به انجمن خوش آمدید

تالار همدردی نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۲ اسفند ۹۱ [ ۱۳:۵۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۹-۰۹
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,870
    سطح
    25
    Points: 1,870, Level: 25
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4
    تشکرشده 4 در 1 پست

    من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کمک و

    با سلام خدمت دوستان عزیز و مشاوران گرامی
    از همه دوستانی که دلسوزانه سعی می کنند مشکلات دیگران رو حل کنند تشکر می کنم و امیدوارم زندگیشون طوری پیش بره که خودشون هیچوقت نیازمند مشاوره نشن.

    27 سال سن دارم ، در مورد شغلم باید عرض کنم:مدیر عامل یکی از شرکت های پخش دارو و تجهیزات پزشکی هستم،تحصیلاتم لیسانس مدیریت صنعتی دارم(در کل نسبت به خیلی از همسالانم جلو تر از برنامه زندگی هستم،هر چند از برنامه ای که خودم برای خودم داشتم خیلی خیلی عقبترم)
    تقریبا 3 ماه هست که 3سال از من بزگتر هست ازدواج کردم،همسرم خارج از ایران زندگی می کنه به طوری که بعد از مراسم عروسی فقط 3 هفته با هم بودیم،قصد دارم از کشور به زودی خارج بشم.

    مشکلی که من دارم بر می گرده به دوست پسر قبلی همسرم،اول از همه خدمتتون عرض کنم که قبل از ازدواج در مورد رابطه های قبلی همسر آینده اصلا سختگیر نبودم از اونجائی که خودم با اشخاص دیگه ای رابطه داشتم که می شه اسم یکی از اونها رو عشق به معنای زمینی گذاشت،اما بعد از ازدواج بسیار در مورد رابطه قبلی همسرم حساس و زود رنج شدم،که این مسئله هم به دو بخش تقسیم می شه:
    اول: افت شدید اعتماد به نفسم،به طوری که خودم رو در رقابتی نافرجام با دوست پسر سابق همسرم می دونم و متاسفانه در تمام این رقابت های هائی که خودم برای خودم طراحی کردم بازنده خودم رو محسوب می کنم،به طور مثال:در مورد ظاهرم با قد بلند و سر وضعی که دارم واقعا می دونم که خدا رو شکر یک سر و گردن از خیلی ها بالاترم ولی در جدال فرضی که با اون شخص دارم احساس حقارت می کنم،من اون شخص رو ندیدم و واقعا هم نمی خوام ببینم ولی همسرم و اشخاص دیگه هزاران بار به من گفتند که اون شخص حتی قابل مقایسه با من نیست ولی باز هم قبل از دیدن همسرم باید جلوی آینه با خودم حرف بزنم که کدوم قسمت بدنم خوبه کجا بده و.... یا وقتی می خوام یک هدیه برای همسرم بخرم همیشه از خودم می پرسم هدیه ای که من امروز می خوام بخرم با هدیه ای که 3 یال پیش دوست پسر سابق همسرم خریده قابل قیاس هست؟هدیم بهتره یا بدتر؟نکنه خوشش نیاد؟و... مثال دیگه که واقعا فاعجه آمیز هست اینه که حتی وقتی می خوام همسرم رو ببوسم یا نوازش کنم باز باید به خودم بگم کارت رو بلدی؟(کاری که تخصصم هست)می تونی اون احساسی رو به همسرت بدی که قبلا بهش داده می شده؟و.... با اینکه چندین بار همسرم به من گفته که در همه موارد بهترم و اصلا اون شخص خاطرش نیست که بخواد مقایسه کنه ولی باز باید به خودم(به اصطلاح)گیر بدم.
    قبل از اینکه بعد دوم مشکلم رو مطرح کنم باید بگم من در مورد دوست پسر سابقه ایشون دو بار باهاشون صحبت یا بحث کردم در هر دو بار هم طفلی سعی کرد آرومم کنه و بهم بفهمونه که اون شخص هیچ جائی در حتی در خاطراتش نداره ولی باور این مسئله برای من سخت هست و فکر هم نمی کنم با باور کردنه اینکه اون شخص نیست و نابود شده باز خودم آروم بگیرم(احساسم این هست که مشکل از منه)

