به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 99 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    10,375
    سطح
    67
    Points: 10,375, Level: 67
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class10000 Experience Points
    تشکرها
    852

    تشکرشده 554 در 206 پست

    Rep Power
    49
    Array
    من فکر می کنم این دوست شما از بیرون خیلی تحت فشار هست. فشار کاری و استرس و دغدغه ذهنی. که البته خیلی هم تو جامعه این روزای ما طبیعی
    همه پسرا مثل هم نیستن. یه عده شون خیلی زندگی رو ساده می گیرن و برای خودشون خوشن و حال می کنن. یه عده دیگه که فکر می کنم دوست شما هم جزئشون باشه زندگی رو جدی می گیرن و کمال گرا هستند و کاری رو وقتی انجام میدن که بتونن به نحو عالی انجامش بدن
    مثلا برای درخواست ازدواج و خواستگاری حتما خودشون رو اجبار و ملزم می کنن که شرایط شون قبل از خواستگاری ایده آل باشه بعد برن خواستگاری. یعنی وظیفه خودشون می مونن. یعنی حتما ملزم می دونن که کارشون به مرحله خوب درآمد رسیده باشه ، مشکل مسکن نداشته باشند و پس انداز مطلوبی هم داشته باشن بعد برن خواستگاری دختر مورد علاقه شون
    اما یه عده پسرای دیگه هم می بینیم که خیلی برای خودشون سر خوش هستن. نه درس خونده ، نه کاری داره و کاری بلده، نه ارث و میراث و پس اندازی داره، طرف حتی سربازی هم نرفته با یه اعتماد به نفسی میره خواستگاری و میگه زن می خوام
    باید این رو درک کنیم که آدما و پسرا با هم دیگه فرق دارن. بعضیا توی خواستگاری رفتن خیلی وسواسی هستن که از حس مسئولیت و تعهد بالاشون هست به ازدواج و خانواده آینده شون

    حالا شما باید با توجه به رفتار و شخصیت دوستتون بررسی بکنید ببینید دوست شما جز این دسته ها هست یا نه

  2. کاربر روبرو از پست مفید بابک 1369 تشکرکرده است .

    sanjab (سه شنبه 10 دی 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    سلام دوست عزیز.نه خواستن اجباری هست نه نخواستن.اینکه میگید خیلی به شما علاقه دارند درست هست چون اگه نداشتند با شما یکسال رو نبودند اما ممکن هست الان نظرشون عوض شده باشه(البته این یک احتمال هست).اوایل شروع هر رابطه ای خیلی سریع و زیبا هست اما با گذشت زمان ممکن هست یکی از طرفین انگیزه اش رو برای ادامه از دست دهد و حتی پیشنهاد برای ازدواج رو فراموش کند به همین دلیل هم گفته شده که پس از شناخت کلی بهترین راه اقدام رسمی و .... هست .اگه ایشان واقعا شما رو دوست دارند پس هیچ وقت این رو بیان نمیکنند که رابطه تمام شود .البته ممکن هست واقعا شما رو دوست داره اما نه به عنوان همسر.اگه شما گزینه ایشان باشید پس شما هم بهترین راه این هست که ازشون فاصله بگیرید و ببینید چه تصمیمی میگیرند.اما هیچ ارتباطی نداشته باشید یعنی کات کامل.

  4. کاربر روبرو از پست مفید ستیلا تشکرکرده است .

