لطفاً تا بارگذاری کامل صفحه منتظر بمانید ...
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
| | |
سر مقاله
** آیا می خواهید بهترین تصمیم ...![[تصویر: 1265669498_16936_bb1b7a2ccd.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1265669498_16936_bb1b7a2ccd.jpg)
اقتباس از کتاب " تصمیم گیری بهتر " از اسپنسر جانسون .
سبک نگارش موضوع جالبه . به صورت داستانی از شخصی که در پی پیدا کردن شیوه تصمیم گیری بهتر برای غلبه بر ناکامیهایش است و...... .
بنده از لابلای داستان سخنان و تکنیکهای اصلی نویسنده را استخراج کرده و اغلب را با بیان و دسته بندی خاص خودم برایتان در اینجا خواهم آورد و البته بسا که توضیحاتی که به نظر خودم می رسد برای مفید تر شدن مطالب ارائه کنم ، بنا براین به رسم امانت هر جا عباراتی در بین دو ستاره یا گیومه بصورت پررنگ تر و با رنگ متفاوت دیدید بدانید عین گفتار نویسنده است .
امیدوارم از تکنیکهای آن که به نظرم جالب است بهره مند شویم .
** تصمیمی بهتر است که موجب شود ما از چگونگی اتخاذ آن راضی باشیم و نتایج بهتری به دنبال داشته باشد . منظورم از تصمیم بهتر آن است که در زمان اتخاذ راجع به ارزش آن ، هیچ سئوالی برای ما مطرح نشود و قاطعانه تصمیم بگیریم **
به نظرم در اینجا منظور نویسنده از این عبارت که : ** منظورم از تصمیم بهتر آن است که در زمان اتخاذ راجع به ارزش آن ، هیچ سئوالی برای ما مطرح نشود و قاطعانه تصمیم بگیریم ** این است که تمام زوایای تصمیم چنان برای ما روشن شده و بهترین تصمیم شناخته باشیمش که جای هیچ ابهامی باقی نگذارد و فرد با اطمینان ، جدیت و قاطعیت آنرا به اجرا در آورد .
** برای اتخاذ یک تصمیم بهتر ، قدم اول باز ایستادن از یک تصمیم ضعیف است **
تصمیم های ضعیف فرد را نیز ضعیف خواهد ساخت ، زیرا باعث به وجود آمدن اشتباهات و مشکلات دیگر می شود و همین خود علاوه بر آنکه دغدغه آفرین است و انرژی را هدر می دهد ، ممکن است در فرد ایجاد احساس ناکامی نموده و چه بسا باعث تضعیف اعتماد به نفس و یا حتی ضعف عزت نفس شود . پس برای آن که یک تصمیم خوب و بهتر اتخاذ شود بهتره اول با جدیت هر تصمیم ضعیفی را که گرفته ایم ترک کرده و به خود توقف دهیم برای یافتن بهترین تصمیم . ممکنه این سئوال پیش بیاد که از کجا بدانیم که تصمیم ما یک تصمیم ضعیف است . باید بگویم که وقتی تصمیم از روشهای صحیح تصمیم گیری یا به عبارتی بدون مهارت اتخاذ نشده باشد به نظر می رسد احتمال ضعیف بودن این تصمیم زیاد است . برای همین دانستن ساز و کار یک تصمیم گیری بهینه موجب می شود بفهمیم تصمیمات تا کنون ما ضعیف بوده یا خیر . که در ادامه به کمک آموزه های اسپنسر جانسون و تکمیل آن روند اتخاذ بهترین تصمیم را بدست می آوریم .
** اگر شما از یک تصمیم ضعیف دست بردارید یک جای خالی خواهید داشت که می توانید آن را با چیزی بهتر پر کنید **
اما ما اغلب از آن می ترسیم که آنچه را داریم از دست بدهیم و چیز بهتری به دست نیاوریم ( ترس )
** همه ما گرفتار چنین ترسی هستیم ، شهامت می خواهد که بگذاریم چیز آشنا به راحتی از دست برود ** ( وابستگی ، به آنچه به آن عادت کرده ایم یا برایمان آشناست )
دقت کردید و دیدید که در این جا دو نکته استخراج شد ، که بهتره بگوییم عمده ترین موانع ترک تصمیم ضعیف و اتخاذ یک تصمیم بهتر است .
1 – ترس از دست دادن و بدست نیاوردن
2 - وابستگی به آنچه داریم و یا برایمان آشنا تره
در حالی که به نظر جانسون مطمئن ترین و قابل اعتماد ترین راه برای بدست آوردن نتایج بهتر همین ترک تصمیمات ضعیف است .
** وقتی چیزی بدرد نخور از سر راهتان کنار رفت آزاد خواهید بود که چیزی بهتر بیابید و بطور معمول خیلی زود چنین چیزی را خواهید یافت . یک ضرب المثل چینی می گوید اگر یک فنجان چای داغ می خواهی ابتدا باید فنجانت را خالی کنی **
** چرا ما به انجام دادن کاری ادامه می دهیم که می دانیم مفید نیست ؟
زیرا ما اغلب احساس خطر می کنیم که چیزی آشنا را تغییر دهیم . با تغییر ندادن احساس امنیت بیشتری می کنیم . در نتیجه روش غیر مؤثر ولی آشنا مورد قبول واقع می شود **
برای درک این حقیقت کافیست طرحی نو در جامعه مطرح شود که قرار است جایگزین روندی که سالهاست بوده گردد ، خواهید دید که از گوشه و کنار صدای اعتراض و مقاومت در مقابل این تغییرات به گوش ها خواهد رسید. برای مثال قرار است در نظام آموزش و پرورش تغییراتی صورت پذیرد ، فعلاً در حد حرف است و حتی گفته نشده که قراره چه شود و فقط شنیده ایم دوره ابتدایی 6 ساله خواهد بود و دوره متوسطه نیز 6 سال و.... از هم اکنون صداها در بین همکاران بلند شده و به نوعی از این تغییر ترس به دل راه داده اند و من وقتی این نقطه نظر جانسون را خواندم دیدم درسته دقیقاً ترک روندی که به آن عادت شده با مقاومت روبروست و تا اینجا دریافتیم علت عمده این مقاومت ترس و وابستگی بود .
یادمه دانشجو بودم و سر کلاس درس تکنولوژی آموزشی نشسته بودم ، مرحوم دکتر اسراری ابتدای کلاس از تعریف رفتار پرسید و.... که بحث درگرفت و موضوع تفاوت بهره هوشی آقایان و خانمها پیش آمد و استاد گفتند که هیچ تفاوتی در موضوع بهره هوشی بین خانمها و آقایون نیست ، جالب بود که چند نفر از خانمهای کلاس به شدت اعتقاد داشتند که هوش آقایون بالاتر از خانمها است و با جدل هم از نظر خود دفاع می کردند و ادله استاد مبنی بر غلط بودن چنین دیدی را نمی شنیدند و وقتی استاد دلیل از آنها در تأیید نظرشان خواست این خانمها عنوان داشتند که مغز خانمها کوچکتر از آقایون است و استاد عصبانی شد که این چه حرفیه !!!! و... گذشته از این ربطی بین حجم مغز و بهره هوشی در این دوجنس نیست و خلاصه خانمها همچنان سر حرف خود بودند تا کلاس تمام شد . بعد از کلاس بنده که می خواستم در رابطه با دانش آموزی مشورتی از استاد بگیرم به وی مراجعه کردم و ... ایشان قبل از این که حرف مرا بشنوند گفت این چه حرفایی بود که هم کلاسیهای شما زدند . گفتم استاد به نظر من کسانی که چنین نظری دارند عادت به رخوت کرده اند و اگر بپذیرند که هیچ فرقی بین اونا و آقایون در بهره هوشی نیست هیچ توجیحی برای کم کاری ندارند و باید بپذیرند که تغییر کنند و حرکت کنند و برای آنها تغییر سخته و ترجیح می دهند همینطور باقی بمانند و این هم توجیح آنهاست . استاد هم تأیید کرد و تحسین گفت . از این رو بنده به نظرم می رسد که بد نیست که این بند را به نظر اسپنسر جانسون اضافه کنم یعنی عامل سومی را هم غیر از ترس و وابستگی اضافه کنم و آن هم رخوت است ، یعنی بعضی از ماها تنبلی به خرج داده و توقف تصمیم ضعیف و تلاش برای اتخاذ تصمیم درست را سخت می دانیم و از آن فرار می کنیم و یا از هزینه های این توقف و صرف وقت و انرژی برای تصمیم بهتر فرار می کنیم .
