لطفاً تا بارگذاری کامل صفحه منتظر بمانید ...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سر مقاله
* چگونه می توانم فردی صبور باش...
یکم: (مقدمه مهم)
یک آفت بسیار مهم کارهای درمانی و مشاوره ای درفضای اینترنت ، سطحی نگری، عجله و عدم دقت هست.
بازدید کنندگان در فرصت کمی صفحات زیادی را به سرعت از پیش رو می گذرانند، بدون اینکه همه آن را با دقت بخوانند و موردتوجه قرار دهند و به کار گیرند.
نتیجه:
اگر می خواهید بهره ای بگیرید. به سرعت نگذرید. دقت کنید. تفکر کنید و به کار گیرید.
دوم: (مقدمه مهم)
بسیاری از اثر بخشی های این تالار همدردی از تعاملات مدیران و اعضای آن هست نه صرفا پاسخها و مقالات.
یعنی اینجا واکنش ما به یکدیگر یکی از راههای تمرین مهارتهای ارتباطی هست.
بسیاری از افراد در محیط واقعی نگرانی ها و ترس های موهوم دارند و منجر به مکانیسم های دفاعی ، انکار و واکنش سریع به دیگران هست و این موجب عجله شده و صبر را مشکل می کند. اما( دقت کنید) اینجا هویت ها مجازی هست ، لازم نیست مانند دنیای واقعی سریعا برآشفته شویم و با مخالفین درگیر شویم. اینجا فرصتی هست که بتوانیم تمرین کنیم.
نتیجه:
با تعویقی که گاهی در تاپیکی ایجاد می کنیم، یا نوعی از عمل که تند هست، مراجع فرصت پیدا می کند که خویشتنداری، صبر و تحمل خود را تمرین کند و بالا ببرد. کاری که ما در یک تاپیک در مورد مراجعی انجام دادیم و فرد عملا تمرین کرد..
سوم:
تحمیل به خود یک راه اساسی برای زدودن اکثر ضعفهای شخصیتی می باشد.
افکار انسان و رفتار انسان می توانندمتقابلاً روی هم اثر بگذارند.
مثال:
فکرمولد: او همه سعی خود را می کند که با من برخورد مناسبی داشته باشد
رفتار تولید شده: صبر و آرامش و برخورد مناسب در قبال او.
مثال عکس:
رفتار مولد: همکاری ، صبوری و برخورد نیکو با دیگران
افکار تولید شده: تشکیل عادت، خوشبینی نهادینه شده، بهبود تعامل دیگران با ما و افکار آرامش بخش و مثبت نسبت به دیگران
نتیجه:
پس برای اینکه صفت صبر داشته باشیم و حلم در ما و افکار ما ایجاد شود باید رفتارهایمان نماد حلم و صبر باشد. یعنی تظاهر به صابر بودن بکنیم.
یعنی در خود عادت خویشتنداری را شکل بده و تکرار کن تا کم کم درونی شود.
در این راستا چند تکنیک می تواند به ما کمک کند:
الف) سکوت یا لبخند زدن به هنگام عصبانیت. و وانمود کردن به صبر. در واقع تلقین صابر بودن.
من چندی پیش در تالار مشاهده کردم که یکی از کاربران می گفت که من نمی توانم صبور باشم مثل کاربر x
در حالیکه یادم می آید سال پیش همین کاربر x در تالار کمک می طلبید که چگونه صابر باشد. اما واقعا تمرین کرد و تمرین کرد. تا به جایی رسید که بسیاری از کاربران دیگر مخصوصا تازه واردین ، صبر کاربرx تحسین می کنند.
ب) تکنیک تاخیر واکنش: یعنی به جای اینکه در موقعیت هیجان و احساس دست به رفتار سریع بزنید. زمانی را به عنوان پایه برای خود در نظر بگیرید و رفتارتان را موکول کنید به زمان آینده ای که مشخص کرده اید.
معمولا پایداری و استقامت برای مدتی معین منجر به تغییر رفتار یا کاهش شدت رفتار یا حتی از بین رفتن ضرورت انجام رفتاری خواهد شد.
ج) مهارت هم حسی: یعنی به جای واکنش دفاعی به دیگران، سعی کنیم انرژی خود را روی کشف احساس و انگیزه های فرد مقابل متمرکزکنیم. سعی کنیم فهرستی از جنبه های مثبت و منفی (توام) را در ذهن خود مرور کنیم و نسبت به جنبه های مثبت رفتار فرد واکنش مثبت بدهیم.
در هم حسی نیاز به تائید علل رفتار طرف مقابل نیست. بلکه شما به او نشان می دهید که احساسش را متوجه شده اید. دلخوری، عصبانیت، غم، نگرانی یا ترسهایش را می فهمید.(بدون رد یا قبول این احساسات).
د) تثبیت صبر و آرامش با فکر به نتایج صبرهای گذشته: وقتی تمرین صبر می کنید، به مرور شیرینی نتایج آن موجب تشویق شما می شود که در آینده هم همین روش را پیش بگیرید. در واقع در زمان صبر تلخی آن را حس می کنید و بعداً شیرینی آن را ، و این موجب تکرار صبر در آینده خواهد شد.
به خودتان نگویید که صبر دارید یا ندارید. چون صبر یک طیف هست و یک نمره ای دارد.
مثلا نمره ای بین 1 تا 100.
برای تمرین برای خودتان یک رکورد را مرتب رصد کنید.
مثلا اگر در اوائل صبر شما کم هست مثلا 10، می توانید به مرور این میزان را افزایش دهید و به طرف 100 بکشانید.
برای نمره دهی هم می توانید یکسری معیارها را مشخص کنید.
مثال:
- میزان زمانی که می توانید دادن پاسخ به هنگام عصبانیت خود را به تعویق بیندازید.
- میزان زمانی که می توانید در یک صف بایستید و نق نزنید و خودخوری نکنید
- میزان زمانی که برای دریافت یک پاسخ به فردمقابل زنگ نمی زنید یا ایمیل خود چک نمی کنید.
و) جستجو برای موقعیت هایی که صبر می طلبد و تمرین در این موقعیت ها مانند:
- صفوف نانوایی و ...
- پیگیری کار اداری....
- الحمد الله موقعیت برای این تمرین همه جا به وفور پیدا میشه...
چهارم:
اطلاعات، دانش ، علم و آگاهی خود را در مورد جوانب مختلف صبر بالا ببرید. عمیق بنگرید. با دقت مطالعه کنید و از همه مهمتر سعی کنید در عمل به کار گیرید. در واقع تمرین و تمرین و تمرین.
آنچه که در یک صفحه می خوانید و می گذرید، برای عملی شدن شاید به سالها تمرین نیاز داشته باشد.
یک شبه و با یک مقاله صبور نخواهید شد. اما اگر راهش را بیاموزید و مرتب و مستمر تمرین کنید حتما نمرات شما روز به روز و ماه به ماه افزایش می یابد. و به تدریج به جمع صابران در خواهید آمد.
صبر یا حریت از قید نفس
تولرانس ، حلم
نقش راهبردی صبر و استقامت در زندگی
مقايسه «حلم» و «صبر»
ضرب المثل صبر
http://www.hamdardi.net
.
چگونه می توانم فردی صبور باشم!
یکم: (مقدمه مهم)
یک آفت بسیار مهم کارهای درمانی و مشاوره ای درفضای اینترنت ، سطحی نگری، عجله و عدم دقت هست.
بازدید کنندگان در فرصت کمی صفحات زیادی را به سرعت از پیش رو می گذرانند، بدون اینکه همه آن را با دقت بخوانند و موردتوجه قرار دهند و به کار گیرند.
نتیجه:
اگر می خواهید بهره ای بگیرید. به سرعت نگذرید. دقت کنید. تفکر کنید و به کار گیرید.
دوم: (مقدمه مهم)
بسیاری از اثر بخشی های این تالار همدردی از تعاملات مدیران و اعضای آن هست نه صرفا پاسخها و مقالات.
یعنی اینجا واکنش ما به یکدیگر یکی از راههای تمرین مهارتهای ارتباطی هست.
بسیاری از افراد در محیط واقعی نگرانی ها و ترس های موهوم دارند و منجر به مکانیسم های دفاعی ، انکار و واکنش سریع به دیگران هست و این موجب عجله شده و صبر را مشکل می کند. اما( دقت کنید) اینجا هویت ها مجازی هست ، لازم نیست مانند دنیای واقعی سریعا برآشفته شویم و با مخالفین درگیر شویم. اینجا فرصتی هست که بتوانیم تمرین کنیم.
نتیجه:
با تعویقی که گاهی در تاپیکی ایجاد می کنیم، یا نوعی از عمل که تند هست، مراجع فرصت پیدا می کند که خویشتنداری، صبر و تحمل خود را تمرین کند و بالا ببرد. کاری که ما در یک تاپیک در مورد مراجعی انجام دادیم و فرد عملا تمرین کرد..
سوم:
تحمیل به خود یک راه اساسی برای زدودن اکثر ضعفهای شخصیتی می باشد.
افکار انسان و رفتار انسان می توانندمتقابلاً روی هم اثر بگذارند.
فکرمولد: او همه سعی خود را می کند که با من برخورد مناسبی داشته باشد
رفتار تولید شده: صبر و آرامش و برخورد مناسب در قبال او.
مثال عکس:
رفتار مولد: همکاری ، صبوری و برخورد نیکو با دیگران
افکار تولید شده: تشکیل عادت، خوشبینی نهادینه شده، بهبود تعامل دیگران با ما و افکار آرامش بخش و مثبت نسبت به دیگران
نتیجه:
پس برای اینکه صفت صبر داشته باشیم و حلم در ما و افکار ما ایجاد شود باید رفتارهایمان نماد حلم و صبر باشد. یعنی تظاهر به صابر بودن بکنیم.
در این راستا چند تکنیک می تواند به ما کمک کند:
الف) سکوت یا لبخند زدن به هنگام عصبانیت. و وانمود کردن به صبر. در واقع تلقین صابر بودن.
من چندی پیش در تالار مشاهده کردم که یکی از کاربران می گفت که من نمی توانم صبور باشم مثل کاربر x
در حالیکه یادم می آید سال پیش همین کاربر x در تالار کمک می طلبید که چگونه صابر باشد. اما واقعا تمرین کرد و تمرین کرد. تا به جایی رسید که بسیاری از کاربران دیگر مخصوصا تازه واردین ، صبر کاربرx تحسین می کنند.
ب) تکنیک تاخیر واکنش: یعنی به جای اینکه در موقعیت هیجان و احساس دست به رفتار سریع بزنید. زمانی را به عنوان پایه برای خود در نظر بگیرید و رفتارتان را موکول کنید به زمان آینده ای که مشخص کرده اید.
معمولا پایداری و استقامت برای مدتی معین منجر به تغییر رفتار یا کاهش شدت رفتار یا حتی از بین رفتن ضرورت انجام رفتاری خواهد شد.
ج) مهارت هم حسی: یعنی به جای واکنش دفاعی به دیگران، سعی کنیم انرژی خود را روی کشف احساس و انگیزه های فرد مقابل متمرکزکنیم. سعی کنیم فهرستی از جنبه های مثبت و منفی (توام) را در ذهن خود مرور کنیم و نسبت به جنبه های مثبت رفتار فرد واکنش مثبت بدهیم.
در هم حسی نیاز به تائید علل رفتار طرف مقابل نیست. بلکه شما به او نشان می دهید که احساسش را متوجه شده اید. دلخوری، عصبانیت، غم، نگرانی یا ترسهایش را می فهمید.(بدون رد یا قبول این احساسات).
د) تثبیت صبر و آرامش با فکر به نتایج صبرهای گذشته: وقتی تمرین صبر می کنید، به مرور شیرینی نتایج آن موجب تشویق شما می شود که در آینده هم همین روش را پیش بگیرید. در واقع در زمان صبر تلخی آن را حس می کنید و بعداً شیرینی آن را ، و این موجب تکرار صبر در آینده خواهد شد.
تلخی صبر اگر گلوگیر است
عاقبت خوشگوار خواهد بود
هـ) رکورد بزنید و سیاه و سفید نکنید.عاقبت خوشگوار خواهد بود
به خودتان نگویید که صبر دارید یا ندارید. چون صبر یک طیف هست و یک نمره ای دارد.
مثلا نمره ای بین 1 تا 100.
برای تمرین برای خودتان یک رکورد را مرتب رصد کنید.
مثلا اگر در اوائل صبر شما کم هست مثلا 10، می توانید به مرور این میزان را افزایش دهید و به طرف 100 بکشانید.
برای نمره دهی هم می توانید یکسری معیارها را مشخص کنید.
مثال:
- میزان زمانی که می توانید دادن پاسخ به هنگام عصبانیت خود را به تعویق بیندازید.
- میزان زمانی که می توانید در یک صف بایستید و نق نزنید و خودخوری نکنید
- میزان زمانی که برای دریافت یک پاسخ به فردمقابل زنگ نمی زنید یا ایمیل خود چک نمی کنید.
و) جستجو برای موقعیت هایی که صبر می طلبد و تمرین در این موقعیت ها مانند:
- صفوف نانوایی و ...
- پیگیری کار اداری....
- الحمد الله موقعیت برای این تمرین همه جا به وفور پیدا میشه...
چهارم:
اطلاعات، دانش ، علم و آگاهی خود را در مورد جوانب مختلف صبر بالا ببرید. عمیق بنگرید. با دقت مطالعه کنید و از همه مهمتر سعی کنید در عمل به کار گیرید. در واقع تمرین و تمرین و تمرین.
آنچه که در یک صفحه می خوانید و می گذرید، برای عملی شدن شاید به سالها تمرین نیاز داشته باشد.
یک شبه و با یک مقاله صبور نخواهید شد. اما اگر راهش را بیاموزید و مرتب و مستمر تمرین کنید حتما نمرات شما روز به روز و ماه به ماه افزایش می یابد. و به تدریج به جمع صابران در خواهید آمد.
لینک مطالب محتوایی بیشتر در مورد صبر:
صبر یا حریت از قید نفس
تولرانس ، حلم
نقش راهبردی صبر و استقامت در زندگی
مقايسه «حلم» و «صبر»
ضرب المثل صبر
http://www.hamdardi.net
![[تصویر: 1294275654_16936_fe43609a67.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1294275654_16936_fe43609a67.gif)
.
* 15 خطر در کمین ازدواج
غالبا دیده شده است دختران جوان قبل ازازدواج , تصورات و باورهایی غلط در مورد ازدواج دارند و بر اساس این اندیشه های اشتباه دست به انتخاب همسر می زنند ,لذا پس از ازدواج احساس شکست یا نارضایتی از زندگی می کنند . دراین مقاله به 15 باور غلطی اشاره می کنیم که هر کدام از انها به صورت خطر بالقوه و جدی ازدواج ما را تهدید می کند .
1- باید با کسی ازدواج کنم که از همه نظر کامل باشد .
انسانها ترکیبی از ضعف ها و قوت ها هستند اگر چه در نوع و شدت نقاط قوت و ضعف تفاوت دارند. لیکن تصور یک انسان کامل و ایده آل که هیچ مشکلی نداشته باشد بیشتر در تصور یک فرد خیالاتی جا می گیرد تا درواقعیت.
هنگام ازدواج باید دقت کرد که به نقاط ضعف و قوت همسر آینده مان پی ببریم و ندیدن ضعف های ایشان ,دلیل بر نبودن آن نیست , بلکه حاکی از عدم شناخت ماست .
چرا چنین نگاه ایده آل گرایانه به همسر آینده موجب شکست در ازدواج می شود؟.
جواب: اگر با عدم شناخت کافی تصور کنیم با فرد کاملی ازدواج کرده ایم ,پس از ازدواج بتدرج به ضعف های همسرمان پی برده و احساس شکست می کنیم .
2-بعد از ازدواج می توانم همسرم را تغییر دهم .
تغییر: فرایندی انرژی بر , زمان بر و نسبتا دشواری می باشد . وقتی که قصد تغییر دیگری را داریم علاوه برسختی های قید شده نیاز به خواست فرد مخاطب و همچنین عدم مقاومت او دارد .