    شیدا. (سه شنبه 10 دی 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 دی 92 [ 18:13]
    تاریخ عضویت
    1392-10-10
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    70
    سطح
    1
    Points: 70, Level: 1
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بابک 1369 نمایش پست ها
    من فکر می کنم این دوست شما از بیرون خیلی تحت فشار هست. فشار کاری و استرس و دغدغه ذهنی. که البته خیلی هم تو جامعه این روزای ما طبیعی
    همه پسرا مثل هم نیستن. یه عده شون خیلی زندگی رو ساده می گیرن و برای خودشون خوشن و حال می کنن. یه عده دیگه که فکر می کنم دوست شما هم جزئشون باشه زندگی رو جدی می گیرن و کمال گرا هستند و کاری رو وقتی انجام میدن که بتونن به نحو عالی انجامش بدن
    مثلا برای درخواست ازدواج و خواستگاری حتما خودشون رو اجبار و ملزم می کنن که شرایط شون قبل از خواستگاری ایده آل باشه بعد برن خواستگاری. یعنی وظیفه خودشون می مونن. یعنی حتما ملزم می دونن که کارشون به مرحله خوب درآمد رسیده باشه ، مشکل مسکن نداشته باشند و پس انداز مطلوبی هم داشته باشن بعد برن خواستگاری دختر مورد علاقه شون
    اما یه عده پسرای دیگه هم می بینیم که خیلی برای خودشون سر خوش هستن. نه درس خونده ، نه کاری داره و کاری بلده، نه ارث و میراث و پس اندازی داره، طرف حتی سربازی هم نرفته با یه اعتماد به نفسی میره خواستگاری و میگه زن می خوام
    باید این رو درک کنیم که آدما و پسرا با هم دیگه فرق دارن. بعضیا توی خواستگاری رفتن خیلی وسواسی هستن که از حس مسئولیت و تعهد بالاشون هست به ازدواج و خانواده آینده شون

    حالا شما باید با توجه به رفتار و شخصیت دوستتون بررسی بکنید ببینید دوست شما جز این دسته ها هست یا نه
    ممنون بابک ، اینایی که نوشتی خیلیاش در موردش صدق میکنه ، ولی من واقعا دغدغه م این نیست که چرا برای خواستگاری اقدام جدی انجام نمیده ، میخوام بدونم وقتی یکی که خیلی برای آدم عزیزه و ارزش خودش رو بارها ثابت کرده وقتی به آدم میگه نمیتونم همراهت باشم ، من باید رها کنم و برم همه چی رو ؟ وقتایی بوده که من گفتم اینو ، ولی اون رها نکرده و بره و من خوشحال شدم که نرفته ، میدونین چی میگم؟ و اگه قرار باشه رها نکنم ، چطوری میشه هم رها کرد و هم رها نکرد ؟هم فاصله داد و هم مواظبش بود ، آدما روزای سخت باید کنار هم باشن ، البته الانم رها کردم ، ولی در ظاهر

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز.نه خواستن اجباری هست نه نخواستن.اینکه میگید خیلی به شما علاقه دارند درست هست چون اگه نداشتند با شما یکسال رو نبودند اما ممکن هست الان نظرشون عوض شده باشه(البته این یک احتمال هست).اوایل شروع هر رابطه ای خیلی سریع و زیبا هست اما با گذشت زمان ممکن هست یکی از طرفین انگیزه اش رو برای ادامه از دست دهد و حتی پیشنهاد برای ازدواج رو فراموش کند به همین دلیل هم گفته شده که پس از شناخت کلی بهترین راه اقدام رسمی و .... هست .اگه ایشان واقعا شما رو دوست دارند پس هیچ وقت این رو بیان نمیکنند که رابطه تمام شود .البته ممکن هست واقعا شما رو دوست داره اما نه به عنوان همسر.اگه شما گزینه ایشان باشید پس شما هم بهترین راه این هست که ازشون فاصله بگیرید و ببینید چه تصمیمی میگیرند.اما هیچ ارتباطی نداشته باشید یعنی کات کامل.
    ممنون ستیلا ،خب آخه کسی که نظرش عوض میشه ، با آگاهی نظرش عوض میشه و نباید ناراحت باشه ، چطوریه که دوست من حالش خوب نیست ؟ چطوریه که هر روز داره داغون تر میشه ؟

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    ممنون ستیلا ،خب آخه کسی که نظرش عوض میشه ، با آگاهی نظرش عوض میشه و نباید ناراحت باشه ، چطوریه که دوست من حالش خوب نیست ؟ چطوریه که هر روز داره داغون تر میشه ؟[/quote]

