نقل قول نوشته اصلی توسط z.f نمایش پست ها
نمي دونم چجوري حاليش كنم كه من خبر دارم وچجوري بفهمم كه ارتباطشون فقط همكاره يا نه ..
اینکارو فقط و فقط در صورتی انجام بده که مطمئن باشی می خوای جدا بشی. تا قبل از اون نه به روش بیار، و نه تجسس کن.

الان مشکل ارتباط همسرت و اون دختر نیست، مشکل ارتباط شما دو نفره. از رفتارهای همسرت به نظر نمی رسه ارتباط اونها چیز خاصی باشه.

شما تمرکزت رو بذار روی ارتباط خودتون، هرچی انرژی صرف اون رابطه و اون دختر بکنی، ضرر کردی.

من که متن های شما رو می خوندم، اینطور به نظرم می رسه که بزرگترین اشتباه شما این بوده که به همسرت اثبات کردی برات مهم نیست. و رفتارهاش اثر خاصی روت نداره.

نقل قول نوشته اصلی توسط z.f نمایش پست ها
من شخصيتم متاسفانه مغروره تا حدي كه نذاشتم كسي اشك هامو ببينه خصوصاً همسرم چون نمي خواستم بدونه داره تحقيرم مي كنه يا با رفتار هاش از پا در اومدم براي همين يه بار كه دلم حسابي پر بودو تنها بودم تو خونه و گريه مي كردم اونم از راه رسيد و شوكه شد ولي اصلاً نپرسيد چي شده...

جالبه يه مدت كه اعصابم ازش داغون بود و به روش نمي اوردم اين عمل رو صبح ها انجام نمي دادم يكي دوسه روز بعد اومد تو اتاقم نشست گفت از چيزي ناراحتي منم تعجب كردم چون اصلاً به روش نياوردم گفتم از كجا خبر داري گفت اخه دوسه روزه اصلاً انرژي نداري حال نداري منم ماچ نمي كني!!!!!
از این رفتارها همسرت اینطور نتیجه می گیره که برای شما مهم نیست. که نیازی بهش نداری.

اگه احساسات واقعی شما رو بفهمه، تحقیر نمی شی. بلکه یه انسان عادی جلوه می کنی. انسانی که به محبت همسرش نیاز داره، به رابطه جنسی نیاز داره، و غیره.

این خیلی خوبه که شما خودتون رو نباختید. اما این هم خوب نیست که تا این حد غلط انداز هستید. صادق و شفاف باشید.

نوشتید که همیشه دوستش داشتید. عشقتون رو بهش نشون بدید.

آدما همیشه این موقعیت رو بدست نمیارن که کسی رو دوست داشته باشن. احساستون رو بهش بگید. غصه ها و ترس هاتون رو هم بگید. و بگید که حاضرید خیلی بیشتر از اینها برای زندگیتون تلاش کنید. گفتن اینها شما رو حقیر نمی کنه، بلکه نشونه شهامت و صداقت شماست.

احساس حقارت از ضعف و غرور کاذب میاد. برعکس عزت نفس انسان رو به سمت صداقت سوق می ده.

در شرایط فعلی، از نظر من بهترین راه اینه که یه طوری به پدر و مادر همسرت برسونی که برای آشتی بفرستنش. مثلا با خواهر شوهرت درد دل کن و غیرمستقیم بگو که چنین انتظاری رو داری.

وقتی برگشتی خونه، به مرور زمان رفتارهای قبلی رو عوض کن. بذار خود حقیقی تو رو ببینه. و احساساتت رو درک کنه. بذار ببینه رفتارش چه اثری روی تو داره. باهاش درد دل کن. بهش نشون بده که درکش می کنی. که سرزنشش نمی کنی. اما در عین حال دوستش داری و برات عزیزه. بغلش کن، ببوسش. عشق خودت رو بروز بده.

باهاش راحت باش. به نظر من ارتباط شما پر از سوء تفاهمه. و می تونه درست بشه.

-------------------------------

راستی در مورد صحبت با اون استادت، شوهرت حق داشته اون واکنش رو بده. یه فرد آشنا، برای مشاوره مناسب نیست. طبیعیه که فکر کنه ممکنه ارتباط خاصی بین شما بوده باشه. اگه می خوای از کسی مشاوره بگیری به یه متخصص مراجعه کن، از بین کسانیکه آشنایی خاصی با شما و همسرت ندارن.