    دوم: مسئله رابطه جنسی و پیش لرزه ها و پس لرزه هاش....
    خوب در این مورد هم باید بگم که قبل از ازدواج چه در مورد همسرم چه در مورد دوست دختر های سابقم سخت گیر نبودم و اهمیتی برای مسئله که امروز بکارت نامیده می شه قائل نبودم و توی اولویت بندی های ازدواجم جائی نداشت اما با گذشت 4 هفته از زندگی مشترک این داستان هم رنگ و بوی جدیدی گرفت،(البته من این داستان رو قبل از ازدواج هم می دونستم)اگه امروز بخوام کسی رو مقصر بدونم اول از همه خودم هستم بعد اشخاصی رو مقصر می دونم که در وصف عشق اول و لحظه ای که آدم از دختر بودن به زن بودن مبدل می شه سروده های آب و تاب دار نوشتن،امروز حس می کنم چیزی که متعلق به من بوده از من دزدیده شده،یا اینکه همسرم در گذشته به امروز من خیانت کرده،واقعا راحت تر بودم تا اصلا واقعیت بیان نمی شد و در تاریکی می موندم ،از خودم می پرسم چه نیازی بود که این مسائل رو به من بگه؟چیزی دیگه ای هم که این وسط آزارم می ده این هست که ایشون فقط یک نفر رو قبل از من دوست داشته،مسخرست ولی فکر می کنم اگه اون آدما 2 یا 3 نفر بودن اینطور از رابطه اول ایشون افسانه سرائی نمی کردم که خودم رو آزار بدم.
    واقعا به حد جنون رسیدم اگه می پرسید چرا باید بگم که:خب من توی خواب یا بیدار،هوشیار یا مستی تصویر زنم و اون مرد رو مجسم می کنم(دست خودم نیست)فکر کنید که همسرتون رو با شخص دیگه ای در حال رابطه ببینید هر قدر بدونید این واقعیت نیست یا واقعیتی از گذشته هست باز مثل سوزن به قلب آدم فرو می ره،متاسفانه همسر من وانمود کردن هم بلد نیست،دختر های زیادی امروز با این وضع زندگی می کنند ولی نمایشی که ارائه می دن طوری هست که آدم فکر می کنه اولین و آخرین مرد زندگیشون هست،شاید با خودتون بگید این خیلی خوبه که آدم بلد نباشه وانمود کنه،پس به بدی هاش گوش بدید: فرض کنید موقع رابطه همسرتون بگه این وضعیت بهتر(خوب در اصل کار درستی می کنه که بهبود کیفیت رابطه کمک می کنه)ولی اولین حسی که در من ایجاد می شه اینه که:آها پس در مورد این وضعیت تجربه داره و این تجربه داشتن با شخصی که امروز واقعا از زندگیش بیرون رفته باز هم آزارم می ده،توی رابطه ممکنه هر کسی در یک جاهائی ضعف داشته باشه و در یک جاهائی خیلی خوب عمل کنه من در مورد اون قسمت های خوب نمی تونم فکر نکنم که این خوب بودن از کجا کسب شده؟با دیدن یک فیلم و دیدن یک سکانس می رم به گذشته های همسرم و همش حسرت این رو می خورم که چرا اولین نفر نبودم؟چرا با همسرم زودتر آشنا نشدم؟چرا این تجارب خوب با من کسب نشد؟و....

    متاسفانه من واقعا همسرم رو دوست دارم،چرا گفتم متاسفانه چون اگه دوستش نداشتم انقدر حساس نمی شدم،خیلی اوقات می خوام با خودم بگم که اصلا فکر کن ازدواج نکردی زنت رو دوست نداری و فقط به این فکر کن با وجودش توی یک کشور خارجی اقامت می گیری ولی نمی تونم به چشم یک وسیله به کسی که با تمام وجودم دوستش دارم نگاه کنم،همین الان با اینکه این همه عذاب می کشم اگه ازدواج نکرده بودیم دوباره باهاش ازدواج می کردم(هر چند گاهی فکر می کنم که این عذاب برای این دوست داشتن واقعاطاقت فرسا هست)همکین الان که این متن رو دارم می نویسم تصویری از یک رابطه همسرم داره من رو عذاب می ده.