    سلام اوا جان.شاید ایشان در زندگی و افکار خودشان مشکلی دارند شاید مشکل مالی دارند شاید بین دو راهی ماندن و رفتن گیر کرده اند و هزار شاید دیگر.....اما شما نمیتوانید تصمیم و افکار ایشان رو تغییر دهید . اما میتوانید شما تصمیم بگیرید و عکس العمل ایشان رو ببینید .میتوانید مدت زمانی رو برای ایشان تعیین کنید و به ایشان اطلاع دهید مثلا در مدت دوماه (البته زمانش رو خودتون میتوانید در نظر بگیرید ولی به نظر من دو ماه یا سه ماه کافی هست برای گرفتن یک تصمیم) تصمیم نهایشان را برای رابطه تان بگیرند و در ضمن روی تصمیمتان قاطع باشید و رابطه تان رو بطور کامل در این مدت قطع کنید.(البته این نظر من هست ).این مدت هم زمان مناسبی برای شما هست و هم میتوانید عکس العمل ایشان رو ببینید.حتی اگه رابطه تمام شود برای شما زمان خوبی بوده.اگر هم بعد از این مدت اقدام کردند شما میتوانید به نحو احسنت موقعیت رو مدیریت کنید

    - - - Updated - - -






    ممنون ستیلا ،خب آخه کسی که نظرش عوض میشه ، با آگاهی نظرش عوض میشه و نباید ناراحت باشه ، چطوریه که دوست من حالش خوب نیست ؟ چطوریه که هر روز داره داغون تر میشه ؟[/QUOTE]

    سلام اوا جان.شاید ایشان در زندگی و افکار خودشان مشکلی دارند شاید مشکل مالی دارند شاید بین دو راهی ماندن و رفتن گیر کرده اند و هزار شاید دیگر.....اما شما نمیتوانید تصمیم و افکار ایشان رو تغییر دهید . اما میتوانید شما تصمیم بگیرید و عکس العمل ایشان رو ببینید .میتوانید مدت زمانی رو برای ایشان تعیین کنید و به ایشان اطلاع دهید مثلا در مدت دوماه (البته زمانش رو خودتون میتوانید در نظر بگیرید ولی به نظر من دو ماه یا سه ماه کافی هست برای گرفتن یک تصمیم) تصمیم نهایشان را برای رابطه تان بگیرند و در ضمن روی تصمیمتان قاطع باشید و رابطه تان رو بطور کامل در این مدت قطع کنید.(البته این نظر من هست ).این مدت هم زمان مناسبی برای شما هست و هم میتوانید عکس العمل ایشان رو ببینید.حتی اگه رابطه تمام شود برای شما زمان خوبی بوده.اگر هم بعد از این مدت اقدام کردند شما میتوانید به نحو احسنت موقعیت رو مدیریت کنید

    - - - Updated - - -






    ممنون ستیلا ،خب آخه کسی که نظرش عوض میشه ، با آگاهی نظرش عوض میشه و نباید ناراحت باشه ، چطوریه که دوست من حالش خوب نیست ؟ چطوریه که هر روز داره داغون تر میشه ؟[/QUOTE]

    سلام اوا جان.شاید ایشان در زندگی و افکار خودشان مشکلی دارند شاید مشکل مالی دارند شاید بین دو راهی ماندن و رفتن گیر کرده اند و هزار شاید دیگر.....اما شما نمیتوانید تصمیم و افکار ایشان رو تغییر دهید . اما میتوانید شما تصمیم بگیرید و عکس العمل ایشان رو ببینید .میتوانید مدت زمانی رو برای ایشان تعیین کنید و به ایشان اطلاع دهید مثلا در مدت دوماه (البته زمانش رو خودتون میتوانید در نظر بگیرید ولی به نظر من دو ماه یا سه ماه کافی هست برای گرفتن یک تصمیم) تصمیم نهایشان را برای رابطه تان بگیرند و در ضمن روی تصمیمتان قاطع باشید و رابطه تان رو بطور کامل در این مدت قطع کنید.(البته این نظر من هست ).این مدت هم زمان مناسبی برای شما هست و هم میتوانید عکس العمل ایشان رو ببینید.حتی اگه رابطه تمام شود برای شما زمان خوبی بوده.اگر هم بعد از این مدت اقدام کردند شما میتوانید به نحو احسنت موقعیت رو مدیریت کنید
    ویرایش توسط ستیلا : سه شنبه 10 دی 92 در ساعت 20:25