** روش آری یا نه ، سفری دو مرحله ای است برای رسیدن به تصمیم بهتر .
برای رسیدن به مقصد ما دو جنبه یک تصمیم را از طریق دو سئوال از خودمان در نظر می گیریم ، یک سئوال عملی و یک سئوال شخصی ، و پس از آن فوراً تصمیم خود را می گیریم .
این روش چگونه به عمل در می آید ؟
1 – به روش عادی تصمیم اولیه را می گیریم
2 – سپس برای خود سئوالاتی را طرح می کنیم که عقل آن را مطح کرده است
3 – نوبت سئوالاتی می شود که از دل برخاسته است
4 – گوش سپردن به خود و دیگران
5 – گرفتن تصمیم بهتر و عمل کردن به آن
از مردد بودن و گرفتن نیمه ای از تصمیمی که بر نیمی از حقیقت متکی باشد اجتناب خواهم کرد .از هر دو قسمت یک روش قابل اعتماد استفاده خواهم کرد ، تا تصمیمات بهتری بگیرم .
یک عقل سرد و یک قلب گرم
از عقلم استفاده خواهم کرد با پرسیدن یک سئوال عملی از خود
و با دلم مشورت خواهم کرد با پرسیدن یک سئوال شخصی از خود
سپس بعد از گوش کردن به خودم و دیگران یک تصمیم بهتر خواهم گرفت و به آن عمل خواهم کرد
( ما اغلب ) در وقت تصمیم گیری یا به استفاده از عقل اعتقاد داریم یا به گوش سپردن به دل و فقط معدودی از ما از هردو استفاده می کنیم ، بنابراین روش آری یا نه کمک می کند تصمیمات بهتر را زودتر بگیریم **
بهتر و آسانتر آ ن است که ** از خطاها پرهیز کنیم تا همیشه نتایج بهتر بگیریم ، اشتباه یک نقیصه موجود در شخص نیست بلکه نقصی در شیوه و نوع فکر کردن شخص است **
برایم جالبه وقتی با مطالعه نظرات صاحب نظرانی چنین ، به گوهرهای گرانقدر اما متأسفانه مغفول مانده دین مبین و کاملمان اسلام می رسم . این همه تأکید بزرگان دین بر پرهیز از خطا و اشتباه و توجه به تفکر را دقیق شویم و به این نظر جان اسپنسر هم توجهی کنیم .
بی انکار در می یابیم که این توصیه ها جز برای این نیست که پرهیز از خطا آسانتر و بدون هزینه تر از بازگشت از خطا است بگذریم از این که گاه خطاها چنان پیامدی دارد که راه بازگشت را می بندد . و همه ما آموخته ایم که آنچه پیش می آید نتیجه انتخابها یا به عبارتی تصمیم های ما است . پس به نظرم بسیار مهم است که از داشته های بزرگان خود نیز استفاده کنیم در تکمیل نظرات اینگونه صاحب نظران و بیاموزیم که چگونه بهترین تصمیم را بگیریم .
** روش آری یا نه ، به مردم کمک می کند به چیزی که به آن آری می گویند و به آنچه به آن نه می گویند واقف شوند **
** آیا می خواهید بهترین تصمیم را بگیرید ؟؟ **
فرشته مهربان
![[تصویر: 1265665786_16936_a5dc35d624.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1265665786_16936_a5dc35d624.gif)
.
![[تصویر: 1265669498_16936_bb1b7a2ccd.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1265669498_16936_bb1b7a2ccd.jpg)
اقتباس از کتاب " تصمیم گیری بهتر " از اسپنسر جانسون .
سبک نگارش موضوع جالبه . به صورت داستانی از شخصی که در پی پیدا کردن شیوه تصمیم گیری بهتر برای غلبه بر ناکامیهایش است و...... .
بنده از لابلای داستان سخنان و تکنیکهای اصلی نویسنده را استخراج کرده و اغلب را با بیان و دسته بندی خاص خودم برایتان در اینجا خواهم آورد و البته بسا که توضیحاتی که به نظر خودم می رسد برای مفید تر شدن مطالب ارائه کنم ، بنا براین به رسم امانت هر جا عباراتی در بین دو ستاره یا گیومه بصورت پررنگ تر و با رنگ متفاوت دیدید بدانید عین گفتار نویسنده است .
امیدوارم از تکنیکهای آن که به نظرم جالب است بهره مند شویم .
===============================
** تصمیمی بهتر است که موجب شود ما از چگونگی اتخاذ آن راضی باشیم و نتایج بهتری به دنبال داشته باشد . منظورم از تصمیم بهتر آن است که در زمان اتخاذ راجع به ارزش آن ، هیچ سئوالی برای ما مطرح نشود و قاطعانه تصمیم بگیریم **
به نظرم در اینجا منظور نویسنده از این عبارت که : ** منظورم از تصمیم بهتر آن است که در زمان اتخاذ راجع به ارزش آن ، هیچ سئوالی برای ما مطرح نشود و قاطعانه تصمیم بگیریم ** این است که تمام زوایای تصمیم چنان برای ما روشن شده و بهترین تصمیم شناخته باشیمش که جای هیچ ابهامی باقی نگذارد و فرد با اطمینان ، جدیت و قاطعیت آنرا به اجرا در آورد .
** برای اتخاذ یک تصمیم بهتر ، قدم اول باز ایستادن از یک تصمیم ضعیف است **
تصمیم های ضعیف فرد را نیز ضعیف خواهد ساخت ، زیرا باعث به وجود آمدن اشتباهات و مشکلات دیگر می شود و همین خود علاوه بر آنکه دغدغه آفرین است و انرژی را هدر می دهد ، ممکن است در فرد ایجاد احساس ناکامی نموده و چه بسا باعث تضعیف اعتماد به نفس و یا حتی ضعف عزت نفس شود . پس برای آن که یک تصمیم خوب و بهتر اتخاذ شود بهتره اول با جدیت هر تصمیم ضعیفی را که گرفته ایم ترک کرده و به خود توقف دهیم برای یافتن بهترین تصمیم . ممکنه این سئوال پیش بیاد که از کجا بدانیم که تصمیم ما یک تصمیم ضعیف است . باید بگویم که وقتی تصمیم از روشهای صحیح تصمیم گیری یا به عبارتی بدون مهارت اتخاذ نشده باشد به نظر می رسد احتمال ضعیف بودن این تصمیم زیاد است . برای همین دانستن ساز و کار یک تصمیم گیری بهینه موجب می شود بفهمیم تصمیمات تا کنون ما ضعیف بوده یا خیر . که در ادامه به کمک آموزه های اسپنسر جانسون و تکمیل آن روند اتخاذ بهترین تصمیم را بدست می آوریم .
** اگر شما از یک تصمیم ضعیف دست بردارید یک جای خالی خواهید داشت که می توانید آن را با چیزی بهتر پر کنید **
اما ما اغلب از آن می ترسیم که آنچه را داریم از دست بدهیم و چیز بهتری به دست نیاوریم ( ترس )
** همه ما گرفتار چنین ترسی هستیم ، شهامت می خواهد که بگذاریم چیز آشنا به راحتی از دست برود ** ( وابستگی ، به آنچه به آن عادت کرده ایم یا برایمان آشناست )
دقت کردید و دیدید که در این جا دو نکته استخراج شد ، که بهتره بگوییم عمده ترین موانع ترک تصمیم ضعیف و اتخاذ یک تصمیم بهتر است .
