دوشنبه 18 اردیبهشت 91, 17:37
بهار جان به نظرم عجيب نيست حست ..
من فكر ميكنم هر دختري يه سري خصوصيات رو توي ظاهر مي پسنده و دوست داره توي زندگي با چنين فردي باشه
مثلا من قد بلند خيلي دوست دارم و برام يه معياره
من دوستاني رو...
دوشنبه 18 اردیبهشت 91, 17:04
منم مي خواستم بگم شما چرا كه نمي گم !!!
خيلي راحت از خيانت حرف نزنيم بهتره
خيلي ها قد بلند دوست داشتن و با يه ادم قد كوتاه ازدواج كردن و همون شد همه زندگيشون
ادمايي كه كارشون به خيانت ميكشه (البته...
دوشنبه 18 اردیبهشت 91, 15:59
با زهرا موافقم
به نظر من الان چون ايشون همسر فرد ديگه اي شده و براي شما دست نيافتني فقط به خوبي ها و خاطرات خوش فكر ميكنيد
براي اينكه اروم بشين
به اين فكركنيد كه چرا به خاستگاريش نمي رفتين
چرا...
یکشنبه 17 اردیبهشت 91, 17:18
براي من واقعا سواله كه چطور مي تونيد به ازدواج با دختري فكر كنيد كه بهتون پيشنهاد چنين چيزي رو ميده
دختر عادي چنين كاري نميكنه
من اگه جاي شما بودم خدا رو شكر ميكردم كه زود تموم شده و اين موضوع و...
شنبه 16 اردیبهشت 91, 09:09
عماد وقتي 25 سالت بشه بهتر مي توني به انتخاب خودت اعتماد كني
طرف مقابلت هم همين طور
اين حف من نيستا
حرف كارشناساست كه منم قبولش دارم
امكان داره هر كسي بعد از ازدواج زده بشه ولي براي سن شما اين...
جمعه 15 اردیبهشت 91, 23:41
خدا رو شكر كه اين مشكلا رو نداري
براي چيزاي كوچولو غصه نخور
كلا بزرگترا دوست دارن به دانسته ها و تجربياتشون احترام بذاريم ..چون نگران ما هستن
مثلا من خواهر كوچيكترم رو واقعا كچل كردم ديگه
اصلا...
جمعه 15 اردیبهشت 91, 19:06
خيلي خوبه كه داري كاراي مثبتي انجام ميدي
پس همين الانشم از خيلي از هم سن و سالات جلوتري
اين بايد كلي انرژي بهت بده
به نظرت توقع هايي كه مادرت ازت داره غير منطقيه ؟
يه كم بهشون حق بده ..بعضي...
جمعه 15 اردیبهشت 91, 15:13
همه توي يه دوره اي از زندگيشون همينجوري ميشن
يكي زود تر و يكي دير تر
مخصوصا الان ك سربازي و كار و ادامه تحصيل فكر همه رو مشغول كرده
همه توي يه دوره اي حس مي كنن به يه همراه نياز دارن
يا اينكه...
سه شنبه 12 اردیبهشت 91, 15:31
ممنون از راهنمايي همه دوستان :72:
سه شنبه 12 اردیبهشت 91, 11:41
من اگه جاي شما بودم به مامانم مي گفتم كه برادرم اين قضيه رو مطرح كرده و بعد از اينكه فكر كردم به اين نتيجه رسيدم كه ميشه بهش فكر كرد و بايد ببيشتر با هم آشنا بشيم
اينجوري مادرتون اين قضيه رو...
سه شنبه 12 اردیبهشت 91, 09:27
منم با مهرداد موافقم
لطفا كاري نكن كه بعدا پشيمون شي
حتما از همسرت كمك بخواه
هر طور كه فكر كني اين آقا هر چقدر به خواسته هاش تن بدي جلوتر ميره
شما مجرد بودي و يه اشتباهي كردي ولي الان كه متاهلي...
یکشنبه 10 اردیبهشت 91, 17:30
چشمك تقريبا روزي يه بار تماس داره باهاش و اين حرفا رو تكرار مي كنه و اگه موفق نشه تا شب تلاش ميكنه
از ظاهر گرفته تا هر چيز ديگه اي
خودش حس ميكنه داره انرژي منفي بهش وارد ميشه
مي خواد احترام نگه...
