-
حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سلام به همه دوستان و ممنون از فضاي خوبي كه ايجاد كرديد
من 30 سالمه وبه تازگي دارم ازدواج ميكنم
موضوعي كه اين روزها خيلي ذهنم رو مشغول كرده ، اينه كه من قبل از شروع زندگي حقيقتهايي از زندگيم رو به همسرم گفتم
و اون نداشتن پرده بكارت هست .
چون از اول بهش واقعا اعتقادي نداشتم و مسير زندگي خودم رو رفتم..
البته اصلا به هيچ عنوان با ادمهاي زيادي ارتباط نداشتم و كل زنديگم رو با يك نفر بودم كه از اول هم قراري به ازدواج نداشتيم
اما الان كه تصميم گرفتم ازدواج كنم ، حقيقت رو به همسرم گفتم.البته وقتي فهميدم ايشون هم به اين سنتها زياد پايبند نيست ، ديگه بهش گفتم
اما چيزي كه هست ...بالاخره مرد ايراني جماعت.... مي ترسم آينده برام مشكلي بياد
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
همسرت هم به شما گفت كه قبل از ازدواج رابطه داشته؟
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
بله.خيلي باز نكرديم اين موضوعات رو ...خوب اين يه چيز واضحه كه هر كسي قبل از ازدواج ارتباطاتي داشته و كاملا منطقيه
آدم حس داره روح داره غريزه داره .سنگ نيست كه
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
نه خانم سحا همه رابطه ندارند.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط soha
بله.خيلي باز نكرديم اين موضوعات رو ...خوب اين يه چيز واضحه كه هر كسي قبل از ازدواج ارتباطاتي داشته و كاملا منطقيه
آدم حس داره روح داره غريزه داره .سنگ نيست كه
دوست عزيز با حرفتون كاملا مخالفم من هم جوان بودم ولي هيچوقت حتي يك نگاه كه منظور داشته باشد به كسي نينداختم.و الان هم متوجه شدم همسرم هم با اينكه پسر بوده از من هم چشم پاكتره. پس به حس و روح و غريزه ربط نداره
اما اصل مطلب:
الان نگران چه هستيد؟ آينده؟
آينده كه دست من و شما نيست بايد صبر كرد و ديد چه پيش
مي آيد.كسي هم كه نميتواند پيش گويي كند.
ميشه دقيقا بگيد چه كمكي ميخوايد
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
با اينكه خط فكري هامون شبيه
اما يه كم نگرانم
اين مي اد تو دهنم نكنه اين كه حقيقت رو گفتم بعده ها همين روي زندگيمون اثر بذاره
بالاخره هر جي باشه مرد ايراني هست و ... هر چقدر هم خيلي چيزها براش حل شده باشه شايد...
نگرانيم از اينه
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
متاسفم برای خودم و برای جامعه ای که در اون انقدر راحت از زنا حرف میزنند و طبیعی هم می دانند.
روابط شما به خودتون بستگی داره. اما نباید اشاعه فحشا داشته باشید.این حق رو ندارید.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
به هر حال اين نگراني هميشه وجود داره با هر مردي.
(اين خود ش از مضرات اين نوع
رابطه هاست كه نميذاره با دل خوش ازدواج كنين)
كار از كار گذشته و ديگه نميشه كاري كرد.
البته صداقتتون رو تحسين ميكنم
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
به نظر منم احتمال اینکه بعدا بهت گیر بده و شاید یه کم به روت بیاره هست. ببین عزیزم مردا رابطه ی خودشونو مهم نمیدونن اما واسه دخترارو گناهه سنگین میدونن هر چقد براش مهم نباشه ولی اینو بدون ممکنه بعد عروسی که این عشق داغ یه کم واسش عادی بشه سر هر دعوای کوچیکی اینارو بهت بگه یا اینکه ممکنه فکر کنه یا بترسه که وفادارش نمونی به نظر من بهتره حالا که گفتی تا عروسی نکردی و نرفتی خونت یه بار باهاش بشینی و بگی چقد دوسش داری و وفادارش میمونی یعنی اعتمادشو جلب کنی خیلییییییییییییی زیاد و اینکه یه بارم رک بشینی و بهش بگی که اون رابطه یه رابطه ی بچگانه بودو و فراموش کردی و نمیدونم یه جوری بهش باید بفهمونی ازون دوران خودت فاصله گرفتی. واقعا مردا همشون اینجورین دست خودشون نیس ایرانی غیر ایرانی نداره پس اعتماد و عشقشو خیلی زیاد بدست بیار.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
جقدر جالبه که هر دوی شما مثل هم هستید ولی ما هم جوان بودیم و این رابطه ها رو نداشتیم که الان اسمش رو بزاریم غریزه و جوانی .
ولی از اینها گذشته آینده ای که شما صحبتش را می کنید ،گذشته هایشان هم مثل هم بودند .اگر هم مشکلی پیش بیاد از جانب هردو پیش میاد .
فقط امیدوارم که این رابطه ها برایتان عادی عادی نباشد که بعدها هم ادامه داشته باشد برای اینکه احتمال اینکه زندگی بعد از یه مدت طولانی یا کوتاه برایتان یکنواخت شود را دارد.
کمی بیشتر تامل کن زیرا شما و همسر آینده تان خیلی راحت در مورد این قضیه با هم صحبت کردید و دیگر هیچ حیایی بین شما باقی نمی ماند .
البته صداقت شما قابل تحسین است ولی شما بیشتر باید نگران این باشید: که در آینده این حجب و حیا بیشتر از این از بین نرود و مشکلات حادتری به وجد بیاید .
