به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 تیر 91 [ 10:17]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    1,183
    سطح
    18
    Points: 1,183, Level: 18
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 45 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    این کار من خیانته یا نه ؟؟؟


    سلام دوستان
    خیلی خوشحالم که اینجا هستم
    من یه مشکلی دارم که البته هنوز نمیدونم مشکل هست یا نه ! من حدود چهار سال پیش از طریق چت با یه آقایی آشنا شدم که خیلی اتفاقی بود و صحبت هامون هم در مورد مسائل سیاسی بود . هر دو خط یکسانی از نظر سیاسی داشتیم به همین خاطر یه مدت باهم در مورد این مسائل حرف میزدیم و کارای فرهنگی مشترک و به هم معرفی میکردیم . در طول این مدت اون آقا به من وابسته شد اما من همین که دیدم به من وابسته شدم باهاش خداحافظی کردم .اما هراز گاهی به هم ایمیل میزدیم. تا اینکه من نامزد شدم و بهش ایمیل زدم که من ازدواج کردم و دیگه به من ایمیل نزنه . اون هم قبول کرد . بعد از تقریبا دو سال و نیم وقتی من داشتم ایمیل هایی که داشتم پاک میکردم ایمیل های اون آقا رو دیدم و خواستم دوباره باهاش حرف بزنم . هدفم تفریح بود .
    کار احمقانه ای کردم . بهش پیام دادم و گفتم من همون دختر چند سال پیشم و ازدواج نکردم . و گفتم تو خواستگاری بهم خورد. اون اقا هم انگار دنیا رو بهش داده باشن خیلی خوشحال شد و گفت تو تمام این مدت فکر منو نتونسته از ذهنش بیرون کنه.خلاصه دوباره از طریق چت باهم حرف میزدیم .و اون از فکرها و احساسات خوبش نسبت به من میگفت. اما من چون هدفم سرکار گذاشتن بود فقط لذت میبردم از اینکه این همه تونستم یکی و سرکار بذارم .البته بیشترین چیزی که باعث شد تا سرکارش بزارم این بود که میدونستم خیلی راحت با دخترا رابطه برقرار میکنه . میخواستم اذیتش کنم تا بدونه اینقدر راحت نباشه . خلاصه رسید به جایی که گفت من کی بیام خواستگاری ؟ در حالی که من ازدواج کرده بودم . منم کلی بهانه آوردم که پدرم راضی نمیشه و .. . . و اون خیلی اصرار میکرد .خلاصه یه روز از کارم پشیمون شدم و همه چیزو گفتم . اینکه ازدواج کردم .خیلی ناراحت شد اما گفت میخوام برات برادر بمونم . منم قبول کردم . حالا از اون روز من مثل خواهر اون مثل برادر باهم چت میکنیم . اما حرفای احساسی و . . . نمیزنیم.
    به نظرتون کارم اشتباهه ؟ چیکار کنم؟



    البته من واقعا بهش حس خواهر پیدا کردم . حس میکنم برادر واقعی خودمه . یه طورایی وابسته اش شدم

  2. کاربر روبرو از پست مفید طناز جون تشکرکرده است .

    طناز جون (سه شنبه 20 دی 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.