    اما راهکار من:اول فکر کردم باید در موردش صحبت کنم با همسرم(با دیگران در این مورد به شدت خصوصی که نمی شه صحبت کرد)ولی همون دو باری که با همسرم صحبت کردم پشیمون شدم چون واقعا عذابش دادم و خودم باعث شدم به مردی فکر کنه که ازش متنفریم و چیزائی رو بیاد بیاره که ازش متنفریم تا بتونه در یک زمینه هائی جوابم رو بده،اما بعدا احساس کردم این یک غده چرکی نیست که به کمک انگولک کردن و ور رفتن سر باز کنه،دردیه که در گذشتست و درمان نداره چون چذشته رو نمی توان دوباره نوشت،باید طرز فکرم رو عوض کنم خودم به خودم می گم چطور از اولین رابطت و دوست دخترت هیچ خاطره ای نداری چرا همین مسئله رو به همسرت هم تعمیم نمی دی و اون رو مستثنی می دونی؟دیلیل این امر به نظر خودم بر می گرده به داستان زن شدن و اینکه یک موقعیت خاطره آمیز و... با زنم رو از دست دادم و جای خالی اون خاطره الان من رو اذیت می کنه(و مسلما احساس می کنم همسرم رو هم اذیت می کنه)هر چند اون سعی کرده به من بگه اصلا مسئله خاص و رمانتیکی نیست و چیزی از دست ندادم اما باورش واقعا دشوار شده... خلاصه به کمک سمت و مقامی که در شرکت پخش دارو دارم به منبع غنی و تمام نشدنه داروها رو آوردم و از داروهای تضعیف کننده CNS: مثل باربیتوریت ها و بنزودیازپین ها به صورت چرخشی،ترکیبی و...(کلا ابتکاری) استفاده می کنم.

    این هم بگم تا جائی که خاطرم هست وقتی که همسرم پیشم هست خیلی خیلی کمتر در مورده رابطه خودآزاری پیدا می کنم،اصولا وقتی ایشون نیستن با مرور خاطراتمون به صورت اتوماتیک به مسئله اون شخص و رابطه همسرم و اون می رسم و داستان دندان جویدن شروع میشه،ولی وقتی همسرم هست کمتر به این مسئله فکر می کنم و بیشتر درگیر انتخاب لباس مناسب و ظاهر آراستم می شم.

  2. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳ [ ۲۰:۰۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱۱-۲۸
    سن
    26
    نوشته ها
    1,723
    امتیاز
    13,867
    سطح
    76
    Points: 13,867, Level: 76
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,178 در 1,425 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ardeshir_ariana
    فرض کنید موقع رابطه همسرتون بگه این وضعیت بهتر(خوب در اصل کار درستی می کنه که بهبود کیفیت رابطه کمک می کنه)ولی اولین حسی که در من ایجاد می شه اینه که:آها پس در مورد این وضعیت تجربه داره و این تجربه داشتن با شخصی که امروز واقعا از زندگیش بیرون رفته باز هم آزارم می ده،توی رابطه ممکنه هر کسی در یک جاهائی ضعف داشته باشه و در یک جاهائی خیلی خوب عمل کنه من در مورد اون قسمت های خوب نمی تونم فکر نکنم که این خوب بودن از کجا کسب شده؟

    سلام

    راه حلي براي مشكلتون به ذهنم نميرسه اما خواستم راجع به اين ذهنيت اشتباهتون مطلبي رو عرض كنم...

    يه خانم ميتونه حتي بدون داشتن تجربه جنسي(حتي 1 بار)حالت و موقعيت خوب و لذت بخش رو تشخيص بده!!!

    اينكه ايشون وضعيت هاي مطلوبشون رو به شما ميگن ربطي به رابطه ي قبليشون نداره!!


  3. 5 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (پنجشنبه ۱۱ آذر ۸۹)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۱۵ آذر ۸۹ [ ۰۴:۲۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۸-۰۵
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,859
    سطح
    25
    Points: 1,859, Level: 25
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 240 در 63 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    جناب اقای ardeshir_ariana

    بعضی موارد این چنینی و حساسیت نسبت به بعضی امور در مورد همسر ناخواسته در ذات مرد ایرانی گنجانده شده
    حتی با پرستیژ های روشنفکرانه نمی توان خود را گول زد.