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
الان نگرانيم همينه به هر حال من حقيقت رو گفتم
بهش هم كفتم مثل 99 % دخترا مي تونستم با دروغ و ماشالله انواع كلك ها و جراحي ها ازش پنهان كنم اما نخواستم....
يه كم از همين اينده نگرانم كه بعده ها... حتي گاهي ترس از اينده فكر رو مي ندزه تو سرم كه باهاش به هم بزنم
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط emperator
جقدر جالبه که هر دوی شما مثل هم هستید ولی ما هم جوان بودیم و این رابطه ها رو نداشتیم که الان اسمش رو بزاریم غریزه و جوانی .
ولی از اینها گذشته آینده ای که شما صحبتش را می کنید ،گذشته هایشان هم مثل هم بودند .اگر هم مشکلی پیش بیاد از جانب هردو پیش میاد .
فقط امیدوارم که این رابطه ها برایتان عادی عادی نباشد که بعدها هم ادامه داشته باشد برای اینکه احتمال اینکه زندگی بعد از یه مدت طولانی یا کوتاه برایتان یکنواخت شود را دارد.
کمی بیشتر تامل کن زیرا شما و همسر آینده تان خیلی راحت در مورد این قضیه با هم صحبت کردید و دیگر هیچ حیایی بین شما باقی نمی ماند .
البته صداقت شما قابل تحسین است ولی شما بیشتر باید نگران این باشید: که در آینده این حجب و حیا بیشتر از این از بین نرود و مشکلات حادتری به وجود بیاید .(ادامه رابطه ها)
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط emperator
جقدر جالبه که هر دوی شما مثل هم هستید ولی ما هم جوان بودیم و این رابطه ها رو نداشتیم که الان اسمش رو بزاریم غریزه و جوانی .
ولی از اینها گذشته آینده ای که شما صحبتش را می کنید ،گذشته هایشان هم مثل هم بودند .اگر هم مشکلی پیش بیاد از جانب هردو پیش میاد .
فقط امیدوارم که این رابطه ها برایتان عادی عادی نباشد که بعدها هم ادامه داشته باشد برای اینکه احتمال اینکه زندگی بعد از یه مدت طولانی یا کوتاه برایتان یکنواخت شود را دارد.
کمی بیشتر تامل کن زیرا شما و همسر آینده تان خیلی راحت در مورد این قضیه با هم صحبت کردید و دیگر هیچ حیایی بین شما باقی نمی ماند .
البته صداقت شما قابل تحسین است ولی شما بیشتر باید نگران این باشید: که در آینده این حجب و حیا بیشتر از این از بین نرود و مشکلات حادتری به وجد بیاید .
اتفاقا اصلا راحت ازش صحبت نكرديم و اصلا نداشتم پرده حيا پاره بشه
خوشبختانه به اين خيلي حواسم بود
از اون مهمتر اينكه ادم وقتي مجرده يا نه صرفا ازدواج وقتي با كسي هست بايد وفادار باشه نه صرف دوتا قرار داد كاغذي
كه خوشبختانه من هميشه دز كل زنديگم وفادار بودم
و وقتي پاي زندگي مشترك و پايدار مي اد وسط ديگه بيشتر
حواسم به اين ها هست
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سلام/از نظر من وقتی دیدگاه شما اینه که این کار اصلا بد نیست و حتی دیگران به سنت های غلطتشون عمل میکنن و در مجردی این کار را انجام نمیدن،سر حرفت بایست و اگر روزی همسرت دیدش عوض شد و مشکلاتی براتون پیش اومد بهش یاداور شو که با دید مشترک ازدواج کردین و هردو به یک اندازه سهیم بودین.
جای نگرانی نداره چون ایشون هم گذشته مانند شما داشتن و هردو به یک اندازه حق دارین از هم ناراحت شین.
و من نمیفهمم با نوع دیدگاه شما و همسرتون دیگه چرا باید نگران باشین؟اما بازهم برای اطمینان،نگرانی از تغییر فکری همسرتون در آینده رو برای یک متخصص روانشناس بگین و ازش بخواین همسرتونو بررسی کنن که آیا این باورها عمیقن یا برای سرپوش بر هوس های خودشون این افکار سطحی رو دارن و بعدها عوض میشن.
مشاوران اینجا هم همسر شمارو نمیشناسن تا ریشه افکارشون رو متوجه بشن.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سها عزیز
من منظوری نداشتم و نگفتم که شما خیلی راحت در این مورد صحبت کردید و حتی اگه اول جمله ام را هم که گفتم این بود که شما آینده تان مثل هم است شما در گذشته مثل هم بودید نمی تواند منتی بگذارد و حرفهای ناراحت کننده ای را به شما بزند و فقط گفتم که بیشتر نگران همان وفاداری باشید که خوشبختانه همانطور که گفتید شما به این قضیه پایبندید ولی باید تمام صحبتهایتان را با هم بکنید و افکار او را هم بشنوی و برای اینکه خیالت راحت باشد به او بگویی که گذشته مان مربوط به خودمان است مهم آینده است که باید با هم باشیم.
از سوءتفاهم پیش آمده معذرت می خوام.:72:
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سلام سها عزیز:
اول از همه به تالار همدردی خوش آمدید..
امیدوارم بتوانید نتیجه لازم را از تاپیک خود بگیرید..