شنبه 02 اردیبهشت 91, 23:16
حس ميكنم دنبال بهونه اي شما
درسته همسر شما رفتاراي بدي داره ولي چون خسته شدي از شرايط مالي داري همه مشكلات رو پشت سر هم مطرح مي كني
يه جا ميگين بي فكره
يه جا ميگين من خرج مي دم
يه جا ميگين...
شنبه 02 اردیبهشت 91, 22:02
به نظر من هم بذارين خانواده ها مطرح كنن
اينجوري خيلي بهتره
بعضي وقتا دختر براي اينكه سنگيني و غرور خودش رو حفظ كنه درجا رد ميكنه
ولي وقتي خانواده ها در جريان باشن فرصت فكر كردن داره
جمعه 01 اردیبهشت 91, 20:16
با سلام.ازدواجتون رو تبريك ميگم.
راه حل مشكل شما بيش از همه به نحوه ي پاسخگوييتون به احساسات همسرتون بستگي داره.بايد با همسرتون همدلي و همدردي كنيد.و در راستاي احساسات ايشون اعتبار سازي كنيد.وقتي...
جمعه 01 اردیبهشت 91, 20:10
نگران نباش
كمن پسرايي كه ثمثه تو از همين الان به نماز و خدا اهميت بدن
افرين به تو
مطمئن باش خدا خيلي دوستت داره
پس چرا حس ميكني كسي دوستت نداره
اينكه ميگي چون مذهبي هستي كسي دوستت نداره يه...
سه شنبه 29 فروردین 91, 11:44
يه چيزي بگم : پدر من اصلا تو خونه كار نمي كنه. مادرش تا زنده بود وقتي مادرم برحسب شغلش مي رفت مسافرت مادرش فوري مي گفت بيا پيش خودمون، پدرم هم ميرفت و خيلي وقتا اصلا دوري مامانم براش مهم نبود، چون...
سه شنبه 29 فروردین 91, 10:55
دريا جان اينقدر حساس نباش نسبت به ايشون
مادره
پسرش رو دوست داره
ديد كراواتش افتاده روي زمين مرتبش كرد
شما كه اينقد برات مهمه بايد با دادن كليد مخالفت مي كردي
به نظر من اين كار ايشون دليلي...
سه شنبه 29 فروردین 91, 10:51
دريا جان حرفت اصلا منطقي نيست
مادرش بايد پسرش رو تنها مي ذاشت اونم توي حالتي كه از نظر روحي حالت بدي داشت و در حاليكه شما رفتين خونه خودتون ؟
مطمئنا اگه شوهر شما توي خونه تنها مي موند شرايط شما رو...
دوشنبه 28 فروردین 91, 15:24
به نظر من اصلا شك نكن و حتما فراموشش كن
اين كه نشد
يتيم هست يا مادرش مرده بره با يكي از اعضاي فاميل يا خانوادش درد دل كنه ..بره پيش مشاور
با شوهرش حرف بزنه
ايشون هم انگار بدش نمياد كه جواب ميده...
یکشنبه 27 فروردین 91, 14:56
اقلیما،
تک تک شما دوستای خوبم مثل برادر و خواهرهای خودم میمونین برام و نمیتونم بی تفاوت باشم نسبت به زندگی هیچ کس. همین طور نسبت به زندگی خودم.
همیشه سعی کردم به قول آنی عزیز سر دوربین رو بچرخونم...
یکشنبه 27 فروردین 91, 14:34
درسته
من شرايط خوب براي گفتن مد نظرم بود ولي اينكه فكر كنه حساسي رو در نظر نگرفتم
انشالله حل ميشه مشكلت
يه مورد مشابه توي يكي از دوستام هست
من هميشه بهش مي گم فكر كن اگه اون هدفش خراب كردن...
یکشنبه 27 فروردین 91, 11:19
من فكر ميكنم توجه شوهرت بخاطر اينه كه پدر و مادرش فوت كردن و حس ميكنه خواهرت نياز به توجه داره
نمونه هاي شبيه به همين موضوع رو توي اين خانواده ها ميشه ديد
معمولا براي عروس سخت ميشه
شايد همسرت...
شنبه 26 فروردین 91, 17:34
سلام فاخته جان
من اگه جاي شما بودم در ارتباط با اين مسئله با خانواده صحبت مي كردم
و مي گفتم كه چقدر اذيت مي شم
اينجوري ك نميشه
اينكه نيما روزها اونجا مي مونه دليل نميشه كه شما ازار ببيني
من...