  7. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 96 [ 20:04]
    تاریخ عضویت
    1389-12-04
    نوشته ها
    404
    امتیاز
    6,886
    سطح
    54
    Points: 6,886, Level: 54
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    533

    تشکرشده 600 در 287 پست

    Rep Power
    57
    Array
    دوست عزیز
    زمانی که دونفر بخوان با هم وارد اتاق بشن می تونن اما زمانی که یکی از اونها بخواد از اتاق خارج بشه طرف مقابل نمی تونه مانع اون بشه!
    وقتی که یک مرد با توجه به اصرار طرفه مقابل تصمیم به ترک رابطه میگیره به خاطر ناز کردن نیست،با سنجیدن جوانب مختلف به این تصمیم رسیده.
    این حرفها هم که با هم باشیم اما عشق نباشه بیشتر به درد فریب دخترها 18 ساله میخوره!یک کلام یعنی باشید برای وقتی که حال و حوصله نداشتم با یکی باشم یعنی زنگ تفریح اگر می خواید توی همچین رابطه ایی باشید میل شماست!اگر تحت فشار این حرف و زده بعدا توی زندگی که یک مشکلی پیش بیاد حتما می خوان بگن یک چند وقتی برو خونه ی بابات تا من از فشار خارج شم!!!
    توصیه میکنم به جای چنگ زدن به رابطه ایی که به جایی رسیده که شما رو نمی خوان به دنبال فراموشی و یافتن دلایل شکست رابطتون باشید.
    ویرایش توسط tamas : سه شنبه 10 دی 92 در ساعت 21:53

  8. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    آوا خانم، شما کلیات رابطه تون رو گفتین و با این کلیات میبینین که تقریبا بیشتر کسایی که اینجا نظر میدن نظرشون یکسانه. اگه فکر میکنی شرایط شما

    یه جورایی خاص تر هست باید جزئیات بیشتر بگی. مثلا چند مورد از مواردیکه باعث اختلاف بینتون شده چی بوده؟ یا اینکه شما خودت فکر میکنی به چه دلایلی

    دلسرد شده از ادامه رابطه؟ چند مورد مهمش رو بنویس.

  9. #17
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Avaa نمایش پست ها
    ولی من واقعا دغدغه م این نیست که چرا برای خواستگاری اقدام جدی انجام نمیده ، میخوام بدونم وقتی یکی که خیلی برای آدم عزیزه و ارزش خودش رو بارها ثابت کرده وقتی به آدم میگه نمیتونم همراهت باشم ، من باید رها کنم و برم همه چی رو ؟ وقتایی بوده که من گفتم اینو ، ولی اون رها نکرده و بره و من خوشحال شدم که نرفته ، میدونین چی میگم؟ و اگه قرار باشه رها نکنم ، چطوری میشه هم رها کرد و هم رها نکرد ؟هم فاصله داد و هم مواظبش بود ، آدما روزای سخت باید کنار هم باشن ، البته الانم رها کردم ، ولی در ظاهر
    آوای عزیز،
    خانمها و آقایون در این شرایط متفاوتند.
    وقتی یک آقا می گه تنهام بذار، به معنی واقعی کلمه منظورش اینه که تنهام بذار و برو.