از آن جا که انسانها نسبت به تغییرات اجباری از طرف دیگران مقاوم هستند و نیاز به تغییر در زندگی های آشفته بیشتر احساس نیاز می شود ,لذا مجموعه عوامل فوق باعث می شود که احتمال تغییر به شدت کاهش یابد . علت بالا بودن آمار طلاق اشاره به این مهم دارد که همسران در مشکلات زناشویی کمتر حاضر به اعمال تغییر در روش و منش خود هستند .از طرفی مشکلات شخصی نسبتا پایدار و تقریبا با ثبات هستند .
3-اگر با فرد خاص ازدواج کنم خوشبخت می شوم .
خوشبختی یک احساس درونی هست که به شخص یا شی ءخاصی بستگی ندارد . اگر هنگام ازدواج این خوشبختی را صرفا به یک شخص گره بزنیم , پس از ازدواج بزودی متوجه می شویم که اشتباه کردیم .
الف)اگر با فرد مذکور ازدواج کنیم بزودی درمی یابیم این فرد نیز چون دیگران بوده است و صرفا به خاطر جذابیت و نیازهای عاطفی و جنسی و دسترسی به ایشان ازدواج ما صورت گرفته است و پس از عادی شدن ارتباط متوجه می شویم که خوشبختی ما فراتر از این فرد خاص بوده است .
ب) اگر با فرد دیگری ازدواج کنیم هر مشکل و دردسری که درهمه زندگی ها کم و بیش وجود دارند (به اشتباه) به این مسئله ربط می دهیم که بافرد خاص ازدواج نکرده ایم و همیشه به سادگی هرشکستی را در زندگی به عدم وصال به آن فرد خاص نسبت می دهیم و از حل منطقی مشکلات سرباز می زنیم .
4- ازدواج, راه حل مشکلات
واقعیت ازدواج با مسائل و جوانب مختلفی همراه هست که مسئولیت های سنگین را بردوش زوجین می گذارد. لذا در دل خود مشکلاتی جهت حل کردن دارد . بنابراین ازدواج غالبا با مشکلات جدیدی همراه هست . نه این که به عنوان راه حل مسائل پیشین کاربرد داشته باشد. دختران و پسران نیاز است قبل از ازدواج به حل مشکلات مختلف خود اعم از مشکلات فردی ,بین فردی و .... اقدام کنند .تا هم تمرینی برای حل مسائل ازدواج باشد و هم فارغ از مشکلات مجردی وارد زندگی متاهلی شوند .
5- ازدواج راه کسب استقلال است .
استقلال نیاز به حس مسئولیت پذیری و انجام بهینه وظایف دارد . اگر چنین تمرینی در زمان مجردی به خوبی صورت نگیرد پس از ازدواج هم به خاطر ورود به بافت خانوادگی جدید بازهم فرد با مشکل عدم استقلال روبروست . معمولا وابستگی به خاطر این است که خود فرد قادر به انجام صحیح وظایفش نیست و نیاز مفرط به حمایت دیگران دارد . لذا پس از ازدواج هم همسرش جایگزین والدین و خانواده اصلی اش می شود و استقلال در زندگی جدیدش نیز مورد تهدید واقع می شود .
6- ازدواج, یعنی آرامش .
آرامش هم چون خوشبختی یک حس و نفسیردرونی آدمی از شرایط و موقعیت هاست .
لذا کسی که نمی تواند پیش از ازدواج به چنین مفهومی دست یابد , پس از ازدواج هم از درک آرامش عاجزاست . زوجین زیادی هستند که می گویند با ازدواج آرامش خودرا ازدست داده اند .
اما زوجینی که پس ازازدواج از آرامش حاکم بر خانواده راضی اند تصریح می کنند که آنها همواره با موقعیت ها و شرایط سازگار بوده اند و این آرامش را همیشه حتی قبل از ازدواج تجربه نموده اند .
7- راه فرار .
گاهی فشارهای زندگی روی جوان آنقدر شدید است که قدرت تصمیم گیری و حل مسئله را از او می گیرد.و برای خلاص شدن از مشکلات و فرار ازموقعیت خانواده به اشتباه ازدواج را به عنوان راه آزادی خود می گیرد . معمولا این جوانان دست به انتخاب نادرست می زنند و چون به فکر راه فرار بوده اند ,دقت کافی در انتخاب همسر نمی کنند و با نگاهی مسامحه آمیز به مسئله نگاه می کنند . لذا پس از ازدواج بزودی متوجه می شوند که از چاله ای در آمده و به چاه افتاده اند .
در این گونه موارد به جوانان توصیه می شود با مراجعه به جلسات مشاوره خانواده راههای حل مسئله و برون رفت از بحران ها را بیاموزند و سپس در شرایط مناسب تصمیم به ازدواج بگیرند .
8- دوستی قبل از ازدواج لازمه یک ازدواج موفق است .
متاسفانه این اشتباه روز به روز در بین جوانان بیشتر می شود . ازانجا که این دوستی ها براساس مسائل احساسی و جذابیت های نخستین، بین 2 نفر صورت می گیرد , به کلی زمینه یک ازدواج موفق را به مخاطره می افکند .
به همین علت است که اکثر این دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود و آنها هم که ختم می شوند یا با مشکلات شدیدی مواجه می شوند یا به طلاق. و درصد بسیار ناچیزی از این ازدواج ها موفقیت را درک می کنند . از طرفی بسیاری از ازدواج ها هم که به ازدواج سنتی شهرت دارند , به موفقیت ختم می شوند .لذا دوستی های قبل از ازدواج نه این که به موفقیت در ازدواج ختم نمی شود ,به عکس دراکثر مواقع موجب شکست درزندگی می شود . بهتر است دوستی قبل از ازدواج ,به صورت آشنایی قبل از ازدواج و تحت نظر خانواده ها و به صورت خواستگاری رسمی صورت بگیرد و به جای مسائل احساسی دختر و پسر به مسائل منطقی فرایند شناخت منجر شود .
در بسیاری موارد دیده شده است دوستی های قطع شده قبل ازازدواج , خود معضلی بر سراه دختر و پسر به هنگام ازدواج پدید می آورند .
اگر به هنگام ازدواج به دوستی های پیشین اشاره شود یکسری مشکلات شروع می شود و اگر پنهان کنند , همیشه نگران آشکار شدن روابط قبلی خود هستند و این مسئله تنش زیادی را در زندگی زناشویی ان ها ایجاد می کند .
9- ازدواج به خاطر رضایت والدین و دیگران .
ازدواج مهمترین تصمیم گیری و انتخاب هر فرد در طی دوره زندگی اش است و مسلما عواقب این انتخاب قبل از هرکس , گریبانگیر خود فرداست . لذا اگرچه مشورت گرفتن از دیگران کاری پسندیده است ,لیکن باید رضایت قلبی دختر یا پسر به هنگام ازدواج حاصل گردد تا مسئولیت انتخاب خود را در ازدواج بپذیرد .
10- به خاطر اصرار و فشار والدین .
اگر جوانی تحت فشار والدین و دیگران ازدواج کند , علاوه براین که ممکن است هیچوقت احساس آرامش و خوشبختی نکند , همچنین ممکن است فشارهای بعدی والدین در سایر زمینه های زندگی او تاثیر بگذارد و نارضایتی و درپی آن شکست زندگی زوجین را ایجاد کند . قاطعیت و انعطاف دو خصوصیت ضروری مورد نیاز درزندگی است که جوانان حتی قبل از ازدواج باید آن را در رابطه با خانواده اصلی خود تمرین کنند .
11- ازدواج راه سعادتمند ی است .
12- ازدواج یعنی تکامل .
دو بند فوق اغراق در اهمیت ازدواج است . درواقع ازدواج هدف زندگی نیست حتی تنها راه خوشبختی و تکامل نیست . ازدواج اگر چه مسیر مهمی در رسیدن به مقصداست .لیکن تنها راه نیست . اگر کسی تنها راه خوشبختی را ازدواج بداند آنگاه تحت فشارهای اجتماعی مجبور است به هر ازدواجی تن دهد تا بدبخت نماند . درحالیکه ازدواج موفق و با شناخت کافی می تواند راه رشد را تسهیل کند , در غیر اینصورت خود ازدواج مانعی بر سر راه تکامل و خوشبختی است .
13- ازدواج باعث مسئولیت پذیری است .
درواقع دقیقا به عکس است. یعنی فرد باید مسئولیت پذیر باشد تا به سراغ ازدواج برود .کسی که قبل از ازدواج از انجام وظائف فردی و اجتماعی خود سرباز می زند چگونه پس از ازدواج مسئولیت پذیرمی شود.
این هشداری به والدین است که به اجبار برای فرزندان بی مسئولیت خود , همسری انتخاب نکنند یا آنها را تشویق به ازدواج نکنند . چون مسئولیت حل مسائل زناشویی فرزندشان نیز گریبانگیر آن ها خواهد شد .
14- ازدواج هر كس تابع تقدیر و سرنوشت است.
این اشتباه منجر می شود كه دختران و پسران و خانواده هایشان به اندازه كافی در تحقیق و بررسی و شناخت همسر دقت نكنند. و اهمالكاری و بی مهارتی خود را به گردن تقدیر بیندازند. بسیاری هم برای فرار از مسئولیت انتخاب همسر، با یك استخاره كار خود را راحت می كنند. و اینگونه نقش اندیشه و اختیار خود را نادیده می گیرند.
15 - مهریه تضمین كننده ازدواج است.
متاسفانه اغلب دختران و پسران و همچنین خانواده ها از فلسفه مهریه بی خبرند.
مهریه مانند یك كادو و هدیه ایست كه داماد باید با همه وجود خواهان پیشكش كردن به عروس خانم باشد. علاوه بر اینكه نقش عاطفی دارد، می تواند بخشی از آن به صورت نقدی، كمكی به خانواده عروس جهت تهیه مایجتاج اول زندگی و جهیزیه باشد. طبیعی است كه مقدار آن باید متناسب با توانایی اقتصادی طرفین و با رضایت كامل باشد.
معمولا مهریه های سنگین ، تخفیف گرفتن ها، و چك و چك كردنها و ... .همه و همه اولا منجر به از بین رفتن نقش محبتی و عاطفی مهریه می شود، ثانیا باعث كدورتهایی می شود كه گاها تا آخر عمر با عروس و داماد و خانواده هایشان باقی می ماند. و ثالثا نقش تثبیت كننده ای هم در پیوند زناشویی ندارد و سوء برداشتهایی نسبت به اساس مهریه است.
بهتر است به مسائل حقوقی ازدواج و مسائل روانشناختی در انتخاب همسر دقت شود تا از اشتباهات 15 گانه فوق كه به صورت خطر در كمین ازدواج نشسته است ، جلوگیری شود.
منبع : http://www.hamdardi.net
.
15خطر در کمین ازدواج
غالبا دیده شده است دختران جوان قبل ازازدواج , تصورات و باورهایی غلط در مورد ازدواج دارند و بر اساس این اندیشه های اشتباه دست به انتخاب همسر می زنند ,لذا پس از ازدواج احساس شکست یا نارضایتی از زندگی می کنند . دراین مقاله به 15 باور غلطی اشاره می کنیم که هر کدام از انها به صورت خطر بالقوه و جدی ازدواج ما را تهدید می کند .
1- باید با کسی ازدواج کنم که از همه نظر کامل باشد .
انسانها ترکیبی از ضعف ها و قوت ها هستند اگر چه در نوع و شدت نقاط قوت و ضعف تفاوت دارند. لیکن تصور یک انسان کامل و ایده آل که هیچ مشکلی نداشته باشد بیشتر در تصور یک فرد خیالاتی جا می گیرد تا درواقعیت.
هنگام ازدواج باید دقت کرد که به نقاط ضعف و قوت همسر آینده مان پی ببریم و ندیدن ضعف های ایشان ,دلیل بر نبودن آن نیست , بلکه حاکی از عدم شناخت ماست .
چرا چنین نگاه ایده آل گرایانه به همسر آینده موجب شکست در ازدواج می شود؟.
جواب: اگر با عدم شناخت کافی تصور کنیم با فرد کاملی ازدواج کرده ایم ,پس از ازدواج بتدرج به ضعف های همسرمان پی برده و احساس شکست می کنیم .
2-بعد از ازدواج می توانم همسرم را تغییر دهم .
تغییر: فرایندی انرژی بر , زمان بر و نسبتا دشواری می باشد . وقتی که قصد تغییر دیگری را داریم علاوه برسختی های قید شده نیاز به خواست فرد مخاطب و همچنین عدم مقاومت او دارد .
از آن جا که انسانها نسبت به تغییرات اجباری از طرف دیگران مقاوم هستند و نیاز به تغییر در زندگی های آشفته بیشتر احساس نیاز می شود ,لذا مجموعه عوامل فوق باعث می شود که احتمال تغییر به شدت کاهش یابد . علت بالا بودن آمار طلاق اشاره به این مهم دارد که همسران در مشکلات زناشویی کمتر حاضر به اعمال تغییر در روش و منش خود هستند .از طرفی مشکلات شخصی نسبتا پایدار و تقریبا با ثبات هستند .
3-اگر با فرد خاص ازدواج کنم خوشبخت می شوم .
خوشبختی یک احساس درونی هست که به شخص یا شی ءخاصی بستگی ندارد . اگر هنگام ازدواج این خوشبختی را صرفا به یک شخص گره بزنیم , پس از ازدواج بزودی متوجه می شویم که اشتباه کردیم .
الف)اگر با فرد مذکور ازدواج کنیم بزودی درمی یابیم این فرد نیز چون دیگران بوده است و صرفا به خاطر جذابیت و نیازهای عاطفی و جنسی و دسترسی به ایشان ازدواج ما صورت گرفته است و پس از عادی شدن ارتباط متوجه می شویم که خوشبختی ما فراتر از این فرد خاص بوده است .
ب) اگر با فرد دیگری ازدواج کنیم هر مشکل و دردسری که درهمه زندگی ها کم و بیش وجود دارند (به اشتباه) به این مسئله ربط می دهیم که بافرد خاص ازدواج نکرده ایم و همیشه به سادگی هرشکستی را در زندگی به عدم وصال به آن فرد خاص نسبت می دهیم و از حل منطقی مشکلات سرباز می زنیم .
4- ازدواج, راه حل مشکلات
واقعیت ازدواج با مسائل و جوانب مختلفی همراه هست که مسئولیت های سنگین را بردوش زوجین می گذارد. لذا در دل خود مشکلاتی جهت حل کردن دارد . بنابراین ازدواج غالبا با مشکلات جدیدی همراه هست . نه این که به عنوان راه حل مسائل پیشین کاربرد داشته باشد. دختران و پسران نیاز است قبل از ازدواج به حل مشکلات مختلف خود اعم از مشکلات فردی ,بین فردی و .... اقدام کنند .تا هم تمرینی برای حل مسائل ازدواج باشد و هم فارغ از مشکلات مجردی وارد زندگی متاهلی شوند .
5- ازدواج راه کسب استقلال است .
استقلال نیاز به حس مسئولیت پذیری و انجام بهینه وظایف دارد . اگر چنین تمرینی در زمان مجردی به خوبی صورت نگیرد پس از ازدواج هم به خاطر ورود به بافت خانوادگی جدید بازهم فرد با مشکل عدم استقلال روبروست . معمولا وابستگی به خاطر این است که خود فرد قادر به انجام صحیح وظایفش نیست و نیاز مفرط به حمایت دیگران دارد . لذا پس از ازدواج هم همسرش جایگزین والدین و خانواده اصلی اش می شود و استقلال در زندگی جدیدش نیز مورد تهدید واقع می شود .
6- ازدواج, یعنی آرامش .
آرامش هم چون خوشبختی یک حس و نفسیردرونی آدمی از شرایط و موقعیت هاست .
لذا کسی که نمی تواند پیش از ازدواج به چنین مفهومی دست یابد , پس از ازدواج هم از درک آرامش عاجزاست . زوجین زیادی هستند که می گویند با ازدواج آرامش خودرا ازدست داده اند .