اول از همه اینکه صداقت شما در این مورد قابل تحسین هست و این خیلی خوبه که شما با وجود دانشتن این مورد آن را به طرق مختلف پنهان نکردید و این را حق مسلم طرف مقابل خود دانسته اید که تمام حقایق را در رابطه با شما بداند...این که شما چه طرز تفکری داشته اید یا دارید و حتی طرف مقابل شما اینجا چندان برای تالار مهم نیست چون این خود افراد هستند که با هر طرز فکری آینده خود را می سازند..خوب شما گذشته ای را داشته اید و طرف مقابل شما هم همین طور ..و این مسئله را هر دو طرف برای هم باز کرده اید...به نظر من هم شمیم زهرا عزیز درست می فرمایند شما به هر حال این تفکر را درست یا غلط داشته اید و گذشته خود را رقم زده اید بهترین کار این است که با طرف مقابل خود دقیقا سنگ ها را وا بکنید و این مسئله را کامل حل کنید چون در این تالار ما مواردی داشتیم که علی رغم اینکه آقا پسر خود رابطه داشتند و می دانستند همسرشان هم داشته است ولی بعد از ازدواج این مسئله برایشان پر رنگ شده است..همچینین به قول دوست خوبمان مشاور بهترین کار هست ..شما می توانید با حضور مشاور کاملا به این موضوع بپردازید و بعد اقدام به ازدواج کنید..ان شا الله که مشکل شما هم حل خواهد شد و به سلامت زندگی مشترک خود ر آغاز می کنید و همان طور که اذعان کردید هم شما و همسرتان همیشه وفادار می مانید و پرده حرمت را همشه سالم نگه خواهید داشت..در این تالار با توجه به اینکه ما دقیقا شما را و خصوصیات فردی شما را نمی شناسیم و همین طور همسر شما را نمی توان خیلی نظر منطقی و بر پایه دقتی را داد..بهترین کار همان مشاوره هر دو نفر شما برای حصول بهترین نتیجه است...
موفق باشید..
:72::72::72::72::72::72::72::72:
در آخر:دوستان محترمی که به دادن مشاوره می پردازند همیشه در نظر داشته باشید که مراجع وقتی از شما نظری در رابطه با عقیده شما با کارش نداشته است و تنها سوال وی نه درستی غلط کار گذشته اش بلکه در رابطه با آیده خودش است نیاز نیست که شما از عقیده خود صحبتی کنید..اینجا برای مشاوره است وگرنه هر کدام ما نظر متفاوتی در رابطه با این موضوع داریم که جای بحث در رابطه با این موضوعات در تاپیک جداست تا به پردازش عقاید بپردازیم..این دوست راه خود را رفته و الان خوب یا بد تنها از شما در رابطه با آینده این رابطه سوال ی پرسد نه نظر شخصی ما .....امیدوارم همه ما تاپیک مشاوره مدیر همدردی را بار دیگر مطالعه کنیم...
موفق باشید..:72:
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سلام عزیزم
من هم فکر می کنم که شما کار خوبی کردید که همدیگر را از گذشته یکدیگر باخبر کردید چون این طوری به همدیگر صداقت را ثابت کردید ولی بنا به گفته دوستان بهتر است که با یک مشاوره حضوری هم صحبت کنید.
موفق و موید باشید.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
خوب ممنونم بابت راهنماييهاي خوب همه اي كاش اقاي مدير هم يه نظري مي دادن بي ضبرانه منتظر نظر ايشان هستم
من خودم زياد به مشاور و اين چيزها اعتقاد ندارم
چون من ادم و خصوصيات ادم رو فقط خود ادم مي دونه
حتي كالا ادم پيش مشاور ممكنه دروغ بگه يا يه چيزهايي رو نگه پس او ن مشاور خيلي نمي تونه كمك باشه بهترينن مشاور خود ادمه
اينجا هم مي بينم دسوتان خيلي خوب و با دقت نظر مي دن براي همين مشكلم رو مطرح كردم به هر حال از همه ممنونم
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سهاي عزيز سلام
مسئله اي كه عنوان كرديد مشكل خيلي از ادم اي اين زمانه ست.بعضي ها مثل شما صادقانه بيان ميكنن و بعضي ها مي پوشونن.درست يا غلط بودن اين موضوع به همسرتون بستگي داره.شما اين حرفو زديد پس ديگه بهش فكر نكنين.اين جنبه همسرتونه كه بعد از اين مشخص مي كنه كارتون درست بوده يا نه.با اين همه شما حتما ميدونين ازدواج خيلي با دوستي فرق داره پس حتما براي همسرتون اعتماد سازي كنين چه در روابطتون با بقيه چه در روابطتون با خودش چه در پوشش ...ازدواج قرين با وفاداريست.بهش ثابت كنين اهل زندگي و وفاداري هستين.ديگه گذشته رو پيش نيارين و درباره ش صحبت نكنين.بذااريد اون چه گفتين مثل يه خواب بشه و كم كم فراموش بشه.هرگز كار گذشته تون رو تاييد نكنين كه اين به ضرر خودتونه.
من درباره گذشته م به همسرم چيزهايي سربسته گفتم(من رابطه نداشتم كسي رو دوست داشتم). همسرم هم همين طور ولي بعد ديگه هرگز نخواستيم بيشتر بدونيم.....والان برامون مثل يه خواب شده .همسرم بهم قول داد تو زندگي اينده هرگز به روم نياره. و خداييش هرگز نياورد.
