دوشنبه 03 شهریور 93, 10:25
سلام بچه ها
خیلی وقت بود نبودم
اگر پست های قبلیم رو بخونید متووجه میشید با خانومم خیلی مشکل داشتم
خدا روشکر 1 سالی میشه خیلی بهتر شدیم سریع کوتاه میایم و اشتی میکنیم و من سعی میکنم کمتر عصبانی بشم...
پنجشنبه 19 اردیبهشت 92, 14:50
ممنون
بله مسلما هر کسی زندگیشو دوست داره
منم برای نگه داشتن زندگیم خیلی تلاش کردم از خیلی چیزهایی که برام از کوچیکی مهم بودن گذشتم حتی خونوادم فقط برای اینکه خانومم راضی باشه
اما خوب زیاده روی...
پنجشنبه 19 اردیبهشت 92, 08:44
شما اگه روانشناس میشدی فکر میکنم همه رو یه روزه اعدام میکردی؟!!!!
یه لحظه فکر کردم اگه اینها رو مثلا به شما که روانشناس بودی میگفتم چی میشد!!!
بهتره دیگه حرفی نزنید
- - - Updated - - -
...
چهارشنبه 18 اردیبهشت 92, 21:27
سلام
من خوندم و کلا نمیتونم نظر خاصی بدم
اما در مورد شکایت مسلما ترستون از اینه که بهاش رابطه داشتین
اما به نظرتون بدون دلیل و مدک میتونه ثابت کنه باهاتون رابطه داشته؟
بکارت شما در سالیان گذشته...
چهارشنبه 18 اردیبهشت 92, 19:02
اقا مهدی ممنون که وقت میزارید
به جون خودم من خیلی سعی میکنم روابطمون رو بهتر کنم اما نمیخواد
خدا رو شکر تو زندگی مشکل پول رو نداریم و واسه همین در این مورد دعوا نداریم اما 99 درصد بحث های ما...
چهارشنبه 18 اردیبهشت 92, 18:52
دوست عزیز اگز منظورتون زندگی زن داداش خانومم هست که خود این خانوم بدتر از من نیاز به ارامش داره و با نگاه های اول اون من رفتم سمتش پس چیزی نیست که بگم خودم خواستم
شما میگین ذهنیتم رو در مورد خانومم...
چهارشنبه 18 اردیبهشت 92, 18:43
نه متاسفانه
اهل مطالعه نیست
تا حالا 3 تا کتاب در مورد زناشویی خرید اما دریغ از باز کردن صفحه اولش
چهارشنبه 18 اردیبهشت 92, 18:17
سلام
من قبلا تاپیکی زده بودم که مشکلات خودم و زنم رو نوشتم.
من با اینکه زنم رو ندیده قبول کردم و ازدواج کرد و حتی دو سال ازم بزرگتره اما تا مدتی قبل دیوانه وار دوستش داشتم.
از موقعی که بعد از عقد...
پنجشنبه 29 فروردین 92, 21:53
الان این توضیح کاملتون بود یا اینکه نیمه کاره مونده؟
چهارشنبه 28 فروردین 92, 18:48
نه به خونواده من که الان 8 ماهه تو استان دیگه هستیم و نیومدن ببین پسرشون و عروسشون دارند چیکار میکنند تازه اونم اصفهان که جای دیدنی داره نه تهران نه به خونواده شوهر تو که همیشه اونجان!!
چهارشنبه 28 فروردین 92, 18:38
عزیز من که شوهر اون دختر خانوم نبودم
حالا کم و زیاد
تو مشاور میشدی یا همه طلاق میگرفتن یا خودکشی میکردن چون روحیه که نمیدادی هیچ میزدی همون روحیه رو هم باطل میکردی!!!
گرفتی منظورمو که؟؟؟؟
چهارشنبه 28 فروردین 92, 13:58
یلدا جان
ما یه دختر همسایه داشتیم ( داشتیم چون همه از اون محله دیگه رفتیم )
حدود 7 سال پیش بود که دیپلم داشت و کارش نقشه کشی ساختمان بود.
هر شب تا نیمه شب بیدار میموند و کار میکرد
مامانش میگفت...
چهارشنبه 28 فروردین 92, 13:12
نیلو جان خوبی سربازی برای ما مردها میدونی چیه :دی ؟ همین که مسئولیت پذیر میشیم چون اینقدر بهمون مسئولیت میدن اونجا
همیشه با آینده باید امیدوار باشی
من سرگذشت کاریم شاید برای خیلی ها بگم جالب باشه...
چهارشنبه 28 فروردین 92, 12:59
سلام یلدا جان
منم درست مثل تو بودم و شاید هنوز هم باشم
من همیشه عادت داشتم مثلا موقع خواب و بیشتر وقت هام به فکر این باشم که سایتم رو چطوری درست کنم مثلا بالاش اینکارو بکنم و پایینش اینکارو ... (...
سه شنبه 27 فروردین 92, 13:34
شی جان
تو باید یه سیاست هایی داشته باشی
اره منم وقتی داره بهم خوش میگذره مثلا با مادرزنم جایی میریم دوست دارم بدونم الان مادرم اینا دارن چیکار میکنن
میدونی چرا؟
چون اگه 20 بار مادرزنم رو ببرم...
سه شنبه 27 فروردین 92, 13:28
سایه جان تو هم مثل زن من اصلا سیاست نداریا!!! :دی
سایه الان نرفتن تو که دومین بار میشه ممکنه رابطه بین شوهر و خودت رو بهم بزنه
به این مورد هم سعی کن توجه کنی
تو میتونی بری اما قبلش با شوهرت صحبت...
سه شنبه 27 فروردین 92, 13:12
she جون خیلی ناراحت شدم.
چون خودم تو زندگیم مشکل دارم نمیتونم چیزی بهت بگم فقط برات دعا میکنم.
ممنون از اینکه توی تاپیک من نظرتو گفتی.
- - - Updated - - -
راستی she جان
تولدت مبارک
:X
سه شنبه 27 فروردین 92, 12:57
اره من کلا حرف های sareh رو قبول دارم
اما اینم باید در نظر گرفت که علاقه طرفین به هم چقدر هستش
تاپیک من رو she خونده
همین کارهایی که گفتی رو زنم با من انجام داده و میده
همیشه میگه خونواده خودش...
سه شنبه 27 فروردین 92, 12:42
Seh جون من تاپیکتو خوندم من اصلا من شوهرت به خونوادم وابسته نیستم
مثلا تو تاپیکت گفتی اومدی تهران شوهرت همیشه پای تلفن داره با مامانش حرف میزنه من الان حدود 9 ماهی میشه اومدم استان دیگه
اما من هیچ...
سه شنبه 27 فروردین 92, 11:29
SHe جان ممنون از توضیحاتی که دادی
درست اخلاق خانومه منم همینطوره اگر دوست دختر داشته باشم فکر نکنم اونقدر ناراحت بشه
این ماجرای خونه گرفتن بغل خونه مادرم هم تا یکسال اول بود یعنی الان که حدود...
سه شنبه 27 فروردین 92, 00:27
ممنون شیدا جان
نه نرفتیم اگر هم بگم بیاد نمیاد چون قبلا چند بار گفتم میگه اخلاق خودش مشکلی نداره!
ببین یه نمونه های کوچیک رو برات مثال میزنم
مثلا یه بار رفتیم خونه مادرم بعدش دعوامون شد که چرا...