سلام آقا سبحان.
گفتی که:
این یه زنگ خطره. برای هر دوتون!در همین مدت من نکاتی رو از رفتار و عملکرد ایشون بهشون گوش زد کردم و همینطور از تفاوت هامون که 2 بار ایشون شروع به گریه کرده یعنی وقتی من طوری صحبت میکنم که امیدی نیست ایشون کاملا منقلب میشه و اشک میریزه .
معلومه که دختر خانم خیلی احساسی داره برخورد میکنه.
دلیل قبول کردن تغییر هم همین احساسات زیاد میتونه باشه.
بعد از ازدواج، طبیعیه که از این احساسات کم میشه. و اگه تغییرات ایشون رو خسته کنه، دیر یا زود اونا رو کنار خواهد گذاشت.
اما از یک طرف همونطور که خودت هم اشاره کردی، فرهنگ خانواده پدریش به اونی که شما میخوای نزدیکه. شاید این نکته مفیدی برات باشه. اما خیلی نمیشه روش حساب باز کرد.
به این خاطر میگم برای هر دو تون زنگ خطره، که ممکنه دید احساسی ایشون به شما هم سرایت کنه و شما هم از یه وقتی به بعد احساسی به مساله نگاه کنی.(هر چند از الان خیلی مصمم داری میگی این اتفاق نمیفته اما نگران این موضوع باش)
با این حرف عشق خاموش هم موافقم:
به نظرم اگه از ابتدا با خانوادتون اقدام میکردید بهتر بود ، اینجوری همفکری اونا رو هم داشتید
من پیشنهاد میکنم حتماً به مشاور مراجعه کنید. با مشاوره ی حضوری مشکلات و اختلافات بهتر دیده میشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)