    پیشنهاد من به شما این است که قبل از تشکیل زندگی زیر یک سقف و خصوصا قبل از عزیمت به خارج در باره این موضوع و هجمه افکاری که دارید با یک روانشناس یا یک مشاور مشورت کنید و با راهکارهای تخصصی و همه جانبه ای که دریافت می کنید ادامه زندگی را هموارتر سازید.

    هر چه دیرتر اقدام کنید زمان را بیشتری از دست می دهید.

    موفق باشید.

  5. 8 کاربر از پست مفید kashmar تشکرکرده اند .

    kashmar (جمعه ۱۵ مهر ۹۰)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۱ اسفند ۸۹ [ ۲۱:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۸-۲۵
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,758
    سطح
    24
    Points: 1,758, Level: 24
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    83

    تشکرشده 83 در 41 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    سلام



    شما نياز داريد به همسرتون نزديك تر بشيد وبه اين فكر كنيد كه رابطه شما يك رابطه پايدار است نه مثل ارتباط قبلي

    شما سست و ناپايدار اين احساس رو هم بايد به همسرتون منتقل كنيد و براي او مهم ترين چيز كه امنيت است

    فراهم كنيد ;منظورم امنيت جاني يا بدني نيست صرفا بيشتر منظورم امنيت عاطفي است وقتي به همسرتون بگيد

    فقط اونو دوست داريد در واقع به اون ميفهمونيد كه به هيچ ارتباط قبلي با هر كسي كه داشتيد فكر نميكنيد

    نسبت به اون از خودتون غيرت نشون بديد(اين براي زنها حتي اگر محدوديت داشته باشه و موجب تلخي خاطر اونا

    بشه ولي براشون خيلي ارزشمنده چون د ر واقع به اون نشون ميديد كه چه قدر براتون مهمه و خاطر خودتونم ارام تر

    ميشه

    ارتباط هاي قبلي رو كلا فراموش كنيد و اصلا فكر كنيد همسر شما يك بيوه يا طلاق گرفته بوده

    هميشه سه تا مرد در زندگي زن هست

    1)مردي در فكر اوست(افراد نامي وبزرگ يا كساني رو كه به عنوان الگو ميشناسد)

    2)مردي كه در دل اوست(كسي را كه او دوست دارد)

    3)مردي كه در اغوش اوست

    هميشه سعي كنيد حداقل مورد دوم و سوم شما باشيد تا زندگي پاك و سالم و پايدار داشته باشيد

    از همسرتون درباره احساساتش سوال كنيد اينكه چقدر به شما علاقه داره

    اين شايد بيش از انكه براي شما مفيد باشد و به شما اعتماد به نفس ميدهد

    براي خودش لذت بخش است كه از عواطفش بگويد

    تشكر از توجه شما

    با ارزوي خوشبختي و موفقيت

  7. 2 کاربر از پست مفید جلال تشکرکرده اند .

    جلال (جمعه ۱۲ آذر ۸۹)

  8. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه ۲۷ آذر ۹۱ [ ۱۷:۳۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۸-۲۸
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,040 در 617 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    به نظر من چون مساله مهم است بهتر است تا ایران هستید از یک مشاور ورزیده ی همزبان کمک بگیرید. البته خارج از ایران هم به مشاور ایرانی دسترسی دارید ولی خب حق انتخاب محدودی دارید. پس حتما این کار را بکنید.
    از اینجا به بعد را فقط بخوانید، به عنوان حرفهای یک زن، نه یک کارشناس.
    گفتید که زمانی که از ایشون دورید این قضیه شدت داره. شاید وقتی رفتین و ایشالله با هم زندگی کردید این مساله کم کم برایتان حل شد. شاید همین دوری و جدایی مساله را برایتان سخت تر کرده.
    گفتید که ایشون پیشنهاداتی در رابطه به شما می دهند. من نمی دونم ربطش با روابط یا رابطه قبلی چیه. هرکسی ممکنه برای انجام کاری، حتی برای اولین بار، ایده هایی داشته باشه.
    من به عنوان یک خانم بهتون می گم که وقتی کسی از زندگی زنی رفت بیرون، به احتمال زیاد همه چیز تمام شده. مخصوصا اگر با خاطرات بدی با ایشون تمام کرده باشه ( تلویحا اشاره کردید) که محاله دیگه بهش فکر کنه. در ضمن همسر شما فقط با یک نفر رابطه ای داشته که به هر حال احتمالا در کشوری بوده که این رابطه خیلی دور از عرف و غیر معمول نبوده. گفتید که شاید اگه چند نفر بودند کمتر اذیت می شدم. احتمالا اون موقع بهانه ی جدیدی برای آزار خودتون پیدا می کردید. اینکه همسر شما با سی سال سن و توی اون فضا فقط با یک نفر بوده، نشون میده که دنبال رفع نیاز جنسی و هوا و هوس نبوده. کسی را برای آینده و زندگیش انتخاب کرده که مرد زندگی اون نبوده و در این انتخاب اشتباه کرده. و این را بذارید به حساب حسن ایشون که فقط با یک نفر بوده.
    در ضمن خدا را شکر کنید که با کسی ازدواج کردید که به قول خودتون اهل نمایش و وانمود کردن نیست. با شما صادقانه شروع کرده و انشالله که صادقانه هم ادامه می دید و خوشبخت میشید.

