سلام دوستان
hamed.FEA گرامی ،ممنون از پیشنهادت.آره با شما موافقم .من خودم هم همین کارو انجام میدم اما گاهی از روی تنبلی نمیرم سراغش. آخه میدونی همیشه فکر نکرده عمل کردن راحت ترین گزینه هست!!
ولی همین الانش که حداقل هفته ای 2 ، 3 بار می نویسم اما می دونم به بیشتر از اینها نیاز به نوشتن دارم. اما نوشتن داریم تا نوشتن!!!
منظورم اینه که نوشتن باید یه الگویی باشه که آدمو به تدریج به حل مساله برسونه نه صرفا اینکه افکار منفی رو بنویسیم.(این نظر منه که باید رویکرد نوشتن مناسب رو بلد باشیم.من از
یک مشاور خوب و همچنین با مطالعه یه کتاب اینو یاد گرفتم) یعنی کم پیش میاد که بنویسم و تخلیه هیجانی و روحی نشم .اما خب نمیشه گاهی ... گاهی هر یه ساعت افکار منفی میاد سراغم به اقتضای شرایطی که توشم و من حوصله ندارم هی برم بنویسم!
البته این هم اشتباههه چون هر نتیجه ای می خوایم باید براش تلاش کنیم...
روانشناسی به من می گفت اولش شاید سخت باشه که هی بنویسی اما بعد یه مدت که این کارو انجام بدی دیگه ذهنت به صورت اتوماتیک با سرعت بیشتری مسائلت رو حل میکنه و باهاش روبرو میشه.
321 گرامی،ممنون از همراهیت .بله این مساله شایعی هست و معمولا هم جدی گرفته نمیشه چون انگار با خوی ما عجین شده!
اتفاقا یکی از دلایلی که این تاپیک رو باز کردم اینه که در ذهنم این مساله رو از بی اهمیتی درش بیارم! با نوشتن و تایپ کردن در واقع آدم احساس سبکی میکنه و راه حل های شما
دوستان هم توی شرایط مختلف به من یادآوری میشه،درنتیجه گزینه های زیادی برای انجام دارم .
شاید افکار منفی که در ذهنم میاد و میره دلیلی باشه بر نیاز به حرف زدن شاید درمورد این افکار منفی هم تاپیکی باز کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)