دوشنبه 13 شهریور 91, 15:21
دوست عزیز من متخصص نیستم و به احتمال زیاد نمیتونم اون طور که باید و شاید راه حلی بهتون بدم که از نظر روانشناسی کاملا درست باشه.
همونطور که خودتون میدونید زندگی با چنین ادمایی مشکلات و سختی های خودشو...
پنجشنبه 09 شهریور 91, 11:17
اینکه شما تابع عقلتون هستین خیلی خوبه ولی نباید احساسات رو هم کاملا زیر پا گذاشت چون این جزیی از فطرت بشریته
در هر حال صلاح مملکت خویش خوسروان دانند(خودتون بهترین مشاور خودتون میتونید باشید البته...
پنجشنبه 09 شهریور 91, 06:11
غرور زیادی کار دست ادم میده نباید زیاد مغرور بود چون مشکلات زیادی برای ادم پیش میاره همه چیز در حد خودش خوبه نه زیاد نه کم(اینو کلی گفتم نه فقط به خاطر مشکلتون یا تردیدتون):305:
شما باید یه کمی بهتر...
چهارشنبه 08 شهریور 91, 15:19
خوب الان درکت میکنم اگه منم جای تو بودم احتمالا وضعم بدتر از تو میشد نمیدونم این حرفا که میخوام بگم شعاره یا نه ولی بهترین راه حلیه که به نظرم رسیده.
به نظر من بهتره که یه مدتی رو با خودتون خلوت...
چهارشنبه 08 شهریور 91, 13:20
danoosh جان منم یه زمانی مشکل تو رو داشتم نه فقط با خانواده ام بلکه با هیچ کس (میگم هیچ کس یعنی واقعا هیچ کس) نمیتونستم ارتباط برقرار کنم معملا هم حتی موقعی که میرفتیم مهمونی یه گوشه میشستم و یه...
دوشنبه 06 شهریور 91, 22:20
elnaz 66عزیز راستش من تو این جور موارد نه تجربه ی کافی دارم و نه میتونم با اطمینان تمام اضهار نظر کنم.
ولی اگه من جای شما بودم هیچ عجله نمیکردم بالاخره بحث یه عمر زندگیه. درسته که شاید فرصت محدودی...
یکشنبه 05 شهریور 91, 23:38
ببخشیدا عذر میخوام ولی اونطوری که شما توضیح دادین من فکر میکنم که ایشون دارن بهانه میارن و به نظر من هر چه سریع تر این ارتباط رو قطع کنید بهتره چون اگه ایشون واقعا طالب ازدواج با شما باشن به هر نحوی...
یکشنبه 29 مرداد 91, 16:47
چرا از شهرستان و روستا بدتون میاد.توی دنیا قرار نیس که همه ی مردم تو پایتخت زندگی کنن هر کسی به دلیلی که برای خودش مهمه یه جایی رو برای زندگی کردن انتخاب میکنه وگرنه به شخصه من میتونم بدون این که هیچ...
سه شنبه 24 مرداد 91, 19:34
این درسته که تربیت خانوادگی خییل مهمه و روی منش و رفتار و ... اثر میزاره و حتی شخصیت ادم رو شکل میده درسته که اگه برادرتون با اون خانواده وصلت کنه با مشکلات جور واجور رو برو میشه و درسته که ..... ولی...
سه شنبه 24 مرداد 91, 19:04
به نظر من بهتره یه مدتی (بستگی به شرایط روحی خودتون داره) از ایشون دور باشین و به طور کامل فراموشش کنین و تو این مدت شرایط همسر ایده ال تون رو یادداشت کنین(البته یقینا کسی رو پیدا نمیکنین که همه ی...
دوشنبه 23 مرداد 91, 07:55
اگه رابطه تون به حدی جدی بوده که خانواده هاتون از اون خبر داشتن و ایشون به صورت رسمی از تون خواستگاری کردن (از اونجایی هم که شما میگین که عاشقشین) بهتره بجنگید یعنی کمکش کنید تا اروم بشه ادمها...
یکشنبه 22 مرداد 91, 22:55
فکر کنم این مربوط میشه به سن و سال شما چون بعد اون همه سال درس خوندن تو مدرسه هایی که به هیچ عنوان مختلط نیستن و یه هو که وارد محیطی میشی که حتی بعضی موقع ها مجبور میشی کنفراس ها و پایان نامه هاتم با...
چهارشنبه 18 مرداد 91, 22:47
از طرفی فکر می کنم که قبول این موضوع که به خاطر شرایط مالی فعلاً بی خیال ازدواج بشم ، از لحاظ آموزه های دینی ما اشکال داره.
[/quote]
دوست عزیز باید بگم که این یه حقیقته (که البته بعضی موقع ها تلخ )...
چهارشنبه 18 مرداد 91, 08:00
سلام. زیبا خانوم.
من خوب میدونم که مرد ها معمولا این جور موقع ها دوست دارن تنها باشن کسی دور و برشون نباشه و معمولا میگن که میخوام تنها باشم(البته فکر کنم این موضوع درمورد شریک زندگیشون صدق...
سه شنبه 17 مرداد 91, 22:42
خوب به نظر من این بستگی زیادی به این داره که خواهرتون مجرد باشن یا نه متاهل ،به رابطه شون با پدر و مادر تون هم ربط داره اگه خوهرتون سن و سال کمی هم داشته باشه (با این توصیف های شما از روابط خانوادگی...
سه شنبه 17 مرداد 91, 11:36
امیداقا. اگه من جای شما بودم اول خودم اقدام میکردم چون با این کار میتونستم به خانوادم نشون بدم که از لحاظ عقلی و احساسی و... به حدی رسیدم که بتونم یه زندگی مستقل رو اداره کنم و میتونم رو پای خودم...
دوشنبه 16 مرداد 91, 07:18
از شما دو دوست عزیز هم ممنونم که راهنماییم کردین .
ولی من اصلا نگفتم که عاشق طرف شدم فقط و فقط گفتم که به ایشون علاقه مند شدم . چون تعریف عشق از نظر من شاید با تعریف شما فرق دشته باشه. عشق علاقه ی...
یکشنبه 15 مرداد 91, 12:00
سلام.من 22 سالمه و دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی. حدود یه سال و نیمه که تو شهر خودمون میرم کلاس زبان .تو این موسسه با یه اقایی 25 ساله که تو بعضی از ترم ها مربی مون بوده اشنا و علاقه مند به ایشون شدم...