اما زوجینی که پس ازازدواج از آرامش حاکم بر خانواده راضی اند تصریح می کنند که آنها همواره با موقعیت ها و شرایط سازگار بوده اند و این آرامش را همیشه حتی قبل از ازدواج تجربه نموده اند .
7- راه فرار .
گاهی فشارهای زندگی روی جوان آنقدر شدید است که قدرت تصمیم گیری و حل مسئله را از او می گیرد.و برای خلاص شدن از مشکلات و فرار ازموقعیت خانواده به اشتباه ازدواج را به عنوان راه آزادی خود می گیرد . معمولا این جوانان دست به انتخاب نادرست می زنند و چون به فکر راه فرار بوده اند ,دقت کافی در انتخاب همسر نمی کنند و با نگاهی مسامحه آمیز به مسئله نگاه می کنند . لذا پس از ازدواج بزودی متوجه می شوند که از چاله ای در آمده و به چاه افتاده اند .
در این گونه موارد به جوانان توصیه می شود با مراجعه به جلسات مشاوره خانواده راههای حل مسئله و برون رفت از بحران ها را بیاموزند و سپس در شرایط مناسب تصمیم به ازدواج بگیرند .
8- دوستی قبل از ازدواج لازمه یک ازدواج موفق است .
متاسفانه این اشتباه روز به روز در بین جوانان بیشتر می شود . ازانجا که این دوستی ها براساس مسائل احساسی و جذابیت های نخستین، بین 2 نفر صورت می گیرد , به کلی زمینه یک ازدواج موفق را به مخاطره می افکند .
به همین علت است که اکثر این دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود و آنها هم که ختم می شوند یا با مشکلات شدیدی مواجه می شوند یا به طلاق. و درصد بسیار ناچیزی از این ازدواج ها موفقیت را درک می کنند . از طرفی بسیاری از ازدواج ها هم که به ازدواج سنتی شهرت دارند , به موفقیت ختم می شوند .لذا دوستی های قبل از ازدواج نه این که به موفقیت در ازدواج ختم نمی شود ,به عکس دراکثر مواقع موجب شکست درزندگی می شود . بهتر است دوستی قبل از ازدواج ,به صورت آشنایی قبل از ازدواج و تحت نظر خانواده ها و به صورت خواستگاری رسمی صورت بگیرد و به جای مسائل احساسی دختر و پسر به مسائل منطقی فرایند شناخت منجر شود .
در بسیاری موارد دیده شده است دوستی های قطع شده قبل ازازدواج , خود معضلی بر سراه دختر و پسر به هنگام ازدواج پدید می آورند .
اگر به هنگام ازدواج به دوستی های پیشین اشاره شود یکسری مشکلات شروع می شود و اگر پنهان کنند , همیشه نگران آشکار شدن روابط قبلی خود هستند و این مسئله تنش زیادی را در زندگی زناشویی ان ها ایجاد می کند .
9- ازدواج به خاطر رضایت والدین و دیگران .
ازدواج مهمترین تصمیم گیری و انتخاب هر فرد در طی دوره زندگی اش است و مسلما عواقب این انتخاب قبل از هرکس , گریبانگیر خود فرداست . لذا اگرچه مشورت گرفتن از دیگران کاری پسندیده است ,لیکن باید رضایت قلبی دختر یا پسر به هنگام ازدواج حاصل گردد تا مسئولیت انتخاب خود را در ازدواج بپذیرد .
10- به خاطر اصرار و فشار والدین .
اگر جوانی تحت فشار والدین و دیگران ازدواج کند , علاوه براین که ممکن است هیچوقت احساس آرامش و خوشبختی نکند , همچنین ممکن است فشارهای بعدی والدین در سایر زمینه های زندگی او تاثیر بگذارد و نارضایتی و درپی آن شکست زندگی زوجین را ایجاد کند . قاطعیت و انعطاف دو خصوصیت ضروری مورد نیاز درزندگی است که جوانان حتی قبل از ازدواج باید آن را در رابطه با خانواده اصلی خود تمرین کنند .
11- ازدواج راه سعادتمند ی است .
12- ازدواج یعنی تکامل .
دو بند فوق اغراق در اهمیت ازدواج است . درواقع ازدواج هدف زندگی نیست حتی تنها راه خوشبختی و تکامل نیست . ازدواج اگر چه مسیر مهمی در رسیدن به مقصداست .لیکن تنها راه نیست . اگر کسی تنها راه خوشبختی را ازدواج بداند آنگاه تحت فشارهای اجتماعی مجبور است به هر ازدواجی تن دهد تا بدبخت نماند . درحالیکه ازدواج موفق و با شناخت کافی می تواند راه رشد را تسهیل کند , در غیر اینصورت خود ازدواج مانعی بر سر راه تکامل و خوشبختی است .
13- ازدواج باعث مسئولیت پذیری است .
درواقع دقیقا به عکس است. یعنی فرد باید مسئولیت پذیر باشد تا به سراغ ازدواج برود .کسی که قبل از ازدواج از انجام وظائف فردی و اجتماعی خود سرباز می زند چگونه پس از ازدواج مسئولیت پذیرمی شود.
این هشداری به والدین است که به اجبار برای فرزندان بی مسئولیت خود , همسری انتخاب نکنند یا آنها را تشویق به ازدواج نکنند . چون مسئولیت حل مسائل زناشویی فرزندشان نیز گریبانگیر آن ها خواهد شد .
14- ازدواج هر كس تابع تقدیر و سرنوشت است.
این اشتباه منجر می شود كه دختران و پسران و خانواده هایشان به اندازه كافی در تحقیق و بررسی و شناخت همسر دقت نكنند. و اهمالكاری و بی مهارتی خود را به گردن تقدیر بیندازند. بسیاری هم برای فرار از مسئولیت انتخاب همسر، با یك استخاره كار خود را راحت می كنند. و اینگونه نقش اندیشه و اختیار خود را نادیده می گیرند.
15 - مهریه تضمین كننده ازدواج است.
متاسفانه اغلب دختران و پسران و همچنین خانواده ها از فلسفه مهریه بی خبرند.
مهریه مانند یك كادو و هدیه ایست كه داماد باید با همه وجود خواهان پیشكش كردن به عروس خانم باشد. علاوه بر اینكه نقش عاطفی دارد، می تواند بخشی از آن به صورت نقدی، كمكی به خانواده عروس جهت تهیه مایجتاج اول زندگی و جهیزیه باشد. طبیعی است كه مقدار آن باید متناسب با توانایی اقتصادی طرفین و با رضایت كامل باشد.
معمولا مهریه های سنگین ، تخفیف گرفتن ها، و چك و چك كردنها و ... .همه و همه اولا منجر به از بین رفتن نقش محبتی و عاطفی مهریه می شود، ثانیا باعث كدورتهایی می شود كه گاها تا آخر عمر با عروس و داماد و خانواده هایشان باقی می ماند. و ثالثا نقش تثبیت كننده ای هم در پیوند زناشویی ندارد و سوء برداشتهایی نسبت به اساس مهریه است.
بهتر است به مسائل حقوقی ازدواج و مسائل روانشناختی در انتخاب همسر دقت شود تا از اشتباهات 15 گانه فوق كه به صورت خطر در كمین ازدواج نشسته است ، جلوگیری شود.
منبع : http://www.hamdardi.net
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
سطوح رابطه دختر و پسر
متاسفانه دید نابالغانه به نحوه ارتباط دختر و پسر غالبا منجر به درگیریهای عاطفی ,شکست های ارتباطی و تبعات منفی آن می شود . گاهی این رابطه ها به احساس گناه بدبینی,رنجش ,خشم ,تنفر ,فرار ازازدواج یا نگرانی های فزاینده دختران و پسران می شود .
آگاهی از نحوه مدیریت کردن اینگونه رابطه ها منجر به کاهش عوارض آن می شود .
رابطه دختر و پسری می توانددر 3سطح وجودداشته باشد ,البته مرزهای این سطوح کاملا مشخص نیست و اینها همپوشانی دارند .لیکن با شناخت این 3 سطح مدیریت و کنترل رابطه بهتر می شود .
1- سطح اجتماعی(social) :
این سطح عقلانی ارتباط دختر و پسر است.دراین سطح ارتباطی ,دختران و پسران در محیط کار,محل تحصیل و محیطهای اجتماعی با هم تعامل دارند ,این ارتباط همانند ارتباط با هم جنس است . دراین سطح ابراز احساسات , عاطفه و هیجانات وجود ندارد و مسائل جنسی وجود ندارد .
این سطح از ارتباط معقولانه است ,لذا پنهان کاری درآن راه ندارد , قرارهای خصوصی و ابراز تمایلات احساسی منتفی است .تلفن های غیر کاری و طولانی ,sms های عاشقانه دراین جا تعریف نمی شود . از این که خانواده ها در جریان محتوای صحبت ها ی ما قرار بگیرند نگران نیستیم . عشوه گری ,دلبری, و ابراز تمایل ها دراین سطح نمی گنجد .وهمه ی ارتباط دراین سطح کاملا آشکار و بی استرس است . حتی دراین سطح در چارچوب قراردادهای اجتماعی خواستگاری ها اتفاق می افتد و شناخت های قبل از ازدواج شکل می گیرد .
2- سطح عاطفی و هیجانی (Emotional)
دراین سطح زن و مرد به تبادل احساسات و هیجانات می پردازند , احساس تعلق و محبت به هم دارند و ابراز می کنند , رابطه انحصاری بین زن و مرد بوجود می آید . حرف های محرمانه و خصوصی و عشوه و عشق ورزی ها مربوط به این سطح عاطفی و هیجانی می شود . قرارها ,کوه رفتن ها , پارک رفتن ها ,نامه ها , اس ام اس ها و..... دراین جا صورت می گیرد .بازی جزوه دادن و گرفتن و....، آغاز این مرحله است که باید دقت شود .
نکته مهم :
اما باید این قانون طلایی را دختران و پسران بدانند که رابطه احساسی در این سطح عمیق است و صرفا در چارچوب ازدواج و پس از عقد و تعهد زناشویی، عقلانی و درست هست. و قبل از عقد آفت رابطه و شناخت و عامل شکست می باشد.
یعنی وقتی عقد انجام می گیرد آن وقت انحصار رابطه از طریق قانون و شرع به قطعیت رسیده و از نظر عرف , اجتماع , فرهنگ , شرع و قوانین رابطه به رسمیت یافته است .چون دراین صورت دختر و پسر نگران نیستند که دچار مشکل شوند . نگران نیستند خانواده مانع آنها شود . نگران نیستند که طرفشون آ نها را ترک کند یا با کس دیگری ازدواج کند . در این حریم امن است که انحصاری بودن معنا می دهد .
اگر بدون عقد در دوران قبل از ازدواج ، به این سطح رابطه یعنی سطح احساسی و هیجانی وارد شدید باید منتظر عواقب آن باشید . بعضی این خطرات , از این قبیل اند .
1- وابسته شدن و سپس ترک شدن .
2- ممانعت خانواده از ازدواج در حالی که از نظر هیجانی وابسته اید .
3- نگرانی از آشکار شدن ارتباط و برخورد خانواده ها .
4- به هنگام ازدواج، از رابطه های قبلی نگران و هراسان هستید .
5- عدم تعهد و عدم منع قانونی برای ازدواج با دیگری .
6- تغییر دیدگاه طرف مقابل و منصرف شدن از ازدواج .
7- وعده های دروغین و سوء استفاده از احساسات .
8- تحریف شناخت نسبت یکدیگر
9- متضرر اصلی در این سطح دختران هستند.
10- عدم مسئولیت پذیری در رابطه كه به خاطر عدم قرار داد قانونی و شرعی كاملا محسوس است.
خلاصه :
تا زمانی که عقد قانونی صورت نگرفته است، ابراز هیجانات و احساسات و عواطف ممنوع است .
3- سطح سوم :سطح جنسی (sexual)
این سطح از ارتباط نیزمانند سطح دوم صرفا پس از ازدواج منطقی و صحیح است . و مرز آن از سطح عاطفی عبارت است از : لمس کردن ,اشاره به مسائل زناشویی, جک های سکسی , سوال های جنسی ,فیلم و خاطره جنسی , بهانه برای قرار در حریم های خصوصی, محیط های خلوت . همچنین بهانه های مختلف مثل این که : اگر هم دیگر را دوست داریم می توانیم ارتباط را عمیق کنیم .باید هم دیگر را آزمایش کنیم ,یا این که ما متعلق به هم هستیم پس می توانیم هر طور خواستیم عمل کنیم .و...
تمام 10 تهدید برشمرده در سطح دوم (عاطفی و هیجانی )این جا هم با شدت بیشتر وجوددارد .
علاوه بر آن خطرات ذیل هم وجود دارد .
1- سوءاستفاده های جنسی از دختران .
2- از بین رفتن بکارت و تبعات آن , آبروریزی ,خود کشی,فرار ,افسردگی ، ترس از ازدواج کردن , اضطراب .
3- تهدیدات وابسته به فرهنگ ,قتل ها ی ناموسی.
4- بدبینی های پس از ازدواج و محدودیت ها .
در واقع اگر هنجارهای اجتماعی و شرعی نتواند دختر و پسر را از ارتباط جنسی غیر قانونی قبل از ازدواج باز دارد , این مسئله در پس از ازدواج هم هست که پس از ازدواج هم مانعی پیش روی خود در کسب لذت نبینند.
درواقع وجود مرزی بازدارنده در روابط سطح 2و3 (ارتباط احساسی و ارتباط جنسی ) تضمین کننده یک ارتباط قوی هست . این باز دارندگی این اطمینان رابه طرفین می دهد که پس از ازدواج نیز فرد مذکور از این بازدارندگی در جهت حفظ کیان خانواده استفاده کرده و روابط احساسی و جنسی خارج از خانواده نداشته باشد .
نتیجه گیری :
ارتباط دختر و پسر صرفا در محیط اجتماعی و در سطح اجتماعی به شرطی آسیب رسان نیست که وارد سطح دوم (سطح احساسی)و سطح سوم (سطح جنسی) نشود .و اگر مسئله ازدواج در میان بود , باید در همان سطح اجتماعی و به صورت آشکار, صریح و قانونی فرایند خواستگاری و شناخت طی گردد.و پس از ازدواج سطح احساس و جنسی صحیح می باشد .و اگر دختر و پسر قبل از ازدواج وارد سطح احساسی یا سطح جنسی شدند باید عواقب و خطرات آن را بپذیرند و بابت این اشتباه تاوان آن را بپردازند .
.
.
.
.
.
http://WWW.HAMDARDI.NET
.
.
سطوح رابطه دختر و پسر
متاسفانه دید نابالغانه به نحوه ارتباط دختر و پسر غالبا منجر به درگیریهای عاطفی ,شکست های ارتباطی و تبعات منفی آن می شود . گاهی این رابطه ها به احساس گناه بدبینی,رنجش ,خشم ,تنفر ,فرار ازازدواج یا نگرانی های فزاینده دختران و پسران می شود .
آگاهی از نحوه مدیریت کردن اینگونه رابطه ها منجر به کاهش عوارض آن می شود .
رابطه دختر و پسری می توانددر 3سطح وجودداشته باشد ,البته مرزهای این سطوح کاملا مشخص نیست و اینها همپوشانی دارند .لیکن با شناخت این 3 سطح مدیریت و کنترل رابطه بهتر می شود .
1- سطح اجتماعی(social) :
این سطح عقلانی ارتباط دختر و پسر است.دراین سطح ارتباطی ,دختران و پسران در محیط کار,محل تحصیل و محیطهای اجتماعی با هم تعامل دارند ,این ارتباط همانند ارتباط با هم جنس است . دراین سطح ابراز احساسات , عاطفه و هیجانات وجود ندارد و مسائل جنسی وجود ندارد .
این سطح از ارتباط معقولانه است ,لذا پنهان کاری درآن راه ندارد , قرارهای خصوصی و ابراز تمایلات احساسی منتفی است .تلفن های غیر کاری و طولانی ,sms های عاشقانه دراین جا تعریف نمی شود . از این که خانواده ها در جریان محتوای صحبت ها ی ما قرار بگیرند نگران نیستیم . عشوه گری ,دلبری, و ابراز تمایل ها دراین سطح نمی گنجد .وهمه ی ارتباط دراین سطح کاملا آشکار و بی استرس است . حتی دراین سطح در چارچوب قراردادهای اجتماعی خواستگاری ها اتفاق می افتد و شناخت های قبل از ازدواج شکل می گیرد .