    وقتی یک خانم می گه تنهام بذار، گاهی معنی نیاز به نوازش و ناز کشیدن و ... می ده. اگر شما گفتی برو و ایشون نرفته و شما از نظرت برگشتی، این شما بودی که "برو" گفتنت دروغی بوده!
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  10. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 دی 92 [ 18:13]
    تاریخ عضویت
    1392-10-10
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    70
    سطح
    1
    Points: 70, Level: 1
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tamas نمایش پست ها
    دوست عزیز
    زمانی که دونفر بخوان با هم وارد اتاق بشن می تونن اما زمانی که یکی از اونها بخواد از اتاق خارج بشه طرف مقابل نمی تونه مانع اون بشه!
    وقتی که یک مرد با توجه به اصرار طرفه مقابل تصمیم به ترک رابطه میگیره به خاطر ناز کردن نیست،با سنجیدن جوانب مختلف به این تصمیم رسیده.
    این حرفها هم که با هم باشیم اما عشق نباشه بیشتر به درد فریب دخترها 18 ساله میخوره!یک کلام یعنی باشید برای وقتی که حال و حوصله نداشتم با یکی باشم یعنی زنگ تفریح اگر می خواید توی همچین رابطه ایی باشید میل شماست!اگر تحت فشار این حرف و زده بعدا توی زندگی که یک مشکلی پیش بیاد حتما می خوان بگن یک چند وقتی برو خونه ی بابات تا من از فشار خارج شم!!!
    توصیه میکنم به جای چنگ زدن به رابطه ایی که به جایی رسیده که شما رو نمی خوان به دنبال فراموشی و یافتن دلایل شکست رابطتون باشید.
    جناب تماس فکر میکنم شما به کل مسیر رو اشتباهی رفتید ، من چند جا نوشتم که رابطه رو کاملا قطع کردم ، و به چیزی هم چنگ نمیزنم چون مطمئن هستم رابطه ای که تمایلی به اون نباشه تمام شده است و در اون ذره ای تردید ندارم ، شاید هم من نتونستم درست منظورم رو عنوان کنم ، من از شخصی که بخواد فریب بده و امید واهی بده حرف نزدم ، از دختری که مثل دخترهای 14 ساله منتظر فریب خوردن باشه هم حرف نزدم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    آوای عزیز،
    خانمها و آقایون در این شرایط متفاوتند.
    وقتی یک آقا می گه تنهام بذار، به معنی واقعی کلمه منظورش اینه که تنهام بذار و برو.

    وقتی یک خانم می گه تنهام بذار، گاهی معنی نیاز به نوازش و ناز کشیدن و ... می ده. اگر شما گفتی برو و ایشون نرفته و شما از نظرت برگشتی، این شما بودی که "برو" گفتنت دروغی بوده!
    دروغی نگفتم شیدا جان ، فکر میکردم بهترین راه اینه ، اشکال من این بود که در لحظه همه درها رو به روی خودم بسته میدیدم ، و مخصوصا وقتی میدیم اون بحث ها تکرار میشه فکر میکردم توی یک رابطه هیچوقت نباید جز آرامش چیز دیگه ای باشه و اشتباه میکردم ، اینکه خوشحال میشدم از نرفتن ایشون ، بخاطر این بود که متوجه میشدم حفظ رابطه براشون ارزش داره ، در نتیجه در زندگی واقعی هم وقتی دچار مشکلی بشیم ، ایشون سریعا تسلیم نمیشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
    آوا خانم، شما کلیات رابطه تون رو گفتین و با این کلیات میبینین که تقریبا بیشتر کسایی که اینجا نظر میدن نظرشون یکسانه. اگه فکر میکنی شرایط شما

    یه جورایی خاص تر هست باید جزئیات بیشتر بگی. مثلا چند مورد از مواردیکه باعث اختلاف بینتون شده چی بوده؟ یا اینکه شما خودت فکر میکنی به چه دلایلی