1 – ترس از دست دادن و بدست نیاوردن
2 - وابستگی به آنچه داریم و یا برایمان آشنا تره
در حالی که به نظر جانسون مطمئن ترین و قابل اعتماد ترین راه برای بدست آوردن نتایج بهتر همین ترک تصمیمات ضعیف است .
** وقتی چیزی بدرد نخور از سر راهتان کنار رفت آزاد خواهید بود که چیزی بهتر بیابید و بطور معمول خیلی زود چنین چیزی را خواهید یافت . یک ضرب المثل چینی می گوید اگر یک فنجان چای داغ می خواهی ابتدا باید فنجانت را خالی کنی **
** چرا ما به انجام دادن کاری ادامه می دهیم که می دانیم مفید نیست ؟
زیرا ما اغلب احساس خطر می کنیم که چیزی آشنا را تغییر دهیم . با تغییر ندادن احساس امنیت بیشتری می کنیم . در نتیجه روش غیر مؤثر ولی آشنا مورد قبول واقع می شود **
برای درک این حقیقت کافیست طرحی نو در جامعه مطرح شود که قرار است جایگزین روندی که سالهاست بوده گردد ، خواهید دید که از گوشه و کنار صدای اعتراض و مقاومت در مقابل این تغییرات به گوش ها خواهد رسید. برای مثال قرار است در نظام آموزش و پرورش تغییراتی صورت پذیرد ، فعلاً در حد حرف است و حتی گفته نشده که قراره چه شود و فقط شنیده ایم دوره ابتدایی 6 ساله خواهد بود و دوره متوسطه نیز 6 سال و.... از هم اکنون صداها در بین همکاران بلند شده و به نوعی از این تغییر ترس به دل راه داده اند و من وقتی این نقطه نظر جانسون را خواندم دیدم درسته دقیقاً ترک روندی که به آن عادت شده با مقاومت روبروست و تا اینجا دریافتیم علت عمده این مقاومت ترس و وابستگی بود .
یادمه دانشجو بودم و سر کلاس درس تکنولوژی آموزشی نشسته بودم ، مرحوم دکتر اسراری ابتدای کلاس از تعریف رفتار پرسید و.... که بحث درگرفت و موضوع تفاوت بهره هوشی آقایان و خانمها پیش آمد و استاد گفتند که هیچ تفاوتی در موضوع بهره هوشی بین خانمها و آقایون نیست ، جالب بود که چند نفر از خانمهای کلاس به شدت اعتقاد داشتند که هوش آقایون بالاتر از خانمها است و با جدل هم از نظر خود دفاع می کردند و ادله استاد مبنی بر غلط بودن چنین دیدی را نمی شنیدند و وقتی استاد دلیل از آنها در تأیید نظرشان خواست این خانمها عنوان داشتند که مغز خانمها کوچکتر از آقایون است و استاد عصبانی شد که این چه حرفیه !!!! و... گذشته از این ربطی بین حجم مغز و بهره هوشی در این دوجنس نیست و خلاصه خانمها همچنان سر حرف خود بودند تا کلاس تمام شد . بعد از کلاس بنده که می خواستم در رابطه با دانش آموزی مشورتی از استاد بگیرم به وی مراجعه کردم و ... ایشان قبل از این که حرف مرا بشنوند گفت این چه حرفایی بود که هم کلاسیهای شما زدند . گفتم استاد به نظر من کسانی که چنین نظری دارند عادت به رخوت کرده اند و اگر بپذیرند که هیچ فرقی بین اونا و آقایون در بهره هوشی نیست هیچ توجیحی برای کم کاری ندارند و باید بپذیرند که تغییر کنند و حرکت کنند و برای آنها تغییر سخته و ترجیح می دهند همینطور باقی بمانند و این هم توجیح آنهاست . استاد هم تأیید کرد و تحسین گفت . از این رو بنده به نظرم می رسد که بد نیست که این بند را به نظر اسپنسر جانسون اضافه کنم یعنی عامل سومی را هم غیر از ترس و وابستگی اضافه کنم و آن هم رخوت است ، یعنی بعضی از ماها تنبلی به خرج داده و توقف تصمیم ضعیف و تلاش برای اتخاذ تصمیم درست را سخت می دانیم و از آن فرار می کنیم و یا از هزینه های این توقف و صرف وقت و انرژی برای تصمیم بهتر فرار می کنیم .
روش آری یا نه :
** روش آری یا نه ، سفری دو مرحله ای است برای رسیدن به تصمیم بهتر .
برای رسیدن به مقصد ما دو جنبه یک تصمیم را از طریق دو سئوال از خودمان در نظر می گیریم ، یک سئوال عملی و یک سئوال شخصی ، و پس از آن فوراً تصمیم خود را می گیریم .
این روش چگونه به عمل در می آید ؟
1 – به روش عادی تصمیم اولیه را می گیریم
2 – سپس برای خود سئوالاتی را طرح می کنیم که عقل آن را مطح کرده است
3 – نوبت سئوالاتی می شود که از دل برخاسته است
4 – گوش سپردن به خود و دیگران
5 – گرفتن تصمیم بهتر و عمل کردن به آن
از مردد بودن و گرفتن نیمه ای از تصمیمی که بر نیمی از حقیقت متکی باشد اجتناب خواهم کرد .از هر دو قسمت یک روش قابل اعتماد استفاده خواهم کرد ، تا تصمیمات بهتری بگیرم .
یک عقل سرد و یک قلب گرم
از عقلم استفاده خواهم کرد با پرسیدن یک سئوال عملی از خود
و با دلم مشورت خواهم کرد با پرسیدن یک سئوال شخصی از خود
سپس بعد از گوش کردن به خودم و دیگران یک تصمیم بهتر خواهم گرفت و به آن عمل خواهم کرد
( ما اغلب ) در وقت تصمیم گیری یا به استفاده از عقل اعتقاد داریم یا به گوش سپردن به دل و فقط معدودی از ما از هردو استفاده می کنیم ، بنابراین روش آری یا نه کمک می کند تصمیمات بهتر را زودتر بگیریم **
بهتر و آسانتر آ ن است که ** از خطاها پرهیز کنیم تا همیشه نتایج بهتر بگیریم ، اشتباه یک نقیصه موجود در شخص نیست بلکه نقصی در شیوه و نوع فکر کردن شخص است **
برایم جالبه وقتی با مطالعه نظرات صاحب نظرانی چنین ، به گوهرهای گرانقدر اما متأسفانه مغفول مانده دین مبین و کاملمان اسلام می رسم . این همه تأکید بزرگان دین بر پرهیز از خطا و اشتباه و توجه به تفکر را دقیق شویم و به این نظر جان اسپنسر هم توجهی کنیم .
بی انکار در می یابیم که این توصیه ها جز برای این نیست که پرهیز از خطا آسانتر و بدون هزینه تر از بازگشت از خطا است بگذریم از این که گاه خطاها چنان پیامدی دارد که راه بازگشت را می بندد . و همه ما آموخته ایم که آنچه پیش می آید نتیجه انتخابها یا به عبارتی تصمیم های ما است . پس به نظرم بسیار مهم است که از داشته های بزرگان خود نیز استفاده کنیم در تکمیل نظرات اینگونه صاحب نظران و بیاموزیم که چگونه بهترین تصمیم را بگیریم .
** روش آری یا نه ، به مردم کمک می کند به چیزی که به آن آری می گویند و به آنچه به آن نه می گویند واقف شوند **
ادامه دارد
** آیا می خواهید بهترین تصمیم را بگیرید ؟؟ **
فرشته مهربان
![[تصویر: 1265665786_16936_a5dc35d624.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1265665786_16936_a5dc35d624.gif)
.
تو چگونه دیگران رو شارژ می کنی...
سلام :
امیدوارم همیشه سالم و تندرست و شاداب و با طراوت باشید و بتونید دیگران روهم شاد و سرزنده کنید .گل باشید و دیگران رو از عطر وجودتون سرمست کنید .