2- سطح عاطفی و هیجانی (Emotional)
دراین سطح زن و مرد به تبادل احساسات و هیجانات می پردازند , احساس تعلق و محبت به هم دارند و ابراز می کنند , رابطه انحصاری بین زن و مرد بوجود می آید . حرف های محرمانه و خصوصی و عشوه و عشق ورزی ها مربوط به این سطح عاطفی و هیجانی می شود . قرارها ,کوه رفتن ها , پارک رفتن ها ,نامه ها , اس ام اس ها و..... دراین جا صورت می گیرد .بازی جزوه دادن و گرفتن و....، آغاز این مرحله است که باید دقت شود .
نکته مهم :
اما باید این قانون طلایی را دختران و پسران بدانند که رابطه احساسی در این سطح عمیق است و صرفا در چارچوب ازدواج و پس از عقد و تعهد زناشویی، عقلانی و درست هست. و قبل از عقد آفت رابطه و شناخت و عامل شکست می باشد.
یعنی وقتی عقد انجام می گیرد آن وقت انحصار رابطه از طریق قانون و شرع به قطعیت رسیده و از نظر عرف , اجتماع , فرهنگ , شرع و قوانین رابطه به رسمیت یافته است .چون دراین صورت دختر و پسر نگران نیستند که دچار مشکل شوند . نگران نیستند خانواده مانع آنها شود . نگران نیستند که طرفشون آ نها را ترک کند یا با کس دیگری ازدواج کند . در این حریم امن است که انحصاری بودن معنا می دهد .
اگر بدون عقد در دوران قبل از ازدواج ، به این سطح رابطه یعنی سطح احساسی و هیجانی وارد شدید باید منتظر عواقب آن باشید . بعضی این خطرات , از این قبیل اند .
1- وابسته شدن و سپس ترک شدن .
2- ممانعت خانواده از ازدواج در حالی که از نظر هیجانی وابسته اید .
3- نگرانی از آشکار شدن ارتباط و برخورد خانواده ها .
4- به هنگام ازدواج، از رابطه های قبلی نگران و هراسان هستید .
5- عدم تعهد و عدم منع قانونی برای ازدواج با دیگری .
6- تغییر دیدگاه طرف مقابل و منصرف شدن از ازدواج .
7- وعده های دروغین و سوء استفاده از احساسات .
8- تحریف شناخت نسبت یکدیگر
9- متضرر اصلی در این سطح دختران هستند.
10- عدم مسئولیت پذیری در رابطه كه به خاطر عدم قرار داد قانونی و شرعی كاملا محسوس است.
خلاصه :
تا زمانی که عقد قانونی صورت نگرفته است، ابراز هیجانات و احساسات و عواطف ممنوع است .
3- سطح سوم :سطح جنسی (sexual)
این سطح از ارتباط نیزمانند سطح دوم صرفا پس از ازدواج منطقی و صحیح است . و مرز آن از سطح عاطفی عبارت است از : لمس کردن ,اشاره به مسائل زناشویی, جک های سکسی , سوال های جنسی ,فیلم و خاطره جنسی , بهانه برای قرار در حریم های خصوصی, محیط های خلوت . همچنین بهانه های مختلف مثل این که : اگر هم دیگر را دوست داریم می توانیم ارتباط را عمیق کنیم .باید هم دیگر را آزمایش کنیم ,یا این که ما متعلق به هم هستیم پس می توانیم هر طور خواستیم عمل کنیم .و...
تمام 10 تهدید برشمرده در سطح دوم (عاطفی و هیجانی )این جا هم با شدت بیشتر وجوددارد .
علاوه بر آن خطرات ذیل هم وجود دارد .
1- سوءاستفاده های جنسی از دختران .
2- از بین رفتن بکارت و تبعات آن , آبروریزی ,خود کشی,فرار ,افسردگی ، ترس از ازدواج کردن , اضطراب .
3- تهدیدات وابسته به فرهنگ ,قتل ها ی ناموسی.
4- بدبینی های پس از ازدواج و محدودیت ها .
در واقع اگر هنجارهای اجتماعی و شرعی نتواند دختر و پسر را از ارتباط جنسی غیر قانونی قبل از ازدواج باز دارد , این مسئله در پس از ازدواج هم هست که پس از ازدواج هم مانعی پیش روی خود در کسب لذت نبینند.
درواقع وجود مرزی بازدارنده در روابط سطح 2و3 (ارتباط احساسی و ارتباط جنسی ) تضمین کننده یک ارتباط قوی هست . این باز دارندگی این اطمینان رابه طرفین می دهد که پس از ازدواج نیز فرد مذکور از این بازدارندگی در جهت حفظ کیان خانواده استفاده کرده و روابط احساسی و جنسی خارج از خانواده نداشته باشد .
نتیجه گیری :
ارتباط دختر و پسر صرفا در محیط اجتماعی و در سطح اجتماعی به شرطی آسیب رسان نیست که وارد سطح دوم (سطح احساسی)و سطح سوم (سطح جنسی) نشود .و اگر مسئله ازدواج در میان بود , باید در همان سطح اجتماعی و به صورت آشکار, صریح و قانونی فرایند خواستگاری و شناخت طی گردد.و پس از ازدواج سطح احساس و جنسی صحیح می باشد .و اگر دختر و پسر قبل از ازدواج وارد سطح احساسی یا سطح جنسی شدند باید عواقب و خطرات آن را بپذیرند و بابت این اشتباه تاوان آن را بپردازند .
.
.
.
.
.
http://WWW.HAMDARDI.NET
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
10 اشتباه دوران خواستگاری یا ش...
دختران و پسران در دوره خواستگاری , آشنایی و شناخت جهت ازدواج، ممکن است دچار اشتباهات ذیل شوند .
1-استتفاده از مکانیسم های نا خودآگاه
الف)مثبت نمایی : تمایل به این که فردرا مثبت ببینیم . پس از ازدواج می گوید : (افسوس ! افسوس که خال لعل لبت زگیلی بیش نبود )
ب)اید آل نگری: کشش به این که فرد را از هز نظر ایده آل در نظر بگیریم .
ج)ساده انگاری: همه چیز را ساده کنیم و سریع از مسائل قابل تامل بگذریم .
د)آشنا پنداری : تصور این که این فرد برایمان آشناست و از کودکی در ذهن ما بوده است . در واقع ما تصویری در ذهن خود داریم که آن زندگی می کنیم .
هـ)انکار
این اشتباه به این معنی است که واقعیت های فرد را می بینیم و دیگران هم اشاره می کنند .اما ما انکار می کنیم و نمی پذیریم ,ممکن است ما 2 اقدام کنیم .
الف)توجیه :مثلا فرد خشن است ,ما می گوییم جدی و قاطع است .
ب)تخفیف :مثلا فرد غیر مذهبی است ما می گوییم فقط گاهی نماز نمی خواند . دلش پاك است.
2- درگیری عاطفی پیدا کردن
از عمده ترین اشتباهات در زمان آشنایی این است که به خاطر تعلق و هیجانات , عقل تعطیل یا تحریف می شود .
صرفا روی عشق,علاقه و احساس میخکوب می گردیم و شناخت عقلانی عقب رانده می شود .
3- تسلیم نیاز جنسی شدن
این که تن به خواسته های لذت طلبانه فرد داده شود , مثل لمس , لاس زدن , مسائل سکسی طرح کردن و .....
4- سازش عجولانه برای از دست ندادن طرف مقابل .
با چشم پوشی از عقاید , علائق فردی , فعالیت ها , خانواده و....تن به ازدواج می دهد و این بهانه را می آورد كه نگران بالا رفتن سن هستم ,شاید نفرات بعدی بهتر نباشند.
5- تسلیم ظواهر شدن:
جذابیت در صورت , اندام ,تن صدا ,ثروت,موقعیت اجتماعی مانع شناخت دقیق فردی می شوند .
6- بی توجهی به نشانه های هشدار :
ارتباطات و سیع و عمیق با جنس مخالف , درگیری های شدید کاری یا تحصیلی سابقه ا عتیاد , رفیق بازی و نشانه های کنترل گری و بدبینی ,نشانه های وسواس,لذت طلبی و..... همه نشانه های هشدار در مورد نا مناسب بودن فرد مورد نظر است.
7- احساس گیر افتادن در رابطه :
بعضی ها تصور می کنند وقتی با کسی آشنا شدند یا چند جلسه خواستگاری پیش رفت ,دیگر نمی توانندبرگردند و مجبورند با رودربایستی قبول کنند .
8-باور به کم شدن مشکلات در آینده نیز از اشتباهاتی هست که افراد مرتکب می شوند .
9- باور به تغییر دادن فرد مقابل در آینده, هم بیشتر یک سراب دوران جوانی است .دختران و پسران باید شخصیت طرف مقابل خودرا همان طور که هست برای ازدواج بررسی کنند و بپذیرند و به امید تغییرآن ها پس از ازدواج نباشند .
10- نپرسیدن سئوالات کافی به دلیل:
الف)ترس از مخدوش شدن رابطه عاطفی.
ب)نمی دانند دقیقا چه بپرسند.
ج)نمی خواهند جواب سئوالات رابدانند .
د)ترس از مورد سئوال قرار گرفتن .
ه)تصور این که جواب سئوالات را می دانند (ذهن خوانی )
و)بی تاثیر دانستن, جواب سئوالات در انتخابشان
.
.
.
http://WWW.HAMDARDI.NET
.
.
10 اشتباه دوران خواستگاری یا شناخت
دختران و پسران در دوره خواستگاری , آشنایی و شناخت جهت ازدواج، ممکن است دچار اشتباهات ذیل شوند .
1-استتفاده از مکانیسم های نا خودآگاه
الف)مثبت نمایی : تمایل به این که فردرا مثبت ببینیم . پس از ازدواج می گوید : (افسوس ! افسوس که خال لعل لبت زگیلی بیش نبود )
ب)اید آل نگری: کشش به این که فرد را از هز نظر ایده آل در نظر بگیریم .
ج)ساده انگاری: همه چیز را ساده کنیم و سریع از مسائل قابل تامل بگذریم .
د)آشنا پنداری : تصور این که این فرد برایمان آشناست و از کودکی در ذهن ما بوده است . در واقع ما تصویری در ذهن خود داریم که آن زندگی می کنیم .
هـ)انکار
این اشتباه به این معنی است که واقعیت های فرد را می بینیم و دیگران هم اشاره می کنند .اما ما انکار می کنیم و نمی پذیریم ,ممکن است ما 2 اقدام کنیم .
الف)توجیه :مثلا فرد خشن است ,ما می گوییم جدی و قاطع است .
ب)تخفیف :مثلا فرد غیر مذهبی است ما می گوییم فقط گاهی نماز نمی خواند . دلش پاك است.
2- درگیری عاطفی پیدا کردن
از عمده ترین اشتباهات در زمان آشنایی این است که به خاطر تعلق و هیجانات , عقل تعطیل یا تحریف می شود .
صرفا روی عشق,علاقه و احساس میخکوب می گردیم و شناخت عقلانی عقب رانده می شود .
3- تسلیم نیاز جنسی شدن
این که تن به خواسته های لذت طلبانه فرد داده شود , مثل لمس , لاس زدن , مسائل سکسی طرح کردن و .....
4- سازش عجولانه برای از دست ندادن طرف مقابل .
با چشم پوشی از عقاید , علائق فردی , فعالیت ها , خانواده و....تن به ازدواج می دهد و این بهانه را می آورد كه نگران بالا رفتن سن هستم ,شاید نفرات بعدی بهتر نباشند.
5- تسلیم ظواهر شدن:
جذابیت در صورت , اندام ,تن صدا ,ثروت,موقعیت اجتماعی مانع شناخت دقیق فردی می شوند .
6- بی توجهی به نشانه های هشدار :
ارتباطات و سیع و عمیق با جنس مخالف , درگیری های شدید کاری یا تحصیلی سابقه ا عتیاد , رفیق بازی و نشانه های کنترل گری و بدبینی ,نشانه های وسواس,لذت طلبی و..... همه نشانه های هشدار در مورد نا مناسب بودن فرد مورد نظر است.
7- احساس گیر افتادن در رابطه :
بعضی ها تصور می کنند وقتی با کسی آشنا شدند یا چند جلسه خواستگاری پیش رفت ,دیگر نمی توانندبرگردند و مجبورند با رودربایستی قبول کنند .
8-باور به کم شدن مشکلات در آینده نیز از اشتباهاتی هست که افراد مرتکب می شوند .
9- باور به تغییر دادن فرد مقابل در آینده, هم بیشتر یک سراب دوران جوانی است .دختران و پسران باید شخصیت طرف مقابل خودرا همان طور که هست برای ازدواج بررسی کنند و بپذیرند و به امید تغییرآن ها پس از ازدواج نباشند .
10- نپرسیدن سئوالات کافی به دلیل:
الف)ترس از مخدوش شدن رابطه عاطفی.
ب)نمی دانند دقیقا چه بپرسند.
ج)نمی خواهند جواب سئوالات رابدانند .
د)ترس از مورد سئوال قرار گرفتن .
ه)تصور این که جواب سئوالات را می دانند (ذهن خوانی )
و)بی تاثیر دانستن, جواب سئوالات در انتخابشان
.
.
.
http://WWW.HAMDARDI.NET
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
.
گام های آشنایی:(آماده سازی ذهن...
سلام
همیشه ازدواج با خودش شور ونشاط و البته هیجان و اضطراب داره
معمولا نگرانی ها نسبت به فردا، و شوق و هیجانهای ناشی از عمیق ترین احساساتی كه درحال رد و بدل شدن هست، آنقدر زیاد هستند كه فرایند شناختی و منطقی ازدواج را مشكل می سازند. گاهی كاه مشكلات كوه به نظر می رسند و گاه كوه مسائل ،كاه به نظر می رسد.
بهتر است دختر و پسر با رسمی کردن خواستگاری با تکیه بر تجارب بزرگتران و علم مشاوران و با صبوری ، این احساسات را تحت كنترل در بیاورند و نگرانی ها را به سطح منطقی رسانده و راه حلهای احتمالی آن را بررسی كنند.
ازدواج پایان نیست. آغاز هست:
در واقع وقتی در فرایند ازدواج به این نقطه می رسیم كه اكثر شناختها انجام پذیرفته و كم كم ازدواج قطعی می گردد. اینطور نیست كه كار پایان پذیرفته باشد،در واقع فرایند جدیدی در حال شروع شدن است.
مثال:
در ازدواج ؛ ما با تكیه بر خدا، یادگیری مهارتها و تلاش خودمون و خلاقیتهای فردی و تحمل و پشتكار در صدد هموار كردن مسیرپیش روی خود هستیم .لذا قدمهایمان باید سنجیده برداریم. چون بسیاری از مسیر ممكن است هنوز هم ناشناخته باشد.
این توجه ها و دقت ها بسیار لازم و ضروی هست و موردتوجه ماست. لیكن باید بدانیم نباید اینها منجر به حساسیت زیاد ما شود و وسواس در ما ایجاد كند. و همیشه مضطرب و نگران آینده باشیم. و تردید و نگرانی، لذت این تعهد و دلبستگی را كاهش دهد.
در فرایند ازدواج ؛ ما آرام می رویم ،اما دلمان قرص باید باشد. سنجیده عمل می كنیم و امیدوار ،اما شهد شیرین یك زندگی عاقلانه و عاشقانه را از دست نمی دهیم. نباید هیچكدام فراموش كنیم كه فقط وقتی ما می توانیم سایر رسالتهای خود را انجام دهیم كه این آرامش درونی را داشته باشیم. رسالتهایی مثل شکوفایی در ابعاد مختلف زندگی امان ، خودمان، كارمان ، ارتباط با جامعه ، تربیت فرزندان و ....