هر دو تون به هم اعتماد كنين و خوشبخت باشين.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
واي ممنونم چقدر حرفهاتون بهم ارامش داد
مرسي
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سلام عزیزم
صداقت و شهامت و مسئولیت پذیری اعمال خود یک امر لارم برای زندگی است متاسفانه در این جامعه بودش به شکل یک ارزش درآمده و نبودش بیشتر عادی شده تا بودش .
در هر حال از باب این گزینه ها بهت تبریک می گم .
و اما
عزیزم این ترس هم بخشی از مسئولیت پذیری و هزینه و یا بهای تجربه است . اگر سنگین تمام شود یعنی تجربه ات را گران خریدی و اگر سنگین تمام نشود (تغییر فرمت این جمله از مدیر همدردیست)یعنی انتخابت نسبت به شرایط درست بوده .
و اما
مشاور .
اساس مراجعه به مشاور صداقت است چرا که تو با پای خودت به آنجا می روی و کسی ترابه زور نزد او نمی برد و او هم اصراری به کمک کردن به عابران پیاده ی توی خیابان ندارد . پس حاضر به اعتماد شو .
ضمن اینکه بر خلاف ظاهر امر صحبت کردن و اطلاعاتی که در اختیار مشاور قرار می دهید . مشاور از راه های دیگری به غیر از زبان محاوره ای قادر است از متعهد بودن و وفاداری و مسئولیت پذیری و بیماری های روانی جنسی و .................فرد مطلع می شود .
پس خواهش می کنم " حاضر به اعتماد " شو و از کمک یک مشاور کار بلد بهره ببر تا بتوانی با اطمینان بیشتری در این راه قدم برداری و انشالله زندگی خوب و سعادتمندی رو تجربه کنی .
خوشبخت و موفق باشی عزیزم :72:
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
ممنونم حتما مي رم حرفهاتون كاملا منطقيه
اما مي دونم حرفهاي مشاور هم دال بر اين نخواهد بود كه آينده اتفاقي نخواهد افتاد
واقعا مردهاي ايراني اين طوري اند؟
يا همسر من واقعا ميگه واسش همه چي حل شدست
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سهای عزیز
انگیزه شما از بیان این مساله به همسرتان قابل ستایش است. از سوی دیگر نگرانی شما با توجه به اعتقادات شرعی و شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه حتی اگر شما و همسرتان به آن اعتقادی نداشته باشید صحیح و بجا می باشد. بیان ضمنی و توافق ابتدایی و اولیه شما و نامزدتان آن هم در شرایط پیش از ازدواج که هیجانات عاطفی اولیه راه را بر بسیاری از رفتارهای معمول افراد می بندد ضامن عدم بروز مشکل درآینده بر سر چنین مساله مهمی نخواهد بود. توصیه میکنم جهت بررسی دقیقتر موضوع و ذهنیات و نگاه خود و همسرتان به این مساله به مشاورین حاذق متخصص در مشاوره پیش از ازدواج مراجعه فرمایید. عدم اعتقاد شما به درمان تخصصی تنها ریسک ازدواج شما را بالاتر خواهد برد.
پیروز باشید
-
Re: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سلام soha
به تالار همدردی خوش آمدی
خانمی شما گرفتار نتیجه ناسازگاریهای شناختی خود شده ای .
شما باید به خوبی در نظر بگیری که در چه جامعه ای زندگی می کنی ، اگر فرهنگ ملی و دینی و قوانین جامعه رادرنظر نگرفته و رفتارهایی درپیش بگیری که سازگار با این فرهنگ و سیستم اجتماعی نیست باید منتظر تبعاتش هم باشی ، که اتفاقاً منتظر هم هستی و اذعان داری که می ترسی چون مردهای ایرانی این روابط را بر نمی تابند . قید ایرانی که برای مردان لحاظ کرده ای یعنی اینکه باور داری که در ایران چنین روابطی و حاصل آن که شما هم گرفتارش شده ای پذیرفته نیست و شما هم در ایران زندگی می کنی پس یا باید تبعات را بپذیری و به قول معروف پیه همه چیز را به تن بمالی یا برای گرفتار تبعات منفی و مخاطره آمیز نشدن فرهنگ عرفی و قانونی و شرعی را رعایت کنی . شما نه به تبعات آن فکر کردی و پیه آنرا به تن مالیدی و نه فرهنگ جامعه را رعایت کرده ای ، و همین تعارض است که الآن هم نگران نتیجه اش هستی و نگرانی کاملاً به جایی هست .
عملکرد شما و هرجوان دیگری که نظرش این است که این روابط خارج از چهارچوب درست است و نیاز هست و ...... غیر ازآن را سنت غلط می دانید :
اولاً >>> عقیده نیست بلکه یک ناهنجاری است ( ناشی از ناسازگاری شناختی هست ) و حتماً معنی رفتار بهنجار و نابهنجار را می دانید . اگر نمی دانید توصیه می کنم در این زمینه خوب مطالعه کن . چون اگر تعارضاتت را حل نکنی بعید ندان در آینده با تصورات اشتباه دیگر مسائل دیگری برای خود بیافرینی یا در تربیت فرزندانت دچار اشتباه شوی .