دوست خوبم ! چگونه دیگران ( یعنی : همسر _پدرو مادر - فرزند - همسایه -دوست -همکار- فامیل _آشنا-همشهری و..... ) رو شارژمی کنی !؟
چه موقع هایی این کار رو بهتر انجام می دید ی؟
چه موقع هایی خدایی نکرده وارونه عمل می کنی و شارژشون رو خالی می کنی ؟
آیا تا به حال به تاثیری که روی هرکدوم از عزیزانت داری دقت کردی ؟
از دوستان خوبم تقاضا می کنم مثل تایپیک تو خودت رو چطوری شارزمی کنی؟ با مثال های عملیاتی و عینی جواب بدهند .
از همراهی و راهنمایی هاتون سپاس گزارم !



تا چگونه دیگران رو شارژ می کنی؟
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
توچگونه دیگران رو شارژ می کنی ؟
![[تصویر: 1263933603_12_bac8eb500d.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/12/1263933603_12_bac8eb500d.jpg)
دوست خوبم ! چگونه دیگران ( یعنی : همسر _پدرو مادر - فرزند - همسایه -دوست -همکار- فامیل _آشنا-همشهری و..... ) رو شارژمی کنی !؟
چه موقع هایی این کار رو بهتر انجام می دید ی؟
چه موقع هایی خدایی نکرده وارونه عمل می کنی و شارژشون رو خالی می کنی ؟
آیا تا به حال به تاثیری که روی هرکدوم از عزیزانت داری دقت کردی ؟
از دوستان خوبم تقاضا می کنم مثل تایپیک تو خودت رو چطوری شارزمی کنی؟ با مثال های عملیاتی و عینی جواب بدهند .
از همراهی و راهنمایی هاتون سپاس گزارم !



تا چگونه دیگران رو شارژ می کنی؟
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
تو خودت رو چطوری شارزمی کنی؟!
![[تصویر: 1262714993_12_58d411500f.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/12/1262714993_12_58d411500f.jpg)
سلام به همه دوستان گرم و صمیمی خانه ی پر مهر همدردی
یه مثال می زنم و سوالم رو می پرسم !
گوشی موبایلها رو دیدیت یه موقع اگر فراموش یا غفلت کنی و شارژش نکنی گاهی سر به زنگا چه جور خاموش می شه و گویی هیچ خاصیتی نداره !
ما آدم ها هم همین طور نیاز به شارژر داریم !
تقریبا باید هرروز به این نکته توجه داشته باشیم !
چه بسا ,اگر غفلت کنیم و بی توجه باشیم ممکنه کار به اینجا ختم بشه
پس سوالم از شما اینه :
شارژر شما چیه !؟
شما هرروز به طور مرتب خودتون رو شارژ می کنید ؟!
این شارژر درونی یا بیرونی؟!
توسط شخص خودتون انجام می شه یا دیگری؟!
ایامتوجه هشدارهایی که داده می شود :"باتری ضعیف هست" می شوید یانه ؟!
لطفا دوستان مثال های عملی و عینی ارائه بدهند!
رجوع به تاپیک مربوطه
setareh
![[تصویر: www.hamdardi.com_6.com.jpg]](http://www.hamdardi.com/my_documents/My_Pictures/border_background/www.hamdardi.com_6.com.jpg)
.
تو خودت رو چطوری شارژ می کنی؟!
![[تصویر: 1262714993_12_58d411500f.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/12/1262714993_12_58d411500f.jpg)
سلام به همه دوستان گرم و صمیمی خانه ی پر مهر همدردی

یه مثال می زنم و سوالم رو می پرسم !

گوشی موبایلها رو دیدیت یه موقع اگر فراموش یا غفلت کنی و شارژش نکنی گاهی سر به زنگا چه جور خاموش می شه و گویی هیچ خاصیتی نداره !
ما آدم ها هم همین طور نیاز به شارژر داریم !
تقریبا باید هرروز به این نکته توجه داشته باشیم !
چه بسا ,اگر غفلت کنیم و بی توجه باشیم ممکنه کار به اینجا ختم بشه

پس سوالم از شما اینه :
شارژر شما چیه !؟
شما هرروز به طور مرتب خودتون رو شارژ می کنید ؟!
این شارژر درونی یا بیرونی؟!
توسط شخص خودتون انجام می شه یا دیگری؟!
ایامتوجه هشدارهایی که داده می شود :"باتری ضعیف هست" می شوید یانه ؟!
لطفا دوستان مثال های عملی و عینی ارائه بدهند!
ببینم تو دوست من چگونه خودت رو شارژ میکنی؟؟؟ !!!
رجوع به تاپیک مربوطه
setareh
![[تصویر: www.hamdardi.com_6.com.jpg]](http://www.hamdardi.com/my_documents/My_Pictures/border_background/www.hamdardi.com_6.com.jpg)
.
40 موضوع موثر در پیدا کردن شوه...
![[تصویر: 1258311061_28_a6281a24e6.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1258311061_28_a6281a24e6.jpg)
مقدمه:
یكم :
هر پسری بر اساس سلیقه، طرز نگرش،اعتقادات،وضعیت اقتصادی، احساسات، و تفكر خود به دنبال همسر می گردد.
دوم :
در بین پسرها هم مثل دختران پراكندگی و تفاوت گسترده ای وجود دارد، یعنی هر پسری بر اساس مواردی كه در بند یك برشمردیم ، دیدگاههای مختلفی برای انتخاب همسر دارد.
سوم:
البته دخترها هم متفاوتند و ایده آلهایشان در زندگی و توقعاتشان از همسرشان متفاوت هست.
چهارم :
با توجه به موارد بالا هر دختری نمی تواند برای هر پسری ایده آل باشد و به عكس
مثلا: برای یك پسر مذهبی ، دختری كه آرایش می كند و بیرون از منزل می آید مطلوب نیست. و برای دختر مذهبی نیز پسری كه با دختران بگو و بخند دارد مطلوب نیست.
حالا بر اساس این مقدمه من در ذیل با طرح سئوالاتی، مشخصات دخترانی كه به راحتی می توانند خواستگار پیدا كنند را قید می كنم. البته این مشخصات متفاوت و گاه متضاد هم هستند، لیكن چون آقایون هم متفاوت و گاه متضاد یكدیگر فكر می كنند. هر كسی بنا به نگرش و معیارهای خودش همسر انتخاب می كند.
نكته مهم و بدیهی اینست : آقایونی هم كه می خواهند مورد توجه خانم ها باشند نیاز هست مشخصات مورد نظر خانمها را داشته باشند كه در بعضی موارد مشابه همین فهرست ذیل است.
قبلا گفته بودم كه دختر خانم ها نباید در قضیه ازدواج منفعل باشند، بلكه باید فعال و اكتیو باشند، و به جای اینكه آنها دنبال مرد ایده آل بگردند، این آقایون باشند كه آرزومند ازدواج با آنها باشند.