پس انرژی خود را صرفا روی شغل،مسكن و فرزند و .... سرمایه گذاری نمی كنیم. بلكه در فهم خویشتن خود و زندگی كه بنا نهاده ایم ، سرمایه گذاری کنیم. فقط وقتی كه ما احساس آرامش و خوشبختی و رشد می كنیم فرزندان ما عالی می شوند، كار ما پیشرفت می كند و نگرانی های جنبی ما كاهش می یابند.
آمادگی زوجین هنگام ازدواج برای مشکلات و رنجهای احتمالی :
در واقع ما زوجین ، از ابتدای ورود به زندگی، خود را آماده می كنیم كه رنج ببریم. خود را آماده می كنیم هزینه كنیم ، چون انتخاب خود را با ارزش می دانیم و برایش به غایت تلاش خواهیم كرد. فلسفه نگاه ما هنگام ورود به زندگی تعیین كننده خوشبختی یا بدبختی ماست.
لذا ما خود را آماده می كنیم كه مسائل مختلف را پیش رو داشته باشیم و حل كنیم
اول :مشكلات احتمالی درونی
دوم: مشكلات احتمالی بیرونی
اول :مشكلات احتمالی درونی
در دسته اول ، تمام نقاط ضعفهای قدیمی ما (ضعفهای شخصی دوران مجردی)به نوعی وجود خواهندداشت. اگر كمالگرا بوده ایم،ریز بین بوده ایم ، دقیق بوده ایم ، نگران بوده ایم ، بدبین بوده ایم یا هر چیز دیگر كم و بیش خود را نشان می دهند. در واقع مهمترین جایی را كه روی آن كار می كنیم خودمون هستیم.
ما به گرمای احساس همسری خود، رنجها و دردهای درونی یكدیگر را التیام می بخشیم . نقطه ضعفهای همسران ، باید آنها را دلسوزانه به نوازش یکدیگر برساند نه به خشم و سرخوردگی.
ما زوجین باید تحملمون را در مورد ضعفهای شخصیتی یكدیگر افزایش دهیم و یكدیگر را با همه ضعفها و كوتاهی ها بپذیریم ، بدون احساس پشیمانی، خشم و یا ناآرامی.
ما فقط آینه ی هم نمی شویم. كه آینه فقط نشان می دهد و رها می سازد. ما اینجا بازوی یكدیگر را می گیریم ،چراغی روشن می كنیم . زخمها را التیام می بخشیم و با نوازش، كمر یكدیگر را می گیریم و دست همدیگر را رها نمی كنیم. و با تكیه و اعتماد در این مسیر پرفراز و نشیب پیش می رویم ،بدون اینكه لحظه شماری كنیم كی این وضعیت تمام می شود یا به آخر راه می رسیم. صرفا حركت همسفرانه و همسرانه ما به طرف هدفی لامتناهی ،همه آن لذتی هست كه خواهیم برد.
دوم: مشكلات احتمالی بیرونی
در این دسته هر چه غیر از خصوصیات شخصیتی درونی دختر و پسر است در آن قرار می گیرد.
مسائل اقتصادی،
مسائل اجتماعی
......
و مشكلاتی كه ممكن است پیش بیاید. همه اینها جزءدسته بیرونی هستند.
این دسته ها وقتی می توانند تهدید باشند و ما را با مشكل روبرو كنند كه دقت ما در دسته اول كم شود. یعنی ضعفهایمان را نشناسیم و التیام نبخشیم . یعنی اگر دختر و پسر از درون خود یكپارچه و محكم و امیدوار نباشند، هر كدام از دسته اول می توانند آنها را به هم بریزند.
دقت کنید:
هیچ وقت هیچ كسی در خوشبختی ما نقشی كلیدی تر از خود ما ندارد. بهتر آنست که دختر و پسر با این آمادگی وارد زندگی شوند، كه محكم دستان هم را بگیرند و امیدوارنه حركت كنند و حتی انتظار مشكلات را بكشند.
زوجین باید مواظب باشند آنچه نقاط ضعف درونی آنهاست به صورتی در دسته و اشكال بیرونی خودش را نشان ندهد. (مثلا به شکل مشکل اقتصادی، مشکل مادرشوهر، مشکل کاری، مشکل تحصیل و ...)
زوجین نباید در مورد یکدیگر جزء نگر بوده و از یکدیگر ذهن خوانی کنند:
ذهن خوانی و جزئی نگری آفتی هست كه از ابتدا ازدواج باید به هم تذکر دهند و ریشه کنش کنند
. ذهن خوانی همه آن چیزی هست كه پیش پیش در مورد آینده تصور می كنیم و نگران می شویم ، ذهن خوانی همان خیالاتی هست كه نسبت به رفتار و گفتار و احساس یكدیگر در ذهن مرور می كنیم. و اینها آفت است.
الف)
شفاف سازی و ابهام زدایی و گفتمان بهترین روش از بین بردن ذهن خوانی است.
ب )
راه دیگر دوری از ذهن خوانی ،پرداختن عملی به مسائل زندگی است به نحوی كه فرصت خیالبافی در مورد انگیزه و هدف دیگران نداشته باشیم.
زوجین هر دو باید به طور جدی در كاهش دیدگاه ریزبینانه نسبت به مسائل كوشش كنند.
این فكر و ذهن را خدا به ما نداده است كه همش موی از ماست های مادی دنیوی بكشیم. پس باید این ذهن را آزاد كنیم. و بی تفاوتی را در آن قرار دهیم و از انرژی ریز بیینانه آن فقط در مسیر های رشدی و آرامش بخش استفاده كنیم.
فرمول:
هر گونه تصور ، ذهن خوانی و تفكری كه ما را به هم می ریزد و موجب آسیب رساندن به ما می شود نامطلوب هست و باید رها شود.
به هر حال شرح آنچه گفته شد و این طرحها به هنگام عملیاتی شدن سختتر خودشان را نشان می دهند.
.
.
.
http://www.hamdardi.net
گام های آشنایی: (آماده سازی ذهنی برای ازدواج)
سلام
همیشه ازدواج با خودش شور ونشاط و البته هیجان و اضطراب داره
معمولا نگرانی ها نسبت به فردا، و شوق و هیجانهای ناشی از عمیق ترین احساساتی كه درحال رد و بدل شدن هست، آنقدر زیاد هستند كه فرایند شناختی و منطقی ازدواج را مشكل می سازند. گاهی كاه مشكلات كوه به نظر می رسند و گاه كوه مسائل ،كاه به نظر می رسد.
بهتر است دختر و پسر با رسمی کردن خواستگاری با تکیه بر تجارب بزرگتران و علم مشاوران و با صبوری ، این احساسات را تحت كنترل در بیاورند و نگرانی ها را به سطح منطقی رسانده و راه حلهای احتمالی آن را بررسی كنند.
ازدواج پایان نیست. آغاز هست:
در واقع وقتی در فرایند ازدواج به این نقطه می رسیم كه اكثر شناختها انجام پذیرفته و كم كم ازدواج قطعی می گردد. اینطور نیست كه كار پایان پذیرفته باشد،در واقع فرایند جدیدی در حال شروع شدن است.
مثال:
باغبانی كه زحمت می كشد و زمین مرغوبی می یابد، بذر مرغوبی می یابد، كود و آفت كشی مرغوبی می یابد، به معنی آن نیست كه به محصول دست یافته است و كارش تمام شده است. بلكه به این مفهوم است كه حالا وقت تلاش است. وقت برنامه ریزی هست، وقت توجه و دقت به نهال كاشته شده است.
در ازدواج ؛ ما با تكیه بر خدا، یادگیری مهارتها و تلاش خودمون و خلاقیتهای فردی و تحمل و پشتكار در صدد هموار كردن مسیرپیش روی خود هستیم .لذا قدمهایمان باید سنجیده برداریم. چون بسیاری از مسیر ممكن است هنوز هم ناشناخته باشد.
این توجه ها و دقت ها بسیار لازم و ضروی هست و موردتوجه ماست. لیكن باید بدانیم نباید اینها منجر به حساسیت زیاد ما شود و وسواس در ما ایجاد كند. و همیشه مضطرب و نگران آینده باشیم. و تردید و نگرانی، لذت این تعهد و دلبستگی را كاهش دهد.
در فرایند ازدواج ؛ ما آرام می رویم ،اما دلمان قرص باید باشد. سنجیده عمل می كنیم و امیدوار ،اما شهد شیرین یك زندگی عاقلانه و عاشقانه را از دست نمی دهیم. نباید هیچكدام فراموش كنیم كه فقط وقتی ما می توانیم سایر رسالتهای خود را انجام دهیم كه این آرامش درونی را داشته باشیم. رسالتهایی مثل شکوفایی در ابعاد مختلف زندگی امان ، خودمان، كارمان ، ارتباط با جامعه ، تربیت فرزندان و ....
پس انرژی خود را صرفا روی شغل،مسكن و فرزند و .... سرمایه گذاری نمی كنیم. بلكه در فهم خویشتن خود و زندگی كه بنا نهاده ایم ، سرمایه گذاری کنیم. فقط وقتی كه ما احساس آرامش و خوشبختی و رشد می كنیم فرزندان ما عالی می شوند، كار ما پیشرفت می كند و نگرانی های جنبی ما كاهش می یابند.
آمادگی زوجین هنگام ازدواج برای مشکلات و رنجهای احتمالی :
در واقع ما زوجین ، از ابتدای ورود به زندگی، خود را آماده می كنیم كه رنج ببریم. خود را آماده می كنیم هزینه كنیم ، چون انتخاب خود را با ارزش می دانیم و برایش به غایت تلاش خواهیم كرد. فلسفه نگاه ما هنگام ورود به زندگی تعیین كننده خوشبختی یا بدبختی ماست.
آنان كه به امید یك اتوبان یك طرفه و بدون دردسر به جلو و در كمال راحتی هستند،خیلی زود متوجه می شوند كه اشتباه كرده اند.
لذا ما خود را آماده می كنیم كه مسائل مختلف را پیش رو داشته باشیم و حل كنیم
اول :مشكلات احتمالی درونی
دوم: مشكلات احتمالی بیرونی
اول :مشكلات احتمالی درونی
در دسته اول ، تمام نقاط ضعفهای قدیمی ما (ضعفهای شخصی دوران مجردی)به نوعی وجود خواهندداشت. اگر كمالگرا بوده ایم،ریز بین بوده ایم ، دقیق بوده ایم ، نگران بوده ایم ، بدبین بوده ایم یا هر چیز دیگر كم و بیش خود را نشان می دهند. در واقع مهمترین جایی را كه روی آن كار می كنیم خودمون هستیم.
ما به گرمای احساس همسری خود، رنجها و دردهای درونی یكدیگر را التیام می بخشیم . نقطه ضعفهای همسران ، باید آنها را دلسوزانه به نوازش یکدیگر برساند نه به خشم و سرخوردگی.
ما زوجین باید تحملمون را در مورد ضعفهای شخصیتی یكدیگر افزایش دهیم و یكدیگر را با همه ضعفها و كوتاهی ها بپذیریم ، بدون احساس پشیمانی، خشم و یا ناآرامی.
ما فقط آینه ی هم نمی شویم. كه آینه فقط نشان می دهد و رها می سازد. ما اینجا بازوی یكدیگر را می گیریم ،چراغی روشن می كنیم . زخمها را التیام می بخشیم و با نوازش، كمر یكدیگر را می گیریم و دست همدیگر را رها نمی كنیم. و با تكیه و اعتماد در این مسیر پرفراز و نشیب پیش می رویم ،بدون اینكه لحظه شماری كنیم كی این وضعیت تمام می شود یا به آخر راه می رسیم. صرفا حركت همسفرانه و همسرانه ما به طرف هدفی لامتناهی ،همه آن لذتی هست كه خواهیم برد.
دوم: مشكلات احتمالی بیرونی
در این دسته هر چه غیر از خصوصیات شخصیتی درونی دختر و پسر است در آن قرار می گیرد.
مسائل اقتصادی،
مسائل اجتماعی
......
و مشكلاتی كه ممكن است پیش بیاید. همه اینها جزءدسته بیرونی هستند.
این دسته ها وقتی می توانند تهدید باشند و ما را با مشكل روبرو كنند كه دقت ما در دسته اول كم شود. یعنی ضعفهایمان را نشناسیم و التیام نبخشیم . یعنی اگر دختر و پسر از درون خود یكپارچه و محكم و امیدوار نباشند، هر كدام از دسته اول می توانند آنها را به هم بریزند.
دقت کنید:
هیچ وقت هیچ كسی در خوشبختی ما نقشی كلیدی تر از خود ما ندارد. بهتر آنست که دختر و پسر با این آمادگی وارد زندگی شوند، كه محكم دستان هم را بگیرند و امیدوارنه حركت كنند و حتی انتظار مشكلات را بكشند.
زوجین باید مواظب باشند آنچه نقاط ضعف درونی آنهاست به صورتی در دسته و اشكال بیرونی خودش را نشان ندهد. (مثلا به شکل مشکل اقتصادی، مشکل مادرشوهر، مشکل کاری، مشکل تحصیل و ...)
یعنی وقتی ما در دسته اول مشكل پیدا كنیم ، دسته دوم ما را زیر پای خود له خواهد كرد.
زوجین نباید در مورد یکدیگر جزء نگر بوده و از یکدیگر ذهن خوانی کنند:
ذهن خوانی و جزئی نگری آفتی هست كه از ابتدا ازدواج باید به هم تذکر دهند و ریشه کنش کنند
. ذهن خوانی همه آن چیزی هست كه پیش پیش در مورد آینده تصور می كنیم و نگران می شویم ، ذهن خوانی همان خیالاتی هست كه نسبت به رفتار و گفتار و احساس یكدیگر در ذهن مرور می كنیم. و اینها آفت است.
الف)
شفاف سازی و ابهام زدایی و گفتمان بهترین روش از بین بردن ذهن خوانی است.
ب )
راه دیگر دوری از ذهن خوانی ،پرداختن عملی به مسائل زندگی است به نحوی كه فرصت خیالبافی در مورد انگیزه و هدف دیگران نداشته باشیم.
زوجین هر دو باید به طور جدی در كاهش دیدگاه ریزبینانه نسبت به مسائل كوشش كنند.
این فكر و ذهن را خدا به ما نداده است كه همش موی از ماست های مادی دنیوی بكشیم. پس باید این ذهن را آزاد كنیم. و بی تفاوتی را در آن قرار دهیم و از انرژی ریز بیینانه آن فقط در مسیر های رشدی و آرامش بخش استفاده كنیم.
فرمول:
هر گونه تصور ، ذهن خوانی و تفكری كه ما را به هم می ریزد و موجب آسیب رساندن به ما می شود نامطلوب هست و باید رها شود.
به هر حال شرح آنچه گفته شد و این طرحها به هنگام عملیاتی شدن سختتر خودشان را نشان می دهند.
باغبانی کار سختی هست مخصوصا وقتی زمین و کود و ... مناسب نیست ، اما اگر همه چیز هم مناسب بود باز باید باغبان، باغبانی بلد باشد و تلاش مستمر داشته باشد.
![[تصویر: 1294275654_16936_fe43609a67.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1294275654_16936_fe43609a67.gif)
.
.
.
http://www.hamdardi.net
مرثیه سرایی احساسی عامل نا آرا...
کم و زیاد همه ما در زندگی با مشکلات، ناملایمات و ناکامی هایی مواجه می شویم که کارمان را سخت می کند و احساسات بدی را به ما تحمیل می کند.
پدر و مادری که ما را درک نمی کنند.
دوستانی که ما را می رنجانند.
شکست عاطفی که در زندگی می خوریم.
همسری که به ما ظلم می کند.
فرزندی که ما را می آزارد.
همکاری که محیط کار را برای ما زهر می کند.
معلم و استادی که سخت گیر هست.
بیماری لاعلاجی که ما یا خانواده ما را درگیر کرده است.
مشکلات مالی و اقتصادی
ناهنجاری های فرهنگی یا اجتماعی که گریبان ما را گرفته است.
