سه شنبه 03 خرداد 01, 02:22
سلام
شمیم عزیز من همیشه در سکوت همدردی رو می خونم و به ندرت پیامی ارسال می کنم. راستش خیلی وقت هم بود نیومده بودم تا امشب که بی خوابی به سرم زد و از قضا قصه شما رو خونده. شمیم جان یک روز تو سال های...
یکشنبه 15 فروردین 00, 17:58
سلام
به نظر من سرچشمه ی حس خوشبختی و حال خوب از درون خود ماست. شما نباید انتظار داشته باشید همسرتون، خانواده هاتون، شرایط و در کل همه چیز باب طبع شما باشن تا حالتون خوب بشه. ببینید، زندگی فرصت ...
چهارشنبه 27 اسفند 99, 09:46
سلام. باید بگم من این عذاب وجدانی که می گید رو کاملا درک می کنم چون خودم هم همین مشکل رو دارم و تو چند وقت اخیر که تلاش می کنم دائم به ساز اطرافیان نرقصم اگرچه سفت و سخت رو موضع خودم می مونم اما حالم...
چهارشنبه 27 اسفند 99, 09:08
ممنون از دوستان
خوب البته که حتما لازمه از مشاوره استفاده کنم چون برام مهمه که دخترم بیشترین بهره ی ممکن از شرایط و تواناییاش ببره اما لازمه بگم که ما کلا خانواده ی شلوغی نداریم و من خودم تلویزیون و...
دوشنبه 25 اسفند 99, 19:28
سلام
یه دختر کلاس اولی دارم که از لحاظ هوشی نرماله و بی نهایت کنجکاو و ریزبینه. در کل تو این سال ها اذیت ویژه ای برای ما نداشته. اما مشکلی که الان دارم اینه که به سرعت حواسش پرت می شه و به کرات پیش...
چهارشنبه 19 شهریور 99, 12:09
دیروز با فرزندم صحبت کردم و در کمال تعجب لابلای صحبتش متوجه شدم صحبت دو سال پیش منو یادشه! هیچ وقت بروز نداده بود. خیلی عادی از موضوع عبور کردم و مکالمه ی کش داری نشد. اما واقعا انتظارشو نداشتم.
چهارشنبه 22 مرداد 99, 15:08
سلام
من با همسرم صحبت کردم. البته موضوع رو باز نکردم که فلان موقع با فلان خانم خیلی صمیمانه و خودمانی صحبت کردی خوشم نیومد اما گفتم من از این سبک محاوره ناراحت می شم. حتی گفتم ممکنه گفتن من به تو...
پنجشنبه 16 مرداد 99, 11:47
فرزانه جان باید دید تعریف شما از رفتار خوب چیه؟ پدر من بیشتر تلاش می کردن به ما ثابت کنن همه شکست های زندگی مون مادرمونه و پای ما رو به بحث و عصبانیت خودش می کشوند که من همیشه می گفتم من نظری نمی دم...
چهارشنبه 15 مرداد 99, 21:46
ممنونم. همسر من همیشه همین طور بوده. با این که خانواده ایشون به شدت سنتی هستن. منم علی رغم این که بسیار مقیدم اما در تمام این سالها هیچ وقت برخوردی نکردم و حساسیتی بروز ندادم. حتی یادمه یه بار یکی از...
چهارشنبه 15 مرداد 99, 14:56
سلام. مشکلی می خوام در موردش صحبت کنم ادبیات صمیمی همسرم با خانم های دیگست به طور مثال گاهی افرادی با آشنایی نه چندان قدیمی رو با پسوند جان صدا می زنه و عزیزم خطاب می کنه و این در حالیه که من اینو...
چهارشنبه 15 مرداد 99, 14:31
ممنون از پاسخ کاملتون.
خواهرانه می خوام بگم، متاسفانه تا حدود بسیاری امروز شما و همسر شما گذشته ی پدر و مادر منه. پدر و مادر من در تمام این سال ها از موضعی که شما و همسرتون دارید ذره ای جابجا نشدن....
سه شنبه 14 مرداد 99, 17:36
سلام
فرزانه جان از شرایطی که توش قرار داری واقعا متاسفم.
عزیزم می دونی که رویکرد همدردی بیشتر و تا حد ممکن به ساختنه تا طلاق اما واقع بینانه که نگاه کنیم گاهی راهی جز جدایی نیست.
ببینید، آدم ها به...
پنجشنبه 25 اردیبهشت 99, 18:12
فرزانه جان سلام
خودتون جواب خودتون رو دادید.
پنجشنبه 25 اردیبهشت 99, 18:02
سلام. عزیزم همیشه پیگیر تاپیک های شما هستم و براتون دعای خیر می کنم. ببینید، همه ما تو زندگی خودمون با مسایل و مشکلاتی روبرو هستیم و می شیم که به ذائقه مون خوش نمیان اما وجودشون در حیطه اختیار ما...
شنبه 23 فروردین 99, 23:51
سلام.
می خوام تجربه خودم از دوباره مادر شدن رو کمی براتون بگم. من تو بارداری به دلیل در مشغله بودن همسرم با مسئولیت های فرزند اولم تنها بودم و دکتر رفتن ها و متعلقاتش هم که بود. دوران سختی رو پشت سر...
چهارشنبه 17 مهر 98, 18:34
سلام
پیشنهاد می کنم خودتون هم کفش روفرشی تهیه کنید و توی خونه کفش بپوشید.
چهارشنبه 17 مهر 98, 18:03
سلام
خانم عزیز آخه کدوم مردی وقتی می خواد یه رابطه موازی غیر رسمی داشته باشه از این جنس حرفا نمی زنه؟ کی تصمیم می گیره از کسی که برای تمام عمرش نمی خواد حفظش کنه بچه دار بشه؟ کسی که به احترام...
دوشنبه 14 مرداد 98, 21:46
سلام
دوباره گند زدم. دوباره هوای خونه رو غبار آلود کردم...
با عادی بودن و خوب رفتار کردن بهتر شدم اما خوب نشدم هنوز. هنوز به دردها فکر می کنم اگرچه خیلی کمتر. همسرم خیلی تلاش می کنه اما راضیم نمی...
سه شنبه 08 مرداد 98, 14:35
سلام
همین که همسر شما هیچ وقت بدون شما نرن و هربار که شما هستید ایشون هم باشند پیام رو می رسونه.
دوشنبه 16 اردیبهشت 98, 22:37
میشل عزیز منظور شما اینه که من امیدی به اصلاح نداشته باشم؟
خوب این جوری و اگه من رهاش کنم و بگم با همه ی محاسنی که داره باهاش زندگی می کنم بعد کار برسه به اون جایی که نباید چی؟ در این صورت در نهایت...
دوشنبه 16 اردیبهشت 98, 14:20
به نظرم کاملا درسته.
من هرگز به تنهایی نتونستم علت این لغزش های ایشون رو بفهمم. چون اصلا و ابدا با بقیه ی رفتاری که ازش می بینم همخونی نداره. و تا نفهمیم چرا تضمینی نداره دوباره اتفاق نیفته و این...