دختر خانم ها بر اساس پاسخی كه به سئوالات ذیل می دهند، مورد توجه گروه های خاصی از آقایون جهت ازدواج قرار گیرند. (من برای سهولت، در اینجا پارامتر تاثیر گذار زیبایی را ثابت فرض می گیرم)
1 – آیا دختر خانم تحصیلات دانشگاهی دارد؟
2 – آیا دختر خانم علاوه بر تحصیلات دانشگاهی تخصص و مهارت كاربردی هم در زمینه رشته تحصیلی خود دارد؟
3 - آیا دختر خانم شوخ طبع ، طناز و پرتحرك و پرانرژی است؟
4 – آیا دختر خانم از نظر اقتصادی، شغلی یا در آمدی یا هنری دارد، تا بتواند به اقتصاد خانواده كمك كند؟
5 – آیا خانواده دختر التزام های لازم جهت حمایت های اقتصادی در موارد خاص به داماد می دهند؟
6 – آیا دختر خانم تقیدات مذهبی بالایی دارد، و آنچه كه یك پسر مذهبی در نظر دارد رعایت می كند؟
7 – آیا دختر خانم افكار روشنفكری ، بیانها و استدلالهای جالب دارد؟
8 – آیا دختر خانم اجتماعی هست؟ به میهمانی ها می رود؟ به اجتماعات خاص فرهنگی ، فرهنگسراها تشریف می برند؟
9 – آیا دختر مذهبی در محیط های مذهبی ، مجالس سخنرانی، ادعیه ، زیارتگاهها، عزاها ، عروسی ها تشریف می برند؟
10 - آیا دختران در ارتباط با آقا پسرها مهارتهای متناسب را دارند؟ ( نه تسلیم ، نه طرد، نه بی تفاوتی، نه احساسی و ....، بلكه رویكرد عقلانی مناسب نسبت به درخواست ارتباط آقایان= توضیحش مقاله دیگری می طلبد)
11 - آیا دختران فعالیتهایی چون كلاسهای آموزشی زبان، كامپیوتر و ... دارند؟ آیا دختران به ورزش و باشگاه علاقه مند هستند و فعالیت می كنند؟
12 – فعالیت های فوق برنامه دختران در انجمن ها ، جلسات، گروهها و .... حساب شده است؟
13 – آیا دختران نسبت به كاهش ناامیدی،افسردگی، خشم، بدبینی ، احساساتی انفجاری و ... اقدام موثری انجام داده اند؟
14 – آیا دختران فعالیت های هنری دارند؟ فعالیت گلدوزی ، خیاطی، نقاشی، موسیقی، آرایشگری و ...؟
15 – آیا دختران وبلاگ فعال و معتدلی دارند؟ آیا به وبلاگ دیگران به طور متعادل سر می زنند و نظرات منطقی و غیر احساسی می دهند؟![[تصویر: 1258311843_28_7909b0c32d.JPG]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1258311843_28_7909b0c32d.JPG)
16 – آیا دختران دل و دماغ برای گردش ،سنیما، پارك، تفریح ، موزه و سایر محیطهای عمومی دارند؟
17 – آیا وجهه دختران در محیط فامیل، همسایگان، محله ، دانشگاه متعادل و قوی هست؟
18 – آیا دختران از طریق دوستانشان ، فامیلشان سعی می كنند پسران مناسب را بررسی كنند و تمایلات خود را در خصوص موارد مناسب به مرتبطین پسر بگویند؟
19 - آیا دختران وضعیت ظاهری خود را اعم از لباس ،كفش ، كیف و پوشش خود را تمیز و مرتب حفظ می كنند؟ تا چه اندازه سلیقه به خرج می دهند؟ آیا به سادگی بیشتر اهمیت می دهند یا به تجمل؟
20 - میزان آموخته های دختران در زمینه های مذهبی ، روانشناسی، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، جامعه شناسی و تجربه های فردی آنها در هر مورد چقدر است؟ و آیا سعی می كنند در زمینه های مختلف به روز باشند؟
21 - آیا دختران توجه دارند هر پسری ، مادر دارد،خواهر دارد و وابستگانی كه می توانند بالقوه پلی برای همسرگزینی باشند؟
22 – آیا دختران در فعالیت های مدرسه و دانشگاه سهم رهبری و لیدری دارند؟ آیا اجتماعی هستند؟ آیا داوطلبانه وظایفی را در كلاسها به عهده می گیرند؟ كنفرانس می دهند؟
23 – دختران در محیط منزل تا چه میزان در فعالیتها خانه كمك می كنند؟ به هنگام میهمانی ها چقدر پرجنب وجوش هستند؟ آیا برای كمك به دیگران پیشقدم هستند؟ آیا پختگی لازم در انجام وظایف را می توان در حركات آنها دید؟
24 – دختران چقدر شعر حفظند؟ چقدر متن ادبی بلد هستند؟ چقدر ارائه نظر می كنند؟ و چه میزان اعتماد به نفس خود را به دیگران دیكته می كنند؟
25 – متانت ، افتادگی ، صبوری و نجابت دختران در ارتباط با دیگران چگونه تبلور می كند؟
26 – نوع راه رفتن دختران در محیط های عمومی چگونه است؟ آیا آرام و متین حركت می كنند؟ آیا تند و با انرژی حركت می كنند؟ آیا بی هدف و با تانی حركت می كنند؟ آیا با حالتی قوز كرده و و گامهای خسته حركت می كنند؟ آیا هنگام حركت نگاهشان همه جا در حركت هست؟ آیا عمق و صلابت نگاهشان ثابت و نا مشخص هست؟
27 - رابطه دختران با مادران ، پدران ،برادران و خواهران و دوستانشان چگونه است؟ آیا همواره بستگان دختران از آنها به خاطر خوب بودنشان تعریف می كنند؟ آیا هر وقت یاد دختر یا خواهرشان می افتند، برای او آرزوی بهترین ها را می كنند و در جمع و خلوت خدا را به این خاطر شكر می كنند؟
28 – دختران تا چه اندازه ذاتا اصیل هستند و رفتارهایشان خالص هست و در خلوت و خانواده هم همان كارهایی را می كنند كه در جمع و گروه انجام می دهند؟
29 – دختران چقدر در كنترل خشم، پرخاشگری ، غم، نگرانی، اضطراب و ... موفق بوده اند و شخصیت با ثباتی از خود را به نمایش گذاشته اند؟
30 – دختران تا چه میزان در كارهای عام المنفعه شركت می كنند؟ به عیادت بیماران می روند؟ به خانه سالمندان سر می زنند؟ به ایتام كمك می كنند؟ یا .....
![[تصویر: 1258311211_28_650af5da2f.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1258311211_28_650af5da2f.jpg)
31 – دختران تا چه اندازه خود را از دسترسی غیر مجاز پسران حفظ كرده اند؟ و نگران فاش شدن ارتباطات قبلی خود نیستند؟ و تا چه اندازه می توانند پاك بودن خود را به عنوان یك قدرت و اعتماد به نفس با خود همراه داشته باشند؟
32 – دختران تا چه اندازه در كسب مهارتهای ارتباطی، مهارتهای زندگی و شناخت ابعاد خانواده تلاش كرده اند؟
33 – دختران تا چه اندازه صبور و امیدوار بوده و جهت انتخاب همسر خویشتندار بوده اند و عجله نكرده اند؟
34 – دختران تا چه اندازه برای یافتن همسر مناسب با متخصصین روانشناس و مشاوران خانواه صبحت كرده اند و برنامه ریخته اند؟
35 – دختران تا چه میزان در جلسات خواستگاری به این موضوع اشاره كرده اند كه از نظر اقتصادی كم توقع اند، و از نظر مالی می توانند كمك كنند؟ یا نگرانی های احتمالی همسر آینده اشان را در زمینه های مختلف كم كنند(بر اساس توانمندی های فردی كه دارند)؟
36 – دختران چقدر مهارت دارند تا ازدواج را به سنین بالا حواله نكنند؟ آیا دختران تحصیلات، شغل و ... را بر انتخاب همسر ترجیح می دهند؟
37 – آیا دختران توقعاتشان از همسر آینده واقعی هست و به راحتی می توانند دست به انتخاب بزنند؟ آیا دختران با كمال گرایی ، پسران را به هر بهانه ای رد نمی كنند؟
38 – آیا دختران تحت تاثیر محیط و مقایسه هایی كه با سایر دختران دارند، برای شوهر احتمالی خود هر روز یك خصوصیت جدید در نظر نمی گیرند؟
39 – آیا دختران خود را « حتی بدون داشتن همسر» می توانند به عنوان یك انسان كامل بپذیرند و از زندگی لذت ببرند، یا همه زندگی خود را خلاصه كرده اند در شخص دیگری به نام همسر؟
40 - آیا دختران در انتخاب همسر به مبدا آفرینش اعتقاد دارند و با توكل به او به راحتی اقدام می كنند، یا بار اضطراب همه انتخاب را به صورت مضاعف بر دوش خود حس می كنند؟
منبع: http://www.hamdardi.com
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
40 موضوع موثر در پیدا كردن شوهر ؟!