    دلسرد شده از ادامه رابطه؟ چند مورد مهمش رو بنویس.
    حق با شماست ، دوستان فکر میکنن من دارم خودم رو فریب میدم ، ولی بیش از نیمی از واقعیت اون چیزی هست که من از اون باخبر هستم ، در رابطه ی ما از پنهان کاری خبری نبود ،صداقت وجود داشت همیشه ، ما سعی کردیم همیشه درست و محترمانه رفتار کنیم ، یک چیزهایی که بعضی دوستان مینویسند در شان این رابطه نبوده و نیست ،
    مشکلاتی وجود داشته و داره برای آینده ی پیش روی ما ، مشکلات مالی خیلی زیاد ،ایشون به قدری تلاش میکنن که حتی برای خوابشون فرصت حداقل رو ندارند ،از طرفی من این روزهای آخر خیلی کم میدیدمشون ،شرایط من هم شرایط سختی بود ،تحت فشار روحی به خاطر پیدا کردن کار ،مشکل به خطر افتادن سلامتی که بخاطر دوری از خانواده برام پیش می آمد پشت سر هم و استرسهای زیاد و روزهای طولانی تنهایی و تنهایی ، این بود که توی اون شرایط 2-3 بار کنتاکت پیش اومد ،(البته قبل از اون هم چندین بار پیش اومده بود ولی در مورد اتفاقات اخیر نوشتم ) من منظورم رو بد بیان میکردم و ایشون هم بد برداشت میکردن ، اینکه خستگی اون روزها موند به تن هردومون ،ایشون با وجود مشغولیت از هر فرصتی که پیدا میکرد استفاده میکرد که منو تنها نگذاره ، در نتیجه توقعات من اون روزا خیلی به چشمشون می اومد ،اینکه من تنها میموندم ساعتهای زیاد به خواست خودشون بود که با اشخاصی که زیاد نمیشناسمشون ارتباط دوستی نداشته باشم ، یعنی من ناچار بودم به تنهایی، ایشون نهایتا احساس کردن با وجود اینکه همه تلاششون رو میکنن باز من ناراضی هستم ،در صورتیکه من ناراضی نبودم اصلا ، یعنی اصلا مشکلی با ایشون نداشتم ، شرایط خودم سخت بود و تنها کسی رو که محرم میدیدم که باش در موردش صحبت کنم ایشون بود. ایشون هم دچار استرس بودن به خاطر من که مشکل جدی پیش نیاد ، تغذیه مناسب داشته باشم و ...
    به من گفتن احساس میکنند هرچی میدوند باز هم نمیرسند ، وقتی گفتند نمیتونند مثل گذشته باشند منظورشون این بود که نمیخوان مثل گذشته انرژی بگذارند و جوابی نگیرن و دوباره براشون تکرار بشه همه این چیزها ،
    من اینو میفهمم که گاهی حتی آدمهای خوب هم میتونند آدم ما نباشن ، ولی من الان و در این روزها به این نتیجه درباره ایشون نرسیدم هنوز ، از طرفی باید درس بخونم ، و همه این ماجراها به شدت روی من تاثیر داشته و بازدهیم خیلی پایین اومده
    ویرایش توسط Avaa : چهارشنبه 11 دی 92 در ساعت 00:48

  11. کاربر روبرو از پست مفید Avaa تشکرکرده است .

    toojih (چهارشنبه 11 دی 92)

  12. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آوا جان منظورم این نبود که شما دروغ گفتی.
    ما زنها گاهی وقتی می گیم نه، منظورمون دقیقا "نه" نیست.

    اگر جمله ام را ناجور نوشتم و برداشتتون این بود که گفتم شما دروغ گفتید، ببخشید.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  13. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Avaa نمایش پست ها
    جناب تماس فکر میکنم شما به کل مسیر رو اشتباهی رفتید ، من چند جا نوشتم که رابطه رو کاملا قطع کردم ، و به چیزی هم چنگ نمیزنم چون مطمئن هستم رابطه ای که تمایلی به اون نباشه تمام شده است و در اون ذره ای تردید ندارم ، شاید هم من نتونستم درست منظورم رو عنوان کنم ، من از شخصی که بخواد فریب بده و امید واهی بده حرف نزدم ، از دختری که مثل دخترهای 14 ساله منتظر فریب خوردن باشه هم حرف نزدم

    - - - Updated - - -



    دروغی نگفتم شیدا جان ، فکر میکردم بهترین راه اینه ، اشکال من این بود که در لحظه همه درها رو به روی خودم بسته میدیدم ، و مخصوصا وقتی میدیم اون بحث ها تکرار میشه فکر میکردم توی یک رابطه هیچوقت نباید جز آرامش چیز دیگه ای باشه و اشتباه میکردم ، اینکه خوشحال میشدم از نرفتن ایشون ، بخاطر این بود که متوجه میشدم حفظ رابطه براشون ارزش داره ، در نتیجه در زندگی واقعی هم وقتی دچار مشکلی بشیم ، ایشون سریعا تسلیم نمیشه