  9. 7 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (پنجشنبه ۱۱ آذر ۸۹)

  10. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۹۲ [ ۱۶:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۴-۰۱
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,162 در 572 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    سلام
    عالیه که این همه دوسش داری تبریک می گم بهتون
    100% با حرفای بهشت عزیز موافقم. شما ایده هایی که قبلا داشتید در زمان حال براتون فرق کرده مطمئن باشیدهمین با چند نفر بودن هم براتون تغییر می کرد و چند بار در روز عذاب می کشیدیدبه جای یک بار.
    همسر شما قطعا به ازدواج فکر می کرده با اون اقا و بعد فقط فهمیده ایدالش اون نیست. و صادقانه اومده پیش شما که ایدالش هستید همه چیز و گفته.
    مطمئن باشید وقتی مردی از زندگی زنی بیرون بره با تمام خاطره هاش خوبیها و بدیهاش بیرون میره. مطمئن باشید در ذهن همسرتون فقط شما هستید و شما هم بهتره نبش قبر نکنید و خاطراتی که در دل همسرتون مرده و مدام زنده نکنید.
    در ضمن اگه واقعا با این حرفا قانع نمی شید حتما با یک مشاور خوب خانواده طی چند جلسه مشکلتون و حل کنید و بعد با خاطری اسوده برید پیش همسرتون.
    بهتره حالا که شما رو انتخاب کرده و شما او را برای هم بهترین بمونید و با حرفا و افکار ازار دهنده خودتون و او را اذیت نکنید. همسرتون مال شماس و شما مال او و این بزرگترین امتیازیه که نسبت به دیگران ( اون اقا) دارید پس قدر با هم بودن و بدونید و مطمئن باشید هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه شما رو از هم جدا کنه مگر افکار منفی و ازار دهنده که اخر سر یکی یا هر دونفر و از پا در میاره
    موفق باشید

  11. 3 کاربر از پست مفید sisili تشکرکرده اند .

    sisili (پنجشنبه ۰۲ دی ۸۹)

  12. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۰ آبان ۹۰ [ ۱۴:۳۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۹-۱۸
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    1,660
    سطح
    23
    Points: 1,660, Level: 23
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    97

    تشکرشده 97 در 24 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    آقا اردشير به عنوان يک دختر لازمه به شما يادآوري کنم که :
    1-يک زن تا وقتي به مردي فکر ميکنه که با نفر بعدي آشنا نشده باشه و مطمئن باشيد خانومها مثله آقايون نيستند که هيچ وقت عشق اولشون رو فراموش نکنن... خانومها در زمان حال زندگي ميکنن و باور کنيد الان قيافه ي قبلي رو هم به زور به خاطر مياره!!پس بي خودي نبش قبر نکنيد که اين کار خانومتون رو کلافه ميکنه تا جايي که اگه ادامه بديد مطمئن باشيد ازتون جدا ميشه و ميره با يکي از اون آقايون فرنگي که اين چيزا رو مهم نميدونن ازدواج ميکنه و از ازدواج با هر چي مرده ايرونيه پشيمون ميشه...
    2-يک زن توقع داره وقتي صداقت به خرج ميده و از روابطه گذشتش به همسرش ميگه همسرش از اينکه خانومه صادقي داره خوشحال بشه و بهش بباله و همون جا دوتايي گذشته رو خاک کنن و با عشق فقط به آينده فکر کنن و ديگه هرگز توو مسائله گذشته موو شکافي نکنن...نذاريد خانومتون روزي 1000 بار به خودش لعنت بفرسته که چرا با شما صادق بوده!!!
    فکر کنم شما ايمانتون يه مقدار ضعيفه ... به خدا توکل کنيد وازش بخوايد که دلتون رو صاف کنه و اين افکار منفي رو از ذهنتون بيرون کنه البته خودتون هم بايد تلاش کنيد...