![[تصویر: 1258311061_28_a6281a24e6.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1258311061_28_a6281a24e6.jpg)
مقدمه:
یكم :
هر پسری بر اساس سلیقه، طرز نگرش،اعتقادات،وضعیت اقتصادی، احساسات، و تفكر خود به دنبال همسر می گردد.
دوم :
در بین پسرها هم مثل دختران پراكندگی و تفاوت گسترده ای وجود دارد، یعنی هر پسری بر اساس مواردی كه در بند یك برشمردیم ، دیدگاههای مختلفی برای انتخاب همسر دارد.
سوم:
البته دخترها هم متفاوتند و ایده آلهایشان در زندگی و توقعاتشان از همسرشان متفاوت هست.
چهارم :
با توجه به موارد بالا هر دختری نمی تواند برای هر پسری ایده آل باشد و به عكس
مثلا: برای یك پسر مذهبی ، دختری كه آرایش می كند و بیرون از منزل می آید مطلوب نیست. و برای دختر مذهبی نیز پسری كه با دختران بگو و بخند دارد مطلوب نیست.
حالا بر اساس این مقدمه من در ذیل با طرح سئوالاتی، مشخصات دخترانی كه به راحتی می توانند خواستگار پیدا كنند را قید می كنم. البته این مشخصات متفاوت و گاه متضاد هم هستند، لیكن چون آقایون هم متفاوت و گاه متضاد یكدیگر فكر می كنند. هر كسی بنا به نگرش و معیارهای خودش همسر انتخاب می كند.
نكته مهم و بدیهی اینست : آقایونی هم كه می خواهند مورد توجه خانم ها باشند نیاز هست مشخصات مورد نظر خانمها را داشته باشند كه در بعضی موارد مشابه همین فهرست ذیل است.
قبلا گفته بودم كه دختر خانم ها نباید در قضیه ازدواج منفعل باشند، بلكه باید فعال و اكتیو باشند، و به جای اینكه آنها دنبال مرد ایده آل بگردند، این آقایون باشند كه آرزومند ازدواج با آنها باشند.
دختر خانم ها بر اساس پاسخی كه به سئوالات ذیل می دهند، مورد توجه گروه های خاصی از آقایون جهت ازدواج قرار گیرند. (من برای سهولت، در اینجا پارامتر تاثیر گذار زیبایی را ثابت فرض می گیرم)
1 – آیا دختر خانم تحصیلات دانشگاهی دارد؟
2 – آیا دختر خانم علاوه بر تحصیلات دانشگاهی تخصص و مهارت كاربردی هم در زمینه رشته تحصیلی خود دارد؟
3 - آیا دختر خانم شوخ طبع ، طناز و پرتحرك و پرانرژی است؟
4 – آیا دختر خانم از نظر اقتصادی، شغلی یا در آمدی یا هنری دارد، تا بتواند به اقتصاد خانواده كمك كند؟
5 – آیا خانواده دختر التزام های لازم جهت حمایت های اقتصادی در موارد خاص به داماد می دهند؟
6 – آیا دختر خانم تقیدات مذهبی بالایی دارد، و آنچه كه یك پسر مذهبی در نظر دارد رعایت می كند؟
7 – آیا دختر خانم افكار روشنفكری ، بیانها و استدلالهای جالب دارد؟
8 – آیا دختر خانم اجتماعی هست؟ به میهمانی ها می رود؟ به اجتماعات خاص فرهنگی ، فرهنگسراها تشریف می برند؟
9 – آیا دختر مذهبی در محیط های مذهبی ، مجالس سخنرانی، ادعیه ، زیارتگاهها، عزاها ، عروسی ها تشریف می برند؟
10 - آیا دختران در ارتباط با آقا پسرها مهارتهای متناسب را دارند؟ ( نه تسلیم ، نه طرد، نه بی تفاوتی، نه احساسی و ....، بلكه رویكرد عقلانی مناسب نسبت به درخواست ارتباط آقایان= توضیحش مقاله دیگری می طلبد)
11 - آیا دختران فعالیتهایی چون كلاسهای آموزشی زبان، كامپیوتر و ... دارند؟ آیا دختران به ورزش و باشگاه علاقه مند هستند و فعالیت می كنند؟
12 – فعالیت های فوق برنامه دختران در انجمن ها ، جلسات، گروهها و .... حساب شده است؟
13 – آیا دختران نسبت به كاهش ناامیدی،افسردگی، خشم، بدبینی ، احساساتی انفجاری و ... اقدام موثری انجام داده اند؟
14 – آیا دختران فعالیت های هنری دارند؟ فعالیت گلدوزی ، خیاطی، نقاشی، موسیقی، آرایشگری و ...؟
15 – آیا دختران وبلاگ فعال و معتدلی دارند؟ آیا به وبلاگ دیگران به طور متعادل سر می زنند و نظرات منطقی و غیر احساسی می دهند؟
16 – آیا دختران دل و دماغ برای گردش ،سنیما، پارك، تفریح ، موزه و سایر محیطهای عمومی دارند؟
17 – آیا وجهه دختران در محیط فامیل، همسایگان، محله ، دانشگاه متعادل و قوی هست؟
18 – آیا دختران از طریق دوستانشان ، فامیلشان سعی می كنند پسران مناسب را بررسی كنند و تمایلات خود را در خصوص موارد مناسب به مرتبطین پسر بگویند؟
19 - آیا دختران وضعیت ظاهری خود را اعم از لباس ،كفش ، كیف و پوشش خود را تمیز و مرتب حفظ می كنند؟ تا چه اندازه سلیقه به خرج می دهند؟ آیا به سادگی بیشتر اهمیت می دهند یا به تجمل؟
20 - میزان آموخته های دختران در زمینه های مذهبی ، روانشناسی، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، جامعه شناسی و تجربه های فردی آنها در هر مورد چقدر است؟ و آیا سعی می كنند در زمینه های مختلف به روز باشند؟
21 - آیا دختران توجه دارند هر پسری ، مادر دارد،خواهر دارد و وابستگانی كه می توانند بالقوه پلی برای همسرگزینی باشند؟
22 – آیا دختران در فعالیت های مدرسه و دانشگاه سهم رهبری و لیدری دارند؟ آیا اجتماعی هستند؟ آیا داوطلبانه وظایفی را در كلاسها به عهده می گیرند؟ كنفرانس می دهند؟
23 – دختران در محیط منزل تا چه میزان در فعالیتها خانه كمك می كنند؟ به هنگام میهمانی ها چقدر پرجنب وجوش هستند؟ آیا برای كمك به دیگران پیشقدم هستند؟ آیا پختگی لازم در انجام وظایف را می توان در حركات آنها دید؟
24 – دختران چقدر شعر حفظند؟ چقدر متن ادبی بلد هستند؟ چقدر ارائه نظر می كنند؟ و چه میزان اعتماد به نفس خود را به دیگران دیكته می كنند؟
25 – متانت ، افتادگی ، صبوری و نجابت دختران در ارتباط با دیگران چگونه تبلور می كند؟
26 – نوع راه رفتن دختران در محیط های عمومی چگونه است؟ آیا آرام و متین حركت می كنند؟ آیا تند و با انرژی حركت می كنند؟ آیا بی هدف و با تانی حركت می كنند؟ آیا با حالتی قوز كرده و و گامهای خسته حركت می كنند؟ آیا هنگام حركت نگاهشان همه جا در حركت هست؟ آیا عمق و صلابت نگاهشان ثابت و نا مشخص هست؟
27 - رابطه دختران با مادران ، پدران ،برادران و خواهران و دوستانشان چگونه است؟ آیا همواره بستگان دختران از آنها به خاطر خوب بودنشان تعریف می كنند؟ آیا هر وقت یاد دختر یا خواهرشان می افتند، برای او آرزوی بهترین ها را می كنند و در جمع و خلوت خدا را به این خاطر شكر می كنند؟
28 – دختران تا چه اندازه ذاتا اصیل هستند و رفتارهایشان خالص هست و در خلوت و خانواده هم همان كارهایی را می كنند كه در جمع و گروه انجام می دهند؟
29 – دختران چقدر در كنترل خشم، پرخاشگری ، غم، نگرانی، اضطراب و ... موفق بوده اند و شخصیت با ثباتی از خود را به نمایش گذاشته اند؟
30 – دختران تا چه میزان در كارهای عام المنفعه شركت می كنند؟ به عیادت بیماران می روند؟ به خانه سالمندان سر می زنند؟ به ایتام كمك می كنند؟ یا .....
