افرين.. افرين
راهش فقط همينه.
من اعتقاد دارم ادمها در ارتباط با اطرافيانشون 2 دسته هستن.
گروه اول اگه بهشون خدمتي بكني اون رو لطف ميدونن و شكر گذارن و گروه دوم اگه بهشون لطفي بكني طوري رفتا ميكنن كه وظيفته.
من خودم در ارتباط ابتدا همه رو جزو گروه 1 حساب ميكنم مگر اينكه خلافش ثابت بشه. وقتي احساس كردي طرف مقابلت و خانوادش جزو گروه دوم هستن و در طول اين مدت زمان هم ديدي كه درست نميشن بهترين راه مقابله به مثل هست و حتي بدتر از خانومت بودن.
من اگر جاي شما باشم ميگر يكبار خونه خانواده تو رفتيم يكبار هم خونه خانواده من بايد بريم. تمام حركات و رفت و امدها بايد حساب كتاب بشه مگرنه اگه اون نمياد تو نرو.. اگه اون تلفن مادرتو جواب نميده توهم ديگه به تلفن خانوادش جواب نده.
-------------------------------------
متاسفانه اينطور كه به نظر ميرسه ريشه همه مشكلات مادرزن شماست ولي خودش رو جلو نميندازه و بقيه اعضاي خانواده رو بهشون خط ميده مگرنه اگر مادرزنتون كمي انصاف داشت نميزاشت شوهرش دخترش اينقدر در زندگيتون دخالت كنن پس صحبت كردن با مادرزن مشكلي رو حل نميكنه چون اون حرفاتون رو بصورت معكوس بر عليه شما استفاده ميكنه.
متاسفانه شما مثل بنده شخصيت ارامش طلبي داريد و از درگيي فراري هستيد ولي بايد بدونيد اين اخلاق شما داره شديدا از طرف خانواده همسرتون مورد سواستفاده قرار ميگيره و اونها نسبت به شما ديد يك مرد ذليل رو دارن كه ميشه هر بلايي رو سرش اورد.
فكر نميكنيد ديگه انفعال و تو سري خوردن كافي باشه؟







ما که به ایشون دسترسی نداریم . اگه میتونستید یه جوری ایشون رو به همدردی سوق بدید خیلی خوب میشد . و ایشون مهارتهای همسر داری رو توی همدردی کسب میکرد . ولی باید قبول کنید که شما هم در مواقعی شاید با بی مهارتی زمینه بعضی از رفتارها رو فراهم کردید . مثلا وقتی شما از ماموریت اومدید و خسته اید و ایشون هم بدون رعایت حال شما پا شده رفته مهمونی . شما نباید میرفتید دنبالشون . تا بدونه که رفتنش اشتباه بوده .حالا شما اقایی کردی و رفتی . ولی وقتی از یک چیزی ناراحتید بدون قهر یا عصبانیت و دعوا حتما بگید که از این کارش ناراحتید . چون بعضی وقتها ما از یک رفتاری ناراحت و عصبی میشیم ولی به نظر خودمون گذشت میکنیم و اینو اصلا به روی طرف مقابل هم نمیاریم . ایشون هم که علم غیب نداره فکر میکنه ما راضی بودیم در نتیجه به کار خودش ادامه میده . واین موجب میشه زوجین روز به روز بیشتر از هم فاصله بگیرند . مثلا اونروز که جواب تلفن مادرتون رو ندادند شما باید بهش میگفتی که از این کارش ناراحت شدی و اگه شما رو دوست داره باید احترام خونواده ات رو داشته باشه . باید بهش بگی که این کارش باعث میشه که شما از زندگیتون دلسرد بشید و فکر میکنید که شما رو دوست نداره . بهش بگید که من چون شما رو دوست دارم برای همین خانواده ات رو هم دوست دارم و بهشون احترام میگذارم وگرنه منم میتونم مثل خودت رفتار کنم . دلیل مخالفت بیش از حد ایشون با خانواده شما چی هست ؟ من اگه بروم به شهری که خواهر شوهرم اونجاست . و اون بهم زنگ بزنه یا دعوتم کنه حتما استقبال میکنم . به شرطی که قبلا حرف یا عمل بدی از ایشون ندیده باشم . ممکنه حساسیت یا طرفداری بیش از حد شما از خانواده تون ایشون رو حساس کرده باشه ؟ وقتی خانواده شما از شما دورن هیچ دخالتی هم ندارن دلیل مخالفت ایشون چی هست . خواهر شوهرهای من از ما دورن و توی یه شهر دیگه ان و شاید سالی یکی دوبار بیشتر نبینمشون ولی خیلی دوستشون دارم .



علاقه مندی ها (Bookmarks)