مشکل در تصمیم گیری ها
افتادن در تعارض ها و یاس ها
مرگ عزیزان
اختلالات مختلفی که ما را درگیر می سازند
کسلی ، بی حوصلگی، عصبانیت
نگرانی ها و اضطراب ها
غم و اندوه یا افسردگی ها
بی پناهی، احساس پوچی ، تنهایی ها و ... همه و همه فشارهایی هست که هر انسانی به نوعی در بخشهایی از زندگی اش با آن مواجه می شود و طعم تلخ آنها را می چشد.
اما وقتی به مشکلات بر می خوریم و تحت فشار واقع می شویم چه می کنیم!!!!!؟؟؟؟
به طور خلاصه و ساده ما دو نوع واکنش می توانیم به این مشکلات و استرس های ناشی از آن نشان دهیم:
الف) واکنش مسئله محور
ب) واکنش احساس محور
غالباً کسانی که به فشارها صرفاً واکنش احساس محور نشان می دهند، درجات بالایی از استرس و آسیب را برای زمان زیادی در زندگی احساس می کنند
مشخصه این افراد مرثیه سرایی احساسی در مورد مسائلشون هست.
مثالی از واکنش احساس محور (مرثیه سرایی احساسی)
خانمی از طرف شوهرش به او ظلمی شده یا در زندگی او و همسرش مشکلی پیدا کرده اند. واکنش احساس محور و مرثیه سرایی احساسی این خانم ممکن است به این شکلها بروز کند:
- خدایا مگه من چه گناهی کردم که گیر این مرد .... افتادم.
- دوست دارم بمیرم راحت شوم.
- این آدم درست بشو نیست.
- از وقتی با او ازدواج کردم یک چشمم اشک بوده ، یک چشمم خون.
- ازش منتفرم
- اون اصلاً منو دوست نداره
- توی این زندگی فقط باید بسوزم و بسازم
- به خاطر بچه هام باید درد بکشم و هیچی نگم
- هر کاری بکنم اون به فکر من نیست.
- اگر بچه نداشتم رهایش می کردم.
- دلم می خواد خفش کنم.
- هیچ وقت نمی بخشمش
- آخه چرا این کارها را می کنه؟!
- دردم رو کجا ببرم
- بی کس و تنهام، شوهرم هم در پی خوشگذرونی خودشه!
مرثیه خوانی احساسی موجب سیکل معیوب شده و این حالت احساس محورانه را تشدید می کند و این واکنش احساس محورانه به نوبه خود موجب تحکیم و افزایش مشکلات می شود و مشکلات هم موجب مرثیه سرایی احساسی می شود.
مرثیه خوانی های احساسی مبتنی بر «حالت من کودک» می باشد و سرنخ های شخصیت بیتشر متوجه کودک درون آنهاست.
آنها بیشتر از اینکه تفکر کنند. یا رفتارصحیح داشته باشند، احساس می کنند و رنج می برند.
مرثیه سرایان احساسی بیشتر زمان خود را با احساساتشان خلوت می کنند و روضه خوانی آنها لذتی روان رنجورانه است. تمایل دارند بسیار گریه کنند، به ناله کردن عادت می کنند. می خواهند مایوس باشند. دوست دارند کسل و بی انرژی باشند و از همه مهمتر دوست دارند افسوس گذشته را بخورند و نگران آینده باشند، بدون اینکه قصد کنند در زمان حال فعالیتی سازنده و منطقی برای مشکلاتشان انجام دهند. ترس های مبهم ذهن آنها را اشغال می کند.
مرثیه سرایان احساسی نمی دانند که این نحوه واکنششان مهمترین عامل
ایجادکننده ، نگهدارنده و تقویت کننده مشکلاتشان هست.
بعنی تا مرثیه خوانی احساسی به پایان نرسد و واکنش آنها منطق محور نشود از تغییر مثبت خبری نخواهد شد.
آنها باید زجه زنی، رمانتیک بازی و ادبیاتیهای ظریفی که در این موارد به کار می برند کنار بگذارند.
برخورد با مشکلات و ناملایمات نیاز به سنگ صبور دارد. گریه های بچگانه، قهرها، لجبازی ها، خودخوری ها و ضعف های احساسی و نازک نارنجی بودن نه اینکه مشکلات را کاهش نمی دهد که خود عامل ایجاد فشار مضاعف خواهد بود.
اگر شما فردی ظریف، زودرنج و احساسی بوده و قسمت کودک شخصیت شما زیادی فعال است و در فشارها ، مرثیه خوانی احساسی دارید، بدانید که بیشتر از مشکلات و دیگران، این شمائید که به خود جفا می کنید و این اعتیاد به احساسات شما را استثمار کرده و نا آرام می سازد.
مرثیه خوانی های احساسی را به هنگام مواجه شدن با مشکلات پایان دهید، تا بتوانید حل مشکلاتتان را آغاز کنید.
========================
لینک مطالب مرتبط با این موضوع:
زودرنجی چه بلایی بر سر ما می آورد؟!
«بی ثباتی احساسی ارتباطات انسانی را تخریب می کند»
«انرژی احساسی صلح آمیز»
چگونه می توانید كنترل احساساتتان را به دست گيريد ؟
از حال بد به حال خوب
چگونگي كنترل و تعديل احساسات زجر آور
.
.
.
.
.
http://www.hamdardi.net
«مرثیه سرایی احساسی عامل نا آرامی شماست!»
کم و زیاد همه ما در زندگی با مشکلات، ناملایمات و ناکامی هایی مواجه می شویم که کارمان را سخت می کند و احساسات بدی را به ما تحمیل می کند.
پدر و مادری که ما را درک نمی کنند.
دوستانی که ما را می رنجانند.
شکست عاطفی که در زندگی می خوریم.
همسری که به ما ظلم می کند.
فرزندی که ما را می آزارد.
همکاری که محیط کار را برای ما زهر می کند.
معلم و استادی که سخت گیر هست.
بیماری لاعلاجی که ما یا خانواده ما را درگیر کرده است.
مشکلات مالی و اقتصادی
ناهنجاری های فرهنگی یا اجتماعی که گریبان ما را گرفته است.
مشکل در تصمیم گیری ها
افتادن در تعارض ها و یاس ها
مرگ عزیزان
اختلالات مختلفی که ما را درگیر می سازند
کسلی ، بی حوصلگی، عصبانیت
نگرانی ها و اضطراب ها
غم و اندوه یا افسردگی ها
بی پناهی، احساس پوچی ، تنهایی ها و ... همه و همه فشارهایی هست که هر انسانی به نوعی در بخشهایی از زندگی اش با آن مواجه می شود و طعم تلخ آنها را می چشد.
اما وقتی به مشکلات بر می خوریم و تحت فشار واقع می شویم چه می کنیم!!!!!؟؟؟؟
به طور خلاصه و ساده ما دو نوع واکنش می توانیم به این مشکلات و استرس های ناشی از آن نشان دهیم:
الف) واکنش مسئله محور
ب) واکنش احساس محور
غالباً کسانی که به فشارها صرفاً واکنش احساس محور نشان می دهند، درجات بالایی از استرس و آسیب را برای زمان زیادی در زندگی احساس می کنند
مشخصه این افراد مرثیه سرایی احساسی در مورد مسائلشون هست.
مثالی از واکنش احساس محور (مرثیه سرایی احساسی)
خانمی از طرف شوهرش به او ظلمی شده یا در زندگی او و همسرش مشکلی پیدا کرده اند. واکنش احساس محور و مرثیه سرایی احساسی این خانم ممکن است به این شکلها بروز کند:
- خدایا مگه من چه گناهی کردم که گیر این مرد .... افتادم.
- دوست دارم بمیرم راحت شوم.
- این آدم درست بشو نیست.
- از وقتی با او ازدواج کردم یک چشمم اشک بوده ، یک چشمم خون.
- ازش منتفرم
- اون اصلاً منو دوست نداره
- توی این زندگی فقط باید بسوزم و بسازم
- به خاطر بچه هام باید درد بکشم و هیچی نگم
- هر کاری بکنم اون به فکر من نیست.
- اگر بچه نداشتم رهایش می کردم.
- دلم می خواد خفش کنم.
- هیچ وقت نمی بخشمش
- آخه چرا این کارها را می کنه؟!
- دردم رو کجا ببرم
- بی کس و تنهام، شوهرم هم در پی خوشگذرونی خودشه!
مرثیه خوانی احساسی موجب سیکل معیوب شده و این حالت احساس محورانه را تشدید می کند و این واکنش احساس محورانه به نوبه خود موجب تحکیم و افزایش مشکلات می شود و مشکلات هم موجب مرثیه سرایی احساسی می شود.
مرثیه خوانی های احساسی مبتنی بر «حالت من کودک» می باشد و سرنخ های شخصیت بیتشر متوجه کودک درون آنهاست.
آنها بیشتر از اینکه تفکر کنند. یا رفتارصحیح داشته باشند، احساس می کنند و رنج می برند.
مرثیه سرایان احساسی بیشتر زمان خود را با احساساتشان خلوت می کنند و روضه خوانی آنها لذتی روان رنجورانه است. تمایل دارند بسیار گریه کنند، به ناله کردن عادت می کنند. می خواهند مایوس باشند. دوست دارند کسل و بی انرژی باشند و از همه مهمتر دوست دارند افسوس گذشته را بخورند و نگران آینده باشند، بدون اینکه قصد کنند در زمان حال فعالیتی سازنده و منطقی برای مشکلاتشان انجام دهند. ترس های مبهم ذهن آنها را اشغال می کند.
مرثیه سرایان احساسی نمی دانند که این نحوه واکنششان مهمترین عامل
ایجادکننده ، نگهدارنده و تقویت کننده مشکلاتشان هست.
بعنی تا مرثیه خوانی احساسی به پایان نرسد و واکنش آنها منطق محور نشود از تغییر مثبت خبری نخواهد شد.
آنها باید زجه زنی، رمانتیک بازی و ادبیاتیهای ظریفی که در این موارد به کار می برند کنار بگذارند.
برخورد با مشکلات و ناملایمات نیاز به سنگ صبور دارد. گریه های بچگانه، قهرها، لجبازی ها، خودخوری ها و ضعف های احساسی و نازک نارنجی بودن نه اینکه مشکلات را کاهش نمی دهد که خود عامل ایجاد فشار مضاعف خواهد بود.
اگر شما فردی ظریف، زودرنج و احساسی بوده و قسمت کودک شخصیت شما زیادی فعال است و در فشارها ، مرثیه خوانی احساسی دارید، بدانید که بیشتر از مشکلات و دیگران، این شمائید که به خود جفا می کنید و این اعتیاد به احساسات شما را استثمار کرده و نا آرام می سازد.
مرثیه خوانی های احساسی را به هنگام مواجه شدن با مشکلات پایان دهید، تا بتوانید حل مشکلاتتان را آغاز کنید.
========================
لینک مطالب مرتبط با این موضوع:
زودرنجی چه بلایی بر سر ما می آورد؟!
«بی ثباتی احساسی ارتباطات انسانی را تخریب می کند»
«انرژی احساسی صلح آمیز»
چگونه می توانید كنترل احساساتتان را به دست گيريد ؟
از حال بد به حال خوب
چگونگي كنترل و تعديل احساسات زجر آور
.
.
.
.
.
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
http://www.hamdardi.net
فهرست موضوعات راهنمائیهای تخصص...
دوستان عزیز ،
حال که به همت بالهای صداقت عزیز گرامی، راهنمائی های مشاوره ای تخصصی مدیر همدردی ، در تاپیک << مشاوره برای همه >> گرد آوری می شود و به صورت تجمیع شده می تواند مورد استفاده قرار گیرد ، برای سهولت استفاده و بهره وری هر چه بیشتر فهرست موضوعات پستهای این تاپیک ، به عبارتی فهرست موضوعاتی که مدیر همدردی راهنمایی تخصصی ارائه داده اند در این تاپیک ارائه و مرتب و با افزوده شدن پست جدید به آن تاپیک به روز می شود .
کلیه مراجعین برای استفاده از نظرات تخصصی کافیه روی موضوع مورد نظر خود کلیک کنند تا به پست مورد نظر هدایت شوند .
با امید به همیاری هرچه بیشتر دیگر فعالان تالار در جهت ارتقاء روز به روز روند تخصصی تالار همدردی .
ان شاء الله
![[تصویر: 1294275654_16936_fe43609a67.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1294275654_16936_fe43609a67.gif)
![[تصویر: 1294275654_16936_fe43609a67.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1294275654_16936_fe43609a67.gif)
2 - تمییز و تشخیص بین عشق و وابستگی( نیاز از روی لذت و هوس)
3 - نقش قيافه ظاهري همسر
4 - طلاق؟ درست یا غلط؟
5 - نقش مشاور؟
6 - آیا میشه توی زندگی تنش نباشد؟
7 - چگونه قبل از ازدواج در مورد شخص مورد نظر تحقیق کنیم؟
8 - با این افسردگی شدیدم چکار کنم؟
9 - رابطه ی جنسی قبل از ازدواج
10 - همراه کردن احساس و منطق در ازدواج
11 - همسرم یا مادر همسرم؟
12 - الگوریتم حل مشکل
13 - تفاوت سازگاری با سازشکاری
14 - برای رسیدن به هدف از کجا شروع کنم؟
15 - بهانه گیری های شوهرم
16 - رابطه دوستی بین دختر و پسر ....ما باهم فقط دوست هستیم!!!!!!
17 - قوانین سرسختانه زاییده ذهن
18 - دلسوزی های مادرانه
19 - آیا واقعا من را برای ازدواج دوست دارد؟
20- چرا همسرم اجازه میده خانواده اش در زندگیمون دخالت کنند؟
21-همسرم ، اون شخصی نیست که فکر می کردم
22 - چگونگی انتخاب و بررسی معیار برای ازدواج
.
23 - از کجا بدانم دیگه مشکلی پیش نمیاد
24 - ترس از بر ملا شدن رابطه دوستانه با یکی از اقوام
25 - ازدواج با زن مطلقه ، بیوه
26-مشاورم نمی فهمه من چی می گم
27-اون کسی رو که واسه ازدواج می خواهم پیدا نمیشه
28-آیا تعصبم روی همسرم بی مورد هست؟
29-چگونه از سایت همدردی در زندگی استفاده کنیم
30-چگونه از بروز مشکل جلوگیری کنیم
31-باورهای غیر منطقی
32-«حمایت افراطی در ماندگی می آموزد»
33-خانواده همسرم علاوه بر اینکه به ما کمک نمی کنند ،تمام کارهاشون هم اشتباهه ،تازه همسرم هم ازشون حمایت می کنه
34-از زندگیم خسته شدم؛ می خواهم ازدواج کنم
35-شرایط ازدواج
36-مشاور نتونست مشکلم رو حل کنه ،پس چرا خدا زندگیم را درست نمی کنه؟
37- استقلال در ازدواج
38-ما همدیگر را دوست داریم ولی خانواده هامون نمی گذارند با هم ازدواج کنیم
39-همسر وسواسی و ایده ال گرا
40-چه طور توجه شوهرم را به خودم جلب کنم
41-اگر با خواستگارم ارتباط برقرار نکنم ، پس من چه جوری قبل از ازدواج او را بشناسم؟
42-والدینم به اصرار همسری را برای من در نظر گرفته اند ؛ نظر من براشون اهمیتی ندارد
43-اگر ازدواج کنم دیگه نمی تونم پیشرفت کنم
44-به چه کسی می گن زیبا؟!
