سلام دوستان
واقعا ببخشید خانم مهندس و الهه جان که اینقد دیر جواب دادم. به طور غیرمنتظره ای زندگیم افتاد رو دور تند که اصلا وقت نمیشد فکرمو سامون بدم بیام اینجا
خانم مهندس عزیز منکه اصلا لحن تند ندیدم. نه متاسفانه تولدی در کار نبود و من همونم که بودم...جراتمندی یک مهارته خیلی سخته که به راحتی کسب نمیشه. من هروقت خواستم جراتمند باشم خیلی زود رفتم به سمت پرخاشگری...
الهه جان به خاطر خیلی عوامل مثل تایید زیاد همسرم از طرف خانوادم، تحت فشار قرار داشتن از سمت دو خانواده که سریعا جواب بدم چون محرم نزدیک بود و وقتی گفتم من بعد صفر جواب میدم حتی مادر پدر خودم گفتن امکان نداره همین حالا باید جواب بدی، کششی که خودم به ایشون داشتم (ایشون شاید 15 امین خواستگار من بود و من به هیچکس تا قبل همسرم کشش نداشتم و کل روند ازدواج رو این کشش واقعا تحت تاثیر قرار داد)...
شب قبل عقد به مشاورم گفتم جواب دادم و فردا عقده. ایشون خیلی ناراحت شدن و گفتن چرا عجله کردی و منو در جریان نذاشتی. درون لحظه من دلم شدیدا خالی شد و خواستم به هم بزنم که باز مشاورم گفتن الان اخلاقی نیست به هم بزنی و تو که تصمیمتو گرفته بودی...
بله مشاورم یکی به نعل میزد یکی به میخ و من که دختر ساده ای بودم و کمی واقعا کمی احساسی شده بودم اصلا متوجه حقیقت نمیشدم. مثلا از جملاتشون این بود: چند خصلت بد میگفتن و میگفتن البته وقتی قبل ازدواج شناخت کافی حاصل بشه بعد ازدواج ادم چون خصلت های بد طرفو میشناسه میدونه چیکار کنه و سردرگم نیست. مثل کسی که با علم به یک عیب ماشین، اونو میخره و میدونه باید به فکر تعمیرش باشه...
در کل نظر به گذشته برای منی که الان تو این زندگی هستم فایده خاصی جز آه و حسرت نداره...
نه من اصلا شباهتی جز همون یک مورد عادت به تخریب دیگران بین پدر و همسرم نمیبینم و کلا مدل خشم و پرخاشگریشون خیلی فرق داره
و سبک شخصیتی همسرم به جز در خانواده خودشون (مشاورم یکی از اقوام خانواده همسرم رو میشناختن و بهم گفتن سلطه گری در خانوادشون رایجه و مشخصا همسرت اینطورین اما من از سادگی اینو به همسرم گفتم و ایشون خیلی قشنگ از مشورت بسیار پدر و مادرشون و همکاری بینشون و اینکه اصلا تفاوتی بین زن و مرد وجود نداره گفتن و من کاملا عقلم دادم دستشون و فقط باعث خراب شدن رابطه مشاور و همسرم شدم و هنورم همسرم ازون مشاور کینه داره) و همون مدت کوتاهی که جایی باید کاری رو انجام میدادم که با اقایی سروکار داشتم در هیچ جا من سرو کار نداشتم و ندارم خداروشکر و فقط یکی از دوستانم کمی اونم ویژگی هایی دارن که ازارم بده که ارتباطمون در حد چند ماه یکبار در جمع دوستان دیگرم هست که سعی میکنم با فاصله بشینم که صدای بلندشون کمتر ازارم بده
ممنون الهه جان از زحماتت بله باید حسابی همه اتفاقات تحلیل کنم چون الان فقط پیشگیری رو یاد گرفتم اما اگر اتفاقی بنا به هر دلیلی رخ بده درمان خشم همسرم اصلا در توان من نیس هنوز
و اینکه من هنوزم از فهمیدن ریشه ضعفهام به جز اینکه حس ارامش موقتی به ادم دست میده و خودشو دلداری میده و متوجه اشتباه دیگران میشه و سعی میکنه اینکارو خودش با دیگران نکنه فایده ای نیافتمیعنی بین درمان ضعف با ریشه اون ارتباطی نیافتم







جراتمندی یک مهارته خیلی سخته که به راحتی کسب نمیشه. من هروقت خواستم جراتمند باشم خیلی زود رفتم به سمت پرخاشگری...
یعنی بین درمان ضعف با ریشه اون ارتباطی نیافتم

علاقه مندی ها (Bookmarks)