ثانیاً >>> هوشیاری آن است که از تجربه های دیگران بهره بگیریم و درست عمل کنیم . شما در رابطه با دیگران حتماً متوجه شده ای که این روابط عوارض دارد چون نگران از این هستی که مردان ایرانی چنین چیزی را نمی پذیرند ، یعنی تجربه شده که چنین است . چرا از این تجربه عبرت نگرفتی ؟
اگر پسری که می خواهد با امثال شما رابطه برقرار کند خوب شما را توجیه می کند که : این یک نیازه و تو حق داری به آن بپردازی ( و او هم خیرخواهانه می خواهد برآورده اش کند!!! ) و بگوید چرا باید بخاطر تعهد به همسر آینده ات الآن تو خودت را محروم کنی ، یا ادعا کند که هیچ پسری نیست رابطه نداشته باشه پس همسر آینده تو هم حتماً این رابطه را قبلاً داشته است پس تو هم حق داری داشته باشی .... تصور نکن همین آقا پسر همین را برای خواهر خودش می پسندد وحاضر هست ببیند خواهرش با همین حرفها با کسی رابطه برقرار می کند . یا می پذیرد با دختری که قبلاً رابطه داشته به راحتی و با روی باز ازدواج کند و اگر هم اولش پذیرفت بعداً کابوسش نشود ( ما نمونه ها در همین تالار دیده ایم ) .
پس عزیزم حرفهای آنها را به عنوان عقیده راسخ خود بیان نکن . همانطور که گفتم این یک ناهنجاری هست . و واکنشها نسبت به این نوع ناهنجاریها اصلاً مثبت نیست چنانکه در همین تاپیک دیدی که واکنشها چگونه بود تازه این دنیای مجازی هست .
راهکار :
بهتره سنگایت را اول با خودت وا بکنی و بپذیری که رابطه ای که داشتی و نتیجه آن خطا بوده و آنرا
توجیه نکنی . همچنین سعی کن خود را ازنظر فکری و شخصیتی آنالیز کنی و این نوع ناسازگاری های
شناختی و بی مهابایی را در خودت پیدا کنی و نگرشت را پالوده کنی ( به کمک یک مشاور بطور حضوری)
و خودت را تغییر دهی . همین را با خواستگارت مطرح کن ، که به این نتیجه رسیده ای که اشتباه کرده ای
و ........... می خواهی مشاوره بری تا نگرش های اشتباهت را که یک نمونه اش همین بوده که باعث شده خطا
کنی را بشناسی و در پی رفعشون بر بیایی . تقاضا کن تو را همراهی و بهت کمک کند . همین خودش زیربنای
جلب اعتماد است . بعد که به مشاور مراجعه کردی علاوه بر کمک گرفتن برای خودشناسی بیشتر ویافتن
اشکالات و رفع آنها بخواه که با نامزدت هم کار کند که ترا با اشتباه قبلیش نبیند و ........
موفق باشی .
.
.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
سلام soha عزيز
حرفهايي که ميخواستم بزنم رو فرشته سفيد تا حدي گفتند من هم محض تاکيد اين رو بگم:
اولا که حتما بايد طرز رفتار شما به گونه اي باشه که همسرتون کاملا از بابت وفاداري شما خيالش راحت باشه. از طرز پوشش در مجامع خاص گرفته تا نوع برخوردها با ديگران و همچنين عشق ورزيت به همسرت. البته هيچ موقع اين رو با احساس گناه انجام نده. کاري کردي، درست يا غلط (اينجا دادگاه نيست که قضاوت کنم و هر کسي خودش بهتر ميدونه...)، گذشته و قرار نيست تکرار بشه. اگر فکر ميکني غلط بوده توبه کن و اميدت رو ببند به خدا. اگر همش احساس گناه همراهت باشه و نگران باشي که نکنه همسرم فکري بکنه... اين رو همسرت حس ميکنه و احساس ميکنه که تو بهش مديوني يا اينکه احساس ميکنه شايد ريگي به کفشت هست.
دوم اينکه خود شما هم نبايد نسبت به همسرت اين حس رو داشته باشي که ممکنه اون هم بهت وفادار نباشه. بالاخره طبق گفته خودت اون هم روابطي داشته. اگر خودت شروع کني به بد بيني نسبت به ايشون (حتي اگر هيچ حرفي هم نزني، صرف وجود اين حس و نگاههات و غيره) اين بدبيني رو به ايشون هم نسبت به خودت القا ميکني.
تصميم بگير که در همه شرايط به همسرت وفادار باشي و نگاهت رو نسبت به ايشون هم با افکار مزاحم همراه نکني.
خيلي هم راجع به اين موضوعات جلو هم مانور نديد و سعي کنيد، اگر به اين نتيجه رسيديد که با اين وجود همديگر رو ميخواهيد، ديگه بهش فکر نکنيد.
اگر از بازتابش در آينده نگراني، يک بار خيلي شمرده با همسرت در موردش صحبت کن و بعد به گورستان تاريخ بذاريد بپيونده (حالا خودتون دوست داريد صحبت کنيد يا پيش مشاور دوست داريد باشه، اين ديگه به خودت و رابطه صميميت با همسرت بر ميگرده.)
اميدوارم خوشبخت باشي :72:
اين رو هم اضافه کنم:
خط قرمزهاتون رو براي هم کاملا مشخص کنيد. چون اونهايي که به دين خاصي يا فرهنگ خاصي پايبند هستند، خوب اين مجامع خط قرمزهاشون رو تعيين کردن و جاي حرفي باقي نميمونه.
ولي افرادي که طرز فکر خودشون رو دارند بايد از اين بابت هم مطمئن باشن که خط قرمز هاشون با هم ميخونه يا نه (در روابط با ديگران و غيره). ممکنه بعدا حساسيت هايي ايجاد بشه و طرف مقابل بگه اين از نظر من ايرادي نداره ولي مثلا براي شما ايراد داشته باشه و بالعکس.