45-از دوست دختر/پسر خیانت دیدم ... نمی تونم فراموشش کنم ... واسه همین با یکی دیگه دوست شدم
46-پس حرف و نظر دیگران در انتخابم چی میشه؟
47-کلیدهای اساسی انتخاب
48-هرچی تلاش می کنم باز هم من مقصرم
49-تمرکز زدایی
50-درمان ترس از ترس و وسواس
51-صحیح یا غلط بودن دوستی دختر با پسر و رابطه آن با ازدواج
52- پدرم به کار خلاف کشیده شده ..می خواهم اقدام کنم
53 - پس گرفتن خواستگاری به خاطر مسائل مالی
54 - عدم تفاهم خانواده بر سر شخصی که من برای ازدواج انتخاب کردم
55- همسرم سعی در مخفی کردن کار اشتباهی داره که خودش به اشتباه بودنش واقفه
56- عشق چیست؟
57- برای خانواده ام در تلاشم اما همسرم همیشه نگران هست
58- مدام مظطرب و نگرانم ... اصلا آرامش ندارم... همسرم دلم رو زده... اگر با دیگری ازدواج کنم مشکلم حل میشه؟
59- توی اولین جلسه خواستگاری چی می گذرد؟
60- خانواده همسرم به من احترام نمی گذارند ، به نظر شما رفتارشون درسته؟
61- میشه به زور خانواده ای رو به ازدواج راضی کرد
62- سر کار کردن من مرتب با شوهرم دعوامون میشه...آیا بچه دار شدن مشکلمون رو حل می کنه؟
63- مشاوره اینترنتی چقدر موثر هست؟
64- با شخصی که واسه ازدواج انتخاب کردم تفاهم دارم....اما جذبم نمی کنه
65- من فقط با این شخص خوشبخت می شوم
66- همش داریم یا هم مقابله به مثل می کنیم...بهتر نیست از هم جدا بشیم
67- می دونم رابطمون سرانجامی نداره ،ولی هربار با حرفهایش من رو به ادامه رابطه قانع کرده
68- تفاوت مذهبی چقدر در انتخاب همسر موثر است؟
69- چطور روی اتفاق هایی که قرار هست بیفته ، کنترل داشته باشم؟
70- با تفاوت علاقه مندی های خودم و همسرم چه کنم؟
71- چرا دچار تعارض می شویم؟
72- ازدواج اینترنتی، درست یا غلط؟
73- مدتی است با نامزدم قهر هستیم ...دیگران مخالف این ازدواجند...شاید چون هنوز عقد نکرده ایم این همه مشکل داریم...اگر با این شخص ازدواج کنم و از کشور خارج شوم تا از دیگران دور شویم، مشکلاتم مرتفع میشه ؟!
74- آیا صحیح هست که شخصی را تا مدتی نگه داشت تا فرصت های دیگری رو هم سنجید، بعد به خانواده ها گفت؟
75- به شخصی علاقه مند شده ام ، او آنقدر محجوب و متین هست که اجازه آشنایی نمی دهد...آیا او نیز به من علاقه دارد؟البته رفتارش اینجور نشان می دهد که او نیز مرا دوست دارد ، اما می ترسم اگر اقدام کنم به نتیجه درستی نرسم
76- بالارفتن سن ،به هم زدن نامزدی قبلی،و بی مسئولیتی خواستگار جدید
77- تفاوت سلیقه در زندگی
78- ازدواج اینترنتی ،لطفا حرف هایی که همه می زنند و خودم میدونم را تحویلم ندهید؟
79- با همدیگه آشنا شده ایم...چند مرحله هم صحبت داشتیم ، به نظر همه چی خوب پیش رفت...و به یکدیگر علاقمند شدیم، ولی یهو توی دلم خالی شده
80- از دست این دماغ لعنتی
81- بالارفتن سن در ازدواج
82- بهترین واکنش در هنگام مشاجره با همسرم چیست؟
83- لزوم داشتن همسفر برای خوشبخت شدن
84- ازدواج با شخصی که بیماری MS دارد
85- دیگه نمیتونم رفتار مادرم و تحمل کنم....می خوام خونه را ترک کنم و مستقل زندگی کنم
86- ترس از صحبت کردن در جمع
87- براردم اصلا به نصیحت ها گوش نمیده
گردآوري و تنظيم : بالهاي صداقت
.
.
سلام بر اعضاء و مراجعین میهمان تالار همدردی
دوستان عزیز ،
حال که به همت بالهای صداقت عزیز گرامی، راهنمائی های مشاوره ای تخصصی مدیر همدردی ، در تاپیک << مشاوره برای همه >> گرد آوری می شود و به صورت تجمیع شده می تواند مورد استفاده قرار گیرد ، برای سهولت استفاده و بهره وری هر چه بیشتر فهرست موضوعات پستهای این تاپیک ، به عبارتی فهرست موضوعاتی که مدیر همدردی راهنمایی تخصصی ارائه داده اند در این تاپیک ارائه و مرتب و با افزوده شدن پست جدید به آن تاپیک به روز می شود .
کلیه مراجعین برای استفاده از نظرات تخصصی کافیه روی موضوع مورد نظر خود کلیک کنند تا به پست مورد نظر هدایت شوند .
با امید به همیاری هرچه بیشتر دیگر فعالان تالار در جهت ارتقاء روز به روز روند تخصصی تالار همدردی .
ان شاء الله
![[تصویر: 1294275654_16936_fe43609a67.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1294275654_16936_fe43609a67.gif)
فهرست موضوعی راهنمائی های تخصصی مدیر همدردی :
![[تصویر: 1294275654_16936_fe43609a67.gif]](http://www.hamdardi.net/imgup/16936/1294275654_16936_fe43609a67.gif)
2 - تمییز و تشخیص بین عشق و وابستگی( نیاز از روی لذت و هوس)
3 - نقش قيافه ظاهري همسر
4 - طلاق؟ درست یا غلط؟
5 - نقش مشاور؟
6 - آیا میشه توی زندگی تنش نباشد؟
7 - چگونه قبل از ازدواج در مورد شخص مورد نظر تحقیق کنیم؟
8 - با این افسردگی شدیدم چکار کنم؟
9 - رابطه ی جنسی قبل از ازدواج
10 - همراه کردن احساس و منطق در ازدواج
11 - همسرم یا مادر همسرم؟
12 - الگوریتم حل مشکل
13 - تفاوت سازگاری با سازشکاری
14 - برای رسیدن به هدف از کجا شروع کنم؟
15 - بهانه گیری های شوهرم
16 - رابطه دوستی بین دختر و پسر ....ما باهم فقط دوست هستیم!!!!!!
17 - قوانین سرسختانه زاییده ذهن
18 - دلسوزی های مادرانه
19 - آیا واقعا من را برای ازدواج دوست دارد؟
20- چرا همسرم اجازه میده خانواده اش در زندگیمون دخالت کنند؟
21-همسرم ، اون شخصی نیست که فکر می کردم
22 - چگونگی انتخاب و بررسی معیار برای ازدواج
.
23 - از کجا بدانم دیگه مشکلی پیش نمیاد
24 - ترس از بر ملا شدن رابطه دوستانه با یکی از اقوام
25 - ازدواج با زن مطلقه ، بیوه
26-مشاورم نمی فهمه من چی می گم
27-اون کسی رو که واسه ازدواج می خواهم پیدا نمیشه
28-آیا تعصبم روی همسرم بی مورد هست؟
29-چگونه از سایت همدردی در زندگی استفاده کنیم
30-چگونه از بروز مشکل جلوگیری کنیم
31-باورهای غیر منطقی
32-«حمایت افراطی در ماندگی می آموزد»
33-خانواده همسرم علاوه بر اینکه به ما کمک نمی کنند ،تمام کارهاشون هم اشتباهه ،تازه همسرم هم ازشون حمایت می کنه
34-از زندگیم خسته شدم؛ می خواهم ازدواج کنم
35-شرایط ازدواج
36-مشاور نتونست مشکلم رو حل کنه ،پس چرا خدا زندگیم را درست نمی کنه؟
37- استقلال در ازدواج
38-ما همدیگر را دوست داریم ولی خانواده هامون نمی گذارند با هم ازدواج کنیم
39-همسر وسواسی و ایده ال گرا
40-چه طور توجه شوهرم را به خودم جلب کنم
41-اگر با خواستگارم ارتباط برقرار نکنم ، پس من چه جوری قبل از ازدواج او را بشناسم؟
42-والدینم به اصرار همسری را برای من در نظر گرفته اند ؛ نظر من براشون اهمیتی ندارد
43-اگر ازدواج کنم دیگه نمی تونم پیشرفت کنم
44-به چه کسی می گن زیبا؟!
45-از دوست دختر/پسر خیانت دیدم ... نمی تونم فراموشش کنم ... واسه همین با یکی دیگه دوست شدم
46-پس حرف و نظر دیگران در انتخابم چی میشه؟
47-کلیدهای اساسی انتخاب
48-هرچی تلاش می کنم باز هم من مقصرم
49-تمرکز زدایی
50-درمان ترس از ترس و وسواس
51-صحیح یا غلط بودن دوستی دختر با پسر و رابطه آن با ازدواج
52- پدرم به کار خلاف کشیده شده ..می خواهم اقدام کنم
53 - پس گرفتن خواستگاری به خاطر مسائل مالی
54 - عدم تفاهم خانواده بر سر شخصی که من برای ازدواج انتخاب کردم
55- همسرم سعی در مخفی کردن کار اشتباهی داره که خودش به اشتباه بودنش واقفه
56- عشق چیست؟
57- برای خانواده ام در تلاشم اما همسرم همیشه نگران هست
58- مدام مظطرب و نگرانم ... اصلا آرامش ندارم... همسرم دلم رو زده... اگر با دیگری ازدواج کنم مشکلم حل میشه؟
59- توی اولین جلسه خواستگاری چی می گذرد؟
60- خانواده همسرم به من احترام نمی گذارند ، به نظر شما رفتارشون درسته؟
61- میشه به زور خانواده ای رو به ازدواج راضی کرد
62- سر کار کردن من مرتب با شوهرم دعوامون میشه...آیا بچه دار شدن مشکلمون رو حل می کنه؟
63- مشاوره اینترنتی چقدر موثر هست؟
64- با شخصی که واسه ازدواج انتخاب کردم تفاهم دارم....اما جذبم نمی کنه
65- من فقط با این شخص خوشبخت می شوم
66- همش داریم یا هم مقابله به مثل می کنیم...بهتر نیست از هم جدا بشیم
67- می دونم رابطمون سرانجامی نداره ،ولی هربار با حرفهایش من رو به ادامه رابطه قانع کرده
68- تفاوت مذهبی چقدر در انتخاب همسر موثر است؟
69- چطور روی اتفاق هایی که قرار هست بیفته ، کنترل داشته باشم؟
70- با تفاوت علاقه مندی های خودم و همسرم چه کنم؟
71- چرا دچار تعارض می شویم؟
72- ازدواج اینترنتی، درست یا غلط؟
73- مدتی است با نامزدم قهر هستیم ...دیگران مخالف این ازدواجند...شاید چون هنوز عقد نکرده ایم این همه مشکل داریم...اگر با این شخص ازدواج کنم و از کشور خارج شوم تا از دیگران دور شویم، مشکلاتم مرتفع میشه ؟!
74- آیا صحیح هست که شخصی را تا مدتی نگه داشت تا فرصت های دیگری رو هم سنجید، بعد به خانواده ها گفت؟
75- به شخصی علاقه مند شده ام ، او آنقدر محجوب و متین هست که اجازه آشنایی نمی دهد...آیا او نیز به من علاقه دارد؟البته رفتارش اینجور نشان می دهد که او نیز مرا دوست دارد ، اما می ترسم اگر اقدام کنم به نتیجه درستی نرسم
76- بالارفتن سن ،به هم زدن نامزدی قبلی،و بی مسئولیتی خواستگار جدید
77- تفاوت سلیقه در زندگی
78- ازدواج اینترنتی ،لطفا حرف هایی که همه می زنند و خودم میدونم را تحویلم ندهید؟
79- با همدیگه آشنا شده ایم...چند مرحله هم صحبت داشتیم ، به نظر همه چی خوب پیش رفت...و به یکدیگر علاقمند شدیم، ولی یهو توی دلم خالی شده
80- از دست این دماغ لعنتی
81- بالارفتن سن در ازدواج
82- بهترین واکنش در هنگام مشاجره با همسرم چیست؟
83- لزوم داشتن همسفر برای خوشبخت شدن
84- ازدواج با شخصی که بیماری MS دارد
85- دیگه نمیتونم رفتار مادرم و تحمل کنم....می خوام خونه را ترک کنم و مستقل زندگی کنم
86- ترس از صحبت کردن در جمع
87- براردم اصلا به نصیحت ها گوش نمیده
گردآوري و تنظيم : بالهاي صداقت
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
آرامش و نحوه مواجهه افراد با م...
بخش اول:
نحوه مواجهه افراد با مسائل و مشکلات زندگي
1- اجتنابي
2- درگيري
3- تسليم
4- حل
5- سازگاري يا تركيبي
يه مقدمه مهم:
آدم يه روزي آفريده شد. و در بهشت هم جايگاه داشت.
بهشت هم هيچكدام مسائل و مشكلات زندگي دنيايي را نداشت. همش عشق و حال و صفا سيتي.
نه! يه كم صبر كنيد. فقط يك نهي وجود داشت( كه گندم را بي خيالش شو. نخور) و يك شيطان با يك وسوسه وجود داشت.(كه بابا گندمو بخور، حالشو ببر)
حالا نمي خوام غيبت بابا آدمو بكنم. خودتون بهتر مي دونيد كه روضه رضوان را به دو گندم بفروخت.
و بعد هم هبوط كرد روي زمين (انداختنش رو زمين)
![[تصویر: 1280420337_28_a77f80ad1f.JPG]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1280420337_28_a77f80ad1f.JPG)
آری اینجا نقطه صفر و مقدمه بود تا برسیم به :
يكم :
بعضي از اين برو بچ حضرت آدم، هنوزم فكر مي كنند توي بهشتند. لذا همش منتظر زندگي بي دغدغه هستند. وقتي يه مشكلي پيش روشون مي بينند، كلي تعجب مي كنند. و مرتب تكرار مي كنند چرا من؟؟؟
آخه اونا هنوز هم توي خواب و خيال حور و لب جوي و ... هستند.
اگرچه هر روز از جلوي بيمارستان، قبرستان، مكانيكي، صافكاري، آپاراتي، كلانتري ، دادگاه و ... عبور مي كنه. اما در خيال مباركش اصلا توجه نمي كنه كه اينها براي همين آدم ساخته شده، نه براي حورالعين و فرشتگان (يا با يه درجه تخفيف خيال مي كنه اين موارد، براي همه آدماي ديگه غير از اين شخص)
لذا فكر نمي كنه كه اصلا به اينجور جاها كار داره !!!!!!!! و اگر حرفي در اين مورد بزني بلند مي گويد : زبونت رو دندون بگير، خدا نكنه و از اين حرفا......
وقتي پايش مي شكنه، سر و صدا و جزع و فزعش شروع ميشه. و از بيمارستان خوشش نمي آد!!!!
وقتي عزيزش چوب خط عمرش تموم شد، نمي خواهد باور كنه كه بايد او را به قبرستان ببره!!!!
وقتي ماشينش خراب شد، اعصابش خرد مي شه!!!!
وقتي پنجر شد به بد شانسي ربط مي ده!!!
اگر حادثه اي و دزدي به او زد، باور نمي كنه كه سروكارش به پليس و دادگاه افتاده !!!!
خلاصه راحتتون کنم:
بند یک یعنی اینکه :
خیلی از ما با همان انتظارات بهشتی رو زمین رفت و آمد می کنیم
نمی گوئیم، ولی انتظاراتمان و ته دلمان گواهی میده که ما می خواهیم بهشت را روی زمین تجربه کنیم.
نقصها و مشکلات ، دردسرها و گرفتاری ها، بی احترامی ها ، درگیری ها، ضعفها، فشارها ، رنج ها ، سختی ها و هزاران مسئله را روی زمین بر نمی تابیم.
آن وقت هست که تکه کلاممان در مورد رنجها و مشکلاتمان این میشه که:
آخه چرا؟!
چرا من؟!
این چه وضعیه؟!
باور نمی کنم؟!
اصلا درست نیست؟!
نباید باشه؟!
و ....
ادامه دارد.....
http://www.hamdardi.net
.
نحوه مواجهه افراد با مسائل و مشکلات زندگي
2- درگيري
3- تسليم
4- حل
5- سازگاري يا تركيبي
يه مقدمه مهم:
آدم يه روزي آفريده شد. و در بهشت هم جايگاه داشت.
بهشت هم هيچكدام مسائل و مشكلات زندگي دنيايي را نداشت. همش عشق و حال و صفا سيتي.