    - - - Updated - - -



    حق با شماست ، دوستان فکر میکنن من دارم خودم رو فریب میدم ، ولی بیش از نیمی از واقعیت اون چیزی هست که من از اون باخبر هستم ، در رابطه ی ما از پنهان کاری خبری نبود ،صداقت وجود داشت همیشه ، ما سعی کردیم همیشه درست و محترمانه رفتار کنیم ، یک چیزهایی که بعضی دوستان مینویسند در شان این رابطه نبوده و نیست ،
    مشکلاتی وجود داشته و داره برای آینده ی پیش روی ما ، مشکلات مالی خیلی زیاد ،ایشون به قدری تلاش میکنن که حتی برای خوابشون فرصت حداقل رو ندارند ،از طرفی من این روزهای آخر خیلی کم میدیدمشون ،شرایط من هم شرایط سختی بود ،تحت فشار روحی به خاطر پیدا کردن کار ،مشکل به خطر افتادن سلامتی که بخاطر دوری از خانواده برام پیش می آمد پشت سر هم و استرسهای زیاد و روزهای طولانی تنهایی و تنهایی ، این بود که توی اون شرایط 2-3 بار کنتاکت پیش اومد ،(البته قبل از اون هم چندین بار پیش اومده بود ولی در مورد اتفاقات اخیر نوشتم ) من منظورم رو بد بیان میکردم و ایشون هم بد برداشت میکردن ، اینکه خستگی اون روزها موند به تن هردومون ،ایشون با وجود مشغولیت از هر فرصتی که پیدا میکرد استفاده میکرد که منو تنها نگذاره ، در نتیجه توقعات من اون روزا خیلی به چشمشون می اومد ،اینکه من تنها میموندم ساعتهای زیاد به خواست خودشون بود که با اشخاصی که زیاد نمیشناسمشون ارتباط دوستی نداشته باشم ، یعنی من ناچار بودم به تنهایی، ایشون نهایتا احساس کردن با وجود اینکه همه تلاششون رو میکنن باز من ناراضی هستم ،در صورتیکه من ناراضی نبودم اصلا ، یعنی اصلا مشکلی با ایشون نداشتم ، شرایط خودم سخت بود و تنها کسی رو که محرم میدیدم که باش در موردش صحبت کنم ایشون بود. ایشون هم دچار استرس بودن به خاطر من که مشکل جدی پیش نیاد ، تغذیه مناسب داشته باشم و ...
    به من گفتن احساس میکنند هرچی میدوند باز هم نمیرسند ، وقتی گفتند نمیتونند مثل گذشته باشند منظورشون این بود که نمیخوان مثل گذشته انرژی بگذارند و جوابی نگیرن و دوباره براشون تکرار بشه همه این چیزها ،
    من اینو میفهمم که گاهی حتی آدمهای خوب هم میتونند آدم ما نباشن ، ولی من الان و در این روزها به این نتیجه درباره ایشون نرسیدم هنوز ، از طرفی باید درس بخونم ، و همه این ماجراها به شدت روی من تاثیر داشته و بازدهیم خیلی پایین اومده
    ببینید آوا خانوم من فکر میکنم به مفهوم و منظور مستقیم دوستان دقت نکردی ، ما منظورمون اینکه 1 پسر اگه کسیرو بهش حس داشته باشه یا دوستش داشته باشه یا عاشقق باشه
    با همه کائنات میجنگه تا نزاره اون عشقش رو از دستش بره و... اگه غیر از این باشه یعنی طرف حسی یا دوست داشتنی و.... در کار نبوده.

    ما پسریم و مردیم با شناخت از روحیه و جنس خودمون داریم حرف میزنیم ، آدم وقتی کسیرو دوست داره میبینه خستگیش، بدهکاریش ، چکاش ، مشکلات مالیش ، استرس هاش و هر مشکل دیگه ای داشته باشه از بین میره فراموش میشه به کلی و...

    فکر کنم کامل شفاف سازی کردم تو لپ مطلبو برسونم.

    موفق باشید

  14. 2 کاربر از پست مفید mercedes62 تشکرکرده اند .

    sanjab (چهارشنبه 11 دی 92), شیدا. (چهارشنبه 11 دی 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.