![[تصویر: 1258311211_28_650af5da2f.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1258311211_28_650af5da2f.jpg)
31 – دختران تا چه اندازه خود را از دسترسی غیر مجاز پسران حفظ كرده اند؟ و نگران فاش شدن ارتباطات قبلی خود نیستند؟ و تا چه اندازه می توانند پاك بودن خود را به عنوان یك قدرت و اعتماد به نفس با خود همراه داشته باشند؟
32 – دختران تا چه اندازه در كسب مهارتهای ارتباطی، مهارتهای زندگی و شناخت ابعاد خانواده تلاش كرده اند؟
33 – دختران تا چه اندازه صبور و امیدوار بوده و جهت انتخاب همسر خویشتندار بوده اند و عجله نكرده اند؟
34 – دختران تا چه اندازه برای یافتن همسر مناسب با متخصصین روانشناس و مشاوران خانواه صبحت كرده اند و برنامه ریخته اند؟
35 – دختران تا چه میزان در جلسات خواستگاری به این موضوع اشاره كرده اند كه از نظر اقتصادی كم توقع اند، و از نظر مالی می توانند كمك كنند؟ یا نگرانی های احتمالی همسر آینده اشان را در زمینه های مختلف كم كنند(بر اساس توانمندی های فردی كه دارند)؟
36 – دختران چقدر مهارت دارند تا ازدواج را به سنین بالا حواله نكنند؟ آیا دختران تحصیلات، شغل و ... را بر انتخاب همسر ترجیح می دهند؟
37 – آیا دختران توقعاتشان از همسر آینده واقعی هست و به راحتی می توانند دست به انتخاب بزنند؟ آیا دختران با كمال گرایی ، پسران را به هر بهانه ای رد نمی كنند؟
38 – آیا دختران تحت تاثیر محیط و مقایسه هایی كه با سایر دختران دارند، برای شوهر احتمالی خود هر روز یك خصوصیت جدید در نظر نمی گیرند؟
39 – آیا دختران خود را « حتی بدون داشتن همسر» می توانند به عنوان یك انسان كامل بپذیرند و از زندگی لذت ببرند، یا همه زندگی خود را خلاصه كرده اند در شخص دیگری به نام همسر؟
40 - آیا دختران در انتخاب همسر به مبدا آفرینش اعتقاد دارند و با توكل به او به راحتی اقدام می كنند، یا بار اضطراب همه انتخاب را به صورت مضاعف بر دوش خود حس می كنند؟
منبع: http://www.hamdardi.com
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
تاپیک انتخابی
بی ثباتی احساسی ارتباطات انسان...
او را شاید تو هم دیده باشی؟!!!
یک روز شاد شاد هست و با خود آواز می خواند و آنقدر حرف میزند که کلافه ات می کند، جک تعریف می کند و ازت می خواهد به سینما بروید. آنقدر بهت محبت می کند که شرمنده می شوی. موسیقی شادش تو را به هیجان می آورد.
اما روز دیگر، او جواب سلامت را به سختی و خستگی می دهد، حتی حوصله گوش کردن به حرفهایت را ندارد. قیافه اش موجی از انرژی منفی را در تو سرازیر می کند و دوست داره ساکت بمونه. و تصور می کنه توی دنیا هیچکسی دوستش نداره و غمگین هست. موسیقی غمگینی که انتخاب کرده تو را افسرده می کند.
![[تصویر: 1257620200_28_58af7e51bf.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1257620200_28_58af7e51bf.jpg)
چند روز دیگه می بینی اش، در حالی که دلخور هست و غرغر می کنه و بهانه ای برای زودرنجی خود ارائه می دهد که اصلا برایت قابل درک نیست و شروع به گلایه می کنه.
اما روز دیگر نسبت به موضوعی، از مادر یا پدرش عصبانی شده و می گوید حاضر نیست آنها را ببخشد ، فریاد می زند و گونه اش سرخ شده است.
با این وجود فردایش با معذرت خواهی و خرید هدیه از آنها طلب بخشش می کند و معترف به اشتباه خودش هست و می گوید دنیا ارزش این حرفها را نداره.
آری
تو سردر گم می شوی!
نمی توانی پیش بینی اش کنی!
نمی دانی فردا چه متغیری و به چه میزان او را دستخوش تغییر حالت خواهد کرد؟!
آیا او را عصبانی خواهی دید؟! یا خوشحال؟! هیجان زده خواهی دید یا نگران؟! مضطرب می بینی یا سرحال؟! ساکن و منزوی می بینی یا پرهیاهو و پر جنبش؟!
حس می کنی که از دیدنش و از اینکه غیر قابل پیش بینی هست ، آسیب می بینی. آنقدر عذرخواهی هایش را مکررا دیده ای که دیگر باور نداری !
آنقدر عصبانیت هایش را و مهربانی هایش در هم تنیده شده که دیگر در رابطه با او احساس امنیت و آرامش نمی کنی؟!
با خود می گویی او ثبات احساسی ندارد. او تعادل ندارد. یک روز در عرش است و روز دیگر بر فرش.
امروز در اوج، و فردا در قعر
امروز جزر و فردا مد، با خود می اندیشی که این فرد اگر چه دریاست و محاسن زیاد دارد، لیکن آنقدر امنیت ندارد که تو در ساحلش آرام بگیری ، تو نیاز به آرامش آبی دریا داری.
در این رابطه مطالعه بفرمایید مقاله:
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
«بی ثباتی احساسی ارتباطات انسانی را تخریب می کند»
![[تصویر: 1257620116_28_603d14cb24.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1257620116_28_603d14cb24.jpg)
یک روز شاد شاد هست و با خود آواز می خواند و آنقدر حرف میزند که کلافه ات می کند، جک تعریف می کند و ازت می خواهد به سینما بروید. آنقدر بهت محبت می کند که شرمنده می شوی. موسیقی شادش تو را به هیجان می آورد.
اما روز دیگر، او جواب سلامت را به سختی و خستگی می دهد، حتی حوصله گوش کردن به حرفهایت را ندارد. قیافه اش موجی از انرژی منفی را در تو سرازیر می کند و دوست داره ساکت بمونه. و تصور می کنه توی دنیا هیچکسی دوستش نداره و غمگین هست. موسیقی غمگینی که انتخاب کرده تو را افسرده می کند.
![[تصویر: 1257620200_28_58af7e51bf.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1257620200_28_58af7e51bf.jpg)
چند روز دیگه می بینی اش، در حالی که دلخور هست و غرغر می کنه و بهانه ای برای زودرنجی خود ارائه می دهد که اصلا برایت قابل درک نیست و شروع به گلایه می کنه.
اما روز دیگر نسبت به موضوعی، از مادر یا پدرش عصبانی شده و می گوید حاضر نیست آنها را ببخشد ، فریاد می زند و گونه اش سرخ شده است.
با این وجود فردایش با معذرت خواهی و خرید هدیه از آنها طلب بخشش می کند و معترف به اشتباه خودش هست و می گوید دنیا ارزش این حرفها را نداره.
آری
تو سردر گم می شوی!
نمی توانی پیش بینی اش کنی!
نمی دانی فردا چه متغیری و به چه میزان او را دستخوش تغییر حالت خواهد کرد؟!
