
نوشته اصلی توسط
reza.6012
اتفاقا برعكس
خانواده من بهتر رفتار ميكنن اينو من به ريز توجه كردم. دليلش فقط و فقط همسرمه و بس ، اونا بيشتر ميبيننش( ٣روز در هفته) به بهانه هاي مختلف و رنگارنگ و الكي ميرن خونه اونا! اما خانواده من همه يه جوراي دنبال كار و مشغله ان. شما رو به همين روزها قسم اگه راه عملي هس بگين . دو ساله بيخودي به همه چي خوشبين بودم شد اين. بخدا دارم به كارهايي فكر ميكنم كه خودمم عذاب خواهم كشيد. نميخوام اينم مثل بچه باجناقم بكنن كه فقط از بابا اسمشو بلده و بس. سالي به بار ميره خونه پدربزرگش! ميترسم و آتيش ميگيرم بچه رو كردن نقطه ضعف من! كاش اصلا مجرد ميموندم، كاش اصلا نبودم اي خدا.
اینطور که بنظر میاد اول باید مشکل بین شما و همسرتون حل شه
اگه اون حل شه مشکل رفتار بچه ۲ ساله خودبخود حل میشه
اگه فک میکنین راه داره با همسرتون دوستانه اما خیلی صریح صحبت کنین
بگین من دوس دارم فرزندمون با فامیل هردوطرف اخت شه
با هردوطرف صمیمیت یکسان داشته باشه
همونطور که من سعی نمیکنم فرزندمونو از خانواده تو دلزده کنم توام همچی کاری نکن
این بچه درنهایت برایند ژنتیکی پدرمادرشه
یعنی خصلتهای منو تو و خصلتهای خانواده منو تو رو درخودش داره و خواهدداشت
خانواده من خانواده توهستن و خانواده تو خانواده من
هیچ فرقی نداره
زندگی زن و شوهری میدون جنگ نیس
ما نباس مقابل هم سنگر بگیریم
باید کنارهم باشیم نه روبروی هم
این مدل رفتارت درنهایت ضرراصلیش به فرزندمون میرسه
اونه که با نصفی از ریشه خودش بیگانه تربیت میشه
و ضررفرزندمون ضرر هردوی ماست
ایا تابحال بااین صراحت با همسرتون صحبت کردین؟
اگه صلاح میدونین و فکرمیکنین مناسبه تویه فرصتی همین حرفا رو بش بگین ببینین واکنشش چیه
تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمی
تو بارون نموندی که دلگیریه این هوا رو بفهمی
تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم
دلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم
تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمی
عزیزت نرفته که تشویش سوت قطارو بفهمی
تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن
جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من
علاقه مندی ها (Bookmarks)