقعیت بهتر صبر کنم؟
    توسط nargol در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 04 خرداد 91, 03:24
  5. 15 واقعیت درباره ازدواج
    توسط جوانه؟؟؟ در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 اردیبهشت 91, 21:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.