نه! يه كم صبر كنيد. فقط يك نهي وجود داشت( كه گندم را بي خيالش شو. نخور) و يك شيطان با يك وسوسه وجود داشت.(كه بابا گندمو بخور، حالشو ببر)
حالا نمي خوام غيبت بابا آدمو بكنم. خودتون بهتر مي دونيد كه روضه رضوان را به دو گندم بفروخت.
و بعد هم هبوط كرد روي زمين (انداختنش رو زمين)
يكم :
بعضي از اين برو بچ حضرت آدم، هنوزم فكر مي كنند توي بهشتند. لذا همش منتظر زندگي بي دغدغه هستند. وقتي يه مشكلي پيش روشون مي بينند، كلي تعجب مي كنند. و مرتب تكرار مي كنند چرا من؟؟؟
آخه اونا هنوز هم توي خواب و خيال حور و لب جوي و ... هستند.
اگرچه هر روز از جلوي بيمارستان، قبرستان، مكانيكي، صافكاري، آپاراتي، كلانتري ، دادگاه و ... عبور مي كنه. اما در خيال مباركش اصلا توجه نمي كنه كه اينها براي همين آدم ساخته شده، نه براي حورالعين و فرشتگان (يا با يه درجه تخفيف خيال مي كنه اين موارد، براي همه آدماي ديگه غير از اين شخص)
لذا فكر نمي كنه كه اصلا به اينجور جاها كار داره !!!!!!!! و اگر حرفي در اين مورد بزني بلند مي گويد : زبونت رو دندون بگير، خدا نكنه و از اين حرفا......
وقتي پايش مي شكنه، سر و صدا و جزع و فزعش شروع ميشه. و از بيمارستان خوشش نمي آد!!!!
وقتي عزيزش چوب خط عمرش تموم شد، نمي خواهد باور كنه كه بايد او را به قبرستان ببره!!!!
وقتي ماشينش خراب شد، اعصابش خرد مي شه!!!!
وقتي پنجر شد به بد شانسي ربط مي ده!!!
اگر حادثه اي و دزدي به او زد، باور نمي كنه كه سروكارش به پليس و دادگاه افتاده !!!!
خلاصه راحتتون کنم:
بند یک یعنی اینکه :
خیلی از ما با همان انتظارات بهشتی رو زمین رفت و آمد می کنیم
نمی گوئیم، ولی انتظاراتمان و ته دلمان گواهی میده که ما می خواهیم بهشت را روی زمین تجربه کنیم.
نقصها و مشکلات ، دردسرها و گرفتاری ها، بی احترامی ها ، درگیری ها، ضعفها، فشارها ، رنج ها ، سختی ها و هزاران مسئله را روی زمین بر نمی تابیم.
آن وقت هست که تکه کلاممان در مورد رنجها و مشکلاتمان این میشه که:
آخه چرا؟!
چرا من؟!
این چه وضعیه؟!
باور نمی کنم؟!
اصلا درست نیست؟!
نباید باشه؟!
و ....
ادامه دارد.....
http://www.hamdardi.net
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
تاپیک انتخابی
بی ثباتی احساسی ارتباطات انسان...
او را شاید تو هم دیده باشی؟!!!
یک روز شاد شاد هست و با خود آواز می خواند و آنقدر حرف میزند که کلافه ات می کند، جک تعریف می کند و ازت می خواهد به سینما بروید. آنقدر بهت محبت می کند که شرمنده می شوی. موسیقی شادش تو را به هیجان می آورد.
اما روز دیگر، او جواب سلامت را به سختی و خستگی می دهد، حتی حوصله گوش کردن به حرفهایت را ندارد. قیافه اش موجی از انرژی منفی را در تو سرازیر می کند و دوست داره ساکت بمونه. و تصور می کنه توی دنیا هیچکسی دوستش نداره و غمگین هست. موسیقی غمگینی که انتخاب کرده تو را افسرده می کند.
چند روز دیگه می بینی اش، در حالی که دلخور هست و غرغر می کنه و بهانه ای برای زودرنجی خود ارائه می دهد که اصلا برایت قابل درک نیست و شروع به گلایه می کنه.
اما روز دیگر نسبت به موضوعی، از مادر یا پدرش عصبانی شده و می گوید حاضر نیست آنها را ببخشد ، فریاد می زند و گونه اش سرخ شده است.
با این وجود فردایش با معذرت خواهی و خرید هدیه از آنها طلب بخشش می کند و معترف به اشتباه خودش هست و می گوید دنیا ارزش این حرفها را نداره.
آری
تو سردر گم می شوی!
نمی توانی پیش بینی اش کنی!
نمی دانی فردا چه متغیری و به چه میزان او را دستخوش تغییر حالت خواهد کرد؟!
آیا او را عصبانی خواهی دید؟! یا خوشحال؟! هیجان زده خواهی دید یا نگران؟! مضطرب می بینی یا سرحال؟! ساکن و منزوی می بینی یا پرهیاهو و پر جنبش؟!
حس می کنی که از دیدنش و از اینکه غیر قابل پیش بینی هست ، آسیب می بینی. آنقدر عذرخواهی هایش را مکررا دیده ای که دیگر باور نداری !
آنقدر عصبانیت هایش را و مهربانی هایش در هم تنیده شده که دیگر در رابطه با او احساس امنیت و آرامش نمی کنی؟!
با خود می گویی او ثبات احساسی ندارد. او تعادل ندارد. یک روز در عرش است و روز دیگر بر فرش.
امروز در اوج، و فردا در قعر
امروز جزر و فردا مد، با خود می اندیشی که این فرد اگر چه دریاست و محاسن زیاد دارد، لیکن آنقدر امنیت ندارد که تو در ساحلش آرام بگیری ، تو نیاز به آرامش آبی دریا داری.
در این رابطه مطالعه بفرمایید مقاله:
.
«بی ثباتی احساسی ارتباطات انسانی را تخریب می کند»
![[تصویر: 1257620116_28_603d14cb24.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1257620116_28_603d14cb24.jpg)
یک روز شاد شاد هست و با خود آواز می خواند و آنقدر حرف میزند که کلافه ات می کند، جک تعریف می کند و ازت می خواهد به سینما بروید. آنقدر بهت محبت می کند که شرمنده می شوی. موسیقی شادش تو را به هیجان می آورد.
اما روز دیگر، او جواب سلامت را به سختی و خستگی می دهد، حتی حوصله گوش کردن به حرفهایت را ندارد. قیافه اش موجی از انرژی منفی را در تو سرازیر می کند و دوست داره ساکت بمونه. و تصور می کنه توی دنیا هیچکسی دوستش نداره و غمگین هست. موسیقی غمگینی که انتخاب کرده تو را افسرده می کند.
![[تصویر: 1257620200_28_58af7e51bf.jpg]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1257620200_28_58af7e51bf.jpg)
چند روز دیگه می بینی اش، در حالی که دلخور هست و غرغر می کنه و بهانه ای برای زودرنجی خود ارائه می دهد که اصلا برایت قابل درک نیست و شروع به گلایه می کنه.
اما روز دیگر نسبت به موضوعی، از مادر یا پدرش عصبانی شده و می گوید حاضر نیست آنها را ببخشد ، فریاد می زند و گونه اش سرخ شده است.
با این وجود فردایش با معذرت خواهی و خرید هدیه از آنها طلب بخشش می کند و معترف به اشتباه خودش هست و می گوید دنیا ارزش این حرفها را نداره.
آری
تو سردر گم می شوی!
نمی توانی پیش بینی اش کنی!
نمی دانی فردا چه متغیری و به چه میزان او را دستخوش تغییر حالت خواهد کرد؟!
آیا او را عصبانی خواهی دید؟! یا خوشحال؟! هیجان زده خواهی دید یا نگران؟! مضطرب می بینی یا سرحال؟! ساکن و منزوی می بینی یا پرهیاهو و پر جنبش؟!
حس می کنی که از دیدنش و از اینکه غیر قابل پیش بینی هست ، آسیب می بینی. آنقدر عذرخواهی هایش را مکررا دیده ای که دیگر باور نداری !
آنقدر عصبانیت هایش را و مهربانی هایش در هم تنیده شده که دیگر در رابطه با او احساس امنیت و آرامش نمی کنی؟!
با خود می گویی او ثبات احساسی ندارد. او تعادل ندارد. یک روز در عرش است و روز دیگر بر فرش.
امروز در اوج، و فردا در قعر
امروز جزر و فردا مد، با خود می اندیشی که این فرد اگر چه دریاست و محاسن زیاد دارد، لیکن آنقدر امنیت ندارد که تو در ساحلش آرام بگیری ، تو نیاز به آرامش آبی دریا داری.
به این نتیجه می رسی که ثبات احساسی در فردی شکل می گیرد که تعادل داشته باشد و میانه روی را جایگزین افراط و تفریط کرده باشد. و احساسش را زیادی در مرکز ثقل شخصیتش قرار نداده باشد.
در این رابطه مطالعه بفرمایید مقاله:
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
انرژی احساسی صلح آمیز
![[تصویر: 1257621426_28_fbdf978508.JPG]](http://www.hamdardi.net/imgup/28/1257621426_28_fbdf978508.JPG)
از نظر علمی و فنی وقتی میزان غلظت اورانیوم غنی شده زیر 20% باشد می تواند در تولید انرژی لازم برای مقاصد صلح آمیز مفید باشد. در حالیکه اگر غلظت آن به بالای 80% برسد صرفا جهت ساخت بمب اتم و تخریب می تواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد.
اما این موضوع چه ربطی به بحث احساسات ما دارد؟!!
همه انسانها دارای احساسات هستند. اما تنها زمانی کارآمدی و مفید بودن این احساسات به حداکثر می رسد که تعادلی بر آن حاکم باشد و همواره تحت کنترل تفکر باشد.
جملات و عبارات ذیل می تواند به عنوان سرنخهای احساسات بیش از اندازه غنی شده و غیر صلح آمیز از جانب افراد احساسی مد نظر قرار گیرد:
احساس می کنم او معیارهای لازم را برای ازدواج با من دارد.( به جای فکر می کنم ، روی عبارت احساس می کنم تاکید شده است.)
دیگه نمی خواهم هیچ وقت قیافه اش را ببینم.(هیچ وقت از قیود افراطی مورد توجه افراد احساسی )
ازش متنفرم (عبارت های به شدت منفی یا مثبت از علاقمندیهای افراد احساسی)
فقط با کسی که عاشقشم می تونم ازدواج کنم. (بی توجهی به معیارهای غیر احساسی ازدواج)
بی او می میرم.
بدم می آید.
خوشم می آید.
حالم ازش بهم می خورد.
دلخور شدم.
تحویلم نگرفت.
ازش رنجیدم.
دوستم ندارد.
خودشو برام می گیره.
پر رو هست.
همچنین سرنخهای کلامی و جسمانی که به «بخش کودک شخصیت ما» اشاره دارد مثل: الف )سرنخهای کلامی :
- کاشکه
- دلم می خواد
- نمی دونم
- می خوام
- به من چه
- شاید وقتی که... ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدرک گرفتم ، .....)
- نگاه کن چه کار کردم ...( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و...)
- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ....)
مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:
" کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .
دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم
نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.
در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و... مطالب را خواهی یافت.
ب ) سرنخهای جسمانی
- غش غش خندیدن
- وول خوردن
- شعف
- چشم پائین انداختن
- کج خلقی
- جیغ
- ناله
- چشم گرداندن
- شانه بالا انداختن
- لج کردن
- قهر کردن
- سر به سر گذاشتن
- رجز خواندن
خلاصه اینکه:
در این رابطه بخوانید مقاله :
.
«انرژی احساسی صلح آمیز»
از نظر علمی و فنی وقتی میزان غلظت اورانیوم غنی شده زیر 20% باشد می تواند در تولید انرژی لازم برای مقاصد صلح آمیز مفید باشد. در حالیکه اگر غلظت آن به بالای 80% برسد صرفا جهت ساخت بمب اتم و تخریب می تواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد.
اما این موضوع چه ربطی به بحث احساسات ما دارد؟!!
احساسات ما منبع فراوانی از انرژی را با خود دارد و به میزان غلظت آن قابل بهره برداری یا سوء استفاده است
همه انسانها دارای احساسات هستند. اما تنها زمانی کارآمدی و مفید بودن این احساسات به حداکثر می رسد که تعادلی بر آن حاکم باشد و همواره تحت کنترل تفکر باشد.
|
غالبا افرادی که به احساسات خود زیاد بها می دهند و محور تصمیم گیری و زندگی خود را براساس ارضای احساسات خود پایه گذاری می کنند، کسانی هستند که احساسات را زیادی غنی کرده اند. دیگر این انرژی احساسی صلح آمیز نیست و نقش تخریب گرایانه یا آسیب رسان آن غالب است. |
جملات و عبارات ذیل می تواند به عنوان سرنخهای احساسات بیش از اندازه غنی شده و غیر صلح آمیز از جانب افراد احساسی مد نظر قرار گیرد:
احساس می کنم او معیارهای لازم را برای ازدواج با من دارد.( به جای فکر می کنم ، روی عبارت احساس می کنم تاکید شده است.)
دیگه نمی خواهم هیچ وقت قیافه اش را ببینم.(هیچ وقت از قیود افراطی مورد توجه افراد احساسی )
ازش متنفرم (عبارت های به شدت منفی یا مثبت از علاقمندیهای افراد احساسی)
فقط با کسی که عاشقشم می تونم ازدواج کنم. (بی توجهی به معیارهای غیر احساسی ازدواج)
بی او می میرم.
بدم می آید.
خوشم می آید.
حالم ازش بهم می خورد.
دلخور شدم.
تحویلم نگرفت.
ازش رنجیدم.
دوستم ندارد.
خودشو برام می گیره.
پر رو هست.
همچنین سرنخهای کلامی و جسمانی که به «بخش کودک شخصیت ما» اشاره دارد مثل: الف )سرنخهای کلامی :
- کاشکه
- دلم می خواد
- نمی دونم
- می خوام
- به من چه
- شاید وقتی که... ( بزرگتر شدم ، قبول شدم ، مدرک گرفتم ، .....)
- نگاه کن چه کار کردم ...( گزارشم را ببین ، ماشینم را ببین ، لباسم را ببین ، کارم رو ببیین و...)
- صفات تفصیلی ( مثل بهتر ، بهترین ، بزرگتر ، بزرگترین ....)
مثالی در زیر که همه سرنخهای کلامی از جزء کودک شخصیت ناشی می شود:
" کاش پارسال این زمین را خریده بودم داشتم .
دلم می خواد بهترین فرزند را داشته باشم
نمی دونم چطور باید حرفهایم را به بعضی ها بفهمانم.
در گزارش من ، بهترین ، پرمحتواترین و... مطالب را خواهی یافت.
ب ) سرنخهای جسمانی
- غش غش خندیدن
- وول خوردن
- شعف
- چشم پائین انداختن
- کج خلقی
- جیغ
- ناله
- چشم گرداندن
- شانه بالا انداختن
- لج کردن
- قهر کردن
- سر به سر گذاشتن
- رجز خواندن
خلاصه اینکه:
زمانی انرژی احساسی، غیر صلح آمیز و تخریبی محسوب می شود که مرکز تصمیم گیری و انتخاب فرد را اشغال کند و قوه منطق و حل مسئله را در جهت ارضاء خود و احساس لذت به کار گیرد و "عکس العملهای لذت طلبانه آنی" جایگزین دوراندیشی ، صبر، تحمل و همه جانبه گرایی گردد و شیوه احساس محوری رویه غالب فرد باشد.
بیاییم احساسات را در غلظت کم غنی سازی کرده و بدینوسیله اعتماد دیگران را به خودمان جلب کنیم.
بیاییم احساسات را در غلظت کم غنی سازی کرده و بدینوسیله اعتماد دیگران را به خودمان جلب کنیم.
در این رابطه بخوانید مقاله :
![[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)
.
منوی اصلی
مقالات برگزیده
لینک تصادفی
عکسهای تصادفی
قصار تصادفی
|
|
اخبار سایت
سایر