(اميدوارم به عنوان توهين خداي نکرده برداشت نکني، چون نميدونم طرز فکر شما دقيقا چي هست به اين شکل مطرح کردم حرفم رو که متوجه بشيد.)
:72::72::72::72::72:
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
یادم میآد اون زمان که من تالار می اومدم اصلا جو تالار اینقدر تند نبود و هر کسی که دردو دلی داشت راحت ایجا میگفت و همه با جون و دل بهش کمک میکردن
فکر نمیکنم برخورد بعضی ار دوستای با سوهای عزیزی که با صداقت و شجاعت داره زندگی شو شروع میکنه درست باشه
اینجا خیلی از دوستای بجای اینکه به سوها کمک کنند از خودشون تعریف میکنند که با اینکه جوون بودن ولی خیلی کارها رو نکرد ایی حرفارو میگن که خودتون و با ارزش جلوه بدین یا اینکه مخاطب سرخورده کنین اونی که باید پاکی و صداقت یه آدمو بفهمه خداست نه خلق خدا
سوهای عزیز زندگی هر کسی به خودش مربوطه و اعتقاد هر کسی هم قابل احترام
شما هم بهترین کار کردی که با صداقت اومدی تو زندگی
کاری که الان باید بکنی اینه که به همسرت این اطمینان رو بدی که در زندگی آینده با وفاداری و صدافت کنارش میمونی
مطمئن باش اون صداقت و وفاداری که در آینده به زندگیت کمک میکنه در گذشته نسیت
گذشته مهم نیست این آینده است که مهمه
امیدوارم زندگی خوبی رو داشته باشی
bloom
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
جو تالار تغییر نکرده.وقتی مراجع نه از کارش پشیمونه و توجیه اشم می کنه و به بقیه هم نسبت می ده (تهمت).نه دلسوزی
بلکه باید طوری برخورد کرد تا متوجه اشتباهش بشه و کسی م که تونسته خودشو حفظ کنه از خودش دفاع می کنه.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
اشکالی نداره یه انسان مرتکب خطا شه.به قول آنی تجربه ای به دست آورده با بهای خیلی سنگین.
به بقیه هم ربط نداره اما
اینکه بعد از این اشتباه با اینکه تاثیر این اشتباه رو هم از الان تا ابد تو زندگیش داره میبینه،باز هم دفاع میکنه جای تعجب!
اگه الان این فکر مشغولی و قضیه ازدواج براشون پیش نیومده بود باز هم میشد به حساب خامیشون گذاشت اما حالا دیگه!
در ضمن تاثیر منفی این طرز فکر رو هم برای خواننده خامی که تازه به سن بلوغ رسیده رو هم درنظرداشته باشید.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
نقل قول:
اين چهار چوبها:عقیده نیست بلکه یک ناهنجاری است ( ناشی از ناسازگاری شناختی هست )
اين نظر شماست به نظرم كه شما هم خودتون رو تابع اين قوانين كرديد
اگر نه نمي شه گفت يه ناهنجاريه .اين طبق باورهاي و قاونهايي كه ما وضع كرديم مي شه نا هنجاري .اما در اصل اين طور نيست .
من رابطه و مسيري كه رفتم رو خطا نمي دونم اصلا ...و پديرفتم...
خوب الان با حرفهايي كه ميزنيد يعني چي .كار درست اينه كه ازدواج نكنم شايد يك روز همسرم...دچار همين كابوسها شود و زنذگي من خراب شود
ممنون bloom عزيز
بله من اصلا كاري به درست يا غلط بودن كار ندارم چون اون بر ميگرده به خط فكري ادم.
همه ي ادمها در زندگيشون مسيرهايي رو رفتن يكي با جسارت ، حماقت يا اسمش رو هر چي مي خوايد بذاريد
خيلي ها هم خيلي راهها رو رفتن و تا اخر عمر هيچ جا بازگوش نخواهند كرد چه برسه به اينجا كه ممكنه خيلي ها اونها رو بهترين كارشناس بدونند
من كاري به اين ندارم
من مي خوام با توجه به مواردي كه دورو برتون ديديد و شناختي كه از ادمها داريد
بهم بگيد ادمهايي در شرايط من با چه چالشهايي در اينده روبرو بودند
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
مشاوره لازم در پست بنده به شما داده شد . همانطور که گفته شد شما رفتاری را داشته ای و اگر از نظر شما درست بوده و به خواستگارتان هم گفته اید پس نباید نگران هم باشید حتی اگر همسرتان بعداً معترض شود در هر صورت این احتمالی هست که شما در مورد هر خواستگاری می دهید که اول بپذیرد بعد خیر . روندی که به شما از نظرگاه کارشناسی گفته شد را هم قبول ندارید . پس محکم با همان موضع خود وارد زندگی شوید و پای برخورد و ناراحتی احتمالی همسرتان در آینده هم بایستید چون اگر از نظر شما هیچ ناهنجاری و اشکالی نیست پس می توانید محکم جلوی همسرتان در آینده بایستید و بگویید که کار خوبی کرده ام و پشیمان هم نیستم ( آنچنانکه در اینجا بیان می کنید )
خلاصه
====
راهکار شما با توجه به نگرش خود شما این است که نگرانیتان بیخود است چون این کار شما هیچ اشکالی نداشته و مخالف فرهنگ ، و قوانین جامعه ایرانی نیست . پس قطعاً نباید همسر شما هم مشکلی ایجاد کند . بنا یراین این نگرانی شما ممکنه یک توهم باشد ( در جایی که رفتاری درست است و بهنجار ترس شما از برخورد همسر آینده شما بخاطر آن رفتار یک ترس توهمی است )
پاورقی
====
دوستان عزیز
جای بحثهای چالشی انجمن آزاد است .
