پنجشنبه 25 اسفند 90, 01:39
حتما برای شادی و آرامشت دعا می کنم عزیزم:72:
دعا می کنم برای تو، برای خودم، برای همه، چه اونهایی که دارن نفس می کشن، چه اونهایی که اومدن و رفتن، چه اونهایی که هنوز به این دنیا نیومدن، برای هممون...
سه شنبه 23 اسفند 90, 22:22
سلام نازنین:72:
خواستم تو تاپیکت برات بنویسم، اما قفل شده بود.
هرچند نیازی هم به گفتن مجدد نبود و همه گفتنی ها رو دوستان گفته بودن. لینک تاپیک رو برات می گذارم که یکبار از اول با دقت همه پست ها...
سه شنبه 23 اسفند 90, 22:06
این پست از سارا ارزشش رو داره که بارها خونده بشه:72: امیدوارم سرافراز بیاد و یکبار دیگه بخونه:46:
سلام سر افراز عزیزم:
اینو به کامران هم گفتم..هیچ وقت فراموش نکن که بارانی باید تا که...
دوشنبه 22 اسفند 90, 20:16
سلام سپیده جان،
خیلی خوشحالم که اینقدر به فکر خواهرتی:46:
عزیزم تا می تونی بهش محبت کن. و بهش اعتماد به نفس بده.
اینکار رو هم از صمیم قلبت انجام بده.
یعنی خوب بهش دقت کن، و ویژگی های...
دوشنبه 22 اسفند 90, 19:55
سلام گلی:46:
وااای که من عاشق ازدواج های ساده و عاشقانم.:43: تو برو بیاهای جشن های آنچنانی نه تنها زمانی که باید طرفین خرج همدیگه کنن، به تدارکات مراسم می گذره، بلکه خیلی وقتا کدورت هایی هم پیش...
دوشنبه 22 اسفند 90, 00:25
سلام نازنین جون،
چقدر شیرینه رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس :310: تولدت مبارک عزیزم... شاد باشی:72:
یکشنبه 21 اسفند 90, 14:41
نازنین جان، چرا موضوع رو بیخودی می پیچونی؟!
مسئله خیلی واضحه. و اینکه شما بخوای به ایشون درس اخلاق بدی یا بگی که چطور آدمی هستی، هیچ نوع کارایی ای نداره...
در واقع اصلا لازم نیست به ایشون توضیح...
یکشنبه 21 اسفند 90, 03:32
و یه نکته دیگه اینکه: افشاگری می تونه برات خیلی گرون تموم بشه. چون مطمئنا زور ایشون به شما می چربه و نهایتا می تونه همون کاری رو بکنه که زلیخا کرد! و این وسط اعتبار اون باعث قربانی شدن شما می شه.
...
یکشنبه 21 اسفند 90, 02:04
سلام نازنین جان
اینجا یه واقعیت کتمان ناپذیر هست. و اون اینکه:
شما به منظور خاصی که مد نظر مدیرتون هست، تعدیل نشدی. در واقع اینجا یه معامله رخ داده.
حالا شما دو انتخاب پیش رو داری:
(1)...
سه شنبه 09 اسفند 90, 11:54
سلام baby عزیز،
من هم خدمت شما و خانوادتون تسلیت می گم. با توصیفی که از شخصیت با ملاحظه و با عطوفت ایشون کردید، مطمئنا در شادی و امنیت به سر می برند.:72:
در مورد خواهرزادتون همونطور که خودتون...
سه شنبه 09 اسفند 90, 10:52
بچه خودش از عهده علاقمند کردن پدرش برمیاد عزیزم...
خدا قبلا فکر این شرایط رو هم کرده...
اون چیزی که شما می خوای در قلب همسرت بوجود بیاری، قبلا خالقش ایجاد کرده...
شما فقط سعی کن برای خودت و...
سه شنبه 09 اسفند 90, 10:26
سلام نوشین جان،
همانطور که خودت اشاره کردی، کارت اشتباه بوده. و طبیعیه که عذاب وجدان داشته باشی (که این نشون می ده صداقت با همسرت برات اهمیت داره، چون اگه اینطور نبود، الان خوشحال هم بودی که به...
سه شنبه 09 اسفند 90, 00:39
افراد زيادي هستند که خوباند، اما نبايد با آنها ازدواج کنيد. اين افراد براي ازدواج بسيار هم مناسب هستند، اما نه با شما:
1- کسي که با شما اختلاف سني زيادي دارد
نميتوانيم بگوييم چقدر اختلاف سني...
دوشنبه 08 اسفند 90, 23:39
سلام عزیزم،
خب در اون صورت حق اون خانم خواهد بود که جواب منفی بده (همونطور که الان حق آقای فارسیت هست که به هردلیلی ادامه نده).
جواب منفی شنیدن جزئی از زندگیه. چه برای آقای فارسیت، چه طرف...
دوشنبه 08 اسفند 90, 22:52
سلام،
پیشنهاد می کنم حتی اگه فکر می کنید به زمان بیشتری نیاز دارید، به ایشون بگید که نظرتون منفیه و مسئله رو کاملا تموم شده اعلام کنید.
بعدا اگه موضوع رو بررسی کردید و خواستید ادامه بدید،...
دوشنبه 08 اسفند 90, 22:39
سلام رز عزیز:72:
این قسمت صحبت هات تحسین برانگیز بود:
:104::104::104:
اما یه نکته هم اینجاست:
دوشنبه 08 اسفند 90, 19:57
سارا جان من کاملا درک می کنم که مشکل دارید. خط به خط پست هات رو با دقت خوندم که بتونم موقعیت و احساساتت رو حس کنم.
خیلی وقتا پیش میاد که یه سنگ بزرگ میفته وسط جاده زندگی آدم و راه رو مسدود می کنه....
دوشنبه 08 اسفند 90, 19:04
سلام سارا جان، خوبی عزیزم؟:46:
فکر نمی کنی خیلی روی خواهرت تمرکز کردی؟
نوشتی که می خوای همه خانواده رو به آرامش برسونی، به نظر من از خودت شروع کن. اگه خودت به آرامش برسی، و از زندگیت لذت ببری،...
یکشنبه 07 اسفند 90, 13:37
سلام عزیزم،
احساست رو درک می کنم، می فهمم که دلت می خواد بتونی رفتار شایسته تری با مادرت داشته باشی، و در عین حال خودت هم زندگی آروم تری رو بگذرونی.
امیدوارم با تدبیر و صبر بتونی مسئله ای که...
یکشنبه 07 اسفند 90, 11:09
سلام
تاپیک شما من رو یاد مادرم انداخت. ایشون هم اوائل ازدواجشون خونه پدربزرگ و مادر بزرگم زندگی می کردن. با این تفاوت که اونجا دو تا پسر ازدواج کرده دیگه هم با خانم هاشون زندگی می کردن.
و البته...
یکشنبه 07 اسفند 90, 00:13
سلام
شما کمک می خوای که چطور این دختر رو بدست بیاری؟ یا کمک می خوای که چطور مشکل رو برطرف کنی؟
اگه همه ی تمرکزت روی بدست آوردنه ایشونه، که این پست رو نخون، چون به دردت نمی خوره.
اما اگه می...