نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها

با سلام



این جور که در پست هاتون مشخصه ،،شماها در یک تیم نیستید و هر کی دنبال تیم خودشه ،،،،و الحمد الله هم قصد ندارید همتون یه تیم باشید و هر فردی ساز خودش را می زند .

یعنی رفتاری که من دارم می بینم یه رفتار والدانه کودکانه ست ،،،،نه بالغانه

باید جوری رفتار کنید که طرفین لجبازی نکنند .


مرد و زن اگر آرامش خودشون را داشته باشند بهتر می تونند وظایف خودشون را در قبال هم انجام بدند

اگر شوهرتون در این مهم ضعیف عمل می کنه ،،شما این کار کنید .

خواهشا دو هفته ای درخواست خرجی از همسرتون نکنید ،،بذارید شرایط آرووم بشه ،،

مگرنه این سیکل ادامه داره

وقتی می بینید یه روند داره با شیب خودش طی میشه و تغییر نمی کنه ،،یعنی یه جای کار ایراد داره




به نظرم تو اختلافات باید یه نفر باهوش تر باشد ،،،،که بتونه شرایط اول آروم کنه ،،،سپس درست هدایت کنه

ولی اگر طرفین بگن حق با منه ،،،،،آخرش معلومه چی میشه !


.......................





به نظرتون ،،،،شوهرتون کلا آدم خسیسی هست ؟

یا فقط در قبال شما این گونه هست ؟

این خرجی ندادن شوهرتون چه جوری شروع شد ؟ آیا مثلا با زیادی خواهی نسبی شما یا مورد دیگه ای ؟



.......................










این قضیه را یه جوری حل کنید ،،نذارید لجبازی بشه




ممنون از نظرتون
خرجي ندادن به اين علت بود كه تو اون فاتحه مادرم گفته بود ما بهش پول ميديم( قبلا كامل توضيح دادم، ميدونم كه اشتباه بوده ولي مادرم ميگه خوب كردم من سره اين قضيه با مادرم خيلي دعوا ميكنم)
البته امروز با كلي منت كمي بهم پول دادميگه مگه بهت خونواده ات نميدن مگه چقدر ميخاي من بهش گفتم فرمول من خيلي ساده بود با كمي عشق و احترام ميتونستيم باهم بسازيم و كمي احساساتي شد و قبول كرد بهم پول بده
من تو اين ازدواج كاملا غرور و شخصيتم رو از دست دادم
بحثم اينه كه من از اينجا مونده و از اونجا رونده هستم
هيچ جا احساس راحتي نمي كنم
دلم ميخاد تنها باشم ولي نميشه
همسرم تا احساس ترس كنه خودش رو مثل بچه ها لوس ميكنه و فرداش يادش ميره
مشاورم امروز گفت يكم تو خونه مدارا كن و بهش بگو اينطور پيش بريم قطعا جدا ميشيم
يه كتاب ازدواج بدون شكست رو بهم معرفي كرد بخونم ولي اصلا دل و دماغ ندارم
امروز اومدم خونه مادرم و حسابي دعوا راه افتاد و فردا برميگردم( با موافقت همسرم اومدم)
به دعاي همگي احتياج دارم