soha گرامی شما نیز با بحث در مورد عملکرد خود تاپیک را به انحراف نکشان
همچنین لازم هست بدانید که همدردی با روابط دوستی دختر و پسر مخالف هست و این نوع روابط بخصوص تا این حد را
بنا به ادله مختلف روانشناختی و ..... اشتباه محض و مخل بهداشت روانی و هنجارها می داند . و مراجعینی که وارد همدردی می شوند طبق قوانین همدردی که در حین ثبت نام پذیرفته اند حق ترویج و دفاع از این نوع روابط را ندارند ، در غیر اینصورت و اصرار به ترویج آن و بی خطا دانستن آن حساب کاربری آنها مسدود می شود . این یک تذکر جدی به شما هست تا مشمول مسدودی حساب کاربریتان نشوید .
.
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
اول اينكه من قصدي نداشتم كه فكر يا چيزي رو ترويج بدم فقط افكار خودم رو گفتم
باز هم معذرت و ممنون از اين همه راهنمايي
لينكهايي كه داديد مطالعه كردم يه نكته جالب اومد
باز هم ممنون
سخن آقاي مدير
از نظر مسائل جنسي و ارتباط معيار مشابهي داريد. (يعني ارتباط جنسي بدون عقد و ازدواج را جايز شمردن)، پس با توجه به اينكه اين مسئله را يكبار براي خود هضم كرده ايد، از اين موضوع نگران نباشيد. هر دو تجربه كرديد. و درست نيست چيزي كه براي خود مي پسندي براي همسر آينده ات نپسندي
آقاي مدير چقدر منظقي جواب مي دن چرا اينجا نمي ان ...
-----------------
اينجا ادم يه كم گيج ميشه .كارشناسا دقيقا كارشناسي جواب مي دن اما افراد معمولي از نگاه خودشون و خيلي عاميانه و شايد هم خيلي مواقع حق باهشاون باشه .واسه همين آدم گيج ميش :(
-
RE: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
گاهی واقعیتهای موجود کمی متفاوت هست با اون چیزی که باید باشه یا بهتره باشه.منظورم اینه که درسته که صداقت داشتن یه کار ارزشی هست اما پذیرفتن این موضوع هم برای هر مردی ممکن نیست.پس یه کم روی اون مسائل دقت کن
نقل قول:
البته وقتي فهميدم ايشون هم به اين سنتها زياد پايبند نيست ، ديگه بهش گفتم
منظورت اینه که اون اقا اول از روابطش برات گفت؟؟چرا گفت؟؟
ایا چون از روابطش مطلع شدی تو هم از رابطت براش گفتی؟اگه باخبر نمیشدی باز هم حقیقت رو بهش میگفتی؟
دوست عزیز هیچ کس و هیچ چیزنمیتونه تضمین کنه که این اقا یه روز این مسئله رو به رخت میکشونه یا نه؟حتی اینکه خودشم رابطه داشته.پس تنها کاری که تو الان میتونی انجام بدی شناخت بیشتر این اقا هست.
راستش به نظر من حتی روی انتخاب این اقا بیشتر هم دقت کن.اخه مردی که خیلی راحت از روابطش برات میگه و مشکل تو رو هم قبول میکنه کمی جای تامل داره.
نه اینکه شما نباید تا ابد ازدواج کنی.منظورم اینه که خوب اگه خودت از اول به یه اقا میگفتی و اون به صرف اینکه تو دچار خطا شدی میبخشیدت و باهات ازدواج میکرد فرق داره با اینکه یه مرد خودش رابطه داشته و با خودش میگه من که رابطه داشتم ایراد نداره زنمم داشته.
همچنین حواست باشه این موضوع رو مجوزی برای رابطه های دیگه برای خودش بعد ازدواجتون نکنه.
نقل قول:
خوب اين يه چيز واضحه كه هر كسي قبل از ازدواج ارتباطاتي داشته و كاملا منطقيه
نقل قول:
آدم حس داره روح داره غريزه داره .سنگ نيست كه
لطفا اینو به اون اقا نگو...بهتره بگین اشتباهی کردیم که حالا میخوایم جبرانش کنیم.چون این حرف یعنی اگه بعد ازدواج هم مثلا من باردار شدم از پس روابط زناشویی برنیومدم تو سنگ که نیستی غریزه داری میتونی بری با کسی دیگه رابطه برقرار کنی.
الان بهترین کار شناخت درست اون اقا،تصمیم صحیح برای ازدواج،از بین بردن اون تفکرات یا حداقل بیان نکردنش و توکل به خدا و در نهایت پذیرش عواقب احتمالی.
-
Re: حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
با سلام
دوستان نظراتی در مورد سئوال شما داده اند که هر کدام از زاویه ای به شما دید می دهد.
در ذیل توجه شما را به چند نکته جلب می کنم:
یکم:
فهم صحیح مشکل در واقع دروازه ای به حل مشکل هست. پس اگر خوب ریشه مشکل را نفهمیم. جوابهای سطحی که به دست می آوریم نیز موقتی و غیر مفید هست.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط soha
حقيقت رو به همسرم گفتم.كار درستي كردم؟
در واقع این مشکل اصلی شما نیست. مشکل شما مبتنی بر دو پیش فرض است.
الف: حقیقت یا واقعیت ؟!