آیا او را عصبانی خواهی دید؟! یا خوشحال؟! هیجان زده خواهی دید یا نگران؟! مضطرب می بینی یا سرحال؟! ساکن و منزوی می بینی یا پرهیاهو و پر جنبش؟!
حس می کنی که از دیدنش و از اینکه غیر قابل پیش بینی هست ، آسیب می بینی. آنقدر عذرخواهی هایش را مکررا دیده ای که دیگر باور نداری !
آنقدر عصبانیت هایش را و مهربانی هایش در هم تنیده شده که دیگر در رابطه با او احساس امنیت و آرامش نمی کنی؟!
با خود می گویی او ثبات احساسی ندارد. او تعادل ندارد. یک روز در عرش است و روز دیگر بر فرش.
امروز در اوج، و فردا در قعر
امروز جزر و فردا مد، با خود می اندیشی که این فرد اگر چه دریاست و محاسن زیاد دارد، لیکن آنقدر امنیت ندارد که تو در ساحلش آرام بگیری ، تو نیاز به آرامش آبی دریا داری.
به این نتیجه می رسی که ثبات احساسی در فردی شکل می گیرد که تعادل داشته باشد و میانه روی را جایگزین افراط و تفریط کرده باشد. و احساسش را زیادی در مرکز ثقل شخصیتش قرار نداده باشد.
در این رابطه مطالعه بفرمایید مقاله:
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
انرژی احساسی صلح آمیز
![[تصویر: 1257621426_28_fbdf978508.JPG]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1257621426_28_fbdf978508.JPG)
از نظر علمی و فنی وقتی میزان غلظت اورانیوم غنی شده زیر 20% باشد می تواند در تولید انرژی لازم برای مقاصد صلح آمیز مفید باشد. در حالیکه اگر غلظت آن به بالای 80% برسد صرفا جهت ساخت بمب اتم و تخریب می تواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد.
اما این موضوع چه ربطی به بحث احساسات ما دارد؟!!
همه انسانها دارای احساسات هستند. اما تنها زمانی کارآمدی و مفید بودن این احساسات به حداکثر می رسد که تعادلی بر آن حاکم باشد و همواره تحت کنترل تفکر باشد.
جملات و عبارات ذیل می تواند به عنوان سرنخهای احساسات بیش از اندازه غنی شده و غیر صلح آمیز از جانب افراد احساسی مد نظر قرار گیرد:
احساس می کنم او معیارهای لازم را برای ازدواج با من دارد.( به جای فکر می کنم ، روی عبارت احساس می کنم تاکید شده است.)
دیگه نمی خواهم هیچ وقت قیافه اش را ببینم.(هیچ وقت از قیود افراطی مورد توجه افراد احساسی )
ازش متنفرم (عبارت های به شدت منفی یا مثبت از علاقمندیهای افراد احساسی)
فقط با کسی که عاشقشم می تونم ازدواج کنم. (بی توجهی به معیارهای غیر احساسی ازدواج)
بی او می میرم.
بدم می آید.
خوشم می آید.
حالم ازش بهم می خورد.
دلخور شدم.
تحویلم نگرفت.
ازش رنجیدم.
دوستم ندارد.
خودشو برام می گیره.
پر رو هست.
همچنین سرنخهای کلامی و جسمانی که به «بخش کودک شخصیت ما» اشاره دارد مثل: الف )سرنخهای کلامی :
- کاشکه
- دلم می خواد
- نمی دونم
- می خوام
- به من چه
- شاید وقتی که... ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدرک گرفتم ، .....)
- نگاه کن چه کار کردم ...( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و...)
- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ....)
مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:
" کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .
دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم
نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.
در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و... مطالب را خواهی یافت.
ب ) سرنخهای جسمانی
- غش غش خندیدن
- وول خوردن
- شعف
- چشم پائین انداختن
- کج خلقی
- جیغ
- ناله
- چشم گرداندن
- شانه بالا انداختن
- لج کردن
- قهر کردن
- سر به سر گذاشتن
- رجز خواندن
خلاصه اینکه:
در این رابطه بخوانید مقاله :
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
«انرژی احساسی صلح آمیز»
از نظر علمی و فنی وقتی میزان غلظت اورانیوم غنی شده زیر 20% باشد می تواند در تولید انرژی لازم برای مقاصد صلح آمیز مفید باشد. در حالیکه اگر غلظت آن به بالای 80% برسد صرفا جهت ساخت بمب اتم و تخریب می تواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد.
اما این موضوع چه ربطی به بحث احساسات ما دارد؟!!
احساسات ما منبع فراوانی از انرژی را با خود دارد و به میزان غلظت آن قابل بهره برداری یا سوء استفاده است
همه انسانها دارای احساسات هستند. اما تنها زمانی کارآمدی و مفید بودن این احساسات به حداکثر می رسد که تعادلی بر آن حاکم باشد و همواره تحت کنترل تفکر باشد.
غالبا افرادی که به احساسات خود زیاد بها می دهند و محور تصمیم گیری و زندگی خود را براساس ارضای احساسات خود پایه گذاری می کنند، کسانی هستند که احساسات را زیادی غنی کرده اند. دیگر این انرژی احساسی صلح آمیز نیست و نقش تخریب گرایانه یا آسیب رسان آن غالب است. |
جملات و عبارات ذیل می تواند به عنوان سرنخهای احساسات بیش از اندازه غنی شده و غیر صلح آمیز از جانب افراد احساسی مد نظر قرار گیرد:
احساس می کنم او معیارهای لازم را برای ازدواج با من دارد.( به جای فکر می کنم ، روی عبارت احساس می کنم تاکید شده است.)
دیگه نمی خواهم هیچ وقت قیافه اش را ببینم.(هیچ وقت از قیود افراطی مورد توجه افراد احساسی )
ازش متنفرم (عبارت های به شدت منفی یا مثبت از علاقمندیهای افراد احساسی)
فقط با کسی که عاشقشم می تونم ازدواج کنم. (بی توجهی به معیارهای غیر احساسی ازدواج)
بی او می میرم.
بدم می آید.
خوشم می آید.
حالم ازش بهم می خورد.
دلخور شدم.
تحویلم نگرفت.
ازش رنجیدم.
دوستم ندارد.
خودشو برام می گیره.
پر رو هست.
همچنین سرنخهای کلامی و جسمانی که به «بخش کودک شخصیت ما» اشاره دارد مثل: الف )سرنخهای کلامی :
- کاشکه
- دلم می خواد
- نمی دونم
- می خوام
- به من چه
- شاید وقتی که... ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدرک گرفتم ، .....)
- نگاه کن چه کار کردم ...( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و...)
- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ....)
مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:
" کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .
دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم
نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.
در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و... مطالب را خواهی یافت.
ب ) سرنخهای جسمانی
- غش غش خندیدن
- وول خوردن
- شعف
- چشم پائین انداختن
- کج خلقی
- جیغ
- ناله
- چشم گرداندن
- شانه بالا انداختن
- لج کردن
- قهر کردن
- سر به سر گذاشتن
- رجز خواندن
خلاصه اینکه:
زمانی انرژی احساسی، غیر صلح آمیز و تخریبی محسوب می شود که مرکز تصمیم گیری و انتخاب فرد را اشغال کند و قوه منطق و حل مسئله را در جهت ارضاء خود و احساس لذت به کار گیرد و "عکس العملهای لذت طلبانه آنی" جایگزین دوراندیشی ، صبر، تحمل و همه جانبه گرایی گردد و شیوه احساس محوری رویه غالب فرد باشد.
بیاییم احساسات را در غلظت کم غنی سازی کرده و بدینوسیله اعتماد دیگران را به خودمان جلب کنیم.
بیاییم احساسات را در غلظت کم غنی سازی کرده و بدینوسیله اعتماد دیگران را به خودمان جلب کنیم.
در این رابطه بخوانید مقاله :
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
منوی اصلی
مقالات برگزیده
لینک تصادفی
عکسهای تصادفی
قصار تصادفی
| |
اخبار سایت
سایر
