یکشنبه 28 اسفند 90, 21:22
حرف هايش مرا بد جور مشوش كرد...
به حدي كه اكنون نمي توانم ثانيه اي چشمانم را ببندم و به او فكر نكنم.
مي خواهم بدانم كه دقيقا مي خواست چه چيزي را به من انتقال دهد.
صداي وزش باد باعث نمي شود چند...
پنجشنبه 25 اسفند 90, 01:00
مَنَم و روزایی که میـانُ میرَن ،و نمی دونَم چه شوق خاصی داره . هیچ وقت نفهمیدم " عـِید " ینی چی
این کلمــه ی سه حرفی پــُر دنگُ فَنگ !
واسه چی شــُ نمی دونم . چطور شد و کی شد نمی دونم . اما عید...
چهارشنبه 24 اسفند 90, 15:55
http://www.hamdardi.net/imgup/36433/1331725983_36433_4a66a132d8.jpg
چهارشنبه 24 اسفند 90, 15:39
http://www.hamdardi.net/imgup/36433/1331724920_36433_04f2e024e2.jpg
دوشنبه 15 اسفند 90, 00:11
سلام فرشته مهربان:
تولدتون مبارک
اینم کارت تبریک من:
کارت تبریک
دوشنبه 01 اسفند 90, 09:14
نه فعلا چیز دیگه ای نیست.
دوشنبه 01 اسفند 90, 08:58
از یک نفر شنیدم که خوبه هر کس که تاپیکش نتیجه میده بیاد و اعلام کنه.البته نمیدونم که فرشته جان میخواهند که کارگاهشون رو ادامه بدن یانه .چه خوب اگر ادامه بدن چون میدونم که چند نفر که کم و بیش مسائلی...
پنجشنبه 20 بهمن 90, 17:13
بازم ممنون از همگی همین طور مدیر همدردی که وقت گذاشتن برای من. کاشکی میشد زودتر میومدم توی این تالار ...
باید بگم که اون ایمیلی که من فرستادم هنوز داره بازخورد میده.منتهی نه به خودم!!!!
مادرم به...
چهارشنبه 19 بهمن 90, 19:43
منم این اتفاق برام پیش اومده .همین 3-4 ماه پیش.پسره به من گفته بود سرطان داره و چقدر با این مریضیش من رو گذاشت سر کار.ولی خدا رو شکر کن که سریع فهمیدی قبل از اینکه کار به جاهای باریک بکشه.
چهارشنبه 19 بهمن 90, 15:28
خیلی ممنون .واقعا از دیشب تا حالا خیلی آروم تر شدم.از همه واقعا ممنون .
اونا هم باورشون نمیشه تا حالا با همون یه ایمیل من 3-4 ایمیل دیگه زدن که ببینن خودم بودم یا نه!ولی تغییر باید صورت میگرفت و...
چهارشنبه 19 بهمن 90, 00:22
یه کاری انجام دادم.چون پدر و مادرم رفتن مسافرت ناچارا براشون یک ایمیل فرستادم.توی ایمیل با اینکه برام خیلی سخت بود ولی براشون نوشتم که دلم براشون تنگ شده ,دوسشون دارم و آرزوم اینه که روزها زودتر...
سه شنبه 18 بهمن 90, 18:46
با مطالبی که فرشته جان گذاشتن و همین طور پست های بقیه متوجه شدم که بدون تغییر خودم نمیتونم دیگران رو تغییر بدم.
هیچ وقت انتظار تحول زیاد نداشتم شاید هم توقع زیادی داشتم چون اختلاف سنیم زیاده و...
سه شنبه 18 بهمن 90, 15:30
خب راستش می ترسیدم که آشکارا ابراز احساسات کنم چون فکر میکردم خیلی کار بدیه و آدم ها با این کار شخصیت خودشون رو پایین میارن.
یه مورد دیگه هم هست در رابطه با این موضوع.وقتی راهنمایی بودم یه معلمی...
سه شنبه 18 بهمن 90, 13:52
خب تا حالا نرفتم جلوی آینه به خودم ابراز احساسات کنم ولی فکر کنم اینو گفتم که توی ذهنم با اشخاص توی ذهنم این کار رو کردم ,خب این دو تا کار یه ذره شبیه همه دیگه:shy:
خب تا حالا هم آشکارا و با کلمات...
سه شنبه 18 بهمن 90, 03:18
سرشار:
خودم , خودم رو دوست دارم. آره با همه این تفاسیر خودمو دوست دارم و فکر کنم نشونش هم این باشه که دارم تلاش میکنم تا آدم بهتری بشم باز هم از نظر خودم.الان خودم رو بیشتر از گذشته دوست دارم.
فکر...