حقیقت و واقعیت چیست؟! آنچه برای شما اتفاق افتاده است ، یاحق شما و حقیقت بوده است یا واقعه ای هست که انجام گرفته است. اگر این مسئله را چنانکه در چند پست به آن اشاره کرده اید حق خود می دانید و حقیقت هست. پس حتما از آن دفاع می کنید. و این زمینه ساز مسائلی در امتداد خودش خواهد بود و آنها هم می تواند حق و حقیقت جلوه کند.
ب) درست و غلط چیه و از نظر کی؟
کار درست چیه؟
معیار درست و غلط بودن چیست؟
آیا معیاری ثابت برای سنجش درست و غلط بودن دارید؟
آیا درست آنست که در آینده لذت بخش باشد؟
آیا درست آنست که مردم تایید کنند؟
آیا درست آنست که مذهب تایید کند؟
خلاصه اینکه هنجار و ناهنجار و درست و غلط چیست؟
آیا ما آزادی داریم هرچه دوست داریم انجام دهیم و آن درست هست؟ اگر چنین هست درست و غلط بودن شما و همسر آینده اتان ممکن است متفاوت باشد.
پس درست یا غلط بودن از منظرچه کسی؟ شما؟ اعضاء تالار؟ یا همسر آینده اتان؟
دوم:
بر اساس پاسخهای شما به دوستان به نظر می رسد که شما مسائلی که داشتید جز حق خود و حقیقت می دانید و درست بودن را هم از نظر خودتان بررسی می کنید و «امر درست » هم آنست که شما در آینده با آن آسوده باشید.
اگر چنین باشد. مشکل شما تعارضهای اساسی در خود آگاهی هست.
توضیح بیشتر:
معیار حق برای شماچیست؟ هنجارهای جامعه، معیارهای عقلی، معیارهای شرعی، معیارهای احساسی و شخصی یا ...
اگر این معیار ها بی ثبات و شخصی باشد، پس حق شما بی ثبات است. و ثانیا همین مسئله در مورد همسر آینده شما هم بی ثباتی را دارد.
یعئی دل شما امروز اینطور راحت بوده است، و همسر شما هم همین طور، اما فردا دل شما چیز دیگری را می خواهد و همسرتان هم چیز دیگری. پس بر این اساس آینده بی ثبات و غیر قابل پیش بینی و بر اساس دلهای شما دو نفر هست.
به دیگر سخن:
اگر شما خارج از معیارهای عرفی و هنجاری و شرعی این فرهنگ، باکره بودن را بر خود نیاز نمی بینید. و روش دیگری را می پسندید. در ادامه زندگی هم ممکن روشهای دیگری را بپسندید و از طرفی همسرتان هم ممکن است هر لحظه چیزی را بپسندد. پس در این بی معیاری یا صحیح تر بگوییم معیارهای بی ثبات شما همیشه باید در نگرانی اینکه چه خواهد شد بمانید؟!
هر جامعه ای هنجارهای خاص خودش را دارد. گاهی فرهنگی، گاهی عقلی، گاهی شرعی، گاهی عرفی ویا ترکیبی از اینها.
شما نمی توانیدقسمتی از هنجارها را از یک جامعه دیگر انتخاب کنید و بخش دیگری را رها کنید و از جای دیگر انتخاب کنید و این تعارض می آورد.
شاید در یک کشور اروپایی آقایان روی باکره بودن همسرشان حساس نیستند. و شما می پسندید. پس باید ادامه روند را هم به شیوه مرسوم آن کشورها پیش بروید و نسبت به تبعات قطعی آن بی تفاوت باشید.
مثلا آنها اینقدر هم نگران آینده این مسائل نیستند. اگر آقا بعدا نظرش عوض شد، آنها محترمانه از هم جدا می شوند. و ارتباطی دیگر را جایگزین می کنند.
کلا حفظ یک خانواده به هر قیمت در آن فرهنگ دغدغه نیست. شما که فاز اول را آنطور رقم زدید، باید فاز بعدی را هم مثل آنها رها کنید و بی تفاوت باشید و اجازه دهید مسائل راحت پیش برود.
سوم:
حرفهای شما ذهنیت هایی هست که تاریخ مصرفش به اندازه زمان حال هست. لذتهایی که از زمان خود بیشتر طول نخواهند کشید.
متاسفانه اخیرا مراجعانی داشتم که از مسیر شما گذشته بودند و پس از ازدواج، این بی معیاری یا بی ثباتی معیاری یا خود معیاری باعث تزاحم آن زوجین شده بود. و اصالت لذت در زوجین موجب هرج و مرج شده بود. اگرچه یکی از آنها متعقد به تعهد جنسی بود. اما دیگری این را یک دگم اندیشی و تعصب خام سنتی می دانست. و می گفت انسان باید قدرت انتخاب و گسترش خواهشهای دلخواهش را داشته باشد. و عملا باید گفت خانواده ای نداشتند. بلکه تجمیع دو نفر در زیر یک سقف بود.
خلاصه اینکه در این بند می خواهم بگویم. اینگونه دیدگاه عوارض عملی دارد. و در واقعیت به نتایج ناخوشایندی ختم می شود.
شما نیاز به بازنگری دارید هم در مورد معیارهایتان، هم در مورد هنجار و ناهنجار، و هم در مورد تبعات و نتایج آنچه به آن معتقدید.
آنی خوب اشاره کرده است. که هزینه و تبعات و مسئولیت آنچه بر آن پافشاری می کنید باید بپذیرید.