چهارشنبه 10 مهر 92, 08:44
تو کلاس درس خدا اونیکه ناشکری میکنه ردمیشه
اونیکه ناله میکنه تجدید میشه
اونیکه صبر میکنه قبولمیشه
اونیکه شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه
یکشنبه 31 شهریور 92, 16:44
سلام
همه خوبید؟
این چند روز خدا رو شکر، حال تالار هم خوبه.
یه مدت بود هیچ کدوم از کارشناسا وقت نمیکردن بیان تالار. خیلی اوضاع بهم ریخته شده بود.
ولی تقریبا این چند روز، یا هفته اخیر، هم...
چهارشنبه 27 شهریور 92, 11:31
سلام عزیزم
یه بار خیلی جدی و مودب بشین با شوهرت صحبت کن توو یه زمان مناسب و از اهداف قبل ازدواجت برای زندگیتون داشتی بگو و بگو دلم میخواد تووی خونه ای که با اون همه ذوق و شوق چیدیمشون زنگی کنم بگو...
چهارشنبه 27 شهریور 92, 10:58
سلام پرنده غریب
به نظر من حق با هیچکس نیست . حق فقط با خودته . تونیاز به آرامش داری. میخوای از زندگیت لذت ببری و آرامش داشته باشی و این لذتو و آرامشو فقط هر کس تو خونه خودش داره. تو با این سن کمت...
سه شنبه 26 شهریور 92, 23:33
سلام
مثل هر روز ترافــیـک کـــــاری ... روزهایی که تعطیل نیست برام زیاد قابل لمس نیست .. میدونید یه ذره لمس کردنش سخته !
احساس خوبی داشتم . روز تولد رو تا زمانی که وارد دفترم شدم یادم بود اما...
پنجشنبه 21 شهریور 92, 00:13
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود...
چهارشنبه 20 شهریور 92, 21:25
امروز بعد از تلاش 3 ساله ؛
تلاشی که همه جانبه اسبابش رو فراهم کردم رو استارت زدم .
خدایا شکرت ...
خدابا از اینکه این بار هم به من اعتماد کردی شکر ...
متشکرم .
دوشنبه 18 شهریور 92, 11:41
خـــــــــدایـــــــــــا
دلــــــم كــــــه برایـــــت تنــــــگ می شــــــود ،
بــــــا آنكـــــــه می دانـــــم همـــــه جــــــــا هستی ،
امــــــا بــــــه آسمـــــــان نگـــــــاه...
دوشنبه 18 شهریور 92, 08:58
سلام پرنده غریب عزیز
خیلی وقته دلم می خواست برات بنویسم ولی متاسفانه نمی رسیدم. دوست عزیزم من اون موقع ها که صحبت از ازدواجت بود تاپیکت رو می خوندم و تقریبا در جریان توضیحاتت از زندگیت هستم. من...
یکشنبه 17 شهریور 92, 22:29
سلام پرنده جان
به نظر من هم باید سعی کنی برگردی سر خونه و زندگی خودت. این کار درستیه .
این اصلا خوب نیست که دو ماهه خونه مادرشوهرت هستی . چون نزدیک بودن به اون ها باعث میشه حرمت ها بینتون کم کم...
یکشنبه 17 شهریور 92, 21:39
پرنده عزیز:72:
به نظر من موضوع شما کمی پیچیده است بخاطر سن کم و روابط خانوادگی با خانواده همسر و وابستگی همسرتون به خانواده
بنابراین راهنمایی کردن سخته ولی چیزی که به ذهن من میرسه اینکه سعی کن...
پنجشنبه 14 شهریور 92, 23:11
آی گفتی دخترمهربون.من جلد کتابامو پشت بوم میگرفتم چون کل خونه میشد منگنه و میخ وقیچی وکتاب. وکتک مادر.فقط یه چیزش بد بود ماپسرا باید موهامونو با ماشین یک میزدیم،گوشامون میشدمثل آئینه های ژیان :54:.من...
پنجشنبه 14 شهریور 92, 22:37
ببخشید چی شده الان؟
الان تالار چه فرقی کرده با قبل؟
وقتی وارد میشیم میشه همون قبلیه؟:303:
-----------------------
منم خوبم.
شما خوبین؟
چرا هیچ خبری نیست از هیشکی؟
چهارشنبه 13 شهریور 92, 21:25
وووووی چه تالار یـــــخی!
من خوبم.شما چطور؟
چهارشنبه 13 شهریور 92, 02:44
سلام پرنده غریب:72:
من چه تصویر ذهنی عجیبی از شما داشتم فکر می کردم یه خانم میان سال و مادر چند فرزند هستید:311::311:
دوست عزیز آدم معمولا تو زندگیش از یه آدمایی حساب می بره و همین طور وقتی...
دوشنبه 11 شهریور 92, 22:16
سلام پرنده جان
خوبی عزیزم ؟
من همیشه شما رو توی تاپیک حال و احوال دیدم . :43:
خوشحالم که اینجا می بینمت
عزیز دلم چرا ازش می ترسی ؟
تا حالا رفتار یا برخوردی داشته در گذشته ؟
وقتی عصبی میشه...