  13. 2 کاربر از پست مفید ريحانه1359 تشکرکرده اند .

    ريحانه1359 (دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۹۰)

  14. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۱۹ دی ۸۹ [ ۱۵:۰۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۹-۲۱
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,607
    سطح
    23
    Points: 1,607, Level: 23
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3
    تشکرشده 3 در 1 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    سلام البته منم موردی مثل شما داشتم با این تفاوت که این افکار یک زن نسبت به مرد زندگیشه چاره ای نیست باید افکارت را تغییر بدی جز خودت کسی نمی تونه این تصمیم رو بگیره
    این ازدواج حتما امتیازاتش به کاستی هاش می چربیده که به وقوع پیوسته خودت رو ناراحت نکن در زنگی مواردی پیش میاد که صبر وبینش رو می طلبه واز این گذر خودساخته می شی ومهارت در ارتباط پیدا می کنی

    دی که بگذشت از او یاد مکن فردا که نیامدست فریاد مکن فقط امروز را دریاب

  15. 3 کاربر از پست مفید hezar تشکرکرده اند .

    hezar (پنجشنبه ۰۲ دی ۸۹)

  16. #9
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,277
    امتیاز
    47,640
    سطح
    100
    Points: 47,640, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    25,192

    تشکرشده 29,292 در 5,901 پست

    نوشته های وبلاگ
    3

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    ardeshir_ariana گرامی

    به تالار همدردی خوش آمدید


    نیازه با یک روانشناس بالینی مشاوره داشته باشید .
    شما با توجه به معیارهایی که در پنهان وجودتان داشته و به آن بی اعتنا بوده اید ( احتمالاً تحت تاثیر جو و شرایط و افکار مبتنی بر منطق صوری ) و اکنون آن معیارها و اصول اخلاقی که به آن معتقد بوده اید برایتان زنده شده ( در شرایط عملی و واقعی زندگی ) نسبت به آنچه مورد پسند نبوده و اتفاق افتاده حساسیت پیدا کرده اید و این به وسواس فکری رسیده ، یعنی در حال حاضر شما دچار وسواس فکری شده اید . و راه حل آن نیز حساسیت زدایی و درمان وسواس فکری است که نیازه به کمک یک روانشناس بالینی به صورت حضوری صورت پذیرد .

    فاصله و بعد مسافت شما با همسرتان این وضعیت را تشدید می کند و در مقابل در مسیر درمان نزدیک بودن شما با هم این وضعیت را بهبود می بخشه .

    توصیه شخصی بنده به شما اینه که به طور جدی خود و معیارهایتان برای زندگی را واقع بینانه واکاوی کنید و در ادامه زندگی مسائلی که براتون مهمه و خط قرمز هست (_ به خصوص در معاشرتها و .... ) را با همسرتان مطرح کنید و به توافق برسید ، تا در ادامه زندگی با زنده شدن معیارها و نکاتی که برایتان مهم هست و توجه به تفاهم در آن با همسرتان نداشته اید دچار تعارض و مشکل نشوید .

    موفق باشید .

  17. 10 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    tamas (شنبه ۱۴ دی ۹۲),فرشته مهربان (جمعه ۱۵ مهر ۹۰)

  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۵ مرداد ۹۳ [ ۱۹:۳۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۱۲-۰۴
    نوشته ها
    367
    امتیاز
    3,518
    سطح
    37
    Points: 3,518, Level: 37
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    516

    تشکرشده 552 در 261 پست

    RE: من مداوم به رابطه گذشته همسرم با دوست پسرش فکر می کنم(نیازمند کم

    دوست عزیز
    من متوجه نشدم همسر شما واقعا قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته یا تصور شماست؟
    ارتباط خود شما در چه حدی بوده؟


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © ۱۳۹۳ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Content Relevant URLs by vBSEO
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2014 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۲:۴۵ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.