پنجشنبه 18 فروردین 90, 15:38
سلام دوست من. قبول شدنتون رو توی دانشگاه بهتون تبریک می گم و خیلی خوشحال شدم از اینکه توی رشته مورد علاقه ات قبول شدی.
همینطور یه خاطر عزیزی که از دست دادین بهتون تسلیت میگم. امیدوارم هر چه زودتر...
پنجشنبه 18 فروردین 90, 14:48
اگه از من بپرسن که هدف از ازدواج چیست؟
من قطعا خواهم خندید
حداقل برای من این سوال با سوال « هدف از ادامه زندگی چیست» فرقی نمی کنه. ازدواج یکی از مراحل تکامل انسانه، انسان تا ازدواج نکنه نمی تونه...
پنجشنبه 18 فروردین 90, 14:12
سلام بچه ها، این دفعه نمی خوام خبر بد بدم اما به خاطر اختلاف طبقاتی تالار:302: جاهای دیگه نمی تونستم بنویسم و مجبور شدم بیام سراغ تایپیک خودم.
میخواستم هم عید رو به همتون تبریک بگم، البته می دونم...
پنجشنبه 19 اسفند 89, 14:41
درست نمی دونم زمان خوشبختی چه زمانیه؟ و همینطور نمی دونم زمان بدبختی چه زمانیه!
شاید برای اینه که هیچ وقت بهشون فکر نکردم، هیچ وقت مرزی برای خودم نداشتم که اگه چنین شد و چنان شد خوشبختم و اگه نشد...
پنجشنبه 19 اسفند 89, 14:05
سلام.
خونمون رو عوض کردیم و طبق گفته سیسیلی قراره یه هفته ای بریم مسافرت. بیشتر وسایلمون رو نو کردیم. مثل دختری که میخواد جهاز بگیره یه مقدار پس انداز داشتیم که بیشترش برای عوض کردن خونه رفت و یه...
پنجشنبه 12 اسفند 89, 14:34
سلام خیلی ممنون که به یاد من هستین :72:
بعد از برگشتن امید و بیدار شدنش که تقریبا فردای اون روز بود از امید پرسیدم کجا راحت تره، اونم گفت هر جا تو راحت باشی، منم گفتم برگردیم خونه (تا نمی یومد خونه...
پنجشنبه 12 اسفند 89, 14:18
سلام دوستان خوبم، به خاطر غیبتم عذر میخوام.
چشم حتما آواتارم رو عوض می کنم به خاطر شما فرانک عزیزم
پنجشنبه 28 بهمن 89, 16:59
سرافراز جان شما خانم هستین یا آقا (البته ببخشید)
آخه توی این جور مواقع زبون خانمها و آقایون با هم متفاوت میشه، نمی دونم میترسم اگه این کار رو بکنم باز هم خودخواهی باشه، مثل دلتنگی که برای آرمان می...
پنجشنبه 28 بهمن 89, 16:42
امروز صبح پیک موتوری اومد در خونمون و گفت یه بسته دارید، رفتم بسته رو گرفتم، یه جعبه بود اومدم درش رو باز کردم دیدم پر از گل رز قرمزه، با یه نامه، یه نامه از امید، روز سپندارمزگان رو بهم تبریک گفته...
چهارشنبه 27 بهمن 89, 19:04
ممنونم ازتون، آدمها فراموشکارن اما بیشتر چیزهایی رو که به نفعشون هست فراموش می کنن. الان که تایپیک انتخابت را عوض کن رو خوندم، بهتر شدم، البته میشه گفت که خودخواهیم کمتر شد.
حقیقت اینه که من برای...
چهارشنبه 27 بهمن 89, 18:24
فرانک جان منو ببخش، انقدر درگیر غم خودم بودم که چیز دیگه ای رو نمیدیدم.
به وضوح میدونم که تسلیت من نمی تونه از غم شما کم کنه، اما از خدا میخوام به شما و خانواده تون صبر بده، داغ عزیز خیلی خیلی...
چهارشنبه 27 بهمن 89, 17:53
ممنون از راهنماییت آنی جان، حالا چی کارشون کنم، میدونی میترسم اگه به کسی ندمشون هر از چندگاهی دلم هوایی بشه و برم سراغشون و دوباره گریه و زاری راه بندازم.
آخه تصمیم گرفتم دیگه گریه نکنم، میخوام با...
چهارشنبه 27 بهمن 89, 17:35
خیلی شرمنده ام که باعث ناراحتی شما شدم، اگه چاره ای بود این کار رو نمی کردم لطفا از من بگذرید و منو ببخشید.
این دو روزه که برام مثل دو سال گذشت، بدون امید و آرمان بود، هر روز به علی آقا زنگ می زنم...
چهارشنبه 27 بهمن 89, 17:25
از همدردیتون واقعا متشکرم، اما خدا نکنه هیچ کس عزیزی رو از دست بده، اما الان تازه می فهمم چرا وقتی به یه نفر تسلیت می گفتم توی چهره اش هیچ نشانی از کم شدن غمش نمی دیدم.
دوست ندارم بگم بچه امانت...