سلام.
همسرتون الان شرايط روحي مساعدي ندارن و بيش از هر وقت ديگه اي محتاج کمک و حمايت شما هستن و از طرف ديگه يه فرصت ايده آل براي شماست تا خودتون رو بيشتر ار هر وقت ديگه بهش ثابت کنيد و براي هميشه بخش عظيمي از قلب و احساسش رو به شما تقديم کنه. چرا بايد اجازه بدين مسئله اي مثل عروسي که قراره يکي از خوشايندترين اتفاقات زندگي يه نفر بشه اين طور اوقاتتون رو تلخ کنه؟!
خودشون که پيشنهاد مسافرت رو دادن. يه مراسم خيلي کوچولو با حضور نزديکانتون بگيرين، لباس عروس بپوشين و برين آتليه و... اگر کسي چيزي گفت يه بهانه بيارين مثل فوت يکي از اقوام يا مسائل شغلي. در هر صورت همسرتون يا پدرش رو متهم نکنيد.
زندگي اونقدر طولاني نيست که آدم بخواد چند ماه با مهمترين فرد زندگيش قهر باشه. زودتر با همسرتون تماس بگيرين. براتون آرزوي يه زندگي شادو بي مشکل ميکنم





اتفاقا یکی دیگه از بانوان هم همین مشکل را داشتند شوهر ایشونم نمیخواست عروسی بگیره البته برای چند ماه قبل بود و ایشون دیگه تشریف نیاوردند بگویند نهایت ماجرا عروسی گرفتند یا خیر بچه ها پیشنهادات خوبی ارائه دادن.

این بخشش از همش ضایعتره

علاقه مندی ها (Bookmarks)